مسئولان بخوانند:
تحریم میخواهد کمر تولید کنندگان داخلی را بشکند!
در تازهترین دور تحریمها علیه ایران، نقاط آسیبپذیر اقتصاد ایران، نشانه گرفته شده و اثرات خود را هم نشان داده است. این چشم اسفندیارها و نقاط آسیبپذیر کدامند و دولت باید برای مقابله با آن چه کار کند؟

ارتباط تحریم با دلار چیست؟ اثر تحریم تاکنون چه بوده است و بهترین سیاست در شرایط کنونی از ناحیه دولت چیست؟ تحریم سویفت چه تأثیری بر اقتصاد ایران میگذارد و مسئولان باید چه کار کنند؟
به گزارش «تابناک»، تحریمهای علیه جمهوری اسلامی ایران، در صدد نشانه گرفتن چشم اسفندیارها و نقاط آسیبپذیر اقتصاد ایران است؛ برای نمونه، از آنجا که رشد اقتصادی چین بر پایه تسخیر بازارهای جهانی است، اگر روزی بخواهند، اقتصاد چین را با مشکل روبهرو سازند و بازارهای صادراتی آن را محدود کنند، چین با کاهش رشد اقتصادی روبهرو خواهد شد.
حال آیا راه برای کشور چین بسته خواهد شد؟ مسلم است که نه. چین میتواند در صورت چنین رخدادی، دستمزدهای داخلی را افزایش داده و با ایجاد قدرت خرید در درون، بازار داخلی را جایگزین بازارهای خارجی کند.
بنابراین، آنچه گفته شد، تنها مثالی بود از این که تحریم چگونه چشماسفندیارهای اقتصاد یک کشور را هدف قرار میدهد.
نقاط آسیبپذیر اقتصاد ایران کدامند؟
چشم اسفندیارها و نقاط آسیب پذیر اقتصاد ایران، در شرایط کنونی وابستگی تولیدات دامی، کشاورزی و صنعتی به مواد اولیه، کالاهای واسطهای و سرمایهای است. این بزرگترین و اصلیترین مشکل اقتصاد ایران است و تحریمها، دقیقا همین را نشانه گرفته است. واردات نیاز اصلی برای تولید داخلی است و اگر مانعی برای واردات کالاهای واسطه ای ایجاد شود، تولید داخلی با تهدید جدی روبهرو خواهد شد.
بنا بر این گزارش، تاکنون تحریم به تنهایی توانسته است، هزینه واردات نهادهها برای بخشهای تولیدی را، نزدیک به 40 درصد افزایش دهد، نتیجه گران شدن واردات، در کنار عدم حمایتهای دولت، کاهش انگیزههای سرمایهگذاری داخلی و کاهش تولید داخلی بوده است.
هم اکنون برای این که وابستگی در اقتصاد ایران را به خوبی لمس کنید، اثر ارز و گران شدن آن را بررسی کنید. افزایش قیمت دارو، گوشت، مرغ، تخم مرغ، میوه، خودرو و ... همه و همه به نوعی به گران شدن ارز و افزایش هزینههای نهادههای تولید بازمیگردد. اتکای اقتصاد ایران به ارز عاملی میشود که پیکان تحریم دقیقا، ارز را نشانه بگیرد و کشوری را که ارز در آن به عنوان نهاده تولید نقش بازی میکند، کمیاب کند.
حال دولت چه سیاستی را باید در پیش بگیرد؟
نکته مهم این است که مشکلی که امروز اقتصاد ایران دارد، ریشه در توسعهنیافتگی اقتصاد ایران دارد. از همان آغاز، راه توسعه را نادرست به ما نشان دادهاند. توسعه را به صورت مادی تعریف کردند و بر کمیتها، بیش از کیفیتها بها دادند و نتیجه این شد که نه تنها توسعه ای که توسعه مادی ثمره آن بود، محقق نشد، بلکه دیگر توان توسعه مادی نیز از ایران گرفته شد.
به زبان ساده، ماشین آلات و تکنولوژی، فرزند توسعه است، ولی از آنجا که اقتصاد ایران در راه توسعهیافتگی نبود و خرید ماشین آلات دست چندم خارجی، کمک به توسعهیافتهتر شدن کشورهای خارجی میکرد، این گونه برای کشورهای در حال توسعه قلمداد کردند که اگر به سمت سرمایه و پسانداز حرکت کنید و پس اندازها را به خرید کالاهای مادی و تکنولوژی ما اختصاص دهید، وارد مسیر توسعه خواهید شد.
به زبان دیگر، کشورهای خارجی از سرمایه و پسانداز کشورهای در حال توسعه رشد میکردند و تنها چیزی که به کشورهای در حال توسعه میدادند، رشد ظاهری ناکارامد و کم بازده بود و این رشد ناکارآمد و کم بازده و وابسته به دانش خارجی، از آنجا که هزینههای فزاینده داشت، توان ارتقا را از دست داده بود، به گونه ای که نه تنها توسعهیافتگی ایجاد نشد، بلکه توان توسعه تولید کنونی نیز از ما گرفته شد، چرا که توسعه تولید فعلی، یعنی توسعه ناکارآمدی، توسعه وابستگی نه توسعه بهرهوری، توسعه نوآوری و... .
بنابراین، درسی که میتوان از این تجربه گرفت، این است که تکنولوژی برای اقتصاد ایران ابزار توسعه نیست و آنچه تاکنون گذشته، کار ضد توسعه ای بوده است؛ پس نباید با شعار بهرهوری به سمت آن حرکت کرد و از سویی، باید تحریم را فرصتی دید تا از این مسیر توسعه نیافتگی بیرون آمده و کاری کنیم که تکنولوژی، فرزند اقتصاد ایران شود و این هنگامی محقق میشود که گام در مسیر توسعه بگذاریم، چرا که تکنولوژی فرزند توسعه است، نه ابزار توسعه؛ بنابراین، نباید بهرهوری را از طریق توسعه مادی تعریف کرد، چنین تعریفی به معنای این است که بهرهوری با عقبماندگی و توسعه نیافتگی همراه است و این راه اشتباه، رسیدن به بهره وری را بیش از پیش سخت میسازد.
تولید از آنجا که متکی به ارز است و تولید متکی به ارز در تسلط کشورهای خارجی است، عاملی برای ایجاد تهدید تولید داخلی از طریق کشورهای خارجی شده است و این دولت جمهوری اسلامی ایران است که باید، تولید را نجات دهد؛ حمایت و تقویت از تولید بزرگترین رسالت امروز دولت ایران است.
توجه به این نکته بسیار ضروری است که توسعه امر جهشی نیست؛ یعنی نمیتوان یک شبه ره صد ساله را رفت. توسعه یعنی تربیت و این تربیت، زمانبر است و اگر میخواهیم به توسعه دست پیدا کنیم و اثر تحریم را خنثی کنیم، باید این واقعیت را بپذیریم؛ بنابراین، برای افزایش بهرهوری نباید هزینهها را افزایش داد. با اعمال شوک، مسیر توسعه پیموده نمیشود. این قدم یعنی حمایتهای درست از تولید، مهمترین قدم و جزو ضروری ترین کارهایی است که دولت باید انجام دهد.
نکته دیگر، از آنجا که اثر این تحریمها، کاهش ارز در داخل است، مدیریت درست بر ارزهای موجود، از ضروریترین کارهایی است که باید برای حمایت از تولید کنندگان داخلی انجام بگیرد. در شرایطی که به علت رکود تورمی، واردات و دلالی از سوددهی خوبی برخوردار است، ارز نباید راهی به سوی آنها باز کند.
همچنین صرافیها نباید ارز را پخش کنند، مدیریت ارز و هدایت آ» به تولید کنندگان داخلی، از اوجب واجبات است، چرا که در غیر این صورت، واردات گسترده در کنار هزینههای بالای دستیابی به ارز، کمر تولید کنندگان داخلی را خواهد شکست و این همان چیزی است که تحریم میخواهد. تحریم میخواهد کمر تولیدکنندگان داخلی را بشکنند، ولی میتوان با پیمودن مسیر توسعه، کمر آنها را شکاند.
در این باره باید گفت که باید خود بر هزینههای تولید کنندگان اضافه نکرده و با حمایت از آنها، این راه را پشت سر گذاشته و خود را در مسیر توسعهیافتگی قرار دهیم.
به گزارش «تابناک»، تحریمهای علیه جمهوری اسلامی ایران، در صدد نشانه گرفتن چشم اسفندیارها و نقاط آسیبپذیر اقتصاد ایران است؛ برای نمونه، از آنجا که رشد اقتصادی چین بر پایه تسخیر بازارهای جهانی است، اگر روزی بخواهند، اقتصاد چین را با مشکل روبهرو سازند و بازارهای صادراتی آن را محدود کنند، چین با کاهش رشد اقتصادی روبهرو خواهد شد.
حال آیا راه برای کشور چین بسته خواهد شد؟ مسلم است که نه. چین میتواند در صورت چنین رخدادی، دستمزدهای داخلی را افزایش داده و با ایجاد قدرت خرید در درون، بازار داخلی را جایگزین بازارهای خارجی کند.
بنابراین، آنچه گفته شد، تنها مثالی بود از این که تحریم چگونه چشماسفندیارهای اقتصاد یک کشور را هدف قرار میدهد.
نقاط آسیبپذیر اقتصاد ایران کدامند؟
چشم اسفندیارها و نقاط آسیب پذیر اقتصاد ایران، در شرایط کنونی وابستگی تولیدات دامی، کشاورزی و صنعتی به مواد اولیه، کالاهای واسطهای و سرمایهای است. این بزرگترین و اصلیترین مشکل اقتصاد ایران است و تحریمها، دقیقا همین را نشانه گرفته است. واردات نیاز اصلی برای تولید داخلی است و اگر مانعی برای واردات کالاهای واسطه ای ایجاد شود، تولید داخلی با تهدید جدی روبهرو خواهد شد.
بنا بر این گزارش، تاکنون تحریم به تنهایی توانسته است، هزینه واردات نهادهها برای بخشهای تولیدی را، نزدیک به 40 درصد افزایش دهد، نتیجه گران شدن واردات، در کنار عدم حمایتهای دولت، کاهش انگیزههای سرمایهگذاری داخلی و کاهش تولید داخلی بوده است.
هم اکنون برای این که وابستگی در اقتصاد ایران را به خوبی لمس کنید، اثر ارز و گران شدن آن را بررسی کنید. افزایش قیمت دارو، گوشت، مرغ، تخم مرغ، میوه، خودرو و ... همه و همه به نوعی به گران شدن ارز و افزایش هزینههای نهادههای تولید بازمیگردد. اتکای اقتصاد ایران به ارز عاملی میشود که پیکان تحریم دقیقا، ارز را نشانه بگیرد و کشوری را که ارز در آن به عنوان نهاده تولید نقش بازی میکند، کمیاب کند.
حال دولت چه سیاستی را باید در پیش بگیرد؟
نکته مهم این است که مشکلی که امروز اقتصاد ایران دارد، ریشه در توسعهنیافتگی اقتصاد ایران دارد. از همان آغاز، راه توسعه را نادرست به ما نشان دادهاند. توسعه را به صورت مادی تعریف کردند و بر کمیتها، بیش از کیفیتها بها دادند و نتیجه این شد که نه تنها توسعه ای که توسعه مادی ثمره آن بود، محقق نشد، بلکه دیگر توان توسعه مادی نیز از ایران گرفته شد.
به زبان ساده، ماشین آلات و تکنولوژی، فرزند توسعه است، ولی از آنجا که اقتصاد ایران در راه توسعهیافتگی نبود و خرید ماشین آلات دست چندم خارجی، کمک به توسعهیافتهتر شدن کشورهای خارجی میکرد، این گونه برای کشورهای در حال توسعه قلمداد کردند که اگر به سمت سرمایه و پسانداز حرکت کنید و پس اندازها را به خرید کالاهای مادی و تکنولوژی ما اختصاص دهید، وارد مسیر توسعه خواهید شد.
به زبان دیگر، کشورهای خارجی از سرمایه و پسانداز کشورهای در حال توسعه رشد میکردند و تنها چیزی که به کشورهای در حال توسعه میدادند، رشد ظاهری ناکارامد و کم بازده بود و این رشد ناکارآمد و کم بازده و وابسته به دانش خارجی، از آنجا که هزینههای فزاینده داشت، توان ارتقا را از دست داده بود، به گونه ای که نه تنها توسعهیافتگی ایجاد نشد، بلکه توان توسعه تولید کنونی نیز از ما گرفته شد، چرا که توسعه تولید فعلی، یعنی توسعه ناکارآمدی، توسعه وابستگی نه توسعه بهرهوری، توسعه نوآوری و... .
بنابراین، درسی که میتوان از این تجربه گرفت، این است که تکنولوژی برای اقتصاد ایران ابزار توسعه نیست و آنچه تاکنون گذشته، کار ضد توسعه ای بوده است؛ پس نباید با شعار بهرهوری به سمت آن حرکت کرد و از سویی، باید تحریم را فرصتی دید تا از این مسیر توسعه نیافتگی بیرون آمده و کاری کنیم که تکنولوژی، فرزند اقتصاد ایران شود و این هنگامی محقق میشود که گام در مسیر توسعه بگذاریم، چرا که تکنولوژی فرزند توسعه است، نه ابزار توسعه؛ بنابراین، نباید بهرهوری را از طریق توسعه مادی تعریف کرد، چنین تعریفی به معنای این است که بهرهوری با عقبماندگی و توسعه نیافتگی همراه است و این راه اشتباه، رسیدن به بهره وری را بیش از پیش سخت میسازد.
تولید از آنجا که متکی به ارز است و تولید متکی به ارز در تسلط کشورهای خارجی است، عاملی برای ایجاد تهدید تولید داخلی از طریق کشورهای خارجی شده است و این دولت جمهوری اسلامی ایران است که باید، تولید را نجات دهد؛ حمایت و تقویت از تولید بزرگترین رسالت امروز دولت ایران است.
توجه به این نکته بسیار ضروری است که توسعه امر جهشی نیست؛ یعنی نمیتوان یک شبه ره صد ساله را رفت. توسعه یعنی تربیت و این تربیت، زمانبر است و اگر میخواهیم به توسعه دست پیدا کنیم و اثر تحریم را خنثی کنیم، باید این واقعیت را بپذیریم؛ بنابراین، برای افزایش بهرهوری نباید هزینهها را افزایش داد. با اعمال شوک، مسیر توسعه پیموده نمیشود. این قدم یعنی حمایتهای درست از تولید، مهمترین قدم و جزو ضروری ترین کارهایی است که دولت باید انجام دهد.
نکته دیگر، از آنجا که اثر این تحریمها، کاهش ارز در داخل است، مدیریت درست بر ارزهای موجود، از ضروریترین کارهایی است که باید برای حمایت از تولید کنندگان داخلی انجام بگیرد. در شرایطی که به علت رکود تورمی، واردات و دلالی از سوددهی خوبی برخوردار است، ارز نباید راهی به سوی آنها باز کند.
همچنین صرافیها نباید ارز را پخش کنند، مدیریت ارز و هدایت آ» به تولید کنندگان داخلی، از اوجب واجبات است، چرا که در غیر این صورت، واردات گسترده در کنار هزینههای بالای دستیابی به ارز، کمر تولید کنندگان داخلی را خواهد شکست و این همان چیزی است که تحریم میخواهد. تحریم میخواهد کمر تولیدکنندگان داخلی را بشکنند، ولی میتوان با پیمودن مسیر توسعه، کمر آنها را شکاند.
در این باره باید گفت که باید خود بر هزینههای تولید کنندگان اضافه نکرده و با حمایت از آنها، این راه را پشت سر گذاشته و خود را در مسیر توسعهیافتگی قرار دهیم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۶۶
انتشار یافته: ۳۱
تابناک جان !
مدتی است که تحریم ، کمر تولید کننده ها را شکسته است که ظاهرا" شما خبر ندارید !!!
شما حتما " منتظرید تا تولید کننده های داخلی ، عکس رادیولوژی و سی تی اسکن کمراشون رو براتون بیارند تا باور کنید !!!!!!!!!!!!!!!!!
هم بايد براي توسعه همزمان كشور و بومي كردن تكنولوژيهاي مورد نياز برنامه داشته باشند در هر صورت بدون ارتباط با جامعه جهاني اين امر ناممكن مي نمايد
یه راهکار دیگه هم اینه که دولت به جای اینکه فقط قیمت نهایی هر محصول رو بدون توجه به مواد اولیه و ساخت اون اعلام میکنه اصلا دخالتی روی بازار تولید نداشته باشه اینجوری هم دو نرخی بودن کالاها و دلالی حذف میشه هم کیفیت محصولات به خاطر رقابت بالا تر میره
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




