صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

حس مالكيت و اسيدپاشی

مريم رامشت*
کد خبر: ۲۱۲۰۲۶
| |
3543 بازدید
«مي‌خواستم آن دختر مال من باشد.» اين جمله مردي است كه به جرم اسيدپاشي به يك دختر جوان دستگير شده است و نشان مي‌دهد متهم نسبت به قرباني، به نوعي احساس مالكيت داشته و دارد.

احساس مالكيت در همه افراد جامعه وجود دارد و همه مي‌خواهند چيزها يا كساني را داشته باشند كه به لحاظ عاطفي به آن فرد يا چيز وابستگي ‌دارند اما زماني اين حس به يك بحران و بيماري تبديل مي‌شود كه فرد به آن شخص يا چيز نمي‌رسد و تلاش خودش را براي نابود كردن آن آغاز مي‌كند. اين رفتار يك نوع لجبازي است، حال آنكه در بحث ازدواج و انتخاب نبايد به هيچ‌وجه جبر و لجبازي داشته باشيم اما اين حس در جوانان پرورش پيدا كرده كه اگر چيزي متعلق به من نيست به ديگري هم نبايد تعلق داشته باشد و آن چيز را بايد حذف كرد.

اين حس ناشي از آن است كه ما در دوران مختلف زندگي چه برخوردهايي را ديده باشيم، چقدر حق انتخاب داشته باشيم و چقدر براي حق انتخاب ديگران احترام قايل شويم. فردي كه با لجبازي هميشه چيزي را به دست آورده يا اينكه در دوران كودكي احساس تحقيرشدگي شديدي داشته، در بزرگسالي با مكانيسم دفاعي ناخودآگاه در حال در انحصار درآوردن همه‌چيز براي خود است. اين حس براي چنين فردي فقط در مورد ازدواج نيست بلكه در همه رفتارهاي او نمود دارد. چنين شخصي ياد گرفته‌ است با پرخاشگري و لجاجت هر كاري را پيش ببرد. مساله بعدي، محروميت، نداشتن، به دست نياوردن و نرسيدن است؛ براي بعضي‌ها اين محروميت‌ها خيلي ناگوار است و قدرت تحمل آن را ندارند؛ حال آنكه هرچه از بلوغ عاطفي، احساسي و هيجاني بيشتر برخوردار باشيم، در برابر محروميت درست‌تر و عاقلانه‌تر برخورد مي‌كنيم. اگر بلوغ و پختگي را نداشته باشيم، محروميت و از دست دادن و حس خارج‌ شدن يك چيز از دست‌، ما را دچار بحران مي‌كند و احساس تحقير را قوت مي‌بخشد. اين درست است كه شكست عشقي باعث ناراحتي مي‌شود اما فرد سالم به طرف مقابل صدمه نمي‌زند. افرادي كه به ديگران آسيب وارد مي‌كنند، اختلال شخصيت دارند و اين آسيب در طول زندگي بر آنها وارد شده ‌است. آنها دچار پديده صفر و يك هستند، يعني اگر خودش چيزي را به دست نياورد، ديگر مهم نيست چه اتفاقي مي‌افتد.

براي حل اين مشكل دو راهكار وجود دارد؛ اول راهكاري است كه خانواده‌ها بايد آن را بدانند و به كار ببرند و دوم راهكار آموزشي است كه بايد در جامعه استفاده شود. در مورد راهكار اول بايد بگويم اولين كسي كه متوجه اين مشكلات در يك فرد دچار اختلال مي‌شود، فردي است كه با اين بيمار ارتباط دارد. اين فرد همسر يا مادر و ساير اعضاي خانواده بيمار هستند. متاسفانه گاهي زنان اين حس مالكيت را دوست دارند و فكر مي‌كنند اين حمايتگري مرد است درحالي‌كه اين يك نوع انحصارطلبي و بدبيني است. زنان اين رفتار را مي‌پسندند و اين باعث تقويت چنين رفتاري در مرد مي‌شود. اعضاي خانواده بهترين كساني هستند كه مي‌توانند اين آسيب را مديريت كنند.

مادر يا پدري كه متوجه اين حس مالكيت در فرزندش است، بايد بلافاصله براي درمان آن اقدام كند. مساله بعدي همانطور كه توضيح داده شد، جامعه است. جامعه ما آموزش لازم را ندارد. ما بايد آموزش‌هاي لازم براي ارتباط با جنس مخالف را به جوانان بدهيم، زيرا آموزش مهارت ارتباطي در مراكز آموزشي ما داده نمي‌شود. متاسفانه به جاي اينكه آموزش دهيم، دختران و پسران چطور با هم انساني برخورد كنند و ارتباط داشته باشند، آنها را كنترل مي‌كنيم. اين باعث شده جوانان دچار مشكل شديدي در رابطه با جنس مخالف شوند. اسيد‌پاشي يا قتل معشوق نتيجه همين آموزش‌ندادن‌هاست. وقتي چنين حادثه‌اي رخ مي‌دهد، نشان مي‌دهد عدم آموزش چه آسيب‌ها و هزينه‌هايي را به جامعه وارد مي‌كند. بايد به جوانان ياد دهيم افكار و عواطف و رفتار خودشان را مديريت كنند. اين جمله «رفتارم دست خودم نيست» و «نمي‌توانم كنترل كنم»، غلط است.

نهادهاي متولي روان مردم، رسانه‌ها و ساير سازمان‌ها در اين رابطه نقش پررنگي را دارند، اما متاسفانه تعريف كاملي براي روابط زوج‌هاي جوان در سطح خانواده نداريم. منظور ايجاد ارتباط با جنس مخالف نيست، بلكه مديريت آن است. جنبه‌هاي پنهان ارتباط‌هاي دختران و پسران جوان كه ناشي از همين عدم آموزش‌هاست، بسيار خطرناك است كه چون ديده نمي‌شود، فكر مي‌كنيم وجود ندارد يا مشكلي را ايجاد نمي‌كند؛ در حالي‌كه مثل يك غده سرطاني پنهان در حال رشد است و باعث نابودي يك جامعه مي‌شود. ما سعي مي‌كنيم، كنترل كنيم در حالي‌كه بايد آموزش دهيم. نبايد جنس‌هاي مخالف را دور كنيم. بايد آموزش دهيم اگر در كنار هم هستند، چطور با هم رفتار كنند و به هم احترام بگذارند و چطور روابط‌شان را مديريت كنيم تا از حدود شرعي و عرفي خارج نشوند.

منظور تشويق به ارتباط باز نيست اما بايد آگاه بود كه زياده‌روي در كنترل روابط و عدم آموزش باعث ايجاد ولع در فرد مي‌شود؛ در اين صورت آن جوان با ديدن اولين دختر احساس مي‌كند كه بايد تملك آن شخص را به دست آورد و تا پايان هم آن دختر را در خانه‌اش نگه دارد و مالك آن باشد، چون به خاطر آموزه‌هاي اجتماعي حق انتخاب براي آن فرد قايل نيست و مخالفت او را نوعي درشتي و بي‌احترامي و تحقير قلمداد مي‌كند؛ در صورتي كه اگر آموزش لازم داده شود، او مي‌تواند عواطف جريحه‌دارشده خود را كه به دليل پاسخ منفي به وجود آمده ‌است، كنترل و مديريت كند و دوباره به زندگي برگردد.

*روان‌شناس و مدرس دانشگاه

منبع: شرق
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار