نايجل چپمن، مدير سرويس جهاني «بي.بي.سي»، در روزنامه اينديپندنت دوشنبه 26 نوامبر در مطلبي از سفرش به ايران نوشته و به توصيف مشاهداتش پرداخته است.
او همراه با هيأتي از «بي.بي.سي»، براي شرکت در کنفرانس سالانه اتحاديه بنگاههاي خبري آسيا به تهران رفت و فرصت داشت با برخي از مشاوران دولت ايران ديدار کند و با آنها درباره آغاز به کار تلويزيون بخش فارسي «بي.بي.سي» در سال 2008 به گفتگو بنشيند.
چپمن مقاله خود را اين طور آغاز ميکند که «در دفتري کوچک در مرکز تهران بر روي ميز يکي از اعضاي تيم کمکي مشاوران رسانهاي و مطبوعاتي محمود احمدي نژاد، برگه کاغذ جالبي توجه ما را به خود جلب کرد؛ خبري چاپ شده از سايت اينترنتي بخش فارسي «بي.بي.سي» درباره وضعيت اضطراري در پاکستان.»
مدير سرويس جهاني «بي.بي.سي» از يکي از مسئولان اين دفتر نقل ميکند که اعضاي اين تيم هر روز اين سايت را مرور ميکنند و بر حسب نياز نسخه چاپ شده خبر به دفتر رئيس جمهوري ارسال ميشود.
با اين حال چپمن يادآور ميشود که تنها چند خانه آن طرفتر، سايت اينترنتي بخش فارسي «بي.بي.سي» مسدود شده و دسترسي به آن ممکن نيست.
اينترنت، مشابه ماهواره
نايجل چپمن به شباهت وضعيت اينترنت و تلويزيونهاي ماهوارهاي اشاره ميکند و از قول يکي از کارمندان ارشد صداوسيماي ايران مينويسد: هر هفته حدود 20 تا 30 درصد زمان کلي تماشاي تلويزيون در ايران، صرف ديدن برنامه کانالهاي توليد شده در خارج از ايران، از جمله برنامههاي صداي آمريکا ميشود.
مدير سرويس جهاني «بي.بي.سي» ايران را کشوري توصيف ميکند که در آن اهرمهاي قدرت پيدا و آشکار نيستند و اين کشور «با زندگي در ابهام کنار آمده است.»
نايجل چپمن يادآور ميشود که بسياري از ايرانيها معتقدند هدفي پنهان در پس تصميم «بي.بي.سي» براي راهاندازي تلويزيون فارسي وجود دارد و از اين رو متقاعد کردن آنها که کانال جديد به تريبون ايرانيان ناراضي در خارج از ايران تبديل نخواهد شد، کاري ساده نيست.
او که بخشي از اهداف سفرش به ايران، جلب حمايت براي اسکان و فعاليت يک خبرنگار تلويزيون بخش فارسي در ايران بوده است، تلويزيون «بي.بي.سي» فارسي را با عنوان معضل براي مقامات ايران توصيف ميکند و مينويسد: ترديدي نيست که اين تلويزيون در ايران بيننده خواهد داشت.
در تشريح اين معما، با توجه به محدوديتهايي که به گفته او حتي براي جان لاين، خبرنگار انگليسي زبان بخش جهاني «بي.بي.سي» در تهران وجود دارد، اين سوال مطرح ميشود که تا چه ميزان دولت ايران مايل به همکاري با اين تلويزيون خواهد بود؟
نايجل چپمن مينويسد از سوي ديگر، اجتنابناپذير است که مقامات ايراني هم از پوشش خبري اندک اين کشور در رسانههاي غربي ناراحت باشند.
او به وجود يک حس قوي غرور ملي در ايران اشاره ميکند و تمايل به مطرح شدن تاريخ، فرهنگ و سهم تاريخي ايران در علوم و پزشکي را بارز ميبيند.
اما چپمن مينويسد: ما استدلال کرديم که [براي پوشش دقيق تر اوضاع ايران] به ويزا و دخالت کمتر در خبر رساني نياز داريم، و ميخواهيم کسي ميان توليدکنندگان گزارش به زبان فارسي و انگليسي تبعيض قائل نشود.
درخواست مصاحبه با محمود احمدي نژاد
مدير سرويس جهاني «بي.بي.سي» از درخواست براي مصاحبه با محمود احمدي نژاد مينويسد و عنوان ميکند که به او گفته شد، در زمان مطرح شدن درخواست «بي.بي.سي»، 80 درخواست مصاحبه ديگر هم از سوي موسسات رسانهاي بينالمللي وجود دارد، ... اما مقامهاي ايراني چارچوبي تعيين شده براي انجام گفتوگو دارند: بايد يکي از شخصيتهاي شناخته شده «بي.بي.سي» مصاحبه را انجام دهد و ترجيحا بايد مصاحبه زنده و ويرايش نشده باشد.
نايجل چپمن به حضور محمود احمدي نژاد در کنفرانس سالانه اتحاديه بنگاههاي خبري آسيا و ازدحام حضار براي گرفتن عکس يادگاري با رئيس جمهور ايران اشاره ميکند و مينويسد: اين نشاني واضح از قدرت ايران در مقاومت مقابل تلاش جهت منزوي کردن اين کشور است.
چپمن در نهايت به مشاهداتش از فرودگاه امام خميني اشاره ميکند و رواج دلار در هنگام مراودات داخل فرودگاهي را نشانه آن ميداند که ايران يک قدرت جهاني است و نشانههاي مبهم موجود در اين کشور هم مشکلي براي آن ايجاد نميکند.
او مينويسد: رساندن تحولات داخل ايران به گوش و چشم مخاطبان در سراسر جهان کار خوبي است و همين طور گشودن دري از جهان بزرگ به ايران از طريق پخش برنامه به زبان فارسي. اما براي رسيدن به اين هدف، بهاندکي اعتماد و اعتقاد از دو طرف نياز است و همچنين مقامهاي ايران بايد کمتر از اشتباهات و از قلم افتادگيهاي گذشته «بي.بي.سي» ايراد بگيرند.