صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جنایت مرد معتاد با طراحی مادر

کد خبر: ۲۲۷۴۸۸
| |
4032 بازدید
پرونده مرد معتادي كه با همدستي مادرش زني را به قتل رسانده و از خانه او سرقت كرده بود روي ميز قضات دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت.

به گزارش شرق، مردي روز پنجم اسفند سال گذشته سراسيمه و مضطرب به كلانتري 14 پاكدشت رفت و به افسر نگهبان خبر داد همسر 50ساله‌اش به نام رقيه كشته شده است. دقايقي بعد تيمي از ماموران در خانه اين مرد حاضر شدند و جنازه اين زن را در حالي‌كه طنابي دور گردنش پيچيده و خفه شده بود، يافتند. شوهر رقيه به ماموران گفت: «من مسافرت بودم و وقتي به خانه برگشتم هرچه رقيه را صدا كردم جواب نداد. خانه به‌هم ريخته بود و به نظر مي‌رسيد اتفاقي افتاده است. در حالي‌كه نگران شده بودم دنبال زنم گشتم و جسد او را در اتاقي كه يخچال‌مان را آنجا مي‌گذاريم پيدا كردم و بلافاصله به كلانتري رفتم.»

اين مرد در ادامه گفت: «قاتل همه طلاها و پول‌هاي موجود در خانه را سرقت كرده و هرچه مواد غذايي در يخچال داشتيم را با خود برده و تلفن همراه رقيه را هم دزديده است.»كارآگاهان جنايي تحقيقات پيرامون اين جنايت را در حالي آغاز كردند كه تنها اميدشان براي شناسايي و دستگيري قاتل يا قاتلان رديابي تلفن همراه مقتول بود. آنها متوجه شدند اين گوشي خاموش و بلااستفاده است به همين دليل تحقيقات با پيشرفت توام نشد تا اينكه افسران جنايي خرداد سال‌جاري فهميدند گوشي رقيه فعال شده است. رديابي‌هاي تلفني سبب شد جوان 30ساله‌اي به نام حمزه كه از گوشي استفاده مي‌كرد روز 17 خرداد دستگير شود.

حمزه كه به شدت به ماده مخدر شيشه اعتياد داشت در همان بازجويي‌هاي اوليه به قتل اعتراف كرد و قبل از آنكه انگيزه‌اش را از كشتن زن تنها بيان كند داستان زندگي‌اش را تعريف كرد. او گفت: «من يك خواهر و يك برادر كوچك‌تر از خودم دارم و وقتي بچه بودم پدرم ما را ترك كرد و رفت. از آن به بعد مادرم به سختي خرج ما را تامين مي‌كرد به همين دليل وقتي 14 سال بيشتر نداشتم شروع به كار كردم و زندگي ما به دشواري ادامه داشت تا اينكه مدتي قبل دايي‌ام من و مادرم را به شيشه معتاد كرد. بعد از آن زندگي فلاكت‌باري پيدا كرديم. ديگر نمي‌توانستيم كار كنيم و پولي نداشتيم. كار به جايي رسيد كه خيلي شب‌ها گرسنه مي‌خوابيديم. اجاره خانه‌مان هم چند ماه عقب افتاده بود و صاحبخانه مرتب به ما فشار مي‌آورد.»

متهم به قتل ادامه داد: «چند روز قبل از قتل، صاحبخانه دوباره به مادرم اعتراض كرد. آن شب غذا نداشتيم و گرسنگي بدجوري به ما فشار مي‌آورد. مادرم به من گفت زني را مي‌شناسد كه در خانه‌اش پول و طلا نگه مي‌دارد و مي‌توانيم از آنجا دزدي كنيم. من اين پيشنهاد را جدي نگرفتم اما چند روز بعد وقتي دوباره صاحبخانه همان حرف‌هاي هميشگي‌اش را تكرار كرد و باز هم گرسنگي به ما فشار آورد با پيشنهاد مادرم موافقت كردم و بعد از برداشتن يك تكه طناب همراه او به خانه رقيه رفتم.»

اين جوان در ادامه اعترافاتش گفت: «رقيه مادرم را مي‌شناخت براي همين فكر كرد به ميهماني رفته‌ايم و ما را به خانه‌اش راه داد. در حين گفت‌وگو ما فهميديم او در خانه تنها و فرصت براي اجراي نقشه‌مان مهياست. وقتي رقيه گفت سه‌راهي برق يخچالش خراب شده است مادرم به دروغ به او جواب داد من تعميركار وسايل برقي هستم و مي‌توانم آن را درست كنم رقيه هم مرا به اتاقي كه يخچال در آنجا بود، برد. ناگهان از پشت طناب را دور گردن اين زن انداختم و كشيدم. او التماس مي‌كرد نكشمش. مي‌گفت هر چه مي‌خواهي بردار اما من را نكش ولي من توجهي نكردم و او را خفه كردم بعد چون خيلي گرسنه بوديم با مادرم سراغ يخچال رفتيم و حسابي غذا خورديم بعد هم مادرم خانه را زير و رو و وسايل قيمتي را پيدا كرد.»

حمزه ادامه ماجرا را اين طور شرح داد: «بعد از سرقت طلاها را فروختيم و كرايه عقب‌افتاده خانه‌مان را داديم. با بقيه پول هم خانه ديگري را اجاره كرديم و از آن محل رفتيم. در تمام اين مدت موبايل مقتول خاموش بود تا اينكه فكر كردم آب‌ها از آسياب افتاده است براي همين آن را روشن كردم و بعدش دستگير شدم.»

ماموران بعد از شنيدن اين اعترافات مادر حمزه را نيز كه زني 45ساله به نام ليلاست بازداشت كردند و او گفته‌هاي فرزندش را تاييد كرد. پرونده اين دو اكنون در اختيار قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفته است و آنها به زودي محاكمه مي‌شوند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟