صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

فراز و فرود صنايع نساجي در اصفهان معاصر

عبدالمهدي رجايي
کد خبر: ۲۰۴۱۱۲
| |
3974 بازدید
صنعت نساجي ايران هنوز به لحاظ شمار كارگران و تعداد واحدهاي توليدي پس از صنايع غذايي، در رتبه دوم رشته‌هاي صنعتي است.

اما كيفيت توليدات و قيمت تمام شده آن، راه را براي رقابت با كالاي مشابه خارجي تنگ كرده است و قاچاق گسترده پوشاك نيز مزيد بر علت شده و اين صنعت را در تنگنا قرار داده است. چرا؟ يكي از دلايل آن به سابقه تاريخي آن برمي‌گردد كه بخشي از اين تاريخ را به نقل از كتاب «مجموعه مقالات ريشه‌هاي رشد شاخه‌هاي شكوفايي» مي‌خوانيد.

داستان صنايع جديد در ايران معاصر، ارتباط تنگاتنگي با وقوع انقلاب صنعتي در اروپا و سرازير شدن كالاهاي ارزان قيمت ماشين ساخت اروپايي به كشورمان پيدا مي‌كند. درست از همين زمان به بعد صنايع داخلي كشور كه چنان سيري را پشت‌سر نگذاشته بودند، گرفتار رقباي خوش‌رنگ و آب و ارزان قيمتي گرديدند كه سيل‌آسا با دست‌هاي زورمند سياسي وارد بازارهاي ايران مي‌شدند.

آنچه بيش از پيش صنايع كشورمان را در مقابل اين رقباي جديد، بي‌پناه و درمانده كرد وضعي بود كه به واسطه عهدنامه تركمانچاي ميان ايران و روسيه ايجاد شد و كم‌كم تمام كشورهاي اروپايي، طبق قانون«دول كامله‌الوداد» بدان پيوستند. اين قانون، عوارض گمركي كالاهاي وارداتي را به ميزان بسيار كم(4درصد) در نظر مي‌گرفت. نتيجه آن كه صنايع داخلي مقهور كالاهاي ماشين‌ساز خارجي شدند. اين روند تا نابودي كامل صنايع عمده داخلي پيش رفت.

در آستانه مشروطيت سخناني چند در باب نجات اقتصاد ملي گفته شد و صنعتگران نيز با تشويق دلسوزان و نخبگان سياسي اقداماتي كردند،‌ اما اين جنبش نيز چندي نپاييد. با حكومت رضاشاه و پس از برقراري ثبات سياسي و آماده شدن بسترهاي حقوقي و نيز بسته شدن مرزهاي تجاري كشور، صنايع داخلي در سطحي وسيع شروع به كار نمودند. چندين كارخانه معظم نساجي در كشور به راه افتاد كه مركز آنها اصفهان بود. شهري كه آن زمان به منچستر ايران شهرت يافت.

رونق اقتصادي خصوصا در زمينه صنايع نساجي روند صعودي خود را طي مي‌كرد كه جنگ جهاني دوم از راه رسيد. تبعات جنگ از يكسو و باز شدن مجدد مرزهاي تجاري كشور و سرازير شدن پارچه‌ها و لباس‌هاي ارزان قيمت خارجي از سوي ديگر، صنعت نساجي داخلي را كه به نوسازي بنياني نيازمند بود، دوباره زمين‌گير ساخت و درگير بحران‌هاي پيچيده و سختي نمود تا بدانجا كه كارخانه‌هاي بسياري تعطيل شد و دولت و بانك‌ها- كه طلبكاران عمده كارخانه بودند- خود مالكيت آنها را در دست گرفتند. از سوي ديگر كارخانه‌هايي كه مقتضاي زمان را شناخته، با مديريت صحيح به نوسازي و توسعه كار خود همت گماشتند، رونقي يافته و بازاري به دست آوردند كه تعدادي از آنها هنوز هم برقرار مي‌باشند.

اوضاع صنعت كشوردر آستانه مشروطيت

از علل نابساماني وضع صنايع ايران در عهد قاجار سخن گفته شده است. در بدو مشروطيت گفته مي‌شد:« شايد تمام بازارهاي بلاد ايران سراپا امتعه و اقمشه خارجه است. مردم كارگزار و خدمتكار خارجه‌اند كه آن امتعه را پول نقد كنند و تقديم آنان نمايند.»

انديشمندان آن روز معترض بودند كه «غالبا مال‌التجاره آنها(تجار اروپا) فقط از نتايج صنايع و حرفه‌هايي است كه از مهارت در اعمال فنون و تشكيل كارخانه و فابريك‌ها، از روي قواعد علمي حاصل است.... نه چون ما كه مواد معيشت و سرمايه ملت به خارج نقل مي‌كنيم... يعني طلا و نقره مملكت را دادن و چيزهاي غير مفيده گرفتن و پنبه‌اي كه حاصل خود ايران است يك من چند قران به فرنگان دادن و يك من بيست تومان باز خريدن و به كل دست اهل مملكت را از كسب‌وكار و صنعت و حرفت مقطوع ساختن.»

در اين وضعيت تجار ايراني تبديل به بازارياب كالاهاي خارجي شده بودند،«تجار مملكت ما دلالي براي خارجه مي‌كنند... صبح منتظرند كه نفت وارد شود. ظهر منتظرند قند وارد شود و عصر منتظرند چاي و شكر و قماش وارد شود. شب تا ساعت هفت خواب به چشم مباركشان حرام، مشغول دفترداري خارجه هستند.»

نهضت اقتصادي عصر مشروطه

پيش از اين بايد گفت كه ترويج كالاهاي وطني و مبارزه با مصرف كالاهاي خارجي در اصفهان سابقه‌اي طولاني‌تر داشت. اين امر دست كم به سال 1316 قمري و تاسيس«شركت اسلاميه» به وسيله چند تن از بزرگان شهر از جمله همين حاج‌آقا نورالله و حاج محمدحسين كازروني برمي‌گردد. اگرچه اين شركت در آستانه مشروطيت نيز فعاليت‌هايي داشت، اما چنان كه پيدا است كار شركت چنان در عرصه توليدي درخششي نداشته و كمتر سخني از آن يا كوششي در جهت تجديد حيات آن در منابع آن زمان ديده مي‌شود.اولين بنگاه توليدي پس از مشروطه تحت عنوان«شركت شرافت» با مشاركت بزرگان شهر به سال 1325 قمري تاسيس گرديد. شركتي كه مقصود آن«ترويج امتعه وطن و رفع احتياج از خارجه و توسعه دايره مكاسب و ساير مصالح عامه» بود. نخستين جلسه آن در خانه سيد حسن بنكدار، نماينده اصناف در انجمن ولايتي، برپا گرديد.
گويا شركت شرافت به زودي آغاز به كار كرد، چرا كه دو ماه بعد محصول اين شركت را- كه لباس نظامي بود- به انجمن ولايتي عرضه داشتند و مورد تحسين قرار گرفت. گفتني است مطابق اين خبر، لباسي نيز از «منسوجات شركت اسلاميه» نمايش داده شد كه نشان مي‌دهد شركت مذكور نيز به فعاليت مشغول بوده است.در اين فضا نوعي خط تحريم نانوشته‌ كالاهاي خارجي نيز به راه افتاد.

 طبيعي است در مقابل اين جنبش اقتصادي، دفاتر بازرگاني خارجي مستقر در شهر كه سال‌ها بدون دغدغه بر بازار اصفهان سيطره يافته بودند، ساكت ننشسته و با روش‌هاي مختلف سعي كردند دوباره خود سكاندار بازار شوند. يكي از اين روش‌ها ارزان كردن موقتي محصولاتشان بود.اما اين نهضت اقتصادي نيز، به مانند ديگر ابعاد و وجوه انقلاب مشروطيت، چندي بعد به خاموشي گراييد و سرد شد. چهار سال پس از مشروطه روزنامه زاينده‌رود مردم را مورد انتقاد قرار داد كه «با حالت حاضره كه مصنوعات وطنيه رو به زوال و بازارش كساد است و صنعتگران قرين فقر و فاقه هستند، مي‌توان ملت ايران را ترقي‌خواه گفت يا نه؟ امروز همين اصفهان تنها اشخاصي كه صنعت آنها نساجي است افزون از هزارند كه در اين صنعت كمال مهارت دارند و منسوجاتشان در لطافت و زيبايي با منسوجات خارجه برابري مي‌كند، مع‌ذلك از كساد بازار و عدم‌خريدار، تمامي دچار فقر و فاقه هستند.»

صنايع ايران پس از جنگ جهاني اول

مدتي پس از مشروطه، جنگ جهاني اول واقع شد و به واسطه بحران‌هاي عميق سياسي، اقتصادي و اجتماعي كه پيامد اين حادثه بود، همان بناي سستي كه نهاده شده بود، فرو ريخت و دوباره اوضاع اقتصاد اصفهان به حال سابق برگشت.

داستان اسفبار صنايع در اين شهر در سال 1299 خورشيدي به اين تلخي بود: «اصفهان تا بيست سال قبل از اين، از حيث صناعت و تجارت يكي از بلاد مهم ايران محسوب و از روي حقيقت مقام ارجمندي را نسبت به ساير ولايات پيدا كرده و محتاج‌اليه عموم اهالي ايران، بلكه بعضي از ممالك خارجه گرديده بود... ليكن به فاصله اين مدت قليل چنان اين ابواب صنايع معدوم و اين صناعت‌هاي گوناگون نيست و نابود شده است كه از هزار باب دكان چيت‌سازي بيش از پنج شش باب و از سيصد باب دكان صباغي بيش از ده باب و از ده هزار دستگاه قالي‌بافي متجاوز از صد دستگاه وجود ندارد و ساير صنعت‌هاي ديگر به كلي از بين رفته....» وقتي چند ماه بعد مجله فلاحت و تجارت در مقاله‌اي مهم‌ترين محصولات طبيعي و صنعتي ايران را برمي‌شمرد، از جهت «منسوجات» فقط شهرهاي يزد، كاشان، خراسان و كرمان را قابل اهميت ديده است و آنچه اصفهان را در آن سرآمد مي‌داند، فقط صنعت قلمكار بود.

در اين اوضاع نااميدكننده و در ابتداي قرن حاضر ناگهان نور اميدي تابيدن گرفت. چند ماه بعد اعلاني در روزنامه چاپ شد كه نشان مي‌داد چند نفر از اصناف شهر، شركت نساجي تاسيس كرده و محصولاتي نيز توليد كرده‌اند. «چندي است كه به همت چند نفر اصناف، شركتي موسوم به «شركت نساجي» با سرمايه هزار تومان در تحت هزار ورقه بليت كه هر ورقه يك تومان است، در اصفهان تاسيس شده است، والحق والانصاف همه گونه پارچه‌هاي ممتاز اعلا بافته، به قيمت خيلي مناسب مي‌فروشند.»كار به همين جا ختم نشد. گويا نهضت اقتصادي ديگري در راه بود. نهضتي كه بر تحريم پارچه‌هاي خارجي تاكيد داشت.

در فروردين 1301 اين بار هيات تجار اصفهان – كه بسياري از آنها تجربه عصر مشروطه را در خاطر داشتند – ميدان‌دار شده بودند: «براي اينكه تجار، مضرات تجارت و فروش امتعه خارجه را در مملكت ايران احساس نموده بودند، از چند ماه پيش از اين «هيات تجار محترم اصفهان» كه مجلس اتحاديه دارند و اغلب در مسائل اقتصادي مذاكره و مشاوره مي‌نمايند، پس از تبادل افكار و فقط به نام حفظ ايران از فنا و اضمحلال و فقط از روي عواطف وطن‌پرستي، با يكديگر متحد شده و ترك استعمال امتعه خارجي و تجارت آن، با يكديگر عهد و ميثاق نمودند.»

گويا اين حركت هيات تجار، تاثيري هم در بازار داشت؛ چراكه تجارتخانه‌هاي خارجي را به واكنش واداشته بود: «در اثر اعلان هيات محترم تجار و اتحاد عمومي در ترك استعمال منسوجات خارجي، امتعه خارجي ارزان و كساد بود و حتي «تجارتخانه زيقلر» حاضر شد كه در فروش اجناس خود، توماني سه قران تخفيف بدهد، مع‌ذلك از طرف عموم در خريد آنها رغبتي مشهود نشد و چنانچه در جرايد خوانده‌ايم در نتيجه اتحاد تجار اصفهان در ترك امتعه خارجي، تجار بلاد ديگر هم در اين مشروع مهم با اصفهان هم آواز شده و در شيراز و يزد و كرمانشاه و جاهاي ديگر همين رويه را تعقيب نموده‌اند.»

ماه بعد معلوم شد كه هيات تجار اصفهان طرح ايجاد يك كارخانه ريسمان‌بافي را نيز در خاطر مي‌پرورانده‌اند. در نامه‌اي به امضاي «يك نفر كاسب» در روزنامه صبح اميد، ضمن اشاره به اين موضوع، مشكلات ايجاد كارخانه را نيز گوشزد آنان كرده است. مشكلاتي از قبيل نبودن قوانين حمايت از سرمايه‌گذاران صنعتي:

«نظر به تصميم چند ماه قبل تجار محترم راجع به استعمال اقمشه وطني و ايضا نظر به گفت‌و‌گوهايي كه در جريان است راجع به ورود كارخانه ريسمان‌بافي، لازم مي‌دانستم اين چند كلمه را به عرض قارئين آن جريده ملي برسانم... ماشين و كارخانه بايد در مملكتي باشد كه امور جاريه در تحت قانون و محدود باشد. راي شخصي به هيچ كار نيايد، ورنه در چنان مملكت هر چه كارخانه بيايد، مي‌رود به جايي كه كارخانه كهريزك رفت.»آيا كارخانه ريسمان‌بافي هيات تجار برپا گرديد؟ «سرنوشت شركت نساجي اصفهان» به كجا رسيد؟ درست نمي‌دانيم»، اما مي‌توان حدس زد اگر شركت مزبور رونقي يافته بود، بيش از اينها در منابع ماندگار مي‌شد.

منبع: دنياي اقتصاد
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟