انتقاد از تندروی در سیاست خارجی
محمدمهدی شهریاری
کد خبر: ۲۳۴۰۶۵
| | 3912 بازدید

در سالي كه گذشت اتفاقات خاصي در مواجهه با سياست خارجي و مسائل روي داد از جمله حمله به سفارت انگليس كه از نظر حقوق ديپلماتيك كاري غيرموجه تلقي ميشود. گرچه هيچيك از مقامات كشورمان اين كار را مورد تاييد قرار ندادند اما هزينههاي مادي و معنوي به كشورمان تحميل كرد. اين موضوع البته به شكلي ديگر در مجلس هم مطرح شد؛ طرح كاهش رابطه با انگليس و اروپا. اما كارشناسان روابط بينالملل اينگونه طرحها را احساسي و فاقد دورانديشي سياسي ميدانند. از جمله «محمدمهدي شهرياري» نماينده مردم بجنورد، مانه و سملقان كه عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي هم هست. اين كارشناس روابط بينالملل و رايزن سابق وزارت امور خارجه ميگويد:« هزينههايي كه اين كارها به مملكت وارد ميكند را چه كسي ميپردازد؟ چه كسي از هزينههايي كه ناشي از تحريمها و رفتارهاي ديپلماتيك عليه ايران است سود ميبرد؟ من حتي شنيدهام مقام معظم رهبري هم موضوع حمله به سفارتخانه يك كشور در خاك كشورمان را مورد نكوهش قرار داده است.»
گفتوگوي حاضر با محمدمهدي شهرياري علاوه بر موضوع سياست خارجي و طرح دوباره كاهش روابط به اروپا كه در پي طرح كاهش رابطه با انگليس دوباره در مجلس مطرح شد به موضوع انتخابات و رد صلاحيتهايي كه از سوي شوراي نگهبان در لحظات پاياني تبليغات انتخاباتي انجام گرفت نيز هست.
*قبل از انتخابات در مجلس صحبت از جمعآوري امضا براي تقديم طرحي به مجلس بود كه محدوديتهايي براي سفر مردم به كشورهاي اروپايي در آن ايجاد ميشد. از يكسو ورود به احوال خصوصي مردم از قبيل مقاصد سفر آنها و از سوي ديگر صحبت از طرح كاهش روابط از چه منطق سياسي در روابط بينالملل پيروي ميكند؟
سال قبل نيز چنين طرحي مطرح شد و نهادهاي مختلف در كشور در آن شرايط چنين كاري را صلاح نديدند و موضوع براي بررسي به كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي فرستادند و بر اثر يكسري مسائل به صحن آمد و خيلي زود دربارهاش تصميمگيري شد. البته حق مجلس هم بود كه چنين تصميمگيري هم بكند ولي اتفاقات بعدي و تحريك يكسري افراد و وارد شدن عدهاي به سفارت انگليس سبب تحميل هزينههايي به جمهوري اسلامي شد كه من حتي شنيدم مقام معظم رهبري هم ورود غيرقانوني به يك سفارت خارجي را مورد نكوهش قرار داده اند.
با گذشت چندماه از آن واقعه ما همچنان در حال دادن هزينههاي مادي و معنوي آن ماجرا هستيم. ديديد كه بعد از آن ماجرا بلافاصله اجلاس گذاشتند، بلافاصله بانك مركزي ما را تحريم كردند و بلافاصله در برابر ما به صف آراييهاي ديپلماتيك پرداختند كه اينها همه هزينههايي براي ما در پي دارد. چنين هزينههايي را چه كسي پرداخت ميكند. اين هزينهها و اين تحريمهايي كه ما خودمان با برخي رفتارهايمان براي خود درست ميكنيم به سود چه كسي تمام ميشود؟ و چه كسي از آن نفع ميبرد.
*اينكه سخن از محدوديت سفر در مجلس زده شد و براي مردم كشورمان مقاصد سفرهايشان را محدود كنند چه سودي ميتواند در روابط خارجي داشته باشد؟
كساني اين اقدام را انجام دادند كه در سياست خارجي كمترين تجربهاي ندارند و عاقلانه و منطقي رفتار نكردند. در مسائل سياست خارجي مسائل و منافع كشور را بايد در نظر گرفت و بعد حتي اگر با كشوري هم جنگ داريم بايد درست برنامهريزي شود و تحليلهاي درستي براي آن داده شود و با عقلاي اين مشورت شود و بعد وارد عمل شويم. اين طرح هم توسط عدهاي مطرح شده كه فارغ از اين مشورتها سخن از تحريم سفر به اروپا و اعمال محدوديت براي مسافران خارجي در سفر به ايران زدهاند.
ببينيد ما حدود 5 ميليون ايراني مقيم خارج از ايران در اروپا، آمريكا و استراليا داريم. كسي براي مردم خودش و سفر مردم خودش كه محدوديت ايجاد نميكند. كارهاي احساسي بدون مطالعه و فكر سرانجامي نخواهد داشت. مگر آنها ويزاي كشورشان را آزاد گذاشتهاند كه حالا ما بياييم براي سفرهاي مردم اعمال محدوديت كنيم. همين مسائل را ميتوان بهگونه ديگر برنامهريزي كرد كه به كشورهاي اروپايي بفهمانيم كارشان و رفتارشان غلط است بدون آنكه به مردم خودمان آسيبي وارد شود.
*اين تصميم در آستانه نوروز و فصل سفرهاي مردم مطرح شد. آيا اين خود ضربهاي به پيكر لاغر و نحيف گردشگري ما نبود. بهويژه گردشگران خارجي كه روز به روز تعدادشان رو به كاهش است و اين نوع تصميمهاي احساسي ميتواند ورود گردشگر به كشور ما را تحتتأثير قرار دهد و اقتصاد آن را مخدوش كند.
ببينيد گردشگر در اقتصاد ما اصلا تعيينكننده نيست. ما الان در دولت نهم و دهم با كاهش شديد ورود گردشگر خارجي به داخل كشور مواجه بودهايم. موضوع مهم اين است كه چنين تصميماتي براي محدوديت روابط سياسي و ديپلماتيك ضربه به مردم ميزند. ميپرسيد چگونه؟ ما جمعيت قابل توجهي مبتلا به بيمار سرطاني و بيماري خاص داريم.
اكثر داروهاي درماني و بهبود بخش اين بيماريها از كشورهاي اروپايي وارد ميشود و بعد ما بگوييم رابطه نداشته باشيم عملا اين عده را با مشكل مواجه ميكنيم. همين الان افراد را براي درمان به پاكستان و هندوستان ميفرستيم. موضوع فقط دارو نيست موضوع تكنولوژيهاي جديدي است كه آنها در درمان به كار ميگيرند و بابت همين كاهش روابط ما از داشتن آنها محروم ميشويم.
اتفاق جالبي و قابل تحسيني كه در مجلس هشتم و پيش از انتخابات افتاد موضوع تاييد لايحه مجازات اسلامي در شوراي نگهبان بود. اين لايحه در مجلس و در كميسيون قضايي و حقوقي بررسي و روانه شوراي نگهبان شده بود. در اين لايحه توجه بيشتري به موضوع اصلاح و تربيت بزهكاران شده و به افراد زير 18 سال نيز توجه بيشتري شده است. از جمله اينكه با اجرايي شدن اين قانون درصورتي كه فردي زير 18 سال مرتكب قتل شود قاضي بايد ببيند اين فرد حرمت عمل را ميدانسته يا نه و بعد براي او مجازات درنظر بگيرد كه اين بحث ميتواند به كاهش صدور حكم اعدام براي افراد زير 18 سال بينجامد. اين موضوع چه تاثيري بر سياست خارجي ما خواهد داشت؟
خوشبختانه از زمان ورود آقاي شاهرودي به قوه قضاييه موضوع اصلاح و بازنگري در قانون مجازات اسلامي در دستور كار قرار گرفت. زيرا ما ديپلماتها گزارشهاي متعددي به دولت و قوه قضاييه ميداديم كه برخي مسائل بهطور مكرر سبب صدور بيانيههايي عليه ايران ميشود. از جمله موارد مساوي دانستن اقليتهاي ديني با مسلمانان بود. موضوع ديگر همين صدور حكمهاي سنگين براي افراد زير 18 سال بود. اين موارد مرتب براي ما تبعات حقوق بشري داشت. حال اين اقدام مجلس و شوراي نگهبان در تاييد و تصويب قانون جديد ميتواند نكات مثبتي را در سياست خارجي و كاهش فشارها عليه جمهوري اسلامي داشته باشد. ضمن آنكه اصلاح اين قانون خود حركتي پسنديده و در راستاي بهبود حقوق مردم است.
*برگرديم به يك ماه قبل. در حالي كه انتظار ميرفت شوراي نگهبان برخلاف رويه هيأتهاي اجرايي در شهرستان و استان عمل كند اما به ناگاه تنها يك روز مانده به اعلام فهرست نهايي نامزدها بسياري از كانديداهاي دوره نهم دوباره ردصلاحيت شدهاند و شما نيز يكي از آنها هستيد. اين كار را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
شوراي نگهبان در 21 بهمن به بنده اعلام كرد كه ميتوانم كارهاي تبليغاتي خود را آغاز كنم با همين استناد هم در ستاد خود شروع به فعاليت كردم و در اين خصوص هزينههايي را متقبل شدم، ولي مطلع شدم كه از سوي شوراي نگهبان ردصلاحيت شدهام. البته هنوز اين موضوع بهصورت رسمي به بنده اعلام نشده است. تنها نكتهاي كه ميتوانم بگويم اين است كه روند پيش گرفته شده از طرف شوراي نگهبان كار جالبي نيست، ما در ستاد خودمان در بين مردم شور و اشتياق انتخاباتي ايجاد كرده بوديم كه با اين كار شوراي نگهبان اعتماد مردم از بين ميرود و دلسرد ميشوند.
*براي اين دور از ردصلاحيت شما دليلي هم عنوان كردهاند؟
اين بار كه تنها شفاها موضوع اعلام شده است. اما پيشتر علت رد صلاحيتم از طرف شوراي نگهبان بند يك ماده 28 و بند 3 ماده 30 قانون انتخابات بود. در مرحله اول هم كه رد صلاحيت شدم و اعتراض كردم، همين 2 بند قيد شده بود كه با اعتراض بنده به اين موضوع هيچ تغييري در نظر شوراي نگهبان صورت نگرفت. اين 2 بند همان 2 بند معروف است كه ميگويد عدمالتزام به قانون اساسي و جمهوري اسلامي ايران و پيرو آن به بنده اتهام هواداري از سران فتنه زده شده است. تمام اين كارها براي حذف رقبا از صحنه است تا نامزدهاي مورد نظر، بهتر بتوانند فعاليت كنند.
*در اين چنين شرايطي كه ديگر فرصتي هم براي پيگيري نبود و فرصتي تا برگزاري انتخابات هم نمانده بود و نه ميشد اعتراضي كرد آثار چنين تصميماتي در مردم را چگونه ميتوان خنثي كرد؟
اين امر تاثير منفي در روند انتخابات دارد و باعث عدماعتماد مردم ميشود. حتي افرادي در جريان اصولگرا هم با شنيدن اين موضوع ناراحت شدند. البته بنده بهطور قانوني و رسمي پيگير اين موضوع خواهم بود زيرا ما همواره خود را پايبند به قانون و نظام اسلامي ميدانيم.
* پيشتر گمان ميرفت با سخنان مقام معظم رهبري رفتارهاي بررسيكنندگان صلاحيت نامزدها بهبود بيابد. با اين شرايط اوضاع و چشمانداز را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
خب بايد براي تحليل وضع پيش رو كمي به عقب بازگرديم. ما بعد از برگزاري انتخابات رياستجمهوري دوره دهم اتفاقاتي را شاهد بوديم كه منجر به تغييراتي در آرايش سياسي كشورمان شد. برخي احزابي را داشتيم كه خود به محدود كردن فعاليتشان دست زدند و برخي احزاب ديگر هم حذف شدند. بدين ترتيب نشاط سياسي بهوجود آمده بين مردم به نوعي با اشتباهات طرفين از بين رفت. جناحي كه خود را به حاكميت نزديك كرده بود با داشتن افرادي افراطي و تندرو قصد داشتند رقيب خود را بهطور كلي از صحنه حذف كنند. با وجود آمدن عواملي اين افراد تندرو و افراطي توانستند نيروهايي كه طي 30 سال براي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي زحمت كشيده بودند را حذف كنند، حتي ديده شد كه برخي از همين دسته از افراد دلسوز را به سبب آنكه به كانديداي مورد نظر در انتخابات راي نداده بود از سمت خود عزل كردند.
برخي موضع گيريهايي داشتند كه شايد بهانه لازم را به دست افراد تندرو دادند. اما برخي ديگر افراد معتدل و كارشناس و با تجربه بودند. حال آنكه در انتخابات مجلس نهم بايد با مجموعه اقداماتي ميتوانستيم فضا را گرم و آن نشاط سياسي را دوباره را برگردانيم. اما نهادها يا افرادي كه نبايد در اين عرصه دخالت كنند دخالت كردند و آنهايي كه بايد در انتخابات دخيل ميشدند يا خود را كنار كشيدند و يا دخالت نكردند. به هر حال لازمه هر نوع فعاليت سياسي و جهتگيري سياسي احزاب هستند و احزاب پايه اصلي اين فعاليتها به شمار ميآيد. الان ما حزب سياسي نميبينيم بلكه بيشتر جبهههاي خلقالساعهاي است كه طي يكي 2 ماه اخير متولد شدهاند و چنين افراد نوظهوري كه نميتوانند انتخابات را گرم كنند و شور و نشاط سياسي در جامعه براي اين مهم فراهم كنند.
*به افرادي كه نبايد دخالت ميكردند اشاره كرديد، چه اتفاقي در اين حوزه افتاد و چه كساني در زمينههاي پيش از برگزاري انتخابات دخالت كردند كه آن را مضر ميدانيد؟
شكلگيري هيأتهاي اجرايي توسط فرمانداران خيلي خوب نبود. بايد بهطور معمول معتمدان مردمي انتخاب ميشدند و همانها راي به انتخاب هيأتهاي اجرايي ميدادند اما ديديم و تجربه كرديم كه فرمانداران با جهتگيريهايي كه به آنها ديكته شده بود افراد خاصي را به اين منظور انتخاب كردند كه بعضا كم سن و سال بودند و سعي در انجام حركتهاي چكشي و حذفي داشتند. گرچه در مرحله دوم بررسي صلاحيتها هيأتهاي نظارت عدهاي جامعنگرتر بودند اما رفتارشان و حذف و ردصلاحيت كردن عدهاي از كانديداها باعث شد كه تازه بسياري از مردم از اعتراض كانديداها و نامزدها متوجه شوند انتخاباتي پيشروست. شايد اغراق نباشد بگوييم در حوزههاي انتخابيه و شهر و روستاها حتي خيليها زمان و تاريخ برگزاري انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي را هم نميدانستند.
*اما مقام معظم رهبري در سخنان خود در نماز جمعهاي كه مقارن با دهه فجر شده بود رهنمودهاي خوبي را ارائه كردند كه مسئولان امر با انجام آن ميتوانستند به رفع بسياري از شبهات كمك كنند و چه بسا آن شور و نشاط سياسي را كه همواره مد نظري رهبري بوده محقق كنند؟
خب همين طور است. بعد از سخنان مقام معظم رهبري انتظار ما هم همين بود كه شوراي نگهبان با نگاه وسيعتر و همهجانبه تري به موضوع نگاه كند و رقابت سياسي در همه حوزهها را سبب شود اما وقتي تاييد صلاحيت برخي از افراد را ديديم اين سؤال برايمان مطرح شد كه تاييد صلاحيت افرادي كه گرينكارت آمريكا دارند و دهها سال است كه در اين كشور زندگي ميكنند و يكباره سر از ايران درآوردهاند و در حوزهاي ثبتنام كردهاند چه معنايي ميتواند داشته باشد. جز اينكه فقط به سفارش عدهاي خاص براي ورود به مجلس نهم در نظر گرفته شدهاند.
يا حتي ديديم كه عدهاي كه در دورههاي گذشته بهدليل داشتن سابقه كيفري تاييد نشده بودند در اين دوره تاييد شده و تبليغات كردند. ردپاي اين عده را در مركز و در شهرستانها ميتوان ديد. حتي بعضا ديديم كه از يادواره شهدا و برنامههاي ارزشي هم سوءاستفاده كردند و مسئولان اجرايي عملا عليه كانديداهاي خاص و به نفع كانديداهاي نزديك به جناح حاكم تبليغ و تمجيد كردند. اينها باعث دلسردي و كم رنگ شدن آن شور و نشاط ميشود.
*شما همواره منتقد ورود نظاميان به عرصه سياست بوده يد. اما در هيچ كجاي قانون نظاميان استعفا داده از نامزد شدن در انتخابات منع نشدهاند چرا اين كار را درست نميدانيد؟
ببينيد من نگفتم كه نظاميان حق ندارند نامزد شوند. بلكه منظورم اين است كه نگاه افراد متخصص امور نظامي نگاه خاصي است كه در سياستگزاري و قانونگذاري نبايد دخالت داده شود. همين الان در مجلس هشتم نمايندگاني داريم كه قبلا نظامي بودهاند و با تحصيلات و تجربه نظامي به مجلس آمدهاند. در كميسيون خودم من يعني كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي همكاراني داريم كه قبلا نظامي بودهاند. اين باعث شده كه مسائل سياست خارجي كه نيازمند نگاهي تخصصي و كارشناسي است را نظامي ببينند و نظامي تحليل كنند.
حال تصور كنيد كه همين افراد با سابقه نظامي كه الان استعفا داده و در انتخابات نامزد شدهاند شيوه برخوردشان هم با مردم متفاوت است. حتي بعضا شنيدهام مردم در شهرهايي كوچك مثل حوزه انتخابيه خودم پيغام دادهاند كه ما ميترسيم به ستاد انتخابات شما بياييم زيرا فردا ممكن همين بهانهاي براي رد فرزندمان در گزينشهاي استخدامي شود.
گفتوگوي حاضر با محمدمهدي شهرياري علاوه بر موضوع سياست خارجي و طرح دوباره كاهش روابط به اروپا كه در پي طرح كاهش رابطه با انگليس دوباره در مجلس مطرح شد به موضوع انتخابات و رد صلاحيتهايي كه از سوي شوراي نگهبان در لحظات پاياني تبليغات انتخاباتي انجام گرفت نيز هست.
*قبل از انتخابات در مجلس صحبت از جمعآوري امضا براي تقديم طرحي به مجلس بود كه محدوديتهايي براي سفر مردم به كشورهاي اروپايي در آن ايجاد ميشد. از يكسو ورود به احوال خصوصي مردم از قبيل مقاصد سفر آنها و از سوي ديگر صحبت از طرح كاهش روابط از چه منطق سياسي در روابط بينالملل پيروي ميكند؟
سال قبل نيز چنين طرحي مطرح شد و نهادهاي مختلف در كشور در آن شرايط چنين كاري را صلاح نديدند و موضوع براي بررسي به كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي فرستادند و بر اثر يكسري مسائل به صحن آمد و خيلي زود دربارهاش تصميمگيري شد. البته حق مجلس هم بود كه چنين تصميمگيري هم بكند ولي اتفاقات بعدي و تحريك يكسري افراد و وارد شدن عدهاي به سفارت انگليس سبب تحميل هزينههايي به جمهوري اسلامي شد كه من حتي شنيدم مقام معظم رهبري هم ورود غيرقانوني به يك سفارت خارجي را مورد نكوهش قرار داده اند.
با گذشت چندماه از آن واقعه ما همچنان در حال دادن هزينههاي مادي و معنوي آن ماجرا هستيم. ديديد كه بعد از آن ماجرا بلافاصله اجلاس گذاشتند، بلافاصله بانك مركزي ما را تحريم كردند و بلافاصله در برابر ما به صف آراييهاي ديپلماتيك پرداختند كه اينها همه هزينههايي براي ما در پي دارد. چنين هزينههايي را چه كسي پرداخت ميكند. اين هزينهها و اين تحريمهايي كه ما خودمان با برخي رفتارهايمان براي خود درست ميكنيم به سود چه كسي تمام ميشود؟ و چه كسي از آن نفع ميبرد.
*اينكه سخن از محدوديت سفر در مجلس زده شد و براي مردم كشورمان مقاصد سفرهايشان را محدود كنند چه سودي ميتواند در روابط خارجي داشته باشد؟
كساني اين اقدام را انجام دادند كه در سياست خارجي كمترين تجربهاي ندارند و عاقلانه و منطقي رفتار نكردند. در مسائل سياست خارجي مسائل و منافع كشور را بايد در نظر گرفت و بعد حتي اگر با كشوري هم جنگ داريم بايد درست برنامهريزي شود و تحليلهاي درستي براي آن داده شود و با عقلاي اين مشورت شود و بعد وارد عمل شويم. اين طرح هم توسط عدهاي مطرح شده كه فارغ از اين مشورتها سخن از تحريم سفر به اروپا و اعمال محدوديت براي مسافران خارجي در سفر به ايران زدهاند.
ببينيد ما حدود 5 ميليون ايراني مقيم خارج از ايران در اروپا، آمريكا و استراليا داريم. كسي براي مردم خودش و سفر مردم خودش كه محدوديت ايجاد نميكند. كارهاي احساسي بدون مطالعه و فكر سرانجامي نخواهد داشت. مگر آنها ويزاي كشورشان را آزاد گذاشتهاند كه حالا ما بياييم براي سفرهاي مردم اعمال محدوديت كنيم. همين مسائل را ميتوان بهگونه ديگر برنامهريزي كرد كه به كشورهاي اروپايي بفهمانيم كارشان و رفتارشان غلط است بدون آنكه به مردم خودمان آسيبي وارد شود.
*اين تصميم در آستانه نوروز و فصل سفرهاي مردم مطرح شد. آيا اين خود ضربهاي به پيكر لاغر و نحيف گردشگري ما نبود. بهويژه گردشگران خارجي كه روز به روز تعدادشان رو به كاهش است و اين نوع تصميمهاي احساسي ميتواند ورود گردشگر به كشور ما را تحتتأثير قرار دهد و اقتصاد آن را مخدوش كند.
ببينيد گردشگر در اقتصاد ما اصلا تعيينكننده نيست. ما الان در دولت نهم و دهم با كاهش شديد ورود گردشگر خارجي به داخل كشور مواجه بودهايم. موضوع مهم اين است كه چنين تصميماتي براي محدوديت روابط سياسي و ديپلماتيك ضربه به مردم ميزند. ميپرسيد چگونه؟ ما جمعيت قابل توجهي مبتلا به بيمار سرطاني و بيماري خاص داريم.
اكثر داروهاي درماني و بهبود بخش اين بيماريها از كشورهاي اروپايي وارد ميشود و بعد ما بگوييم رابطه نداشته باشيم عملا اين عده را با مشكل مواجه ميكنيم. همين الان افراد را براي درمان به پاكستان و هندوستان ميفرستيم. موضوع فقط دارو نيست موضوع تكنولوژيهاي جديدي است كه آنها در درمان به كار ميگيرند و بابت همين كاهش روابط ما از داشتن آنها محروم ميشويم.
اتفاق جالبي و قابل تحسيني كه در مجلس هشتم و پيش از انتخابات افتاد موضوع تاييد لايحه مجازات اسلامي در شوراي نگهبان بود. اين لايحه در مجلس و در كميسيون قضايي و حقوقي بررسي و روانه شوراي نگهبان شده بود. در اين لايحه توجه بيشتري به موضوع اصلاح و تربيت بزهكاران شده و به افراد زير 18 سال نيز توجه بيشتري شده است. از جمله اينكه با اجرايي شدن اين قانون درصورتي كه فردي زير 18 سال مرتكب قتل شود قاضي بايد ببيند اين فرد حرمت عمل را ميدانسته يا نه و بعد براي او مجازات درنظر بگيرد كه اين بحث ميتواند به كاهش صدور حكم اعدام براي افراد زير 18 سال بينجامد. اين موضوع چه تاثيري بر سياست خارجي ما خواهد داشت؟
خوشبختانه از زمان ورود آقاي شاهرودي به قوه قضاييه موضوع اصلاح و بازنگري در قانون مجازات اسلامي در دستور كار قرار گرفت. زيرا ما ديپلماتها گزارشهاي متعددي به دولت و قوه قضاييه ميداديم كه برخي مسائل بهطور مكرر سبب صدور بيانيههايي عليه ايران ميشود. از جمله موارد مساوي دانستن اقليتهاي ديني با مسلمانان بود. موضوع ديگر همين صدور حكمهاي سنگين براي افراد زير 18 سال بود. اين موارد مرتب براي ما تبعات حقوق بشري داشت. حال اين اقدام مجلس و شوراي نگهبان در تاييد و تصويب قانون جديد ميتواند نكات مثبتي را در سياست خارجي و كاهش فشارها عليه جمهوري اسلامي داشته باشد. ضمن آنكه اصلاح اين قانون خود حركتي پسنديده و در راستاي بهبود حقوق مردم است.
*برگرديم به يك ماه قبل. در حالي كه انتظار ميرفت شوراي نگهبان برخلاف رويه هيأتهاي اجرايي در شهرستان و استان عمل كند اما به ناگاه تنها يك روز مانده به اعلام فهرست نهايي نامزدها بسياري از كانديداهاي دوره نهم دوباره ردصلاحيت شدهاند و شما نيز يكي از آنها هستيد. اين كار را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
شوراي نگهبان در 21 بهمن به بنده اعلام كرد كه ميتوانم كارهاي تبليغاتي خود را آغاز كنم با همين استناد هم در ستاد خود شروع به فعاليت كردم و در اين خصوص هزينههايي را متقبل شدم، ولي مطلع شدم كه از سوي شوراي نگهبان ردصلاحيت شدهام. البته هنوز اين موضوع بهصورت رسمي به بنده اعلام نشده است. تنها نكتهاي كه ميتوانم بگويم اين است كه روند پيش گرفته شده از طرف شوراي نگهبان كار جالبي نيست، ما در ستاد خودمان در بين مردم شور و اشتياق انتخاباتي ايجاد كرده بوديم كه با اين كار شوراي نگهبان اعتماد مردم از بين ميرود و دلسرد ميشوند.
*براي اين دور از ردصلاحيت شما دليلي هم عنوان كردهاند؟
اين بار كه تنها شفاها موضوع اعلام شده است. اما پيشتر علت رد صلاحيتم از طرف شوراي نگهبان بند يك ماده 28 و بند 3 ماده 30 قانون انتخابات بود. در مرحله اول هم كه رد صلاحيت شدم و اعتراض كردم، همين 2 بند قيد شده بود كه با اعتراض بنده به اين موضوع هيچ تغييري در نظر شوراي نگهبان صورت نگرفت. اين 2 بند همان 2 بند معروف است كه ميگويد عدمالتزام به قانون اساسي و جمهوري اسلامي ايران و پيرو آن به بنده اتهام هواداري از سران فتنه زده شده است. تمام اين كارها براي حذف رقبا از صحنه است تا نامزدهاي مورد نظر، بهتر بتوانند فعاليت كنند.
*در اين چنين شرايطي كه ديگر فرصتي هم براي پيگيري نبود و فرصتي تا برگزاري انتخابات هم نمانده بود و نه ميشد اعتراضي كرد آثار چنين تصميماتي در مردم را چگونه ميتوان خنثي كرد؟
اين امر تاثير منفي در روند انتخابات دارد و باعث عدماعتماد مردم ميشود. حتي افرادي در جريان اصولگرا هم با شنيدن اين موضوع ناراحت شدند. البته بنده بهطور قانوني و رسمي پيگير اين موضوع خواهم بود زيرا ما همواره خود را پايبند به قانون و نظام اسلامي ميدانيم.
* پيشتر گمان ميرفت با سخنان مقام معظم رهبري رفتارهاي بررسيكنندگان صلاحيت نامزدها بهبود بيابد. با اين شرايط اوضاع و چشمانداز را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
خب بايد براي تحليل وضع پيش رو كمي به عقب بازگرديم. ما بعد از برگزاري انتخابات رياستجمهوري دوره دهم اتفاقاتي را شاهد بوديم كه منجر به تغييراتي در آرايش سياسي كشورمان شد. برخي احزابي را داشتيم كه خود به محدود كردن فعاليتشان دست زدند و برخي احزاب ديگر هم حذف شدند. بدين ترتيب نشاط سياسي بهوجود آمده بين مردم به نوعي با اشتباهات طرفين از بين رفت. جناحي كه خود را به حاكميت نزديك كرده بود با داشتن افرادي افراطي و تندرو قصد داشتند رقيب خود را بهطور كلي از صحنه حذف كنند. با وجود آمدن عواملي اين افراد تندرو و افراطي توانستند نيروهايي كه طي 30 سال براي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي زحمت كشيده بودند را حذف كنند، حتي ديده شد كه برخي از همين دسته از افراد دلسوز را به سبب آنكه به كانديداي مورد نظر در انتخابات راي نداده بود از سمت خود عزل كردند.
برخي موضع گيريهايي داشتند كه شايد بهانه لازم را به دست افراد تندرو دادند. اما برخي ديگر افراد معتدل و كارشناس و با تجربه بودند. حال آنكه در انتخابات مجلس نهم بايد با مجموعه اقداماتي ميتوانستيم فضا را گرم و آن نشاط سياسي را دوباره را برگردانيم. اما نهادها يا افرادي كه نبايد در اين عرصه دخالت كنند دخالت كردند و آنهايي كه بايد در انتخابات دخيل ميشدند يا خود را كنار كشيدند و يا دخالت نكردند. به هر حال لازمه هر نوع فعاليت سياسي و جهتگيري سياسي احزاب هستند و احزاب پايه اصلي اين فعاليتها به شمار ميآيد. الان ما حزب سياسي نميبينيم بلكه بيشتر جبهههاي خلقالساعهاي است كه طي يكي 2 ماه اخير متولد شدهاند و چنين افراد نوظهوري كه نميتوانند انتخابات را گرم كنند و شور و نشاط سياسي در جامعه براي اين مهم فراهم كنند.
*به افرادي كه نبايد دخالت ميكردند اشاره كرديد، چه اتفاقي در اين حوزه افتاد و چه كساني در زمينههاي پيش از برگزاري انتخابات دخالت كردند كه آن را مضر ميدانيد؟
شكلگيري هيأتهاي اجرايي توسط فرمانداران خيلي خوب نبود. بايد بهطور معمول معتمدان مردمي انتخاب ميشدند و همانها راي به انتخاب هيأتهاي اجرايي ميدادند اما ديديم و تجربه كرديم كه فرمانداران با جهتگيريهايي كه به آنها ديكته شده بود افراد خاصي را به اين منظور انتخاب كردند كه بعضا كم سن و سال بودند و سعي در انجام حركتهاي چكشي و حذفي داشتند. گرچه در مرحله دوم بررسي صلاحيتها هيأتهاي نظارت عدهاي جامعنگرتر بودند اما رفتارشان و حذف و ردصلاحيت كردن عدهاي از كانديداها باعث شد كه تازه بسياري از مردم از اعتراض كانديداها و نامزدها متوجه شوند انتخاباتي پيشروست. شايد اغراق نباشد بگوييم در حوزههاي انتخابيه و شهر و روستاها حتي خيليها زمان و تاريخ برگزاري انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي را هم نميدانستند.
*اما مقام معظم رهبري در سخنان خود در نماز جمعهاي كه مقارن با دهه فجر شده بود رهنمودهاي خوبي را ارائه كردند كه مسئولان امر با انجام آن ميتوانستند به رفع بسياري از شبهات كمك كنند و چه بسا آن شور و نشاط سياسي را كه همواره مد نظري رهبري بوده محقق كنند؟
خب همين طور است. بعد از سخنان مقام معظم رهبري انتظار ما هم همين بود كه شوراي نگهبان با نگاه وسيعتر و همهجانبه تري به موضوع نگاه كند و رقابت سياسي در همه حوزهها را سبب شود اما وقتي تاييد صلاحيت برخي از افراد را ديديم اين سؤال برايمان مطرح شد كه تاييد صلاحيت افرادي كه گرينكارت آمريكا دارند و دهها سال است كه در اين كشور زندگي ميكنند و يكباره سر از ايران درآوردهاند و در حوزهاي ثبتنام كردهاند چه معنايي ميتواند داشته باشد. جز اينكه فقط به سفارش عدهاي خاص براي ورود به مجلس نهم در نظر گرفته شدهاند.
يا حتي ديديم كه عدهاي كه در دورههاي گذشته بهدليل داشتن سابقه كيفري تاييد نشده بودند در اين دوره تاييد شده و تبليغات كردند. ردپاي اين عده را در مركز و در شهرستانها ميتوان ديد. حتي بعضا ديديم كه از يادواره شهدا و برنامههاي ارزشي هم سوءاستفاده كردند و مسئولان اجرايي عملا عليه كانديداهاي خاص و به نفع كانديداهاي نزديك به جناح حاكم تبليغ و تمجيد كردند. اينها باعث دلسردي و كم رنگ شدن آن شور و نشاط ميشود.
*شما همواره منتقد ورود نظاميان به عرصه سياست بوده يد. اما در هيچ كجاي قانون نظاميان استعفا داده از نامزد شدن در انتخابات منع نشدهاند چرا اين كار را درست نميدانيد؟
ببينيد من نگفتم كه نظاميان حق ندارند نامزد شوند. بلكه منظورم اين است كه نگاه افراد متخصص امور نظامي نگاه خاصي است كه در سياستگزاري و قانونگذاري نبايد دخالت داده شود. همين الان در مجلس هشتم نمايندگاني داريم كه قبلا نظامي بودهاند و با تحصيلات و تجربه نظامي به مجلس آمدهاند. در كميسيون خودم من يعني كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي همكاراني داريم كه قبلا نظامي بودهاند. اين باعث شده كه مسائل سياست خارجي كه نيازمند نگاهي تخصصي و كارشناسي است را نظامي ببينند و نظامي تحليل كنند.
حال تصور كنيد كه همين افراد با سابقه نظامي كه الان استعفا داده و در انتخابات نامزد شدهاند شيوه برخوردشان هم با مردم متفاوت است. حتي بعضا شنيدهام مردم در شهرهايي كوچك مثل حوزه انتخابيه خودم پيغام دادهاند كه ما ميترسيم به ستاد انتخابات شما بياييم زيرا فردا ممكن همين بهانهاي براي رد فرزندمان در گزينشهاي استخدامي شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


