اين معادله، يك جزء مجهول دارد!
مدير مركز توسعه پيشگيري سازمان بهزيستي روز گذشته اعلام كرد بيش از 520 هزار نفر از خدمات خط مشاوره رايگان 148 استفاده كردهاند و به همين ميزان نيز كساني پشت نوبت و در انتظار مشاوره رايگان ماندهاند.
دليل اعلام اين آمار و ارقام از سوي محمد نفريه اين است كه مدتي است زمزمههايي از حذف اين خط به گوش ميرسد.
به طوري كه مسوولان مختلف بهزيستي در گفتوگوهاي رسانهايشان چندين بار اعلام كردهاند، وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات از سازمان بهزيستي درخواست پرداخت هزينه دارد، در حالي كه اين خط رايگان در اختيار مردم قرار گرفته و بهزيستي آنقدر در بخشهاي مختلف با مشكلات مالي مواجه است كه از عهده پرداخت هزينه اين خط بر نميآيد.
خط مشاوره تلفني 148، خطي است كه براي ارائه خدمات تلفني مشاوره و روانشناختي از سوي سازمان بهزيستي راهاندازي شده است و بيشتر مخاطبان آن زنان خانهداري هستند كه منبع درآمد مشخصي ندارند و نميتوانند هزينههاي سنگين خدمات مشاورهاي غيرتلفني را بپردازند و به همين دليل اين خط را براي درددل و راهنمايي خواستن انتخاب كردهاند.
همچنين آمارهاي بهزيستي نشان ميدهند در سال گذشته 26 هزار نفر نيز از خطوط مشاوره ده رقمي سازمان بهزيستي (خطوط مشاوره غيررايگان) خدمات مشاوره دريافت كردهاند.
مقايسه شمار كساني كه با خط مشاوره 148 تماس گرفتهاند با آنها كه خطوط مشاوره ده رقمي را انتخاب كردهاند ثابت ميكند كم نيستند كساني كه احساس نياز به مشاوره را درك ميكنند، اما حتي توانايي مالي پرداخت هزينهاي براي مشاوره تلفني را نيز ندارند.
معادله سادهاي است اما يك جزءاش مجهول و مبهم است. اينكه مردم به مشاوره نياز دارند را ميشود از شمار آنها كه با خط 148 تماس گرفتهاند فهميد، اينكه امكانات براي ارائه خدمات مشاورهاي كم است نيز از تعداد پشت نوبتيها پيداست، اينكه دست مردم براي پرداخت هزينههاي مشاورهاي روانشناسي تنگ است يا هنوز آن را در اولويت خرجهاي خانواده نميبينند هم حقيقتي آشكار است كه آمار ناچيز كساني كه با خط مشاورههاي غير رايگان تماس گرفتهاند اثباتش ميكند، اينكه تاثير نبود مشاورههاي خانوادگي چيست را هم از آمار ترسناك طلاق كه ميگويد تقريبا از هر هفت ازدواج يكي به طلاق ميرسد، ميشود فهميد اما جزء مجهول اين معادله فقط اين است كه چطور ممكن است كساني چشم بر اين همه حقيقت ناخوش ببندند و تصميم بگيرند خدمتي ناچيز براي كمك به مردم را با تحت فشار گذاشتن سازمان ارائهدهنده خدمت يعني بهزيستي، از مردم دريغ كنند و بعد، با شنيدن آمارهاي مختلف از قتلهاي خانوادگي و طلاقها و نابسامانيهاي ديگر ، سرتكان بدهند و ابراز تاسف كنند.
منبع: جام جم


