هجوم خاموش چينيها به کارخانههاي ايراني
خبرهاي رسيده حکايت از آن دارد که علاوه بر هجوم آشکار و گسترده کالاهاي چيني که از راههاي رسمي و قاچاق وارد کشور ميشود، راههاي ديگر نيز براي از هم پاشيدن اقتصاد بخش خصوصي کشور از سوي چينيها در پيش گرفته شده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، در همين زمينه و بنا بر اخبار رسيده، چند تن از مقامات اقتصادي چيني به همراه چند نفر از تجار اين کشور، وارد ايران شده و به رايزني با کارخانهدارها و توليدکنندگان بزرگ ايراني پرداختهاند؛ محور اصلي اين رايزنيها، تعطيلي کارخانجات بزرگ ايراني و توليد همان اجناس در چين بوده است.
بنا بر اين گزارش، در اين ديدارها، تاجرهاي چيني از توليدکنندگان بزرگ ايراني خواستهاند تا کارخانجات خود را تعطيل كرده و سپس همان جنس با آرم کارخانه ايراني در چين توليد و به نصف قيمت به اين کارخانهدارها فروخته شود.
در اين زمينه، شنيده شده است که برخي مالکان کارخانههاي بزرگ ايراني نيز با چنين پيشنهادي موافقت کردهاند.
اين در حالي است که در اين ميان، برخي از کارخانهدارها نيز از آب گلآلود ماهي مقصود را گرفته و با استفاده از چينيها، درصدد زمينگير کردن رقباي داخلي خود هستند؛ به گونهاي که با رايزني چند تن از توليدکنندگان وسايل و ماشين آلات صنعتي ايران با چينيها در زمينه ساخت اين نوع ماشينها در چين، يکي از بزرگترين شرکتهاي توليد ماشين آلات صنعتي در شرف ورشکستگي قرار گرفته و دوران سختي را ميگذراند.
كافي است يكروز سري به شهرك هاي صنعتي اطراف تهران خصوصاً منطقه ورامين بياندازيد تا ببينيد كه نمايندگان شركت هاي چيني چه كرده اند !
8ماه قبل چند نماينده از صنعتي از چين به منطقه ورامين آمدند و همين پيشنهادات را دادند .
كمي صبر كينيم مي بينيم كه ديگر چيزي از توليد باقي نمي ماند
متاسفانه این مسئله هم بدلیل کوتاهی مسئولین سیاست خارجی ما هست امسال جهت شرکت در نمایشگاه بین المللی چین (گونجو) به تجار ایرانی مقیم دبی فقط به تعداد اندکی از آنها ویزا داده شد در حالی که ما به چین ها در هنگام ورود به کشور ویزا می دهیم چرا همین مسئله با مسئولین چینی مطرح نمی شود تا تسهیلات بیشتری به تجار ایرانی داده شود.
سوال اصلی این است که چرا سیاستهای غلط اقتصادی به " چینیزه " شدن صنایع و خدمات اساسی ( مانند مخابرات و برق و ... ) مملکت دامن زد و جوابگوی این مسائل را باید آنانی دانست که به شکل بی رویه و غیر کارشناسی پای چینی ها را به کلیه صنایع و همچنین خدمات اساسی ما باز کردند و برخی برای چینی ها مبلغان بی جیره و مواجبی بودند که عملکرد آنها نابودی " تولید " را در بسیاری از زمینه ها به همراه داشت .
- سال های گذشته (حدود 4-5 سال پیش) هنگام بروز بیماری سارس در چین وقتی مردم دنیا از حصور در چین و خرید محصولات چینی خودداری کردند دولت چین با سرشماری سریع و اطلاعاتی که از کارخانجات و کارگران داشت وام های کاملا بدون بهره و بدون کارمزد به آنها پرداخت کرده و خواستار ادامه تولید محصولات آنها و یا اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از ورشکستگی کارخانجات شد. پس از رفع مشکل این وام ها در اقساط به دولت برگشت داده شد. براحتی می توان تشخیص داد که دولت چین در پرداخت بدون کارمزد و بهره نه تنها ضرر نکرد بلکه سود سرشاری نیز عایدش گردید. از این گونه موارد می توانید بسیار در چین ببینید که با تدبیر لازم جلوی مشکلات تولید کنندگان گرفته می شود.
- دولت چین برای تاسیس کارخانجات تولیدی نهایت همکاری با بخش خصوصی را داشته و دارد چنانکه به عنوان مثال داوطلبان تاسیس کارخانجات در روستاها از همکاری دولت در گرفتن زمین و مصالح مورد نیاز گرفته تا ایجاد راه های مواصلاتی با کیفیت راه سازی عالی (طراحی عالی در نقشه راه سازی به همراه آسفالت مرغوب و ...) بهره مند می گردند. این افراد در سال اول نه تنها از نظر مالیاتی معاف هستند بلکه سال های بعد به تدریج و آرم آرام به سطح واقعی پرداخت مالیات می رسند. همچنین امتیازات ویژه ای به صادر کنندگان اعطاء می گردد.
- در بسیاری از کارخانجات تولیدی در سطح بالا با کیفیت خوب کارگران و کارمندان در سود کارخانه سهیم می گردند. بدین صورت که در انتهای سال مالی و پس از تعیین سود قطعی، بخشی از این سود مثلا 5% ، بین تمامی افراد از مهندسین و مدیران گرفته تا کارگران ساده و نگهبانان، بسته به ضریب حقوق دریافتی خود تقسیم می گردد. حال در نظر بگیرید که تمامی این افراد پس از محاسبه درصد نسبت سرمایه ای که کارفرمای خود در احداث این کارخانه سرمایه گذاری کرده است تا نگهبانی که سرمایه اش در این شرکت حضور و پاسداری از این سرمایه ها می باشد به نوعی به یک نسبت از سود این کارخانه سهیم می شوند، حاضرند تا نه تنها تا سرحد جان در حفظ و نگهداری اموال بکوشند بلکه در هنگام تولید از دورریز مواد خام و اولیه و ... کاملا جلوگیری نمایند تا در سود تولید این کارخانه سهیم باشند. این افراد یاد می گیرند که سود کارخانه سود آنها و ضرر کارخانه ضرر آنهاست. همچنین یاد می گیرند که سود سالیانه ای که می گیرند اگرچه محدود است ولی در مقایسه با سرمایه ای که در این کارخانه دارند (کار کارگر و ...) سود مناسبی را دریافت می کنند.
- در بسیاری از کارخانجات در کنار محل کارخانه خوابگاه یا خوابگاه هایی تهیه شده که کارگر دچار کمترین زحمت برای تردد گردیده و با انرژی بسیار در محل کار خود حاضر گردد و ...
اگر بخواهم برای خوانندگان عزیز مطالبی از این دست از کشور چین عرض نمایم بایستی کتابی تالیف نمود. حال با توجه به مطالب فوق کشور چین دارای صنعتی واکسینه شده در برابر تهاجم های خارجی گریده است و ترسی از حضور سرمایه گذاران و یا کارخانه داران خارجی ندارد. می داند هر که بخواهد به تولید کنندگان این کشور پیشنهاد تولید در خارج از چین را بدهد خود نهایتا تسلیم شده و محصولش را در چین تولید خواهد کرد. چرا ما به جای اعتراض به حضور چینی ها، واردات و ... روش های مدیریتی در سطوح خرد و کلان خود را تصحیح نکرده و به جای حذف صورت مساله که قابل حذف شدن نیز نیست مساله را حل نکنیم؟





