زنان در تحقق چشمانداز نقش مهمی دارند
كميته خاص زنان و جوانان در حوزه زنان و خانواده چه اقداماتي را انجام داده است؟
كميته زنان و جوانان از بدو تشكيل در سال 1376 تلاش كرده، اهميت بررسي موضوعات زنان و خانواده را در سطح كلان و سياستگذاري در كشور مطرح نمايد. از اين رو از شيوههاي مختلفي براي طرح مسائل زنان و خانواده در سطوح مختلف، از جمله: سطوح حوزوي، دانشگاهي، اجرايي و قانونگذاري و قضايي استفاده كرده است. البته همزمان در بررسي فهرست سياستهاي كلي ضرورت تدوين سياستهاي كلي درباره زنان را مطرح كرد كه خوشبختانه مورد موافقت مقام معظم رهبري و رئيس محترم مجمع قرار گرفت. لذا از همان سالها مطالعات گسترده و عميقي درباره نحوه تدوين محتواي سياستهاي كلي درباره زنان انجام شده است. البته بايد اضافه كنم كه در سال 76 و 77 كميته ضمن نظرخواهي از صاحبنظران سياست كلي زنان، خانواده و جوانان را در سياستهاي كلي برنامه سوم توسعه پيشنهاد داد. خوشبختانه براي نخستين بار در برنامه سوم يك بند سياست كلي درباره زنان و خانواده و يك بند سياست كلي درباره جوانان توسط مقام معظم رهبري ابلاغ شد. در برنامههاي چهارم و پنجم نيز اين سياستها مورد تاكيد قرار گرفته است. تخصيص سياست كلي خاص به زنان و جوانان در سياستهاي ابلاغي برنامههاي توسعه موجب رويكرد خاص به زنان و جوانان در برنامههاي توسعه و تصويب مواد خاص در برنامه سوم و چهارم و پنجم توسعه شد. اين امر باعث شد ضمن اختصاص منابع بيشتر به امور زنان و جوانان، مسائل و مشكلات ايشان به صورت ويژه مورد تاكيد قرار گيرد كه در اين زمينه به نظر ميرسد كميته زنان و جوانان منشأ اثر بوده است. هماكنون براساس مطالعات و تحقيقات انجام شده، سياستهاي كلان پيشنهادي درباره زنان را در 14 حوزه تدوين كردهايم و اميدواريم در سال آينده اين سياستها در كميسيون اصلي طرح شود.
تهديدهاي بالقوه و بالفعل موثر بر جامعه جوان ايراني چگونه بوده است و سياستهاي مديريت كاهش اين آسيبها و تهديدها چگونه است؟
اگر جامعه جوان ايراني را جمعيت 15 تا 29 سال در نظر بگيريم طبق سرشماري 1385 اين جمعيت 4/35 درصد جمعيت كلرا شامل می شود. اين محدودههاي سني خود تا حدودي حاكي از نوع و حجم نيازهاي پيشرو دارد. برخي از نيازهاي انسان از جمله هويتيابي، رشد علمي و تحصيلي، ازدواج، اشتغال و فعالگرايي اجتماعي و سياسي در اين محدوده سني است كه خود را نشان داده و بايد بدان پاسخ داده شود. حال اگر اين نيازهاي طبيعي مورد بيتوجهي حكومت و جامعه قرار گيرد و امكانات لازم براي تحقق آن فراهم نشود، شخص جوان با مشكلاتي مواجه ميشود كه در مقايسه با يكديگر داراي شدت و ضعف هستند. غفلت از رسيدگي به مشكلات نيز ميتواند موجب انباشت مشكلات و پيچيدهتر شدن حل مشكل شود كه به تعبير ديگر ميتوان گفت كه اين انباشت تبديل به تهديد يا بحران ميشود.
در ايران امروز كه مسئله جوانان در دهه اخير خيلي پررنگتر مطرح ميشود، دچار همين انباشت مشكلات در حوزه جوانان شدهايم كه غفلت از آن ميتواند تهديدهاي جدي ايجاد كند. در واقع ما به صورت بالقوه تهديد و بحران در حوزه جوانان را داريم كه اگر مديريت نشود بالفعل خواهد شد. مشكلات در حوزههايي همچون اشتغال، هويت، سلامت در مقايسه با 10 سال پيش بيشتر شده و شواهد و قرائن حاكي از وخامت اوضاع دارد.
اما راهحل چيست؟ چگونه ميشود مسئله را مديريت كرد؟ در پاسخ بايد به تاسيس سازمان جوانان در سال 79 (10 سال پيش) اشاره كنم كه با همين هدف صورت گرفت؛ يعني درك لازم نسبت به اينكه مشكلات جوانان بيشتر و انباشته شده و بايد اقدامات جديتر و عملياتيتر براي حل مشكلات جوانان انجام شود، ايجاد شده بود. از آن سال تاكنون اقدامات اساسي هم در حوزه جوانان صورت گرفته است كه تدوين و تصويب برنامه ملي ساماندهي امور جوانان در برنامه سوم توسعه و اجرايي كردن آن در برنامه چهارم كه در برنامه پنجم هم به نوعي تنفيذ شده است با محوريت سازمان ملي جوانان از اين جملهاند. در دبيرخانه مجمع تشخيص هم كميته ويژه زنان و جوانان به سهم خود تدوين سياستهاي كلي جوانان در حوزه جوانان را در دستور كار خود داشته است كه پس از چند سال مطالعات مرتبط با مسئله به يافتههاي خوبي براي تدوين اين سياستها رسيدهايم. البته رويكرد ما در تدوين سياستها صرفا رويكرد آسيبشناختي و تهديدانگارانه نبوده است و در بسياري از حوزهها كه وضع خوبي داريم رويكرد ارتقايي داشتهايم تا بتوانيم بهطور واقعبينانه به سمت تحقق اهداف چشمانداز افق 1404 حركت كنيم. ضمنا، با توجه به بررسيهايي كه با كمك و همكاري خبرگان و صاحبنظران امور جوانان كشور انجام شده، به اين تصميم رسيدهايم كه در ارايه سياستهاي متناسب با حل مشكلات و حوزههاي تعريف شده اولويتگذاري داشته باشيم. برخي از مشكلات همچون هويت، معنا، اشتغال و سلامت زيربنايي بوده و در حكم علت براي بسياري از مشكلات ديگر هستند كه اين موارد را در اولويت قرار دادهايم.
درباره جايگاه زنان و تقويت نهاد خانواده در عرصههاي اجتماعي در برنامه پنجم توسعه چه تمهيداتي انديشيده شده است؟
مقام معظم رهبري در بند 12، سياستهاي كلي ابلاغي برنامه پنجم توسعه بر تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن در خانواده و صحنههاي اجتماعي و استيفاي حقوق شرعي و قانوني بانوان در همه عرصهها و همچنين به نقش سازنده زنان در اين عرصه تاكيد كردهاند.
اما برنامه پنجم توسعه فقط در مواد 44، 45 و 47 بخش كوچكي از جامعه زنان و خانواده ايراني را مورد توجه قرار داده يعني: معلولين، زنان سرپرست خانواده نيازمند و خانوادههاي تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي و ديگر مراكز حمايتي. به نظر ميرسد اين مواد برنامه براساس رويكرد حمايتي تنظيم شده و به پيشگيري عنايتي ندارد. همچنين ماده 46 برنامه تنها به موضوع ارزشگذاري مادي و معنوي به خانهداري زنان در محاسبات كشوري پرداخته است در صورتي كه ديگر موضوعات و مشكلات گروههاي مختلف زنان از جمله زنان شاغل و روستايي و تامين اجتماعي زنان بدون توجه مانده است. ضمن اينكه برنامه پنجم به راهكارهاي تقويت و استحكام نهاد خانواده در جامعه در بخشهاي مختلف بيتوجه بوده است.
آيندهپژوهي چه جايگاهي در برنامهريزي براي بانوان و جوانان دارد؟
آيندهنگاري و آيندهپژوهي دانش ميان رشتهاي است كه از ثمرات آن تدوين برنامههاي ميان مدت توسعهاي براي كشورها و همچنين ترسيم چشمانداز بلندمدت 20 تا 50 ساله براي جوامع است.
كشور ما نيز از بعد از انقلاب اسلامي تاكنون اجراي چهارم برنامه توسعهاي را پشت سرگذاشته است و قطعاً از ثمرات اين دانش در برنامهريزي براي بانوان و جوانان نيز بهره برده است. همچنين ابلاغ چشمانداز 1404 توسط مقام معظم رهبري نيز فرصت بسيار مغتنمي است كه اميد است به بحثهاي طولاني درباره جايگاه و نقش زنان در ساختن آينده جمهوري اسلامي پايان دهد و مانع از تكرار برداشتهاي تبعيضآميز از مشاركت زنان در جمهوري اسلامي ايران شود. در ضمن چشمانداز زمينه را براي ايجاد تغييرات احتمالي و بازبيني و اصلاح تصميمات، برنامهها و عملكردهاي گذشته و حال كشور درباره زنان و جوانان و دختران جوان فراهم ميكند.
از آنجا كه چشمانداز20 ساله قرار است طي 4برنامه پنجساله كشور محقق شود لذا به نظر ميرسد كه نگاهي علمي و عملياتيتري به موضوع زنان و جوانان در اين برنامهها داشت. لازم است برنامهريزان و تصميمگيران براي روشن و شفاف كردن دورنماي وضع زنان و جوانان و رسيدن به اهداف چشمانداز در ايران1404، اهداف چشمانداز را تبديل به اهداف عملياتي نمايند و ضمن شناسايي گلوگاهها، نقاط مبهم، تاريك، چالشها و فرصتهاي پيشرو، پاسخها و راهكارهاي دقيق و روشني را مبتني با اهداف و آرمانهاي نظام تهيه كرده و در برنامههاي توسعهاي بگنجانند. در غير اينصورت كلينگري در مقوله زنان و جوانان به صورتي كه در برنامه اول تا سوم وجود داشت راهحل مناسبي نيست. همچنين بيتوجهي در اجراي ماده 111 برنامه چهارم توسعه و عدم پيگيري اجراي آن در برنامه پنجم توسعه نيز جاي سوال است.
زنان در تحقق اهداف چشمانداز چه نقشي ميتوانند ايفا كنند؟
سند چشمانداز اهداف جامعه و فرد ايراني را در دو دهه آينده ترسيم كرده است. براي تحقق اين اهداف ميتوان نقش و ماموريتهاي ويژهاي نيز براي اقشار، سازمانها و نهادهاي مختلف كشور ترسيم كرد. هرچند سند چشمانداز با نگاه غير جنسيتي تهيه شده است و كليه افراد جامعه را بدون درنظرگرفتن جنس، رنگ و نژاد و طبقه مورد نظر قرار داده است، اما وظايف و مسئوليتهاي خانواده به عنوان نخستين نهادي كه تربيت و جامعهپذيري انسان را شكل ميدهد و محوريت تربيتي زن در نهاد خانواده بايد مورد دقت و توجه خاص قرار گيرد. زنان به عنوان نيروي انساني ميتوانند با دو نقش خاص و عام در تحقق اهداف چشمانداز حضور فعال داشته باشند. زنان در ايفاي نقش خاص خود ميتوانند در تربيت اخلاقي، ديني و انتقال ارزشهاي ملي و انقلابي، انضباط اجتماعي و حفظ هويت فردي و اجتماعي، و بهطور كلي «تربيت فرد ايدهآل ايراني» كه منظور چشمانداز جمهوري اسلامي ايران است، تلاش كرده و نقش سازنده ايفا نمايـــد. همچنين زنان به لحـاظ نقش عام خـود در قالب «نيروي انساني متعهد و متخصص» ميتوانند در ساختن ايران آباد و پيشرفته و تبديل آن به قدرت اول منطقه با اتكا به تواناييها و استعدادهاي مردان تلاش كرده و اهداف والاي چشمانداز را تحقق نمايند. در اين راستا به نظر ميرسد هرگونه سرمايهگذاري براي مشاركت زنان در توسعه و پيشرفت ايران، بازده مضاعف در تقويت و ايفاي «نقش خاص و عام» زنان خواهد داشت.
سياستهاي كلان نظام درباره خانواده و تحكيم بنيان آن به كجا رسيده است؟ اين كميته چه نقشي در تهيه پيشنويس آن داشته است؟
در سال 85 كميسيون علمي، فرهنگي و اجتماعي دبيرخانه مطالعه اوليهاي راجع به خانواده و سياستهاي كلي خانواده به انجام رساند، كه به پيشنهاد كميسيون نتايج اين مطالعه در كميته زنان و جوانان مورد بررسي قرار گرفت. بر اساس اين بررسي ما تصميم گرفتيم براي استخراج سياستهاي كلي خانواده با مراكز پژوهشي مختلفي ارتباط برقرار كرده و از ايشان درخواست پيشنهاد طرح تحقيقاتي كنيم. پس از بررسي طرحهاي پيشنهادي نهايتا طرح گروهي از پژوهشگران كه با مسائل خانواده و سياستهاي كلي آشنا بودند پذيرفته و مقرر شد طرح استخراج سياستهاي كلي خانواده در سه فاز به اجرا درآيد. بعد از اصلاح و تكميل هر فاز، فاز بعدي به اجرا گذاشته شود. هماكنون فاز بررسي وضع موجود، آسيبشناسي خانواده، مباني حقوقي و شرعي خانواده، راهكارهاي پيشنهادي براي تدوين سياست كلي خانواده به انجام رسيده و ما اميدواريم در اوايل سال آينده در يك نشست تخصصي با حضور جناب دكتر رضايي و اعضاي شوراي پژوهشي، دستاوردهاي اين پژوهش به همراه سياستهاي كلي پيشنهادي خانواده ارايه شود. البته بايد اضافه كنم كه در اين راستا همكاريهايي با مراكز تحقيقاتي مثل مركز تحقيقات استراتژيك نيز صورت گرفته است. لذا طي سالهاي گذشته برگزاري سمينارهايي درباره خانواده و آيندهپژوهي فضاي مناسبي براي طرح نظرات صاحبنظران حوزوي و دانشگاهي درباره خانواده به وجود آمده است. اينگونه فعاليتها، در سطح گسترده زمينه خوبي را براي بررسي و تصويب سياستهاي خانواده در مجمع تشخيص مصلحت نظام به وجود ميآورد.
باتوجه به اينكه تهاجم فرهنگي از طريق رسانهها و شبكههاي خارجي قارچگونه در كشور عمل ميكند و تهاجم فرهنگي قشر زنان و جوانان را بيشتر تهديد ميكند، چه تمهيداتي در اين خصوص انديشيده شده است؟
در پاسخ به اين سوال بايد به سوال قبل ارجاع دهم. تمهيداتي كه در حيطه اختيارات ما و متناسب با ماموريت مجمع تشخيص مصلحت باشد در قالب همان سياستهاي كلي در حوزه جوانان و زنان دنبال ميشود.
لازم به تاكيد ميدانم كه تهاجم فرهنگي كه مقام معظم رهبري از بيست سال پيش بر آن تاكيد داشتند مسئلهاي كاملا جدي و مخاطرهآميز است. روند جهاني شدن نيز موجب گشته تا تاثيرات متقابل ملتها و فرهنگها بر همديگر بالا رفته و ملتهايي كه دچار بيبرنامگي و خلأ مديريتي هستند آسيب ببينند. ما در تدوين سياستهاي كلي هم در حوزه زنان و هم در حوزه جوانان شرايط و بستر جهاني را مورد توجه قرار دادهايم و اين طور نبوده است كه صرفا به وضع جوانان يا زنان كشورمان توجه داشتهايم. از نظر ما سياستهايي ميتواند مفيد و راهگشا باشد و ما را در حل مشكلات زنان و جوانانمان به سوي تحقق اهداف چشمانداز رهنمون کنند كه با لحاظ شرايط و واقعيتهاي جهان پيرامون تدوين شده باشند.
اما مشكل تهاجم فرهنگي كه از تهديدهاي پيراموني ما در حوزه جوانان و زنان است نهتنها در تحليل وضع موجود براي استخراج راهبردها و سياستها لحاظ شده است، بلكه در متن سياستها در برخي از حوزههاي مرتبط همچون حوزه هويت نيز مورد توجه قرار گرفته است. متعاقبا دستگاههاي مرتبط در كشور سياستهاي اجرايي و برنامههايي را تدوين و اجرا خواهند كرد كه برگرفته از اين سياستهاي كلي مسئله تهاجم فرهنگي را لحاظ خواهند كرد.
ايران كشور جواني است، جايگاه و نقش جوانان در توسعه كشور و اعتماد متقابل بين جوانان و دولت چگونه ميتواند در اين پيشرفت اثرگذار باشد؟
اساساً جمهوري اسلامي ايران نظام جواني است كه جمعيت جوان بالايي دارد و ريشههاي اين نظام نيز با ايثار و مجاهدت جوانان تقويت شده است. لذا ذات و سرشت جمهوري اسلامي ايران با حضور جوانان آميخته شده است. علت توفيق حضرت امام(ره) در پيروزي و سپس استقرار و تثبيت جمهوري اسلامي جوانان بودهاند. در جريان 8 سال دفاع مقدس و بعدها چهار برنامه توسعه نيز جوانان در صحنه حضور داشتهاند. در عين حال تجربه كشور خودمان از يك سو و تجارب ديگر كشورهايي همچون هند، چين، كره و مالزي نشان ميدهد كه هر وقت حضور جوانان به صورت هدفمند، نهادينه و برنامهريزي شده صورت گرفته است توفيقات نيز افزايش بيشتري داشته و پيشرفتها از پايداري بيشتري برخوردار شدهاند.
بنابر اين، ضمن پذيرش اين فرض كه حضور و نقشآفريني جوانان فينفسه اثرگذار است، معتقدم كه بايد انرژي جوانان همراستا با انرژي و توان حاكميت قرار گيرد تا سينرژي لازم براي پيشرفت حاصل شود. حال اگر عكس اين شود و انرژي جوانان و حاكميت در جهت مخالف هم قرار گيرد نيروها و توان يكديگر را خنثي كرده و موجب درجاماندگي و در نهايت شكست يك طرف ميشود. براي پيشرفت لازم است قبل از هرچيز جوانان و حاكميت همراستا شوند و اين خود مستلزم رعايت اين موارد است:
-1تلاش براي ايجاد درك و تفاهم متقابل بين جوانان و حاكميت، به گونهاي كه حاكميت مقتضيات دوره جواني را لحاظ كند و جوانان نيز اقتضائات حاكميتي را.
-2تلاش براي ايجاد اعتماد متقابل بين جوانان و حاكميت، به گونهاي كه بر مولفههاي ديگر سرمايه اجتماعي و نهايتا ارتقاي اين سرمايه اثرگذار باشد.
-3ارتقا و نهادينه ساختن فرهنگ گفتوگو و نقد و پاسخگويي بين جوانان و حاكميت، به گونهاي كه توسل به خشونت و رفتارهاي غير عقلاني و غيرمنطقي را كاهش دهد.
4- نهادينه ساختن حضور و مشاركت جوانان در عرصه تصميمسازي و تصميمگيري، بهطوري كه حضور تشكيلاتي و سازمان يافته جوانان تسهيل شود و اصالت و ماهيت نهادهايي همچون سازمانهاي مردم نهاد، احزاب سياسي و بنگاههاي اقتصادي به چالشهاي سليقهاي كشيده نشود.
منبع: ملت ما


