اولياي دم مقتول اعلام كردند هيچ شكايتي از قاتلان ندارند
قتل مردی كه دخترانش را شكنجه میداد
ن اتهامم را قبول دارم و با همكاري برادران زنم دست به اين قتل زدم. البته من از ماجراي تجاوز حيدر به دخترانش خبر نداشتم اما روز حادثه وقتي كه ميخواستم با برادران همسرم سر كار بروم ديدم فاطمه خواهرزن 12سالهام گريه ميكند ...
شرق: دختران افغان كه بهعنوان اولياي دم در دادگاه حاضر شده بودند، مدعي شدند سالهاي طولاني مورد آزار جنسي پدرشان قرار گرفتند و به همين دليل از قاتل او شكايتي ندارند.
به گزارش خبرنگار ما، اين دختران وقتي در جايگاه حاضر شدند تا شكايت خود عليه متهمان را مطرح كنند به جاي اعلام شكايت جزييات زندگي پردردشان را توضيح دادند و گفتند چطور بهعنوان يك فرد بيهويت از ابتداي تولدشان در ايران زندگي كردند و حتي جرات شكايت از پدرشان را نداشتند.
در ابتداي جلسه محاكمه شفيعي نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و در توضيح كيفرخواست به قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران گفت: جسد مردي به نام حيدر حدودا 40 ساله روز 23 بهمن سال گذشته در حاشيه بزرگراه آزادگان پيدا شد. ماموران متوجه شدند جسد متعلق به مردي افغان است؛ آنها با آثار برجايمانده در محل حادثه توانستند اولياي دم را شناسايي كنند و مشخص شد آنها در جريان قتل حيدر بودند و خودشان موضوع را به پليس گزارش ندادند. بررسيها نشان داد حيدر توسط چهار مرد به نامهاي رضا، علي، عباس، رسول و همسر حيدر به نام شكيلا به قتل رسيده است. پليس متوجه شد شكيلا آن روز در خانه خواهرش بوده و با همكاري پسران خواهرش و داماد او، حيدر را به قتل رساندهاند.
نماينده دادستان ادامه داد: «متهمان بعد از شناسايي از سوي پليس بازداشت شدند و در بازجوييها به قتل اعتراف كردند. آنها جزييات را شرح دادند و صحنه قتل نيز بازسازي شد. بنابراين بهعنوان نماينده دادستان تهران درخواست دارم متهمان رديف اول و دوم يعني رضا و علي به اتهام مشاركت در قتل و سايرين به اتهام معاونت در قتل مورد محاكمه قرار گيرند و حكم قانوني درخصوص آنها صادر شود.»در ادامه دختران مقتول يك به يك در جايگاه حاضر شدند؛ آنها كه هيچكدام اوراق هويتي و سواد ندارند به جاي شكايت از قاتلان پدرشان از زندگي پردرد خود و ظلمي كه در سالهاي زندگيشان بر آنها رفته بود گفتند.
اولين دختري كه در جايگاه حاضر شد سحر 27ساله بود او گفت: اگر پدرم كشته شد به خاطر كارهاي خودش بود؛ او خيلي ما را اذيت ميكرد و به ناموس همه چشم داشت، او به هيچ چيز اعتقاد نداشت و هيچكس را دوست نداشت. ما هم جايي را نداشتيم كه شكايت كنيم و كسي را نداشتيم كه از ما حمايت كند. قبل از اينكه ازدواج كنم، پدرم شبها به سراغم ميآمد و آزارم ميداد، بچه بودم و نميدانستم بايد چه كنم. بعد كه ازدواج كردم از دست پدرم راحت شدم او خيلي آدم بدي بود و به خاطر بديهاي خودش كشته شد. به همين دليل هم نميخواهم قاتلانش مجازات شوند.
سپس عزيزه دختر 17 ساله در جايگاه حاضر شد؛ او كه بيشترين آزار را از سوي پدرش ديده بود گفت: وقتي كه بچه بودم پدرم شبها به سراغم ميآمد و اذيتم ميكرد، وقتي ازدواج كردم بارها مورد آزار جنسي پدرمان قرار گرفته بودم. البته من تنها قرباني پدرم نبودم خواهرانم و حتي برادر 12سالهام هم از دست او در امان نبودند. خيلي بچه بودم و نميدانستم بايد چه كنم؛ بهخصوص اينكه پدرم مردي عصباني بود و خيلي ما را كتك ميزد. تنها حامي ما مادرم بود، او خودش را جلوي پدرم ميانداخت تا وقتي پدرم كتك ميزد آسيب كمتري به ما برسد. شبها هم سعي ميكرد پدرم را در اتاق پيش خودش نگه دارد. از دست پدرم عاصي شده بوديم زندگي برايمان سياه بود. 12ساله بودم كه پدرم در قبال گرفتن مبلغي پول من را شوهر داد. يك سال بعد بچهاي به دنيا آوردم و پدرم زير پاي شوهرم نشست تا مرا طلاق دهد. بالاخره طلاقم را گرفت و دوباره به خانه پدرم برگشتم. در يك خياطي چرخكار بودم و كار ميكردم. دوباره آزارهاي پدرم شروع شده بود، خسته به خانه ميرسيدم و وقتي ميخواستم بخوابم پدرم به سراغم ميآمد و آزارهايش را شروع ميكرد. من كه بزرگ شده بودم ميدانستم بايد مقاومت كنم. فرياد ميزدم و با پدرم دعوا ميكردم، او كتكم ميزد ميگفت بايد به حرفش گوش كنم اما من مقاومت ميكردم و او با كمربند دنبالم ميكرد. مادرم خودش را جلو ميانداخت كه من آسيب نبينم. گاهي تا صبح من را كتك ميزد.
عزيزه ادامه داد: بعضي وقتها پدرم از من پول ميخواست و ميگفت بايد با مردان غريبه رابطه برقرار كنم؛ خودش چند پيرمرد را كه از دوستانش بود به خانه ميآورد و از من ميخواست با آنها رابطه داشته باشم اما من مقاومت ميكردم، او چندين بار من را به خاطر اين مقاومتها با پايپ سوزاند. هر روز صبح سر كار ميرفتم و چند ساعتي روي ميز كارم ميخوابيدم. چون پدرم شبها يا سراغ خودم ميآمد يا سراغ ثريا خواهر 8 سالهام ميرفت يا برادر 12 سالهام را آزار ميداد. آنها نميدانستند چطور بايد از خودشان دفاع كنند. هر وقت صداي فرياد ثريا يا برادرم علي را ميشنيدم از خواب ميپريدم و براي كمك به سمت آنها ميرفتم. چون هيچ اوراق هويتي هم نداشتيم كسي به حرفمان گوش نميكرد. فقط مادرم بود كه از ما دفاع ميكرد.
زن 17ساله سپس آثار سوختگي روي دستانش را به قضات نشان داد و گفت: نتيجه مقاومت من در برابر پدري كه ميخواست تجاوز كند اين آثار سوختگي است. پدرم خيلي من را ميزد و ميسوزاند. او برادر 12سالهام را معتاد به شيشه كرد و به ثريا هم شيشه ميداد كه بكشد تا نتواند در برابرش مقاومت كند. برعكس دختران كه عاشق پدرشان هستند من از پدرم متنفر بودم. ما در ايران به دنيا آمديم اما چون مجوز نداشتيم نتوانستيم درس بخوانيم و برده پدرمان شديم. در اين مدتي كه او فوت شده حتي يكبار هم سر خاكش نرفتم و تازه به آرامش رسيدهام. مرگ حق او بود. درخواست دارم براي كمك به ما مادرم را آزاد كنيد؛ او براي دفاع از من اين كار را كرد.
سپس رضا متهم رديف اول كه داماد باجناق مقتول هم هست در جايگاه قرار گرفت، او گفت: من اتهامم را قبول دارم و با همكاري برادران زنم دست به اين قتل زدم. البته من از ماجراي تجاوز حيدر به دخترانش خبر نداشتم اما روز حادثه وقتي كه ميخواستم با برادران همسرم سر كار بروم ديدم فاطمه خواهرزن 12سالهام گريه ميكند. او خيلي ترسيده بود و بدنش ميلرزيد. محكم به مادرش چسبيده بود و حرف نميزد. از مادرزنم پرسيدم چه شده جواب نداد. فاطمه لباس مدرسه به تن داشت و كيفش هم روي دوشش بود. فكر كردم كسي در خيابان اذيتش كرده است دوباره اصرار كردم، مادرزنم گفت وقتي كه فاطمه در اتاق بود حيدر به او حمله كرد و قصد تجاوز داشت اما فاطمه فرار كرد. خيلي ناراحت شدم. به شكيلا همسر حيدر و خاله همسرم گفتم، چرا به شوهرت اجازه ميدهي اين كارها را بكند؟ آنوقت بود كه شكيلا گفت دختران خودش هم مورد آزار حيدر قرار ميگيرند و كاري از دستش برنميآيد. آنقدر عصباني بودم كه كنترل خودم را از دست دادم به سراغ حيدر رفتم و با او دعوا كردم بعد با كمك برادران همسرم او را كشتم.
اين مرد درباره نحوه قتل گفت: من دستانش را گرفتم شالي را از زير گلويش رد كردم و به پشت گردنش آوردم بعد علي شال را كشيد عباس و رسول هم روي پا و كمرش نشستند تا اينكه جان باخت. ما 30 سال است در ايران زندگي ميكنيم. چون در افغانستان امنيت نبود و ناموسمان در امان نبود به ايران آمديم آنوقت خودي به ناموسمان تجاوز كرد. او بايد ميمرد البته قبول دارم كه مرتكب جرم شديم اما حيدر آدم كثيفي بود.
در ادامه ساير متهمان هم در مورد اتهامي كه به آنها وارد شده بود از خود دفاع كردند. آخرين متهم شكيلا همسر 35 ساله حيدر بود، او گفت: حيدر براي ما زندگي نگذاشته بود يك لحظه از دستش آرامش نداشتم. سعي ميكردم بچهها نزديكش نباشند. شكايت هم نميتوانستم بكنم. البته من در قتل نقشي نداشتم اما وقتي فرزندان خواهرم به سراغش رفتند تا بكشندش مقاومت نكردم.
بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه محاكمه هيات قضات شعبه 74 براي صدور رأي دادگاه وارد شور شدند.
به گزارش خبرنگار ما، اين دختران وقتي در جايگاه حاضر شدند تا شكايت خود عليه متهمان را مطرح كنند به جاي اعلام شكايت جزييات زندگي پردردشان را توضيح دادند و گفتند چطور بهعنوان يك فرد بيهويت از ابتداي تولدشان در ايران زندگي كردند و حتي جرات شكايت از پدرشان را نداشتند.
در ابتداي جلسه محاكمه شفيعي نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و در توضيح كيفرخواست به قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران گفت: جسد مردي به نام حيدر حدودا 40 ساله روز 23 بهمن سال گذشته در حاشيه بزرگراه آزادگان پيدا شد. ماموران متوجه شدند جسد متعلق به مردي افغان است؛ آنها با آثار برجايمانده در محل حادثه توانستند اولياي دم را شناسايي كنند و مشخص شد آنها در جريان قتل حيدر بودند و خودشان موضوع را به پليس گزارش ندادند. بررسيها نشان داد حيدر توسط چهار مرد به نامهاي رضا، علي، عباس، رسول و همسر حيدر به نام شكيلا به قتل رسيده است. پليس متوجه شد شكيلا آن روز در خانه خواهرش بوده و با همكاري پسران خواهرش و داماد او، حيدر را به قتل رساندهاند.
نماينده دادستان ادامه داد: «متهمان بعد از شناسايي از سوي پليس بازداشت شدند و در بازجوييها به قتل اعتراف كردند. آنها جزييات را شرح دادند و صحنه قتل نيز بازسازي شد. بنابراين بهعنوان نماينده دادستان تهران درخواست دارم متهمان رديف اول و دوم يعني رضا و علي به اتهام مشاركت در قتل و سايرين به اتهام معاونت در قتل مورد محاكمه قرار گيرند و حكم قانوني درخصوص آنها صادر شود.»در ادامه دختران مقتول يك به يك در جايگاه حاضر شدند؛ آنها كه هيچكدام اوراق هويتي و سواد ندارند به جاي شكايت از قاتلان پدرشان از زندگي پردرد خود و ظلمي كه در سالهاي زندگيشان بر آنها رفته بود گفتند.
اولين دختري كه در جايگاه حاضر شد سحر 27ساله بود او گفت: اگر پدرم كشته شد به خاطر كارهاي خودش بود؛ او خيلي ما را اذيت ميكرد و به ناموس همه چشم داشت، او به هيچ چيز اعتقاد نداشت و هيچكس را دوست نداشت. ما هم جايي را نداشتيم كه شكايت كنيم و كسي را نداشتيم كه از ما حمايت كند. قبل از اينكه ازدواج كنم، پدرم شبها به سراغم ميآمد و آزارم ميداد، بچه بودم و نميدانستم بايد چه كنم. بعد كه ازدواج كردم از دست پدرم راحت شدم او خيلي آدم بدي بود و به خاطر بديهاي خودش كشته شد. به همين دليل هم نميخواهم قاتلانش مجازات شوند.
سپس عزيزه دختر 17 ساله در جايگاه حاضر شد؛ او كه بيشترين آزار را از سوي پدرش ديده بود گفت: وقتي كه بچه بودم پدرم شبها به سراغم ميآمد و اذيتم ميكرد، وقتي ازدواج كردم بارها مورد آزار جنسي پدرمان قرار گرفته بودم. البته من تنها قرباني پدرم نبودم خواهرانم و حتي برادر 12سالهام هم از دست او در امان نبودند. خيلي بچه بودم و نميدانستم بايد چه كنم؛ بهخصوص اينكه پدرم مردي عصباني بود و خيلي ما را كتك ميزد. تنها حامي ما مادرم بود، او خودش را جلوي پدرم ميانداخت تا وقتي پدرم كتك ميزد آسيب كمتري به ما برسد. شبها هم سعي ميكرد پدرم را در اتاق پيش خودش نگه دارد. از دست پدرم عاصي شده بوديم زندگي برايمان سياه بود. 12ساله بودم كه پدرم در قبال گرفتن مبلغي پول من را شوهر داد. يك سال بعد بچهاي به دنيا آوردم و پدرم زير پاي شوهرم نشست تا مرا طلاق دهد. بالاخره طلاقم را گرفت و دوباره به خانه پدرم برگشتم. در يك خياطي چرخكار بودم و كار ميكردم. دوباره آزارهاي پدرم شروع شده بود، خسته به خانه ميرسيدم و وقتي ميخواستم بخوابم پدرم به سراغم ميآمد و آزارهايش را شروع ميكرد. من كه بزرگ شده بودم ميدانستم بايد مقاومت كنم. فرياد ميزدم و با پدرم دعوا ميكردم، او كتكم ميزد ميگفت بايد به حرفش گوش كنم اما من مقاومت ميكردم و او با كمربند دنبالم ميكرد. مادرم خودش را جلو ميانداخت كه من آسيب نبينم. گاهي تا صبح من را كتك ميزد.
عزيزه ادامه داد: بعضي وقتها پدرم از من پول ميخواست و ميگفت بايد با مردان غريبه رابطه برقرار كنم؛ خودش چند پيرمرد را كه از دوستانش بود به خانه ميآورد و از من ميخواست با آنها رابطه داشته باشم اما من مقاومت ميكردم، او چندين بار من را به خاطر اين مقاومتها با پايپ سوزاند. هر روز صبح سر كار ميرفتم و چند ساعتي روي ميز كارم ميخوابيدم. چون پدرم شبها يا سراغ خودم ميآمد يا سراغ ثريا خواهر 8 سالهام ميرفت يا برادر 12 سالهام را آزار ميداد. آنها نميدانستند چطور بايد از خودشان دفاع كنند. هر وقت صداي فرياد ثريا يا برادرم علي را ميشنيدم از خواب ميپريدم و براي كمك به سمت آنها ميرفتم. چون هيچ اوراق هويتي هم نداشتيم كسي به حرفمان گوش نميكرد. فقط مادرم بود كه از ما دفاع ميكرد.
زن 17ساله سپس آثار سوختگي روي دستانش را به قضات نشان داد و گفت: نتيجه مقاومت من در برابر پدري كه ميخواست تجاوز كند اين آثار سوختگي است. پدرم خيلي من را ميزد و ميسوزاند. او برادر 12سالهام را معتاد به شيشه كرد و به ثريا هم شيشه ميداد كه بكشد تا نتواند در برابرش مقاومت كند. برعكس دختران كه عاشق پدرشان هستند من از پدرم متنفر بودم. ما در ايران به دنيا آمديم اما چون مجوز نداشتيم نتوانستيم درس بخوانيم و برده پدرمان شديم. در اين مدتي كه او فوت شده حتي يكبار هم سر خاكش نرفتم و تازه به آرامش رسيدهام. مرگ حق او بود. درخواست دارم براي كمك به ما مادرم را آزاد كنيد؛ او براي دفاع از من اين كار را كرد.
سپس رضا متهم رديف اول كه داماد باجناق مقتول هم هست در جايگاه قرار گرفت، او گفت: من اتهامم را قبول دارم و با همكاري برادران زنم دست به اين قتل زدم. البته من از ماجراي تجاوز حيدر به دخترانش خبر نداشتم اما روز حادثه وقتي كه ميخواستم با برادران همسرم سر كار بروم ديدم فاطمه خواهرزن 12سالهام گريه ميكند. او خيلي ترسيده بود و بدنش ميلرزيد. محكم به مادرش چسبيده بود و حرف نميزد. از مادرزنم پرسيدم چه شده جواب نداد. فاطمه لباس مدرسه به تن داشت و كيفش هم روي دوشش بود. فكر كردم كسي در خيابان اذيتش كرده است دوباره اصرار كردم، مادرزنم گفت وقتي كه فاطمه در اتاق بود حيدر به او حمله كرد و قصد تجاوز داشت اما فاطمه فرار كرد. خيلي ناراحت شدم. به شكيلا همسر حيدر و خاله همسرم گفتم، چرا به شوهرت اجازه ميدهي اين كارها را بكند؟ آنوقت بود كه شكيلا گفت دختران خودش هم مورد آزار حيدر قرار ميگيرند و كاري از دستش برنميآيد. آنقدر عصباني بودم كه كنترل خودم را از دست دادم به سراغ حيدر رفتم و با او دعوا كردم بعد با كمك برادران همسرم او را كشتم.
اين مرد درباره نحوه قتل گفت: من دستانش را گرفتم شالي را از زير گلويش رد كردم و به پشت گردنش آوردم بعد علي شال را كشيد عباس و رسول هم روي پا و كمرش نشستند تا اينكه جان باخت. ما 30 سال است در ايران زندگي ميكنيم. چون در افغانستان امنيت نبود و ناموسمان در امان نبود به ايران آمديم آنوقت خودي به ناموسمان تجاوز كرد. او بايد ميمرد البته قبول دارم كه مرتكب جرم شديم اما حيدر آدم كثيفي بود.
در ادامه ساير متهمان هم در مورد اتهامي كه به آنها وارد شده بود از خود دفاع كردند. آخرين متهم شكيلا همسر 35 ساله حيدر بود، او گفت: حيدر براي ما زندگي نگذاشته بود يك لحظه از دستش آرامش نداشتم. سعي ميكردم بچهها نزديكش نباشند. شكايت هم نميتوانستم بكنم. البته من در قتل نقشي نداشتم اما وقتي فرزندان خواهرم به سراغش رفتند تا بكشندش مقاومت نكردم.
بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه محاكمه هيات قضات شعبه 74 براي صدور رأي دادگاه وارد شور شدند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۳۱
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۷:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
تابعیت دادن به این ها بزرگترین خیانت به مردمه
ما سالهاست از این مهمان های نا خوانده پذیرایی می کنیم
شما باید می گفتید برای یک بار هم که شده از ایران اخراجشان کنید تا مردم یه نفس راحت بکشن .
ناشناس
| ۱۷:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
جواد
| ۲۰:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
ناشناس
| ۲۱:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
ناشناس
| ۲۲:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
سعید از کانادا
| ۰۰:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۰
ابوالفضل
| ۱۰:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۰
دوست عزیز همون کانادا که با افتخار اسمش رو توو "نام" نوشتی زمانی که درخواست تابعیت از یه کشور میره بالا ، اون کشور رو محدود میکنه ...
این نژاد پرستی نیست عزیزم ، این مدیریت جمعیت و ملیت یه کشوره ، پاکستان هم مثه ایرانه به افغانی ها تابعیت نمیده ...
یکی از مهمترین دلایلی که بهشون تابعیت نمیدن اینه که ما هنوز تو سیر کردن مردم خودمون موندیم حالا بیایم جمعیت هم از جای دیگه وارد کنیم ...
کانادا هم همین طوره ... همه جا همین طوره
تصور کنید اگه بهشون تابعیت بدیم چه فاجعه ای رخ میده و در 40 - 50 سال نسل ما چه تغییری خواهد کرد !!
من با اون دوستمون که گفت ما کشورمون رو خودمون میسازیم و اونا هم باید برن و کشورشون رو خودشون بسازن موافقم ....
بازم میگم به این ها نژاد پرستی نمیگن ، به این ها مدیریت جمعیت و توزیع منابع یه کشور میگن .... نژاد پرستی یعنی یه ایرانی رو تو آمریکا دار بزنن و با جنازش عکس یادگاری بگیرن
علی
| ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۱
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۴:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۰
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۵:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
پاسخ ها
سارا
| ۱۶:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
ناشناس
| ۱۵:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۱
پاسخ ها
مریم
| ۱۶:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۵:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
ایرانی حیران
| ۱۶:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





