مردم از دروغها خسته شدهاند
آیت الله سید مهدی طباطبایی شیرازی از اساتید اخلاق مشهوری است که از بیان شیوا و کلام گرم او زیاد بهر برده ایم. وی که سوابق درخشانی در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی هم داشته است عضو جامعه روحانیت مبارز تهران بوده و سه دوره هم نماینده مجلس شورای اسلامی بوده است. وی در مقاطع حساس و در هنگام مسایل مختلف سیاسی و اجتماعی، با شجاعت و آزادگی خاصی که دارد به اظهار نظر پرداخته و هر گاه احساس خطر نموده بدون توجه به تبعات سخنانش حقایق را بیان کرده است. در آستانه انتخابات میهمان خانه گرم و صمیمی این عالم بزرگوار بودیم و نظرش را در خصوص اخلاق سیاسی و نیازهای امروز جامعه مان پرسیدیم. او نگران است که در سال آینده کشور دچار مشکلاتی شود و از راههای جلوگیری از بروز مشکلات میگوید. آیت الله طباطبایی مشکل اصلی جامعه ما را نبود دینداران واقعی و اسلام شناسان میداند و میگوید اگر کسی اسلام را بشناسد هیچ گاه مرتکب رفتارهای غیر اخلاقی نمیشود و اسلام وقتی با سیاست آمیخته شود، بسیاری از رفتارهای کنونی سیاسیون رخ نمیدهد.
مشروح مصاحبه «ملت ما» با این عالم و اسلام شناس را در ادامه خواهید خواند:
درخصوص اهمیت اخلاق سیاسی در وضعیت کنونی لطفا توضیح بفرمایید.
اخلاق به معنای روحیه ساخته شده بر طبق موازین دینی است. یعنی در واقع اول باید بدانیم که دین چیست تا بر اساس آن اخلاق دینی را تعریف کنیم. دین یعنی آنچه که پیامبر آورده و قرآن بیانگر آن است. قرآن میگوید به پیامبر تاسی کنید و اسوه حسنه را در پیامبر قرار دادیم. اعتقاد شخصی من است که اخلاق یعنی خوب زیست و درست زندگی کردن و زیبا مردن و انتقال به عالمی بهتر وبرتر. حرف قرآن هم همین است.
قرآن در سوره نور زمانی که تهمتی به ناموس پیامبر زده شده بود میگوید: کسانی که شنیدند این واقعه را مومنین میگویند ان شا الله خیر است ولی فساق تهمت نیست و راست است. قرآن میگوید مومن کسی است که وقتی میشنوید واقعه تلخی را چیزی است که شایع است ولی من حق ندارم آن را بازگو کنم. اما در عالم سیاست باید گفت اصل انقلاب ما اسلامی است که سیاست را همراه دارد. این را مردم یادشان رفته است. اسلام باشد این سیاست کار هر کسی نیست که با سیاست تلفیق اش کند. کار امام بود و امام هنر بزرگی نشان داد که سیاست را به اسلام چسباند و چسبید ولی بعد از آن اسلام از سیاست در حال جدا شدن هستند. لذا وقتی میگوییم سیاست باید پرسید کدام سیاست؟ اشکال ما در کشور هم همین است که اگر اقتصاد باشد باید اسلامی باشد. اگر سیاست است باید اسلامی باشد.
در عالم سیاست میگویند باید به هر وسیلهای به هدف رسید و اگر مخالفی ببینم به هر قیمتی آن را از سر راه بردارم و بکوبم که این با اخلاق سیاسی اسلامی تناقض دارد و حتی با سیاست مدرن هم همساز نیست. چرا که در سیاست مدرن هم اینگونه رفتار نمیشود.
نکته بعد این است که برخی رفتارهایشان با هم تناسب ندارد. مثلا در زمان قبل از انقلاب فردی لباسی پوشیده بود که نصف آن لباس مذهبی و نیمه دیگر آن لباس غربی بود. در نوع گفتار کسی که با بسم الله کلام خود را شروع میکند بایستی سایر کلامش هم با بسم الله متناسب باشد. کسی که با دعای فرج امام زمان(عج) کلام خود را آغاز میکند بایستی بقیه کلامش با امام زمان متناسب باشد نه اینکه کلامش کوروشی باشد و شروعش اسلامی که در این صورت درست نیست.
در آشپزی مواد یکی است ولی نوع طبخ غذاها را متفاوت میکند. در عالم سیاست هم بایستی نوع طبخ باید اسلامی باشد تا کار ما اسلامی باشد. باید فهمید خدا چه گفته تا بر اساس آن عمل کرد.
پیامبر حدیثی دارد به این مضمون که من میترسم که امت من در آخر الزمان از اسلام نام ببرند ولی از اسلام بری باشند. به همین جهت اسلام مصر بود که سیاسیون که با اسلام و انقلاب گره خوردهاند امورات را در دست بگیرند و در صحنه باشند. چرا که اینها آموزش دین و سیاست را با هم دیده بودند. اما به تدریج عدهای پیدا شدند که جدایی دین از سیاست را نگفتند ولی در عمل فقط دیانت را یدک کشیدند.
بر همین مبنا کلمه اصولگرا و اصلاح طلب و امثالهم به وجود آمدند. کسی که اصولگرا را تعریف جامعی بکند یعنی یک مسلمان متین تمام عیار. منتها میگوییم آشنایی فردی با سیاست بیشتر است پس به درد کار میخورد ولی فرد دیگری آشنایی ندارد پس نباید استفاده شود. لذا امام اصرار داشت که اسلام منهای روحانیت امکان پذیر نیست. منظور از روحانیت هم داشتن عبا و عمامه نیست بلکه منظور کسی است که اسلام را بشناسد. کسانی هستند که در راس امور سیاسی هستند ولی سیاست را نمیشناسند و بلد نیستند. حتی آداب سیاست در دنیا را هم رعایت نمیکند. در دنیا اجازه میدهند مخالفین بیایند و نظر خود را بگویند ولی اینها این آداب را هم رعایت نمیکنند.
پس اصل انقلاب و اهداف آن را نباید فراموش کنیم. مثلا شورای نگهبان بایستی بررسی کند که فردی که میخواهد به مجلس برود دیانت را به همراه سیاست دارد یا نه؟ یا اگر قانونی خلاف اسلام بود این قانون را بر میگرداند. امام این حقیقت را درک کرد که جامعه استبداد زده بعد از مشروطه ظرفیت این را ندارد که همه قوانین را منطبق با اسلام عمل کند لذا مجمع تشخیص مصلحت تاسیس شد تا برخی قوانین که با اسلام مغایر هستند بنا به مصلحت در مقطعی کوتاه به صورت موقت تصویب شوند تا مردم ورزیده شوند و قوانین اسلام را بتوانند اجرا کنند.
حالا آمدهاند و شرایط نمایندگی را تا مدرک فوق لیسانس ارتقا دادهاند. این کافی نیست چرا که این افراد تبحر لازم در اسلام را ندارند. رایی که مردم میدهند به کسانی بدهند که هم اسلامی باشند و هم متخصص. لذا الانم به وضعیتی رسیدیم که مجلس توانمندی لازم را ندارد و از راس بودن میافتد و مشکلاتی پیش میآید.
مثلا باید امکانات و بودجه دولتی را به ضعیف ترین مردم برسانیم. نمایندگان مجلس چقدر در این راستا تلاش کردهاند؟ چرا از اول انقلاب تاکنون هر چه کمتر به این قضیه توجه شده است. باید دیوار غنا و فقر را برداریم. صرف اینکه به فقیر پول بدهیم که کار درستی نیست. مهم این است که کارخانه بسازیم تا فقیری نباشد.
بایستی جداییهایی که بین اسلام و سیاست ایجاد شده و با چه مرموزی به اینجا کشیده شده است را استخراج کنیم و چه نقاط ضعفی باعث بروز این مشکلات شده است.
چرا در حال حاضر فضا به سمتی رفته که کسانی که اخلاق را کمتر رعایت میکند در عالم سیاست موفق تر هستند؟
من این را قبول ندارم. من میگویم عدهای به واسطه برخی ناآگاهیها کاری میکنند ولی با قصد نیست. بسیاری از این افراد آدمهای خوبی هستند ولی با اسلام آشنا نیستند. بایستی یا اسلام را بشناسند و یا به حرف پیر اسلام شناس عمل کنند. در هر کاری باید به متخصص آن مراجعه کرد. اسلام میگوید ابتدا خودت را بشناس و توان خود را بدان. وقتی که ما خودمان و توانایی هایمان را نشناسیم و ندانسته کاری را انجام بدهیم دچار مشکلات میشویم. اگر کسی ناتوان است نباید بر سر کاری که تخصص ندارد بگذاریم.
حال دیده میشود عدهای دانسته و عامدانه و در جهت منافع شخصی اخلاق را زیرپا میگذارند. دلیل این قضیه را چه میدانید؟
وقتی دین را از سیاست جدا کردیم همین میشود. باید دید رجال سیاسی چه تعریفی دارد. کسی که شرایط روز را میشناسد و نیاز امروز را درک میکند و دین را هم میشناسد. برخوردهای سیاسی چه معنایی دارد؟ قرآن میگوید ما حتی باید با یهودی و نصرانی بسازیم ودلیل ندارد با آنها منازعه کنیم. اسلام هرگز اجازه نداده سایرین را نفی کنیم.
انحرافی که جدیدا ایجاد شده قانون گریزی است. جایگاه رعایت قانون را در اخلاق اسلامی چه میدانید؟
امام میگفت: قانون. یعنی باید این قانون که تصویب شده اجرا شود و کسی حق ندارد صلاح نمیدانم آن را اجرا کنم. نمیشود که هر کسی مصلحت اندیشی کند و بخشی از کشور را خراب کند. هماهنگ کردن نیروهای اجرایی کار دولت است و کسی که اینگونه عمل مینماید یا دین را نشناخته و یا سیاست را. این رفتار یعنی استبداد. حتی مجتهد هم رای خدا را اعلام میکند و نه رای خودش را. الان وضعیت بسیار خطرناک شده است. بدون تعارف باید بپذیریم که انقلاب، اسلامی بوده است. اسلامی که در آن انسان سازی باید باشد. رحم ، مروت، نیکی ، زیر بال هم را گرفتن، سایه بر سر افراد افکندن و مهربانی با مردم دستور اسلام است.
برخی در زمان کنونی به کسانی که مسئولین را نقد میکنند حمله میکنند و آنان را به ضدیت با انقلاب و ولایت فقیه محکوم میکنند. جایگاه نقد و انتقاد را چگونه تعریف میکنید؟
اولین نکته این است که نقد فقیه عادل بر فقیه بلامانع است ولی نقد عوام بر ولی فقیه ممنوع است. نکته بعد اینکه نقدها نباید در جمع مطرح نشود تا حرمتها شکسته شود. باید توجه کرد که کسی نقد کند که در زمینهای که نقد میکند متخصص باشد و آشنایی داشته باشد.اصل انتقاد مشکلی ندارد ولی باید در جایگاه خودش باشد.
چه کسانی را شایسته حضور در مجلس میدانید؟
مردم باید به کسی رای بدهند که انقلابی و دیندار باشد نه اینکه صرفا به دین تظاهر کند. خصوصیت بعدی اینکه باید آگاه به مسایل روز باشد و سیاست جهانی را هم بشناسد. در رشتهای از رشتههایی که در مجلس کمیسیون تخصصی دارد متخصص باشد و بعد از همه این خصوصیات باید اسلام را بشناسد. ملتزم اسلام و لایت فقیه باشد.
استقلال و شجاعت نمایندگان را تا چه حد مهم میدانید؟
این مساله نیز به اخلاق برمی گردد و یکی از مسایلی که در اخلاق اسلامی مهم است همین نکته است. باید به برخی افراد بها داده شود و کسانی که به آنها بها داده میشود به ایشان جرات داده میشود. برخی در کمیسیونها مسالهای را مطرح میکنند ولی در صحن نمیتوانند مطرح کنند. برخی دیگر در کمیسیونها هم نمیتوانند نظر خود را بیان کنند. این شخص قطعا به درد نمیخورد . یکی از خصوصیات مسلمان شهامت و شجاعت است. کسی که شهامت ندارد مسلمانی اش ضعیف است و به درد نمایندگی نمیخورد.
مردم چگونه اینها را تشخیص بدهند؟
سابقه خدمات اسلامی هر فردی نشانگر آن است که تا چه حد توانایی دارد. زیاد مساله پیچیدهای نیست و باید دید چگونه در محله و خیابان زندگی کرده است و از روی طرز زندگی و خدماتی که انجام داده توانایی او را تشخیص داد. فقط باید دقت کرد که مسلمان نما نباشد.
اجازه بدهید در این قسمت به نکتهای اشاره کنم. اشکال ما در طول تاریخ این بوده است که به افرادی به مصلحت و مناسبتی بیش از حد بها داده ایم. اگر مسلمان باشد و حکیم متوجه خواهد شد که به مصلحت به او چنین بهایی داده ایم و نباید غرور او را بگیرد. یکی از نکات اخلاق اسلامی همین است که مسلمان به مال و زن و زور مغرور نشود. کسی که در مقابل این سه مغرور میشود به درد کارگزاری اسلامی نمیخورد. مرحوم آقای شخ عبدالکریم حائری در زمان پهلوی گفت عمامهها را برمی داریم و همه متحد الشکل شوند غیر از کسانی که مجتهد بودند. بعدا که دیدند تعداد مجتهدان کم است و مردم به مشکل برمی خورند و بی روحانی ماندند. ایشان به دیانت افراد نگاه کرد و به عدهای به مصلحت اجازه اجتهاد داد. بعد وقتی که فرد میخواست برود به وی میگفت این اجازه اجتهاد به خاطر عمامه توست بعدا فکر نکنی واقعا مجتهدی. ایشان بعد از مرگش هم نامه نوشت که ایشان مجتهد نیستند. نه که در آن زمان دروغ گفته باشد بلکه به مصلحت این کار را کرد. بعد از انقلاب به واسطه مصالح به خیلیها بها دادیم و گفتیم شما بیا و وزیر و وکیل باش و کارها را انجام بده. آن روز این کار را کردیم چون مجبور بودیم ولی این فرد همیشه به درد این کار نمیخورد. حالا فرد بهتری آمده به او میگوییم برو کنار، نمیرود. سوار شده و پیاده نمیشود.
خصوصا در میان آقایانی که ادعای دینداری دارند هر کدام به مناسبتی جامعه به آنها بها داده است. این افراد به خاطر اینکه زبان گرمی داشتند مردم به آنها توجه کردهاند. اما این به این معنا نیست که این افراد به درد کار اجرایی میخورند. به درد همان کار مقطعی میخورد.
به افراد توصیه میکنم که به افرادی که با بها گرفتن غیر واقعی واینکه به مناسبتهایی به آنها بها داده شده در حالی که عقل تشخیص این موضوع را ندارند، رای ندهند.
دوم اینکه کسی که کاری نکرده که نشانگر این باشد که هم آگاه است و هم دیندار نباید به او رای داد. بنده کاری از عهده ام بربیاید و بتوانم لحظهای نمینشینم و آن کار را انجام میدهم. ولی اگر کاری را نمیکنم به خاطر این است که توانایی آن را ندارم. در اول انقلاب امام پیشنهاد وزارت ارشاد را به من داد ولی من گفتم من توانایی آن را ندارم و قبول نکردم.
ریاست جمهوری به قدری مهم است که باید تمام حرفهای ناهنجار را بشنود و هضم کند. چون کارش مهم است. امیر المومنین میفرماید: آلت السیاسه سعه الصدر، ابزار سیاست سعه صدر است. دین این را میگوید که اگر کسی به شما چیزی گفت نیاز به این نیست که به همه حرفها جواب بدهی. خیلی از بدبختیهای ما این است که نتوانستیم با جهان هماهنگ بشویم. باید بگویم اگر ما انقلاب اسلامی امام را به اجرا در آورده بودیم، تمام خاورمیانه از آن ما بود. به قدری این انقلاب راه باز کرد و انسان شناسی و ارتباطات ایجاد کرد. زمانی که بلد نیستیم اجرا کنیم به این جا میرسیم . در عسلویه منابع زیاد در حال هدر رفتن هستند. من کارشناس اقتصادی نیستم ولی در زمان مجلس با کار کارشناسی که انجام شد ، به این نتیجه رسیدیم اگر همین منابع را به خوبی بهره برداری کنم حداقل نیمی از مشکلات گرانی را میتوانیم حل کنیم.
ما از طریق جهانگردی میتوانیم خیلی از مشکلات کشور را حل کنیم. من در زمان جوانی کشورهای مختلف را دیدم که چگونه از یک سنگ بی ارزش درآمد کسب میکنند در حالی که ما خیلی از آن بهتر را داریم و استفاده نمیکنیم. کسی که یهودی است و نصرانی را میتوانیم به کشور خود بیاوریم و او را مبلغ خودمان در کشورش بکنیم. این کار امکان پذیر است. باید هتلهای ما، هواپیمای ما، میهمانیهای ما و غذای ما زیبا باشد تا کسی که به کشور ما میآید را تحت تاثیر قرار بدهیم و از او آدم بسازیم.
نیاز نیست حرفهای قشنگ بزنیم و خوش سخنی کنیم و مردم را دنبال خودمان بدوانیم. اسلام این را نمیخواهد. برای چه کار مردم را تعطیل میکنیم. اسلام میگوید مبادا از عمر کسی یک روز تلف شود.
از همه رسانهها و مردم میخواهم سوال کنند هر جایی که تولید اشتغال شده است آدرس بدهند و بگویند کجا تولید کار شده است. هر مسئولی که میگوید اشتغال ایجاد کرده بگوید در کجا ایجاد شده است. دروغ بس است. مردم از دروغ گفتن خسته شدهاند. مردم از حقه بازی خسته شدهاند. بیایید برگردیم به اصل اسلام. صداقت، راستی، امانت، خدمت ، وفای به عهد داشته باشیم و با تمام دنیا هم میتوانیم بسازیم. با مردم سازش کنیم، یاری کنیم و یاری بدهیم و مطمئن باشید این کشور پیشرفت میکند. دل من از این میسوزد که بسیاری از جوانان ما در معرض بی ایمانی و افسردگی هستند. بدن ما اگر غذای ناسالم بخورد مزاج به هم میریزد و با درد این قضیه خود را نشان میدهد. اگر درد نبود بسیاری از جاهای بدنمان فاسد میشد و ما نمیفهمیدیم. ولی روح مردم درد ندارد. اگر غذای ناسالم به آن برسد درد ندارد و بیماری میگیرد و آثار آن افسردگی و اعتیاد است. مردم اکثرا کسل هستند و بی حال هستند چون که غذاهای ناسالمی مثل دروغ و تهمت به به روحشان رسیده است.
اگر توصیهای در پایان برای مردم دارید بفرمایید.
مردم باید تلاش و فعالیت کنند و به کسانی رای بدهند که خدمتگزار واقعی هستند و هر جایی که در مورد اسلام به مشکلی برخوردند به اهلش مراجعه کنند و ان شاالله یک مجلس خوبی داشته باشیم و جامعه را به اصلاح برسانیم. مردم به کسی توجه کنند که به انها توجه میکند و بدانند که کاری نشد ندارد . چرا که ما خدا را داریم که به هر کاری تواناست.
برگشت نخبگان به صحنه سیاسی قطعا کارساز است و کسانی که بی جهت مقام گرفتهاند و با نالایقی به پستی رسیدهاند و اهل شعارند. آدم عاقل همیشه خود را کنار میکشد که از بدزبانی تندروها در امان باشد. مسئولین محترم بسیج و سپاه مراقب باشند که این انگ به آنها نخورد. خیلی بد است که تا کسی حرف حسابی میزند میروند و درب خانه اش شلوغ میکنند.
امیرالمومنین میگوید: «بترسید از غوغا گران. غوغاگران کسانی هستند که ندانسته جایی را شلوغ میکنند. موقعی که جمع میشوند ضرر میرسانند و موقعی که متفرق میشوند منفعتت میرسانند.»
اگر در آینده به همین منوال پیش برود در چهار، پنج ماه اول سال آینده ما آفتهای بزرگی خواهیم داشت. غیب نمیگویم ولی آگاهی سیاسی و اجتماعی دارم و پیش بینی میکنم.
منبع: ملت ما


