مشكلات رفتاري پسران طلاق با سرپرستي مادر
يک کارشناس ارشد روانشناسي با بيان اينکه خانواده تمام دنياي کودک است، گفت: با وقوع طلاق سبک زندگي کودکان تغيير ميکند.
بهناز زال در گفتوگو با ایسناگفت: با توجه به رشد روز افزون پديده طلاق در جهان هرساله کودکان زيادي پديده طلاق والدينشان را تجربه ميکنند، پديدهاي که نه تنها موقتي نيست، بلکه اثرات مخرب رواني اجتماعي پايداري را به همراه دارد.
وي با بيان اين مطلب که طلاق بيش از آنکه براي والدين دردناک باشد، براي فرزندانشان تلخ و ناگواراست، اظهار کرد: کودکان، منطقي براي جدايي والدين نميبينند و برعکس والدين پس از جدايي براي آينده خود برنامهريزي ميکنند، اما کودکان همواره آرزو دارند پدر و مادرشان برگشته و دوباره با هم زندگي کنند.
اين کارشناس ارشد روانشناسي ادامه داد: تحقيقات متعددي در خصوص تاثير طلاق بر کودکان صورت گرفته که نشان ميدهد آنها طيف وسيعي از مشکلات عاطفي، رواني و اجتماعي را تجربه ميکنند.
زال با اشاره به اينکه خانواده تمام دنياي کودک است، تاکيد کرد: طلاق موجب ميشود که کودکان يکي از والدين و در عين حال يک خانواده را از دست بدهند، در حالي که کاري از دستشان برنميآيد، بنابراين طبيعي است که احساس نگراني و ناتواني کنند.
وي اضافه کرد: والدين معمولا کودکان را براي شنيدن خبر جداييشان آماده نميکنند، با اين کار تصور ميکنند از آنها محافظت کرده و کمتر در مسائل درگيرشان ميکنند، در حالي که با اين کار کودکان دچار بهت و ناباوري ميشوند.
اين کارشناس ارشد روانشناسي با بيان اينکه با وقوع طلاق سبک زندگي کودکان تغيير ميکند، افزود: پذيرش اين واقعيت که يکي از والدين براي مدت طولاني در کنارشان حضور نخواهد داشت، بسيار دشوار است.
زال تصريح کرد: کودکاني که در سنين پايين والدينشان از هم جدا ميشوند تا رسيدن به نوجواني و گاهي جواني همواره اميدوارند که والدينشان دوباره با هم زندگي کنند.
وي اضافه کرد: از آنجا که معمولا کودکان با مادرشان زندگي ميکنند، براي پسران فرصت همانندسازي و تعامل با پدر تقريبا از بين ميرود.
اين کارشناس ارشد روانشناسي تاکيد کرد: براساس يافتههاي موجود، پسراني که پس از طلاق والدين با مادر زندگي ميکنند، نسبت به دختران مشکلات رفتاري بيشتري نشان ميدهند.
زال با اشاره به اينکه واکنش کودکان به جدايي والدين بر اساس سنشان متفاوت است، تصريح کرد: خردسالان و کودکان سنين پيش از دبستان به دليل توانايي شناختي متفاوتي که دارند، آسيبپذيرتر از سايرين هستند و شديدترين واکنشها را نشان ميدهند.


