مقالات ISI توليد علم يا ثروت؟
عباس جاسبی*
یکی از مسائلی که همواره توجه مسئولان و اندیشمندان کشور را به خود جلب میکند، امر پژوهش و فعالیتهای علمی است. زیرا پژوهش هم در رشد علمی وهم در رشد اقتصادی و جایگاه بین المللی کشور تاثیر به سزایی میگذارد. صاحب نظران، پژوهش را زیر بنای توسعه میدانند و جامعهای را موفق و پیشرفته توصیف میکنند که بر مدار نخبگان و شایستگان علمی و پژوهشی بچرخد. جامعهایی که تصمیم گیریهای آن از سوی نهادهای علمی پژوهشی پشتیبانی شود، به سوی توسعه و ترقی گام برمیدارد.
پژوهش و تحقیق، راههای علمی و اصولی دارد و اگر این اصول رعایت نشودهمه تلاشها تنها باعث هدر رفتن نیروی انسانی ومنابع مادی میشود. آفتی که متاسفانه در حال حاضر جامعه علمی کشور به آن مبتلا است.
یکی از رایجترین روشهای ارزیابی فعالیتهای علمی، علم سنجی است. این روش از روسیه آغاز شد و در کشورهای اروپای شرقی رشد کرد و بعد در سطوح بین المللی مورد استفاده قرار گرفت. به دنبال مطرح شدن این علم، دانشمندان برجستهای ازجمله «کول»، «ایلز» و «هولم» از مقالات علمی به عنوان شاخصی برای مقایسه تولیدات علمی کشورهای مختلف استفاده کردند و کشورهای مختلف را در این زمینه از لحاظ کمی و کیفی مورد مقایسه قرار داده و وضعیت کشورهای مختلف را در تولید اطلاعات علمی مشخص نمودند.
چاپ و انتشار مقالات در مجلات علمی پژوهشی که حاصل کارهای تحقیقاتی و داوری مؤلفان آنان قبل از چاپ میباشد، یکی از مهمترین مصادیق تولیدات علمی است.
انتشار شاخصهای علم سنجی که توصیف کننده پژوهش در اجتماعات مختلف علمی است میتواند عنصر مفید وکارآمدی برای مدیریت تحقیق وسیاست گذاری و چگونگی تخصیص بودجه و امکانات در علوم باشد. اساس کارعلم سنجی برچهارمتغیراساسی مولفان، انتشارات علمی، مراجعات و ارجاعات استوار است. اگر یک مقاله علمی طی چندین سال پس از انتشار سالانه ۵ تا ۱۰ مورد ارجاع داشته باشد، به احتمال زیاد محتوای آن مقاله در بدنه معرفتی حوزه علمی مرتبط با آن رشته هضم و حل خواهد شد. به گونهای که این مقاله، سهمی در افزایش میزان معرفت علمی آن رشته خواهد داشت. ارزش یک مقاله علمی بر مبنای تاثیر در مقالات و نوشتههای بعدی معین میشود.
پژوهشهای انجام شده در سالهای اخیر نشان میدهد از تعداد ۲۳۴۹۷ مقاله منتشره از سوی نویسندگان ایرانی در مجلات ISI در طول سالهای ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۵ تعداد ۲۰۷۱۸ مقاله (۲/۸۸ در صد) دارای نویسنده همکار بودهاند (چند نویسندهای) که از این تعداد، نویسنده همکار در تالیف ۱۸۲۹۱ مقاله از ایران بوده است و درصد کمی از مقالات هم به ترتیب با همکاری نویسندگانی از کشورهای انگلیس، کانادا و آمریکا تالیف شدهاند. نکته قابل تامل اینکه معمولا مقالاتی که توسط تیمی از نویسندگان نوشته میشود ضریب استناد بالایی دارد و مورد توجه غالب پژوهشگران آن رشته واقع میشود. اما این عامل درباره مقالات ایرانی که با دو نویسنده ایرانی نوشته شده است صدق نمیکند. و تفاوت معنی داری میان ضریب استناد مقالات ایرانی که یک نویسنده دارد با مقالات ایرانی که دو یا چند نویسنده دارد به چشم نمیخورد. اما زمانی که مقالات ایرانی با همکاری یک اندیشمند خارجی نوشته میشود ضریب استناد مقاله به مراتب وضعیت بهتری مییابد. چنین وضعیتی متاسفانه این برداشت را تقویت میکند که بسیاری از مقالات ایرانی فاقد اثرگذاری قابل قبول در حوزه تخصصی خود بوده وظاهرا تنها تاثیر ملموس آن ارتقای رتبه اداری مولف والبته عایدات مالی است که از این بابت نصیب وی میگردد!؟
اگر مجموع رکوردهای ایران را به تفکیک رشته از یکدیگر جدا کنیم، علوم پایه در بالاترین رتبه قرار میگیرد و علوم انسانی هم در آخرین رتبه و در میان رشتههای علوم انسانی نیز روانشناسی بالاترین رکورد را دارد و در رشتههایی که به یقین ایران در آن رشتهها حرفهای بسیاری برای گفتن دارد و میتواند به عنوان تنها مرجع رسمی و صاحب اندیشه در آنها اظهار نظر نماید مانند تاریخ و فرهنگ ایران، زبان فارسی، ادیان به ویژه اسلام و شیعه نیز کمتر مقالهای به چشم میخورد.
از منظر ارجاعات به تولید علمی ایران نیز وضعیت چندان امیدوار کننده نیست و به غیر از برخی رشتههای فنی و پزشکی غالب مقالات ایرانی در بهترین حالت دارای خود ارجاعی و خود استنادی بوده و در اکثر موارد هیچ استنادی به آنها نمیشود. وحتی بعضا به نظر میرسد دست اندرکاران انتشار این مجلات با نوعی «مهندسی ارجاع» امر بررسی واندازه گیری میزان ارجاعات را دستکاری نموده وبه نتایج غلط سوق میدهند به عنوان مثال وضعیت ارجاعات به یکی از مجلات ایرانی به ظاهر موفق درحوزه تخصصی محیط زیست را اینجا ببینید.
همانطور که ملاحظه میشود در نمونه فوق الذکر تعداد ارجاعات به این مجله از مجلات دیگر در سال ۲۰۰۸، ۱۰۰ مورد بوده که به یکباره در سال ۲۰۱۰ به ۱۱ مورد تنزل یافته است. دست اندرکاران این نوع مجلات با علم به اینکه ضریب اثر گذاری آنها در یک بازده زمانی معین محاسبه میشود، با انجام پروژههایی درخلال این ایام، میزان ارجاعات را بالا میبرند و پس از گذر از این دوره ملاحظه میشود که آمار ارجاعات به این مجله دوباره وبه طور ناگهانی تنزل مییابد.
بطور کلی ۸۵۹ مقاله علمی ازایران در سال ۲۰۰۲ ثبت شده است که ۶۳۵ مورد از آن دارای هیچ استنادی نبودهاند. بیشتر ارجاعات به رشته علوم پایه و کمترین آن به رشته علوم انسانی میباشد و در خود رشته علوم انسانی هم بیشترین ارجاع به روانشناسی کودکان بوده و به رشتههایی مثل علوم سیاسی و زبانشناسی، آموزش و پرورش هم که دارای رکورد بودهاند، هیچ ارجاعی داده نشده است. مشاهده میشود علیرغم تعداد بالای مقالاتی که ایرانیها در مجلات ISI نمایه میکنند اما اثرگذاری این نوع مقالات تقریبا صفر است. با این اوصاف پیداست متاسفانه اکثر مقالاتی که از ایران برای ISI شدن ارائه میشود دغدغه علمی و اثر گذاری در حوزه تخصصی خود را ندارد بلکه آنچه مهم است استفاده از امتیاز چاپ این مقالات در مجامع داخلی و ارتقا شغلی است.
و این همه در حالیست که فارغ از چنین نگاه ابزاری به فعالیتهای علمی امروزه شاهد درخشش بسیاری از دانشمندان و استادان برجسته ایرانی هستیم که در مراکز علمی و پژوهشی داخلی و حتی کشورهای توسعه یافته مشغول به کار و تحقیق بوده و روزی نیست که خبری درباره توفیقات علمی و افتخار آفرین ایشان منتشر نشود.
از این روی جا دارد متولیان محترم حوزه پژوهشهای دانشگاهی به حرمت تلاشهای صادقانه و عالمانه انبوه دانشمندان و محققان صدیق و فرهیخته ایرانی به امر خطیر پیراستن ساحت دانش از شائبههای ناروا همت گماشته و با اصلاح رویکرد کنونی، بیش از این امکان ادامه کژروی در زمینه تهیه و انتشار مقالات ISI را فراهم نسازند. باشد تا حساب کار علمی اصیلی از جنجال و هیاهو جدا گردد و این دقیقا همان هدفی بوده است که ما را وا میدارد تا به مقتضای رسالت مطبوعاتی خود محک تجربه را به میان آورده و با نگاهی انتقادی وضعیت موجود مقالات ISI را مورد ارزیابی و موشکافی قرار دهد. بیآنکه این مهم با کمترین تردیدی نسبت به حرکت اصیل تولید علم همراه بوده و یا حتی اهمیت مقالات ISI به مثابه یک شاخص مهم اندازه گیری منزلت علمی کشور مورد انکار قرار گیرد. امید است مخاطبان محترم و درد آشنای آفرینش با ارائه نقطه نظرات یا ارسال مقالات و تجربیات خود در این باره، امکان تضارب هرچه بیشتر آرا و تعاطی افکار را فراهم سازند، تا بلکه به مقتضای شأن این قبیل بررسیهای انتقادی کم و بیش از طرح تمامی دیدگاههای موافق و مخالف در این باره اطمینان حاصل گردد.
در رشتههایی که به یقین، ایران در آنها حرفهای بسیاری برای گفتن دارد و میتواند به عنوان تنها مرجع رسمی و صاحب اندیشه در آنها اظهار نظر نماید مانند تاریخ و فرهنگ ایران، زبان فارسی، ادیان به ویژه اسلام و شیعه کمتر مقالهای به چشم میخورد.
*مدير مسئول آفرينش
پژوهش و تحقیق، راههای علمی و اصولی دارد و اگر این اصول رعایت نشودهمه تلاشها تنها باعث هدر رفتن نیروی انسانی ومنابع مادی میشود. آفتی که متاسفانه در حال حاضر جامعه علمی کشور به آن مبتلا است.
یکی از رایجترین روشهای ارزیابی فعالیتهای علمی، علم سنجی است. این روش از روسیه آغاز شد و در کشورهای اروپای شرقی رشد کرد و بعد در سطوح بین المللی مورد استفاده قرار گرفت. به دنبال مطرح شدن این علم، دانشمندان برجستهای ازجمله «کول»، «ایلز» و «هولم» از مقالات علمی به عنوان شاخصی برای مقایسه تولیدات علمی کشورهای مختلف استفاده کردند و کشورهای مختلف را در این زمینه از لحاظ کمی و کیفی مورد مقایسه قرار داده و وضعیت کشورهای مختلف را در تولید اطلاعات علمی مشخص نمودند.
چاپ و انتشار مقالات در مجلات علمی پژوهشی که حاصل کارهای تحقیقاتی و داوری مؤلفان آنان قبل از چاپ میباشد، یکی از مهمترین مصادیق تولیدات علمی است.
انتشار شاخصهای علم سنجی که توصیف کننده پژوهش در اجتماعات مختلف علمی است میتواند عنصر مفید وکارآمدی برای مدیریت تحقیق وسیاست گذاری و چگونگی تخصیص بودجه و امکانات در علوم باشد. اساس کارعلم سنجی برچهارمتغیراساسی مولفان، انتشارات علمی، مراجعات و ارجاعات استوار است. اگر یک مقاله علمی طی چندین سال پس از انتشار سالانه ۵ تا ۱۰ مورد ارجاع داشته باشد، به احتمال زیاد محتوای آن مقاله در بدنه معرفتی حوزه علمی مرتبط با آن رشته هضم و حل خواهد شد. به گونهای که این مقاله، سهمی در افزایش میزان معرفت علمی آن رشته خواهد داشت. ارزش یک مقاله علمی بر مبنای تاثیر در مقالات و نوشتههای بعدی معین میشود.
پژوهشهای انجام شده در سالهای اخیر نشان میدهد از تعداد ۲۳۴۹۷ مقاله منتشره از سوی نویسندگان ایرانی در مجلات ISI در طول سالهای ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۵ تعداد ۲۰۷۱۸ مقاله (۲/۸۸ در صد) دارای نویسنده همکار بودهاند (چند نویسندهای) که از این تعداد، نویسنده همکار در تالیف ۱۸۲۹۱ مقاله از ایران بوده است و درصد کمی از مقالات هم به ترتیب با همکاری نویسندگانی از کشورهای انگلیس، کانادا و آمریکا تالیف شدهاند. نکته قابل تامل اینکه معمولا مقالاتی که توسط تیمی از نویسندگان نوشته میشود ضریب استناد بالایی دارد و مورد توجه غالب پژوهشگران آن رشته واقع میشود. اما این عامل درباره مقالات ایرانی که با دو نویسنده ایرانی نوشته شده است صدق نمیکند. و تفاوت معنی داری میان ضریب استناد مقالات ایرانی که یک نویسنده دارد با مقالات ایرانی که دو یا چند نویسنده دارد به چشم نمیخورد. اما زمانی که مقالات ایرانی با همکاری یک اندیشمند خارجی نوشته میشود ضریب استناد مقاله به مراتب وضعیت بهتری مییابد. چنین وضعیتی متاسفانه این برداشت را تقویت میکند که بسیاری از مقالات ایرانی فاقد اثرگذاری قابل قبول در حوزه تخصصی خود بوده وظاهرا تنها تاثیر ملموس آن ارتقای رتبه اداری مولف والبته عایدات مالی است که از این بابت نصیب وی میگردد!؟
اگر مجموع رکوردهای ایران را به تفکیک رشته از یکدیگر جدا کنیم، علوم پایه در بالاترین رتبه قرار میگیرد و علوم انسانی هم در آخرین رتبه و در میان رشتههای علوم انسانی نیز روانشناسی بالاترین رکورد را دارد و در رشتههایی که به یقین ایران در آن رشتهها حرفهای بسیاری برای گفتن دارد و میتواند به عنوان تنها مرجع رسمی و صاحب اندیشه در آنها اظهار نظر نماید مانند تاریخ و فرهنگ ایران، زبان فارسی، ادیان به ویژه اسلام و شیعه نیز کمتر مقالهای به چشم میخورد.
از منظر ارجاعات به تولید علمی ایران نیز وضعیت چندان امیدوار کننده نیست و به غیر از برخی رشتههای فنی و پزشکی غالب مقالات ایرانی در بهترین حالت دارای خود ارجاعی و خود استنادی بوده و در اکثر موارد هیچ استنادی به آنها نمیشود. وحتی بعضا به نظر میرسد دست اندرکاران انتشار این مجلات با نوعی «مهندسی ارجاع» امر بررسی واندازه گیری میزان ارجاعات را دستکاری نموده وبه نتایج غلط سوق میدهند به عنوان مثال وضعیت ارجاعات به یکی از مجلات ایرانی به ظاهر موفق درحوزه تخصصی محیط زیست را اینجا ببینید.
همانطور که ملاحظه میشود در نمونه فوق الذکر تعداد ارجاعات به این مجله از مجلات دیگر در سال ۲۰۰۸، ۱۰۰ مورد بوده که به یکباره در سال ۲۰۱۰ به ۱۱ مورد تنزل یافته است. دست اندرکاران این نوع مجلات با علم به اینکه ضریب اثر گذاری آنها در یک بازده زمانی معین محاسبه میشود، با انجام پروژههایی درخلال این ایام، میزان ارجاعات را بالا میبرند و پس از گذر از این دوره ملاحظه میشود که آمار ارجاعات به این مجله دوباره وبه طور ناگهانی تنزل مییابد.
بطور کلی ۸۵۹ مقاله علمی ازایران در سال ۲۰۰۲ ثبت شده است که ۶۳۵ مورد از آن دارای هیچ استنادی نبودهاند. بیشتر ارجاعات به رشته علوم پایه و کمترین آن به رشته علوم انسانی میباشد و در خود رشته علوم انسانی هم بیشترین ارجاع به روانشناسی کودکان بوده و به رشتههایی مثل علوم سیاسی و زبانشناسی، آموزش و پرورش هم که دارای رکورد بودهاند، هیچ ارجاعی داده نشده است. مشاهده میشود علیرغم تعداد بالای مقالاتی که ایرانیها در مجلات ISI نمایه میکنند اما اثرگذاری این نوع مقالات تقریبا صفر است. با این اوصاف پیداست متاسفانه اکثر مقالاتی که از ایران برای ISI شدن ارائه میشود دغدغه علمی و اثر گذاری در حوزه تخصصی خود را ندارد بلکه آنچه مهم است استفاده از امتیاز چاپ این مقالات در مجامع داخلی و ارتقا شغلی است.
و این همه در حالیست که فارغ از چنین نگاه ابزاری به فعالیتهای علمی امروزه شاهد درخشش بسیاری از دانشمندان و استادان برجسته ایرانی هستیم که در مراکز علمی و پژوهشی داخلی و حتی کشورهای توسعه یافته مشغول به کار و تحقیق بوده و روزی نیست که خبری درباره توفیقات علمی و افتخار آفرین ایشان منتشر نشود.
از این روی جا دارد متولیان محترم حوزه پژوهشهای دانشگاهی به حرمت تلاشهای صادقانه و عالمانه انبوه دانشمندان و محققان صدیق و فرهیخته ایرانی به امر خطیر پیراستن ساحت دانش از شائبههای ناروا همت گماشته و با اصلاح رویکرد کنونی، بیش از این امکان ادامه کژروی در زمینه تهیه و انتشار مقالات ISI را فراهم نسازند. باشد تا حساب کار علمی اصیلی از جنجال و هیاهو جدا گردد و این دقیقا همان هدفی بوده است که ما را وا میدارد تا به مقتضای رسالت مطبوعاتی خود محک تجربه را به میان آورده و با نگاهی انتقادی وضعیت موجود مقالات ISI را مورد ارزیابی و موشکافی قرار دهد. بیآنکه این مهم با کمترین تردیدی نسبت به حرکت اصیل تولید علم همراه بوده و یا حتی اهمیت مقالات ISI به مثابه یک شاخص مهم اندازه گیری منزلت علمی کشور مورد انکار قرار گیرد. امید است مخاطبان محترم و درد آشنای آفرینش با ارائه نقطه نظرات یا ارسال مقالات و تجربیات خود در این باره، امکان تضارب هرچه بیشتر آرا و تعاطی افکار را فراهم سازند، تا بلکه به مقتضای شأن این قبیل بررسیهای انتقادی کم و بیش از طرح تمامی دیدگاههای موافق و مخالف در این باره اطمینان حاصل گردد.
در رشتههایی که به یقین، ایران در آنها حرفهای بسیاری برای گفتن دارد و میتواند به عنوان تنها مرجع رسمی و صاحب اندیشه در آنها اظهار نظر نماید مانند تاریخ و فرهنگ ایران، زبان فارسی، ادیان به ویژه اسلام و شیعه کمتر مقالهای به چشم میخورد.
*مدير مسئول آفرينش
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



