فاصله حادثه تا جرم چقدر است؟
مدام به ساعتش نگاه ميکند، حجم کارها باعث شده بود ديرتر از وقت معمول محل کار را براي رفتن به سمت منزل ترک کند، ميداند مادرش چشم انتظار او، روبهروي در ميماند تا بازگردد.
او هر شب تا اين موقع به خانه رسيده، شام هم خورده بود، اما حالا دير شده بود، تاکسي در خيابان ديده نميشد، چند سواري که يکي دو مسافر داشتند، براي او بوق زدند، دلهره داشت، باز ساعت را نگاه کرد، خيابان خلوت بود و از اينکه پياده بايد باقي راه را برود، ميترسيد.
شماره تلفن تاکسي سرويس را يکي دو بار ديگر گرفت، يکي اشغال بود، ديگري هم گفت تا سه ربع ديگر سرويس ندارد، قادر به تصميمگيري نبود، صاحب کار اصرار داشت بماند تا تاکسي تلفني يا شخصي امين دنبالش بيايد، اما دير شده بود و مادرش با عصبانيت به او تلفن زده بود، بالاخره تسليم شد و مقصد را به سواري مسافرکش گفت و سوار شد، جز او دو نفر ديگر هم سوار بودند، اما يکي دو ايستگاه بالاتر هر دو پياده شدند.
تلفن همراه را در دست گرفته بود، کف دستش عرق کرده و عصبي شده بود، مدام به فکر اتفاقاتي بود که در روزنامهها ميخواند، سواري مسافري سوار نکرد، مسافري هم نبود، مسير خلوت بود، خود را به در چسبانده بود، نگاه مرد مسافرکش روي صورتش سنگيني ميکرد، سواري به خيابان فرعي پيچيد، او فرياد زد: کجا ميروي؟ با عجله خواست شماره بگيرد، گوشي از دستش زير صندلي افتاد، عصبيتر براي برداشتن گوشي خم شد، روسرياش گير کرده بود، ماشين با سرعت ميرفت، دستش به گوشي تلفن نميرسيد، در همان حال جيغ زد، يک دفعه تصميم گرفت، در را باز كرد و خود را به بيرون پرت کرد، ماشين صدمتري جلوتر ايستاد، مردي با موهاي سفيد پياده شد و دو دستي بر سرش زد و شماره اورژانس را گرفت.
روزانه صفحه حوادث روزنامهها و سايتهاي خبري رسمي و غيررسمي، مملو از اخباري از اين دست است، اخباري که "حوادث" ناميده ميشوند، اما چند درصد از اين اخبار حادثه است؟ جواني که با قصد قبلي سوار خودرو شده، دختري را ميربايد، يا مردي که با انگيزه ثروتاندوزي، آدمربايي را پيشه ميکند؟
حادثه چه معنايي دارد؟ آيا ميتوان به سرقت مسلحانه، سرقت به عنف يا حتي سرقت عادي، کيفقاپي و دزديدن وسايل داخل خودروها، نام حادثه گذاشت؟!
بيترديد بسياري از رخدادهايي که در صفحاتي تحت عنوان حوادث، خواندنيترين خبرها را شامل ميشوند، با نيت قبلي، نقشه و برنامهريزي انجام ميشوند، بزهکاراني مرتکب چنين اعمالي ميشوند که عموما داراي سطح هوش، جسارت، آگاهي و هوشياري به نسبت بالايي بوده و قادر به برنامهريزي و نقشهچيني هستند.
به گفته اغلب کارآگاهان پليس، تقريبا تمام کساني که اقدام به سرقتهاي بزرگ، آدمربايي و قاچاق ميکنند، خصوصا افرادي که در راس هرم چنين باندهايي قرار دارند، داراي هوش بالايي بوده و با شگردهاي مختلف پليسي و اطلاعاتي آشنا هستند!
فرمانده انتظامي استان فارس در توصيف مردي که چند فقره آدمربايي را در پرونده دارد، ميگويد: اين فرد، جسور، سنگدل، چابک و باهوش بود.
سردار سرتيپ "سيروس سجاديان"، معتقد است: اين فرد پيچيدهترين شگردها را براي به دام نيفتادن انتخاب کرده بود.
وي در بيان شيوه عملکرد او، ضمن اعتقاد به حرفهاي بودن کار، ميافزايد: آدمربا، افراد را شناسايي کرده، تمام اطلاعات را در خصوص آنان به دست آورده، سپس اقدام به آدمربايي ميکرد.
رييس پليس استان فارس ادامه ميدهد: با وجود آنکه تمام تلفنهاي موجود در جامعه قابل ردگيري است، پليس نتوانسته بود تماسهاي او را با خانواده فرد ربوده شده، ردزني کند.
...وقتي سربالايي را آرام آرام ميرفت و با تلفن همراهش، جواب پيامکها را ميداد، به اطرافش هيچ توجهي نداشت، حتي به موتورسواراني که چند بار خيابان را بيدليل بالا و پايين رفته بودند. ناگهان دو نفر با يک چاقو مقابل او قرار گرفتند و او نيز بدون مقاومت، تمام آنچه را كه ارزش داشت، در اختيار آنان قرار داد.
او ميگفت: وقتي دور شدند تازه متوجه شدم كه قادر به شناسايي چهرههايشان هم نيستم، چهرههايي که در نور روشنايي خيابان کاملا واضح مقابل او قرار گرفته و براي دقايقي، چشم به چشم هم دوخته بودند، او حتي رنگ موتور و ساير مشخصات را هم، جز نوشتهاي که پشت کاپشن يکي از موتورسواران بود، فراموش کرده بود، نوشتهاي که بالاخره يکي از آنان را در چنگال پليس گرفتار کرد.
يکي از مشکلات، کمتوجهي به امنيت فردي است و سردار سجاديان معتقد است: پيشگيري در سطوح مختلف عامل اصلي در مقابله با بروز بزهها و به خطر افتادن امنيت افراد و جامعه است.
رييس پليس استان فارس با بيان اينکه قانون وظايف دستگاههاي مختلف را که متولي امنيت هستند، تعريف و مشخص کرده است، وظيفه پليس را مقابله با جرايم ميداند و ميافزايد: پيشگيري در سطح اول به فرد و جامعه بازميگردد.
وي تاکيد دارد: در اين سطح و ساير سطوح، نقش رسانهها، خبرنگاران و روزنامهنگاران بسيار بارز بوده و تاثيرگذار است.
سردار سجاديان معتقد است: رسانه با انتقال اطلاعات صحيح و بهموقع، آگاهيهاي جامعه را افزايش داده، افراد را با حقوق خود آشنا کرده، قانونمندي را آموزش ميدهد.
وي ميگويد: وظيفه اصلي پليس بعد از وقوع بزه شکل ميگيرد و در اين هنگام، نيروي انتظامي وارد عمل شده و در مقابل بزهکار قرار مي گيرد.
رييس پليس استان فارس، دستگاههاي مختلف فرهنگي را متولي سطوح اول پيشگيري ميداند و ميگويد: پليس در اين سطح ضمن برقراري ارتباط با مردم و گروههاي مختلف جامعه، نقش ارتقاءدهنده اطلاعات را ايفاء ميکند و اين وظيفه تاکنون در حد مقدور عملي شده است.
يکي از مهمترين راهکارهاي مطرح شده در مقابله با وقوع جرايم، برخورد قاطع دستگاههاي مختلف با مجرمان و بزهکاران است.
رييس پليس استان فارس در اين خصوص اعتقاد دارد: اجراي حدود الهي در خصوص افراد مجرم، جامعه را نسبت به خطرات ارتکاب بزه آگاه کرده و عاملي بازدارنده است.
وي در عين حال با بيان اينكه بررسي پروندهها، صدور و اجراي احكام در فارس سرعت بسيار خوبي نسبت به گذشته دارد، بر لزوم سرعت در صدور و اجراي احکام تاکيد کرده، ميگويد: آنچه مسلم است، ايران اسلامي هميشه مورد هجمه مدعيان دروغين حقوق بشر بوده و هست، اما اين گروههاي به اصطلاح حقوق بشري بايد سري به گوانتانامو و زندانهاي کشورهاي مدعي دموکراسي، خصوصا آمريکا بزنند.
فرمانده انتظامي فارس، بخش اعظمي از امنيت را متوجه تلاشها و اقدامات دستگاه قضايي دانسته و معتقد است: اسلام در تمام شئون، دستورات بسيار دقيق و قابل تاملي دارد، دستوراتي که اجراي آنها، انسان را از هرگونه بزه دور و محافظت ميکند.
اين موضوع مورد تاکيد تمام دينپژوهان و جامعهشناسان است که دين، عاملي بازدارنده در مسايل مختلف خصوصا جرايم، به شمار ميرود و جوامعي که دين و دينداري در آنها يك اصل و پررنگ است، نسبت به ساير جوامع دچار معضلات کمتري بوده و معمولا عمق فجايع نسبت به جوامع بيتوجه به شعائر مذهبي، سطحيتر است.
اگرچه وقوع برخي جرايم در جوامع پايبند مسايل ديني از سوي برخي دينستيزان مستمسک قرار گرفته و ميگيرد، اما توجه داشته باشيم که آمار اينگونه وقايع در مقايسه با ساير جوامع در چه سطحي است.
از طرفي، مرتکبان چنين جرايمي تا چه ميزان به اعتقادات و اصول ديني پايبند بوده، قواعد و قوانين موجود را مراعات کرده و ميکنند، اين گروه تا چه حد مطمئن هستند كه يك روز بايد پاسخگوي اعمال و اقدامات خود باشند، مرتكبان جرايم مختلف در سطح اجتماع، چه سطحي از آگاهي را در خصوص آنچه مرتكب شده و ميشوند؛ دارند؟ آيا اجراي احكام شرع در خصوص بزهكاراني كه در گذشته بارها سابقه شرارت داشته و بهدلايلي به سزاي اعمالشان نرسيدهاند، تاثيري كاهنده بر بروز اينگونه رفتارها داشته و خواهد داشت؟
فرمانده انتظامي استان فارس در اين خصوص تاكيد دارد كه در جمهوري اسلامي ايران، مردم بايد احساس امنيت داشته باشند، بنابراين زماني كه جرمي در هر نقطه واقع ميشود، حضور بهموقع، موثر و مقتدر پليس بايد حس شود.
سردار سجاديان با اشاره به وظايف دستگاههاي مختلف در مواجهه با بزه و خصوصا موضوع پيشگيري از وقوع جرم و گسترش دامنه آن، گفت: پليس وظيفه كشف جرم، شناسايي و دستگيري مجرم و بررسي و اثبات جرايم و در نهايت ارجاع موضوع به دستگاه قضايي را دارد.
وي تاكيد كرد: موضوع پيشگيري فرهنگي و اجتماعي در مقابله با وقوع جرايم، بسيار مهم است، بخشي از اين وظيفه برعهده رسانهها و خبرنگاران بهعنوان افسران جنگ نرم است.
رييس پليس فارس تصريح كرد: وظيفه پليس هم بهنوعي پيشگيري مقابلهاي با جرايم است، زيرا وقتي مجرمان شدت برخورد و جديت پليس و ساير دستگاهها را در برخورد با مجرمان و جرايم ببينند، قطعا اين موضوع بر كاهش وقوع جرايم تاثيرگذار است.
استمرار مقابلههاي جدي و سريع با جرايم و مجرمان، زمينهساز ايجاد حس ناامني در مرتكبان جرايم، بزهكاران و افرادي كه انديشههاي مجرمانه در سر دارند، خواهد شد.
اگرچه به اعتقاد صاحبنظران، اقدامات فرهنگي، اطلاعرساني و آگاهيبخشي به جامعهاي كه بهحتم اطلاع كاملي از قوانين ندارد، در يك سو و در سمت ديگر اطلاعرساني در خصوص فعاليتها و اقدامات انجام شده توسط دستگاههاي مسئول، تاثير بسزايي در كاهش ميزان جرايم خصوصا جرايمي كه خشن ناميده ميشوند، خواهد داشت.
شايد مجرمان و كساني كه انديشه انجام بزه را در سر دارند، با ديدن عاقبت كساني كه وارد اين حيطه ميشوند و تاكيد بر اينكه مر قانون براي تمام كساني كه به حقوق قانوني جامعه و مردم تجاوز كنند، اجرا خواهد شد، كمي بيشتر با خود بينديشند.
منبع: ایسنا


