هروله بين چندصدايي و تكصدايي
نگاهي به سياستهاي رسانه ملي
کد خبر: ۲۳۸۴
| | 10638 بازدید
مسعود پيوسته
اگر به اقتضاي سالهاي جنگ تحميلي و حتي در دورههاي سازندگي و اصلاحات، رفتار و رويكرد رسانه ملي را در دو وجه فرم و مضمون تنها در برنامههاي بامدادي شبكههاي تلويزيوني، «كمتحول» بينگاريم، انصافا ميتوان در دوره اخير (همين يكي، دو ساله)، «مردم ايران سلام» را نوعي تحول و سرآمد همه برنامههاي صبحگاهي شبكههاي گوناگون دانست.
بديهي است انباشت تجربيات سنوات گذشته و گذشت دوران طولانيمدت آزمون و خطا در دروازهباني و نظارت و ارزيابي و مددجويي از دانش و فناوريهاي روز و سرانجام اصرار بخشي از مديران تحولخواه و همين طور بدنه برنامهساز رسانه صداوسيما، منجر به ارتباط نيمبند و كجدار و مريز دوسويه رسانه ملي با مخاطبان كثيرالنظر شود كه يكي از اين اقدامات برجسته و انگشتشمار (به تعبيري رويكردي نو) همين برنامه صبحگاهي «مردم ايران سلام» است.
اگر به اقتضاي سالهاي جنگ تحميلي و حتي در دورههاي سازندگي و اصلاحات، رفتار و رويكرد رسانه ملي را در دو وجه فرم و مضمون تنها در برنامههاي بامدادي شبكههاي تلويزيوني، «كمتحول» بينگاريم، انصافا ميتوان در دوره اخير (همين يكي، دو ساله)، «مردم ايران سلام» را نوعي تحول و سرآمد همه برنامههاي صبحگاهي شبكههاي گوناگون دانست.
بديهي است انباشت تجربيات سنوات گذشته و گذشت دوران طولانيمدت آزمون و خطا در دروازهباني و نظارت و ارزيابي و مددجويي از دانش و فناوريهاي روز و سرانجام اصرار بخشي از مديران تحولخواه و همين طور بدنه برنامهساز رسانه صداوسيما، منجر به ارتباط نيمبند و كجدار و مريز دوسويه رسانه ملي با مخاطبان كثيرالنظر شود كه يكي از اين اقدامات برجسته و انگشتشمار (به تعبيري رويكردي نو) همين برنامه صبحگاهي «مردم ايران سلام» است.

هرچند در ماهها و سالهاي اخير، نوعي رقابت محسوس يا شايد هم نامحسوس در بين شبكههاي تلويزيوني (البته با ملاحظه اهرم برپايي انواع جشنوارهها در اين سالها) با «ظاهرآرايي» برنامهها به همراه كمي توجه به «متن» براي ايجاد ارتباط با مخاطب، احساس و دريافت ميشود، شايد هنوز از نگاه سياستگذاران رسانه ملي، ورود همهسويه «تغيير و تحول» در 24 ساعته اين رسانه (حتي با حفظ همه امور دروازهباني و نظارتي) با «ترديد» روبهروست. چه، گامهاي محتاطانه و گاه رفتار متناقض اين رسانه براي انتقال پيام در چهار حوزه فرهنگ، اجتماع، سياست و اقتصاد به انبوه مخاطب ايراني، حتي با ظاهر شبكه شبكه شدنش در ده، پانزده سال اخير (مثل شبكه سه جوان و چهار علمي و پنج Local و ...) با هدف مخاطب خاص، رسانه ملي را به معناي واقعا «ملي» و به مفهوم ميانگين و متوسط وضعيت فرهنگي، اجتماعي و سياسي ايرانيان، «دور و نزديك» و به شكلي سيال و گنگ نمايانده است. هرچند هنوز اين بحث «رسانه ملي» در بين كارشناسان حوزه ارتباطات و سياست ادامه دارد و به قول احمد پورنجاتي، «اين رسانه از كي و توسط چه كسي، «ملي» شده؟!» و يا به قول محسنيان راد، «اين رسانه، بزرگ است نه ملي».
به بحث خودمان برگرديم؛ همين برنامه صبحگاهي «مردم ايران سلام» شبكه دوي سيما. ما از اين برنامه تعريف ميكنيم، ولي همين برنامه مطمئنا ميتواند «پرظرفيتتر» از آنچه هست، باشد و هيچ رويداد ناخوشايند ملي رخ نخواهد نمود، مگر آنكه موجب باور مخاطب نسبت به رسانه ميشود، اما چه توان كرد كه فعلا با همه اصلاحات و بازسازي و توسعه، «سقف» تا همين جاست و از بس كه نيست، ما (مخاطبان ايراني) صبحها با همين «مردم ايران سلام» راحتتريم!
به بحث خودمان برگرديم؛ همين برنامه صبحگاهي «مردم ايران سلام» شبكه دوي سيما. ما از اين برنامه تعريف ميكنيم، ولي همين برنامه مطمئنا ميتواند «پرظرفيتتر» از آنچه هست، باشد و هيچ رويداد ناخوشايند ملي رخ نخواهد نمود، مگر آنكه موجب باور مخاطب نسبت به رسانه ميشود، اما چه توان كرد كه فعلا با همه اصلاحات و بازسازي و توسعه، «سقف» تا همين جاست و از بس كه نيست، ما (مخاطبان ايراني) صبحها با همين «مردم ايران سلام» راحتتريم!

اين يادداشت، قصد «شهيديفرپردازي» ندارد، بلكه بيش از هر بزرگوار سازنده يا مدير برنامهاي به روند برنامهسازي و اجراي برنامه عنايت دارد كه سرانجام به روند هدايت و مديريت اين رسانه ميرسد.
اين دوست «سينماخوانده» و همكار خوبم، محمدرضا شهيديفر به عنوان تهيهكننده و مجري اين برنامه، در انتقال پيام با كمك گرفتن از همه اندوختههاي «فرمسازي»، خيلي راحتتر و روانتر از پنج تا ده سال پيش كه انسداد رسانهاي بيشتر بود، با من و شماي مخاطب ايراني ارتباط برقرار ميكند. او با Body Language خود، در پي معناي مصنوعي آن نيست. حتي با آن چشمك كاملا طبيعياش به آن همكار پشت صحنهاي در آخرين ثانيه پيش از تيتراژ روز هفتم آذر 86، موجب تداوم ارتباط ميشود؛ همانگونه كه ديروز به گونهاي ديگر بود و احتمالا فردا ممكن است كمترين حركت اضافه نكند.
خب، اين برنامه، يك برنامه هفتاد ميليوني ملي سراسري و همگاني است؛ برنامهاي است كه بنا بر تقويم و مناسبتهاي رسمي كشور حركت ميكند. اشكال ندارد، تا ميتواند از همين مناسبتهاي روز و هفته بگويد، اما اگر در ديگر برنامهها در همين شبكه و در ديگر شبكهها هم به «مناسبت»ها ميپردازند، نوعي «دولتيگويي» صرف دارند، اما اين برنامه به اين درجه از شكفتن رسيده است كه «دولتيگويي و راحتگويي» را به نوعي ماهرانه با هم تلفيق كرده است.
اگر به مناسبت «هفته بسيج»، شهيديفر بنا بر همان ويژگي يادشده در «مردم ايران سلام» با مخاطب ايجاد ارتباط ميكند، همان شخص ساعت 6 تا 7 هم ميتواند با مثلا احمد زيدآبادي، يك چهره متفاوت در راديو گفتوگو با موضوع «لبنان»، البته خيلي صريحتر از «مردم ايران سلام» به بحث بنشيند و سؤالات را خلاصشده بپرسد. حالا چه ارتباطي است بين «مردم ايران سلام» شبكه دوي سيما و راديوي چندصدايي «گفتوگو» و آمد و شد «شهيديفر» از ساعت 6 صبح تلويزيون به 6 عصر راديو، احتمالا بايد از دو، سه زاويه به آن نگريست: يكي توانمنديهاي فردي و شخصي اين كارشناس مجري و ديگري به اين «جايگاه رسيدن» شبكههاي راديويي و تلويزيوني كه اولويت تشخيص در آن، با «سقفشناسان» موجه خبره است.
ادامه دارد...
اين دوست «سينماخوانده» و همكار خوبم، محمدرضا شهيديفر به عنوان تهيهكننده و مجري اين برنامه، در انتقال پيام با كمك گرفتن از همه اندوختههاي «فرمسازي»، خيلي راحتتر و روانتر از پنج تا ده سال پيش كه انسداد رسانهاي بيشتر بود، با من و شماي مخاطب ايراني ارتباط برقرار ميكند. او با Body Language خود، در پي معناي مصنوعي آن نيست. حتي با آن چشمك كاملا طبيعياش به آن همكار پشت صحنهاي در آخرين ثانيه پيش از تيتراژ روز هفتم آذر 86، موجب تداوم ارتباط ميشود؛ همانگونه كه ديروز به گونهاي ديگر بود و احتمالا فردا ممكن است كمترين حركت اضافه نكند.
خب، اين برنامه، يك برنامه هفتاد ميليوني ملي سراسري و همگاني است؛ برنامهاي است كه بنا بر تقويم و مناسبتهاي رسمي كشور حركت ميكند. اشكال ندارد، تا ميتواند از همين مناسبتهاي روز و هفته بگويد، اما اگر در ديگر برنامهها در همين شبكه و در ديگر شبكهها هم به «مناسبت»ها ميپردازند، نوعي «دولتيگويي» صرف دارند، اما اين برنامه به اين درجه از شكفتن رسيده است كه «دولتيگويي و راحتگويي» را به نوعي ماهرانه با هم تلفيق كرده است.
اگر به مناسبت «هفته بسيج»، شهيديفر بنا بر همان ويژگي يادشده در «مردم ايران سلام» با مخاطب ايجاد ارتباط ميكند، همان شخص ساعت 6 تا 7 هم ميتواند با مثلا احمد زيدآبادي، يك چهره متفاوت در راديو گفتوگو با موضوع «لبنان»، البته خيلي صريحتر از «مردم ايران سلام» به بحث بنشيند و سؤالات را خلاصشده بپرسد. حالا چه ارتباطي است بين «مردم ايران سلام» شبكه دوي سيما و راديوي چندصدايي «گفتوگو» و آمد و شد «شهيديفر» از ساعت 6 صبح تلويزيون به 6 عصر راديو، احتمالا بايد از دو، سه زاويه به آن نگريست: يكي توانمنديهاي فردي و شخصي اين كارشناس مجري و ديگري به اين «جايگاه رسيدن» شبكههاي راديويي و تلويزيوني كه اولويت تشخيص در آن، با «سقفشناسان» موجه خبره است.
ادامه دارد...
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
شهیدی فر هم این مشهدی سینما خوانده با استعداد و پرظرفیت در ساعات آغازین صبح و یا صالح علا ی صمیمی و راحت که بگو چه نخوانده و چه تجربه نکرده در پایان شب یکی از نمونه های بسیار فراوان ظرفیت و استعداد ملی در حوزه فرهنگ و رسانه تلقی می شوند
ولی شما می دانید که اینها همه شرط لازم است اما شرط کافی نیست
قدری جسارت در مدیریت، قدرت ریسک پذیری، نوآوری و خلاقیت در ارایه فرم و محتوا و باور مخاطب می تواند بر ظرفیت این هنر رسانه سراسری بیفزاید...اگر...اگر....اگر...
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




