زورگيری خودرو با همدستی دختر جوان
هنوز مسافت زيادي طي نشده بود که تيزي يک چاقو را زير گلويم احساس کردم ...
کد خبر: ۲۰۵۲۸۲
| | 6900 بازدید
تحقيقات پليس درباره دو پسر جوان که با همدستي يک دختر خودرويي را زورگيري کرده بودند به دستگيري دختر و پسر جوان و متواري شدن همدست آنها انجاميد.
هفته گذشته مردي به کلانتري ۱۷۰کهريزک رفت و مدعي شد دو پسر جوان با همدستي يک دختر با تهديد چاقو خودرواش را زورگيري کرده اند. شاکي که از اين حادثه شوکه شده بود در اين باره گفت: سوار بر خودروي پرايد نقره اي رنگم از حوالي ميدان سيزده آبان عبور مي کردم که سه جوان سر راهم قرارگرفتند. آنها خودرو را به مقصد باقرشهر کرايه کردند و من هم که از نقشه آنها بي خبر بودم و به راه افتادم. دختر جوان و يکي از همراهانش روي صندلي عقب نشستند و نفر سوم که جوان قد بلندي بود کنار من روي صندلي جلو نشست. هنوز مسافت زيادي طي نشده بود که تيزي يک چاقو را زير گلويم احساس کردم. درحالي که در منطقه خلوتي بوديم آنها با تهديد من را وادار کردند خودرو را کنار جاده متوقف کنم. درحالي که خيلي ترسيده بودم خواسته شان را اجرا کردم اما وقتي خودرو متوقف شد آنها به صورتم گاز اشک آور اسپري کردند و از آن به بعد ديگر متوجه هيچ چيز نشدم. آنها من را به زور از پرايد پياده و کنار جاده پرت کردند و سوار بر خودروام شدند و از آنجا فرار کردند.
در پي ثبت اين شکايت به دستور سوري، بازپرس شعبه پنجم دادسراي شهر ري ماموران پايگاه نهم پليس آگاهي موظف شدند در اين باره تحقيق کنند. يکي از راه هايي که مي توانست به دستگيري سارقان منجر شود شناسايي خودروي مسروقه بود. از اين رو مشخصات اين پرايد نقره اي رنگ در اختيار واحدهاي گشتي پليس قرار گرفت. درحالي که دو روز از آغاز تحقيقات گذشته بود ماموران گشت پليس خودروي مسروقه را شناسايي کردند و به راننده آن دستور توقف دادند اما راننده بي توجه به اين فرمان، به مسير خود ادامه داد و اين آغاز يک تعقيب و گريز بود. سرانجام دقايقي بعد راننده خودرو را متوقف کرد و توانست با پاي پياده از دست پليس بگريزد اما دختر و پسر جوان دستگير شدند.
دو متهم که پوريا-۱۸ساله- و مهسا -۲۲ساله- نام دارند در جريان بازجويي ها اتهام مشارکت در سرقت خودرو را پذيرفتند و گفتند از مخفيگاه همدست فراريشان به نام سعيد بي اطلاع هستند. پوريا گفت: من در يک تراشکاري کار مي کردم و مدتي است با سعيد و مهسا آشنا شده ام.روز حادثه قرار بود با هم براي تفريح به باقرشهر برويم اما در بين راه سعيد گفت بايد پرايد را زورگيري کنيم. او چاقويي زير گلوي راننده گذاشت و خودرو را دزديد. مهسا نيز گفت: يک سال قبل پدرم فوت کرد و بعد ازآن با مادربزرگم زندگي مي کنم. مدتي قبل با سعيد آشنا شدم و او به من قول داده بود به زودي به خواستگاري ام مي آيد اما يک سال گذشت و خبري نشد. در اين مدت با سعيد و پوريا بودم و آنها هيچ کار خلافي انجام ندادند اما نمي دانم چرا آن روز خودرو را سرقت کردند.
اظهارات متهمان درحالي بود که بررسي سوابق پوريا نشان مي داد او پيش از اين ۵مرتبه توسط پليس بازداشت شده و ممکن است او و همدستانش در سرقت هاي بيشتري دست داشته باشند.
منبع: خراسان
هفته گذشته مردي به کلانتري ۱۷۰کهريزک رفت و مدعي شد دو پسر جوان با همدستي يک دختر با تهديد چاقو خودرواش را زورگيري کرده اند. شاکي که از اين حادثه شوکه شده بود در اين باره گفت: سوار بر خودروي پرايد نقره اي رنگم از حوالي ميدان سيزده آبان عبور مي کردم که سه جوان سر راهم قرارگرفتند. آنها خودرو را به مقصد باقرشهر کرايه کردند و من هم که از نقشه آنها بي خبر بودم و به راه افتادم. دختر جوان و يکي از همراهانش روي صندلي عقب نشستند و نفر سوم که جوان قد بلندي بود کنار من روي صندلي جلو نشست. هنوز مسافت زيادي طي نشده بود که تيزي يک چاقو را زير گلويم احساس کردم. درحالي که در منطقه خلوتي بوديم آنها با تهديد من را وادار کردند خودرو را کنار جاده متوقف کنم. درحالي که خيلي ترسيده بودم خواسته شان را اجرا کردم اما وقتي خودرو متوقف شد آنها به صورتم گاز اشک آور اسپري کردند و از آن به بعد ديگر متوجه هيچ چيز نشدم. آنها من را به زور از پرايد پياده و کنار جاده پرت کردند و سوار بر خودروام شدند و از آنجا فرار کردند.
در پي ثبت اين شکايت به دستور سوري، بازپرس شعبه پنجم دادسراي شهر ري ماموران پايگاه نهم پليس آگاهي موظف شدند در اين باره تحقيق کنند. يکي از راه هايي که مي توانست به دستگيري سارقان منجر شود شناسايي خودروي مسروقه بود. از اين رو مشخصات اين پرايد نقره اي رنگ در اختيار واحدهاي گشتي پليس قرار گرفت. درحالي که دو روز از آغاز تحقيقات گذشته بود ماموران گشت پليس خودروي مسروقه را شناسايي کردند و به راننده آن دستور توقف دادند اما راننده بي توجه به اين فرمان، به مسير خود ادامه داد و اين آغاز يک تعقيب و گريز بود. سرانجام دقايقي بعد راننده خودرو را متوقف کرد و توانست با پاي پياده از دست پليس بگريزد اما دختر و پسر جوان دستگير شدند.
دو متهم که پوريا-۱۸ساله- و مهسا -۲۲ساله- نام دارند در جريان بازجويي ها اتهام مشارکت در سرقت خودرو را پذيرفتند و گفتند از مخفيگاه همدست فراريشان به نام سعيد بي اطلاع هستند. پوريا گفت: من در يک تراشکاري کار مي کردم و مدتي است با سعيد و مهسا آشنا شده ام.روز حادثه قرار بود با هم براي تفريح به باقرشهر برويم اما در بين راه سعيد گفت بايد پرايد را زورگيري کنيم. او چاقويي زير گلوي راننده گذاشت و خودرو را دزديد. مهسا نيز گفت: يک سال قبل پدرم فوت کرد و بعد ازآن با مادربزرگم زندگي مي کنم. مدتي قبل با سعيد آشنا شدم و او به من قول داده بود به زودي به خواستگاري ام مي آيد اما يک سال گذشت و خبري نشد. در اين مدت با سعيد و پوريا بودم و آنها هيچ کار خلافي انجام ندادند اما نمي دانم چرا آن روز خودرو را سرقت کردند.
اظهارات متهمان درحالي بود که بررسي سوابق پوريا نشان مي داد او پيش از اين ۵مرتبه توسط پليس بازداشت شده و ممکن است او و همدستانش در سرقت هاي بيشتري دست داشته باشند.
منبع: خراسان
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


