چرا کلاه قرمزی؟
دیدم جایی نوشته بودند "سطحی و لوس بازی است" دلم به درد آمد. وظیفه خود دانستم به اجمال چند نکته را عرض کنم تا حقی که این مجموعه بر من تماشاگر دارد ادا کرده باشم.
1- دید عمیق انسانی مهمترین علت استقبال بینندگان از کلاه قرمزی است. در این مجموعه کسی بر کسی برتری ندارد. کسی نباید اوامر کسی را اطاعت کند. کمتر از همه اوامر خود مجری را!
حتی دو حیوان موجود، خر و ببعی نیز اعضای برابر گروه هستند و رابطه دیگری (زیر دست بودن، خدمت کردن) به اعضای «آدم» ندارند. با همان زرنگیها و حماقتهای دیگران حضور دارند.
2- در جامعهای که (به طور دروغین) بر مصلحتها و باید و نبایدها پافشاری میکند، فریبکاری و دورویی اخلاقی نمودی آشکار در سریالهای صدا و سیمای مییابد.
اما در روبط فیمابین شخصیتهای کلاهقرمزی زلالی و صداقتی حیرتانگیز و کمیاب وجود دارد.
به جای مصلحتاندیشی دروغین و تظاهر به اخلاقمداری، ما در این مجموعه شاهد روابطی هستیم که بر مبنای بیان واقعی خواستهها و مکنونات قلبی افراد دایر است.
شخصیتها تظاهر به خوب بودن نمیکنند. بلکه در پی سود خود هستند و این را بیان هم میکنند. تلاش برای رسیدن به خواست خود، بیآنکه در این راه کینه دیگران را به دل بگیرند.
3- مجموعه کلاه قرمزی با ظرافت بر کلیشههای موجود خط بطلان میکشد. وقتی «خواهر پسرعمه زا» به عنوان نخستین زن وارد مجموعه میشود، ما به جای شخصیتی فداکار و خوب، با یک زلزله مواجه میگردیم. همان ابتدا میخواهد مجری را کتک بزند.
زن فقط چند تکه سنگ به عنوان سوغات آورده، ولی با زبان بازی میقبولاند که سوغات با ارزشی آورده است. "زن ظریف" در نهایت سروکله همه را زخمی میکند و میرود.
بازی با کلیشههای مرسوم در روابط فیمابین شخصیتها نیز وجود دارد. به طور نمونه فامیل دور که مردی مسن است از «بچه خواهر پسرعمه زا» میترسد.
شخصیتها بسیار دقیق و حساب شده ساخته شدهاند. من برای هر یک نمونههایی در میان اطرافیان یافتم. حتی در روانشناسی «آقوی همساده» که به نظر میرسد شخصیتی اغراق آمیز دارد، واقعگرایی حیرتانگیزی به کار رفته است.
کلاه قرمزی در نشان دادن هیچ یک از قشرهای اجتماعی تبعیض قایل نیستند. دل به گرایشهای سیاسی ندادهاند.
از ببعی شیفته زبان انگلیسی تا «پسرعمه زا»ی دهاتی و یا پسرکی با کلاهی که تا چشمانش پایین کشیده و در مرز «خردکردن اعصاب بزرگترها» و «خوب بودن بیش از حد» سرگردان است، یعنی پسرخاله...
روابط فیمابین همه اینها با ظرافت بسیار و بر مبنای منطق درونی شخصیتها تدوین شده و نه دلبخواه نویسندگان، و این یعنی احترام به شعور بیننده. کلاهم را به احترام «کلاه قرمزی» بر میدارم. یک پشم از کلاه او به صد سال "خیابان سسامی" میارزد، اگر که خودحقیربینی مجالی دهد!
منبع: اعتدال



