فارین پالیسی:
ده خطای رسانههای غربی در پوشش اخبار ایران
رسانههای غربی، همواره مدعی بی طرفی در بازتاب اخبار مربوط به مسائل جهانی بودهاند. با این حال، این امر بارها از سوی ناظرین بیطرف در سراسر جهان تأیید شده است. «استفن والت» از نظریهپردازان برجسته روابط بینالملل، در مطلبی به بررسی جهتگیریهای رسانهای درباره موضوع هستهای ایران پرداخته است.
کد خبر: ۲۳۲۸۳۹
| | 11616 بازدید
از زمان تشدید بحثهای مربوط به برنامه هستهای ایران و مطرح شدن تهدیدات مقامات رژیم صهیونیستی درباره حمله به ایران، رسانههای غربی با در پیش گرفتن جهت خاصی، سعی در نمایاندن این امر به شیوه مطلوب خود داشته اند. این حقیقت از چشم برخی ناظران غربی نیز دور نمانده و هر از چند گاه مطالبی در این رابطه از سوی این افراد منتشر میشود.به گزارش «تابناک»، نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» در مطلبی که به قلم «استفن والت»، از برجستهترین نظریه پردازان عرصه روابط بینالملل منتشر کرده، به موضوع جهتگیری رسانههای غربی در بحث از ایران پرداخته و در این باره، به ده خطای رسانهای در پوشش اخبار مربوط به ایران اشاره کرده است.
والت در آغاز این مطلب، با بیان اینکه خطاهای رسانهای در این موضوع به اندازه اخبار نیویورک تایمز و واشنگتن پست در سال 2002 درباره آماده سازی بوش برای جنگ با عراق فاحش نبوده، اظهار میدارد که با این حال، عملکرد کلی رسانهها در پوشش اخبار ناامیدکننده بوده است.
وی سپس به ده مورد مدنظر خود درباره عملکرد رسانهها را مطرح میکند:
1 ـ تبدیل موضوع جنگ به جریان غالب رسانهای: هنگامی که سازمانهای مشهور خبری، همواره به انتشار اخباری درباره قریب الوقوع بودن و یا اجتناب ناپذیر بودن جنگ مبادرت میورزند، این امر توده مردم را متقاعد میکند که جنگ دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد و آنها را از جستجوی راههای بهتر بازمیدارد.
در این باره، میتوان به مقاله «جفری گلدبرگ» در نشریه «آتلانتیک» در سپتامبر 2010 و مقاله «رونان برگمن» در «نیویورک تایمز» در فوریه 2012 اشاره کرد که در آنها نظر مقامات اسرائیلی مبنی بر کمبود زمان و قریب الوقوع بودن حمله اسرائیل مطرح شده بود.
2 ـ گزافهگویی درباره برنامه هستهای ایران: یکی از مشخصههای پوشش رسانهای در مورد ایران، تأکید بر «برنامه سلاح هستهای» ایران بوده، به گونهای که گویا، این امر یک حقیقت اثبات شده است. سرویسهای اطلاعاتی آمریکا همچنان بر این باورند که ایران در پی دستیابی به سلاح هستهای نیست و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز تاکنون اشارهای به تسلیحاتی بودن برنامه ایران نکرده است. با این حال، جالب است که تحلیلگران «تایمز» و «واشنگتن پست» به تازگی ادعاهایی خلاف این واقعیت را منتشر کرده اند.
3 ـ عقده گشایی درباره احمدینژاد: یکی از موضوعات معمول در مباحثات مربوط به ایران، دادن ارجاعات فراوان به سخنان محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران است. در این راستا، به ویژه سخنان وی در انکار هولوکاست و نیز جمله بدتعبیر شده او در مورد محو اسرائیل از صفحه روزگار مورد اشاره قرار میگیرد؛ اما این امر گمراه کننده است.
وی نفوذ اندکی در تصمیمات مرتبط با مسائل حاد امنیت ملی دارد و رهبر ایران که گرفتن تصمیمات کلیدی در این رابطه به عهده وی است، بارها اعلام کرده، داشتن سلاح هستهای مخالف اسلام است. در مورد عقلایی بودن تصمیم گیران ایران نیز باید به این نکته اشاره کرد که ایران در حمله به عراق پیش دستی نکرد و [تنها] پس از اینکه مورد حمله واقع شد، ناچار شد میلیاردها دلار در جنگ هزینه کند.
4 ـ اغراق درباره توان تهاجمی ایران: ایران دارای پتانسیلهای فراوانی است و میتواند در صورت لزوم، نفوذ بینالمللی بسیاری اعمال کند؛ اما مبلغی که این کشور هماکنون به بودجه نظامی خود اختصاص داده، تنها یک پنجاهم بودجه نظامی آمریکاست؛ بنابراین، انجام حملهای گسترده از سوی این کشور به همسایگانش محتمل نیست. با این حال، رسانههای آمریکایی بدون تحلیل توان نظامی ایران، همواره این کشور را به عنوان یک تهدید بسیار جدی نشان میدهند.
5 ـ اشاره نکردن به اینکه چرا ایران ممکن است در پی بمب باشد: گمانهزنیهای رسانهای همه بر این نکته تأکید میکنند که اگر ایران در پی دستیابی به بمب هستهای باشد، هدفی شریرانه از این کار دارد؛ اما 9 کشوری که در جهان سلاح هستهای دارند، همگی در آغاز با مقاصد بازدارنده اقدام به تولید آن کرده اند.
ایران نیز دلایل بسیاری برای نگرانی دارد: این کشور در دو جهت با کشورهای دارای سلاح هستهای روبهروست، با ایالات متحده روابط خوبی ندارد و بیش از سه دوجین استحکامات نظامی آمریکا در اطرافش برپا شده است؛ افزون بر این، سیاستمداران آمریکایی همواره از «تغییر رژیم» در این کشور سخن میگویند و نبردی پشت پرده نیز علیه این کشور در جریان است که دانشمدان هستهایش را هدف گرفته است.
6 ـ اشاره نکردن به اینکه چرا ایران نمیخواهد بمب هستهای داشته باشد: رسانهها بیشتر به دلایل این امر که ممکن است ایران در پی بمب هستهای نباشد، اشاره نمیکنند. همان گونه که اشاره شد، رهبر ایران بارها گفته سلاحهای هستهای خلاف اسلام است و وی واقعاً به این امر باور دارد؛ افزون بر این، پتانسیل قدرت ایران در منطقه خلیج فارس از همه کشورها بیشتر است و حتی میتواند نقش رهبری را در منطقه به عهده بگیرد. اگر این کشور سلاح هستهای به دست بیاورد، بقیه کشورهای منطقه نیز به دنبال آن میروند و این کار میتواند به برتری نیروهای متعارف ایران لطمه بزند؛ افزون بر آن که نداشتن سلاح هستهای، ایران را از مظنون بودن در حملات تروریستی هستهای که ممکن است اتفاق بیفتد در امان میدارد.
7 ـ اغراق درباره تواناییهای اسرائیل: یکی از مباحثی که این روزها مطرح میشود، احتمال حمله یکجانبه اسرائیل به ایران، بدون همراهی آمریکاست؛ اما اسرائیل توان حمله به تأسیسات هستهای ایران در «فردو» را ندارد، زیرا هیچ هواپیمایی که بتواند بمبی با توان تخریب این تأسیسات را حمل کند، ندارد. اگر هم اسرائیل نتواند به فردو آسیب بزند، حتی توان به تعویق انداختن برنامه هستهای ایران را نیز نخواهد داشت.
8 ـ میدان دادن بیش از اندازه به سیاستمداران: روزنامهنگاران باید به مقامات و کارشناسان اجازه دهند دیدگاههایشان را بگویند، اما نباید بازیچه دیدگاههای آنان قرار بگیرند. در این رابطه میتوان به پوشش سخنان «ریک سنتروم»، کاندیدای جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اشاره کرد که طی آن مدعی شده بود، هیچ بازرسی از آژانس در ایران حضور ندارد. «مایکل اورن»، سفیر اسرائیل در آمریکا نیز مواردی غیرواقعی را مطرح کرده که متأسفانه در رسانهها بازتاب یافته است.
9 ـ بی توجهی به سرنوشت ابنای بشر: یکی از مهمترین خطاهای رسانهای در گفتمان جاری رسانهای، بی توجهی به این است که حمله نظامی، چه تأثیری بر مردم عادی ایران خواهد داشت؛ برای نمونه، حمله هوایی به ایران، ریسک اشاعه مواد رادیواکتیو را در بر دارد. هنگامی که سخن از جنگ میشود، همه از خطر انتقام گیری ایران و یا تأثیر این امر بر قیمت نفت صحبت میکنند، اما کسی درباره اینکه چند نفر ایرانی بی گناه در این جنگ کشته خواهند شد، سخنی به میان نمیآورند؛ اینها همان مردمی هستند که ما ادعا میکنیم میخواهیم آنها را از ظم و ستم نجات دهیم!
10 ـ ادعای ناکارآمدی دیپلماسی: سرانجام یکی از تمهای غالب رسانهای، مطرح کردن این ادعاست که کارکرد دیپلماسی درباره ایران بعید است، زیرا پیشتر تلاشها در این راستا شکست خورده است؛ اما ایالات متحده در سی سال گذشته تماسهای بسیار اندکی با مقامات ایران داشته و مورد خاصی از مذاکرات مستقیم میان دو کشور وجود نداشته است. در عوض، ما همواره تأکید داریم ایران باید غنیسازی را متوقف کند و این برای طرف ایرانی به منزله نقض گفتوگو است. باید توجه داشت که دیپلماسی هنوز امکان موفقیت دارد، اما تاکنون به طور جدی آزمایش نشده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


