مرور واقعه 22 فرودین سال 1376:
کشورهای اروپایی سفرای خود را از ایران فراخواندند!
غرب باید بداند تا هنگامی که هدفش از مذاکرات، ضربه زدن به حق حاکمیت ملی و محدود کردن صلاحیت تصمیمگیری ایران در مورد موضوعات گوناگون است، نمیتواند انتظار هیچ گونه نتیجهای داشته باشد.

روز 22 فروردین ماه 1376 و در پی صدور حکم مغرضانه دادگاه برلین علیه جمهوری اسلامی ایران در ماجرای معروف به «میکونوس»، سفرای کشورهای اروپایی، ایران را ترک ایران کردند. تجربه پیش و پس از این واقعه به ما نشان میدهد که هیچ گاه فشار و تهدید علیه حاکمیت ملی پاسخگو نبوده است.
به گزارش «تابناک»، در پی انجام یک عملیات تروریستی در رستوران «میکونوس» برلین در روز 26 شهریور 1371، فضاسازیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، موجب شد انگشت اتهام به سوی جمهوری اسلامی ایران نشانه رود.
بنا بر این گزارش، نزدیک پنج سال پس از این ماجرا، سرانجام این فضاسازیها نتیجه داد و روز 21 فروردین 1376، دادگاه برلین «علی فلاحیان»، وزیر اطلاعات وقت جمهوری اسلامی ایران را به دست داشتن در این ماجرا متهم کرد؛ امری که خروج سفیر آلمان و سپس بقیه کشورهای عضو اتحادیه اروپا را از ایران در پی داشت.
در پاسخ به تصميم اتحاديه اروپا، ايران نيز با رد ادعاهاي بيپایه دادگاه آلماني، سفيران خود را از کشورهاي عضو اين اتحاديه فراخواند. مقامات کشورمان در همان زمان پیشبینی میکردند که سفرای کشورهای اروپایی منفعلانه به ایران بازخواهند گشت. این امر پس از نزدیک ده ماه به حقیقت پیوست و این سفرا، یکی پس از دیگری وارد تهران شده و کار خود را از سر گرفتند.
تجربه این واقعه و رخدادهای سالهای پس از آن نشان میدهد که غرب همواره تلاش داشته به راههای گوناگون، با اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران، حاکمیت ملی کشورمان را محدود کند؛ اما این امر تاکنون به دلایلي به حقیقت نپیوسته است.
شاید بتوان گفت مهمترین دلیل این امر آن است که برخلاف آنچه در عرصه رسانه ای و جلوی چشم عامه رخ میدهد، عرصه روابط بین الملل و دیپلماسی جهانی، عرصه قهر و آشتیهای یکجانبه نیست و آنچه بیش از هر چیز در آن نقش آفرین است، حاکمیت دولت به عنوان مهمترین بازیگر این عرصه است.
همچنین سیر رخدادها نشان داده غرب در رابطه خود با جمهوری اسلامی ایران، به جای احترام به اصل حاکمیت ملی و پذیرش ایران به عنوان یک دولت دارای حقوق برابر با دیگران در عرصه جهانی، همواره میکوشیدند، با نشان دادن ایران به عنوان یک «تهدید»، عرصه عمل داخلی و بین المللی کشورمان را محدود کند.
با این حال، همان گونه که در ماجرای میکونوس روی داده و پیش از آن در جریان تسخیر لانه جاسوسی و این اواخر در ماجرای اشغال سفارت انگلیس دیده شد، غرب نتوانسته در رسیدن به این هدف خود موفق کار کند. دلیل این امر نیز به همان اصل پیشین بازمیگردد، زیرا دولتی که در عرصه درونی، از کارآمدی نسبی و مشروعیت برخوردار است و در عرصه جهانی به عنوان یک عنصر دارای حاکمیت مورد شناسایی دیگر دولتهاست و برای خود همراهان و متحدینی دارد، هیچ گاه نمیتواند از سوی یک ائتلاف یکسویه و بدون اجماع تهدید شود؛ این دقیقاً نکته ای است که در مذاکرات آتی ایران و غرب نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
غرب باید بداند تا هنگامی که هدفش از مذاکرات، ضربه زدن به حق حاکمیت ملی و محدود کردن صلاحیت تصمیمگیری ایران در موضوعات گوناگون است، نمیتواند انتظار هیچ گونه نتیجه ای را داشته باشد، چرا که مذاکره و گفتوگو، تنها هنگامی ثمربخش خواهد بود که به قصد رسیدن به «توافق» انجام شود، نه اعمال فشار.
به گزارش «تابناک»، در پی انجام یک عملیات تروریستی در رستوران «میکونوس» برلین در روز 26 شهریور 1371، فضاسازیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، موجب شد انگشت اتهام به سوی جمهوری اسلامی ایران نشانه رود.
بنا بر این گزارش، نزدیک پنج سال پس از این ماجرا، سرانجام این فضاسازیها نتیجه داد و روز 21 فروردین 1376، دادگاه برلین «علی فلاحیان»، وزیر اطلاعات وقت جمهوری اسلامی ایران را به دست داشتن در این ماجرا متهم کرد؛ امری که خروج سفیر آلمان و سپس بقیه کشورهای عضو اتحادیه اروپا را از ایران در پی داشت.
در پاسخ به تصميم اتحاديه اروپا، ايران نيز با رد ادعاهاي بيپایه دادگاه آلماني، سفيران خود را از کشورهاي عضو اين اتحاديه فراخواند. مقامات کشورمان در همان زمان پیشبینی میکردند که سفرای کشورهای اروپایی منفعلانه به ایران بازخواهند گشت. این امر پس از نزدیک ده ماه به حقیقت پیوست و این سفرا، یکی پس از دیگری وارد تهران شده و کار خود را از سر گرفتند.
تجربه این واقعه و رخدادهای سالهای پس از آن نشان میدهد که غرب همواره تلاش داشته به راههای گوناگون، با اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران، حاکمیت ملی کشورمان را محدود کند؛ اما این امر تاکنون به دلایلي به حقیقت نپیوسته است.
شاید بتوان گفت مهمترین دلیل این امر آن است که برخلاف آنچه در عرصه رسانه ای و جلوی چشم عامه رخ میدهد، عرصه روابط بین الملل و دیپلماسی جهانی، عرصه قهر و آشتیهای یکجانبه نیست و آنچه بیش از هر چیز در آن نقش آفرین است، حاکمیت دولت به عنوان مهمترین بازیگر این عرصه است.
همچنین سیر رخدادها نشان داده غرب در رابطه خود با جمهوری اسلامی ایران، به جای احترام به اصل حاکمیت ملی و پذیرش ایران به عنوان یک دولت دارای حقوق برابر با دیگران در عرصه جهانی، همواره میکوشیدند، با نشان دادن ایران به عنوان یک «تهدید»، عرصه عمل داخلی و بین المللی کشورمان را محدود کند.
با این حال، همان گونه که در ماجرای میکونوس روی داده و پیش از آن در جریان تسخیر لانه جاسوسی و این اواخر در ماجرای اشغال سفارت انگلیس دیده شد، غرب نتوانسته در رسیدن به این هدف خود موفق کار کند. دلیل این امر نیز به همان اصل پیشین بازمیگردد، زیرا دولتی که در عرصه درونی، از کارآمدی نسبی و مشروعیت برخوردار است و در عرصه جهانی به عنوان یک عنصر دارای حاکمیت مورد شناسایی دیگر دولتهاست و برای خود همراهان و متحدینی دارد، هیچ گاه نمیتواند از سوی یک ائتلاف یکسویه و بدون اجماع تهدید شود؛ این دقیقاً نکته ای است که در مذاکرات آتی ایران و غرب نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
غرب باید بداند تا هنگامی که هدفش از مذاکرات، ضربه زدن به حق حاکمیت ملی و محدود کردن صلاحیت تصمیمگیری ایران در موضوعات گوناگون است، نمیتواند انتظار هیچ گونه نتیجه ای را داشته باشد، چرا که مذاکره و گفتوگو، تنها هنگامی ثمربخش خواهد بود که به قصد رسیدن به «توافق» انجام شود، نه اعمال فشار.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۶۶
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



