صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

به حق حضرت زهرا مرا حلال كن...

کد خبر: ۲۴۰۰۹۰
| |
11799 بازدید
|
نوشتار زیر خاطره ای از سید آزادگان مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی، برگرفته از كتاب حماسه‌های ناگفته ـ صفحه90 -88 است.

در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان می‌گفتیم، اما به گونه‌ای که دشمن نفهمد.

روزي جوان هفده ساله ضعیف و نحیفي، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: «چیه؟ اذان می‌گویی؟ بیا جلو»!

یکی از برادران اسدآبادی دید که اگر این مؤذن جوان ضعیف و نحیف، زیر شکنجه برود معلوم نیست سالم بیرون بیاید، پرید پشت پنجره و به نگهبان عراقی گفت: «چیه؟ من اذان گفتم نه او».آن بعثی گفت: «او اذان گفت».

برادرمان اصرار کرد که «نه، اشتباه می‌کنی. من اذان گفتم».
مأمور بعثی گفت: «خفه شو! بنشین فلان فلان شده! او اذان گفت، نه تو».
برادر ایثارگرمان هم دستش را گذاشت روی گوشش و با صدای بلند شروع کرد به اذان گفتن. مأمور بعثی فرار کرد.

وقتی مأمور عراقی رفت، او رو کرد به آن برادر هفده ساله که اذان گفته بود و به او گفت: «بدان که من اذان گفتم و شما اذان نگفتی. الان دیگر پای من گیر است».

به هر حال، ایشان را به زندان انداختند و شانزده روز به او آب ندادند. زندان در اردوگاه موصل (موصل شماره 1 و 2) زیر زمین بود. آنقدر گرم بود که گویا آتش می‌بارید.

آن مأمور بعثی، گاهی وقت‌ها آب می‌پاشید داخل زندان که هوا دم کند و گرمتر شود. روزی یک دانه سمون (نان عراق) می‌دادند که بیشتر آن خمیر بود.

ایشان می‌گفت: «می‌دیدم اگر نان را بخورم از تشنگی خفه می‌شوم. نان را فقط مزه مزه می‌كردم که شیره‌اش را بمکم. آن مأمور هم هر از چند ساعتی می‌آمد و برای این‌که بیشتر اذیت کند، آب می‌آورد، ولی می‌ریخت روی زمین و بارها این کار را تکرار می‌کرد».

می‌گفت: «روز شانزدهم بود که دیدم از تشنگی دارم هلاک می‌شوم. گفتم: یا فاطمه زهرا! امروز افتخار می‌كنم که مثل فرزندتان آقا حسین بن علی اینجا تشنه‌کام به شهادت برسم».
سرم را گذاشتم زمین و گفتم: یا زهرا! افتخار می‌کنم. این شهادت همراه با تشنه‌کامی را شما از من بپذیر و به لطف و کرمت،‌این را به عنوان برگ سبزی از من قبول کن.

دیگر با خودم عهد کردم که اگر هم آب آوردند سرم را بلند نکنم تا جان به جان آفرین تسلیم کنم. تا شروع کردم شهادتین را بر زبان جاری کنم، دیدم که زبانم در دهانم تکان نمی‌خورد و دهانم خشک شده است.

در همان حال، نگهبان بعثی آمد پشت پنجره، همان نگهبانی که این مکافات را سر ما آورده بود و همیشه آب می‌آورد و می‌ریخت روی زمین. او از پشت پنجره مرا صدا می‌زد که بیا آب آورده‌ام.

اعتنایی نکردم. دیدم لحن صدایش فرق می‌کند و دارد گریه می‌کند و می‌گوید: بیا که آب آورده‌ام.
او مرا قسم می‌داد به حق فاطمه زهرا (س) که آب را از دستش بگیرم.

عراقی‌ها هیچ‌وقت به حضرت زهرا(س) قسم نمی‌خوردند. تا نام مبارکت حضرت فاطمه(س) را برد، طاقت نیاوردم. سرم را برگرداندم و دیدم که اشکش جاری است و می‌گوید: «بیا آب را ببر! این دفعه با دفعات قبل فرق می‌کند».

همین‌طور که روی زمین بودم، سرم را کج کردم و او لیوان آب را ریخت توی دهانم. لیوان دوم و سوم را هم آورد. یک مقدار حال آمدم. بلند شدم. او گفت: به حق فاطمه زهرا بیا و از من درگذر و مرا حلال کن! گفتم: تا نگویی جریان چیست، حلالت نمی‌کنم.

گفت: دیشب، نیمه‌شب، مادرم آمد و مرا از خواب بیدار کرد و با عصبانیت و گریه گفت: چه کار کردی که مرا در مقابل حضرت زهرا(س) شرمنده کردی. الان حضرت زهرا(س) را در عالم خواب زیارت کردم. ایشان فرمودند: به پسرت بگو برو و دل اسیری که به درد آورده‌ای را به دست بیاور وگرنه همه شما را نفرین خواهم کرد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۰
انتشار یافته: ۲۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
نفدیک یا فاطمه
وهب
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
الله اکبر. دوستان محترم، مسولین گرامی، این ها افسانه نیستند شما را به خدا گوش هایتان را باز کنید و دلهایتان را متوجه ذات اقدس اله نمایید و با تمام قوا به این ملت خوب و علوی که یادگاران و منتظران حکومت جهانی حجت ابن الحسن روحی فدا هستند خدمت کنید که با خون دل این مملکت به اینجا رسیده است. یا زهرا سلام الله علیهما
مسیح
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
یازهرا(س)گوشه نظری
مهدی شعبانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه(س)
گردنت را میشکست آنجا اگر عباس(ع) بود
اسلام علیک یا صدیقه الشهیده یا فاطمه الزهرا (س)
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
عالي بود.انشاءا.. كه خداوند سبحان به خاطر وجود گرامي بي بي دو عالم همه ما را شفا ببخشد و شفاعت كند.آمين
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
والا وقتی فکر می کنم که ما کجا اینها کجا نمی دانم چه بگویم وقتی فکر می کنم که برای رسیدن به خواسته های خود چقدر به هزاران نفر التماس می کنیم و به خدا نه وقتی هزارا دروغ برای امری که واقعا ارزشی ندارد می گوییم وای وای وای بر روز ما که چه ناحق حق مردم را می خوریم یا رب نظری بنما
سيد
|
United States
|
۱۱:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
السلام عليك يا فاطمه الزهرا السلام عليك و علي امك وابيك و علي زوجك امير
رشیدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)ما را در دنیا و آخرت عاقبت به خیر فرما
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
السلام عليك يا فاطمه الزهرا سيده نساء العالمين. يا وجيهتاً عندالله، اشفعيلنا عندالله
علي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
خداوند بزرگ همه شهيدان را ازجمله عالم بزرگوار و ازاده سرافراز مرحوم ابوترابي را با حضرت زهرا و امام حسين همنشين گرداند . انشا ا..
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟