چشمه استعدادیابی ورزش خشکیده است
هر نقطه از کشور ما میتواند یک جویبار باشد که در کشتی حرف اول را در آسیا و حتی دنیا میزند، بسته به این که خوب نظارت شود و آن سیستمی که گفتیم بر کار اینها نظارت کند. متأسفانه، فدراسیونها و کلا سیستم ورزش ما فاقد چنین تشکیلاتی است و به همین دلیل، است که وقتی در دوومیدانی یک احسان حدادی پیدا میشود، در جودو یک آرش میراسماعیلی، در فوتبال یک خداداد عزیزی و علی دایی، در وزنهبرداری یک رضا زاده و... آنها را آنقدر بزرگ میکنیم و به هر ساز آنها فدراسیونها میرقصند که انگار دیگر نخواهیم داشت.
کد خبر: ۲۰۲۲۸۰
| | 8195 بازدید
سرویس ورزشی ـ وقتی میگوییم جای جای این مرز و بوم، پر است از استعدادهای ناب برای رشتههای گوناگون ورزشی، شاید اغراقآمیز دیده شود، ولی باور کنید چنانچه بتوانیم یک سیستم استعدادیاب در فدراسیونهای ورزشی هیأتها، ادارات کل و با همکاری آموزش و پرورش راهاندازی کنیم، آن وقت است که چشم به تک ستارهها و تک مدالها نخواهیم دوخت.
یک مثال میزنم. من زمانی که از روستا به شهرمان سبزوار برای ادامه تحصیلات دوره راهنمایی رفتم، عدهای را دیدم که با دست فوتبال بازی میکنند. برایم عجیب بود، وقتی پرسیدم، گفتند: هندبال است. یکی دو جلسه بیرون نشستم و نگاه کردم و از روز سوم رفتم درون زمین.
به یک ماه نرسید که برای تیم برگزیده مدرسه برای مسابقات آموزشگاههای شهر انتخاب شدم. همین حاج قاسم شعبانپور که الان مربی تیم ملی است، در مسابقات آموزشگاهها منو صدا کرد و گفت: اگر ادامه دهی، یکی از بهترین بازیکنان هندبال میشوی.
نداشتن پشتوانه اقتصادی و خورد و خوراک مناسب در کنار امکاناتی که آن زمان نبود، نویسنده را از دنیای قهرمانی دور کرد.
یک روز دیگر اتفاقی به ورزشگاهی رفتم که برای دوومیدانی تست میگرفتند.
کفش و لباس ورزشی نداشتم. پای برهنه و با لباس معمولی تست دادم که دیدم در آخر تست از میان صد شرکت کننده همه مربیان نام من را صدا میکنند. فکر کردم چون کفش ندارم و لباس ورزشی مسخره ام میکنند اما گفتند تو ادامه بده، چرا که بهترین فیزیک برای دوهای 100 و 200 داری.
بازم به همان دلایلی که گفتم نشد. منظورم البته چیز دیگری است ضمن اینکه برای خودم هم افسوس میخورم که چرا در آن شرایط کسی نبود حمایتم کند و اگر در این دوره بود یقینا تا قهرمانی جهان هم پیش میرفتم.
متأسفانه در کشورمان سیستم استعدادیابی که در نقاط گوناگون کشور، نیروهای اینچنینی را جذب و پرورش دهند، نداریم. مثلا در سبزوار، هندبال زمینه توسعه بسیار بیشتری دارد چرا که در آن زمان در دهه 60 در اوج جنگ تحمیلی بیش از صد تیم در مسابقات محلات شرکت میکردند. اکنون اگر به خوبی توجه شود، باز هم قطب اول هندبال ایران خواهد بود.
بروید به شهر کرد، یاسوج، خرم آباد، دزفول، مسجد سلیمان، قم، اراک، بجنورد، قوچان، فومن، شبستر، خوی، کاشان و... حتی روستاها تا ببینید چقدر استعداد ناب و مناسب رشتههای مختلف ورزشی موج میزند.
هر نقطه از کشور ما، میتواند یک جویبار باشد که در کشتی حرف اول را در آسیا و حتی دنیا میزند، بسته به این که خوب نظارت شود و آن سیستمی که گفتیم بر کار اینها نظارت کند.
متأسفانه فدراسیونها و کلا سیستم ورزش، ما چنین تشکیلاتی را ندارد و به همین دلیل است که وقتی در دوومیدانی یک احسان حدادی پیدا میشود، در جودو یک آرش میراسماعیلی، در فوتبال یک خداداد عزیزی و علی دایی، در وزنه برداری یک رضا زاده و... آنها را آنقدر بزرگ میکنیم و به هر ساز آنها فدراسیونها میرقصند که انگار دیگر نخواهیم داشت،
در صورتی که اگر از طریق همین آموزش و پرورش ـکه در همه نقاط و روستاهای ایران معلمین علاقهمندی به ورزش دارد ـ توجه کرده و به آنها یک چارتی برای کشف استعدادها داده شود، بیگمان، در کوتاه مدت دهها میراسماعیلی و خداداد و رضازاده و ساعی و ... خواهیم داشت و این چشمه جوشان هر روز ماهیهای بزرگتر و مرغوبتری را به ورزش ما خواهد داد.
یک مثال میزنم. من زمانی که از روستا به شهرمان سبزوار برای ادامه تحصیلات دوره راهنمایی رفتم، عدهای را دیدم که با دست فوتبال بازی میکنند. برایم عجیب بود، وقتی پرسیدم، گفتند: هندبال است. یکی دو جلسه بیرون نشستم و نگاه کردم و از روز سوم رفتم درون زمین.
به یک ماه نرسید که برای تیم برگزیده مدرسه برای مسابقات آموزشگاههای شهر انتخاب شدم. همین حاج قاسم شعبانپور که الان مربی تیم ملی است، در مسابقات آموزشگاهها منو صدا کرد و گفت: اگر ادامه دهی، یکی از بهترین بازیکنان هندبال میشوی.
نداشتن پشتوانه اقتصادی و خورد و خوراک مناسب در کنار امکاناتی که آن زمان نبود، نویسنده را از دنیای قهرمانی دور کرد.
یک روز دیگر اتفاقی به ورزشگاهی رفتم که برای دوومیدانی تست میگرفتند.
کفش و لباس ورزشی نداشتم. پای برهنه و با لباس معمولی تست دادم که دیدم در آخر تست از میان صد شرکت کننده همه مربیان نام من را صدا میکنند. فکر کردم چون کفش ندارم و لباس ورزشی مسخره ام میکنند اما گفتند تو ادامه بده، چرا که بهترین فیزیک برای دوهای 100 و 200 داری.
بازم به همان دلایلی که گفتم نشد. منظورم البته چیز دیگری است ضمن اینکه برای خودم هم افسوس میخورم که چرا در آن شرایط کسی نبود حمایتم کند و اگر در این دوره بود یقینا تا قهرمانی جهان هم پیش میرفتم.
متأسفانه در کشورمان سیستم استعدادیابی که در نقاط گوناگون کشور، نیروهای اینچنینی را جذب و پرورش دهند، نداریم. مثلا در سبزوار، هندبال زمینه توسعه بسیار بیشتری دارد چرا که در آن زمان در دهه 60 در اوج جنگ تحمیلی بیش از صد تیم در مسابقات محلات شرکت میکردند. اکنون اگر به خوبی توجه شود، باز هم قطب اول هندبال ایران خواهد بود.
بروید به شهر کرد، یاسوج، خرم آباد، دزفول، مسجد سلیمان، قم، اراک، بجنورد، قوچان، فومن، شبستر، خوی، کاشان و... حتی روستاها تا ببینید چقدر استعداد ناب و مناسب رشتههای مختلف ورزشی موج میزند.
هر نقطه از کشور ما، میتواند یک جویبار باشد که در کشتی حرف اول را در آسیا و حتی دنیا میزند، بسته به این که خوب نظارت شود و آن سیستمی که گفتیم بر کار اینها نظارت کند.
متأسفانه فدراسیونها و کلا سیستم ورزش، ما چنین تشکیلاتی را ندارد و به همین دلیل است که وقتی در دوومیدانی یک احسان حدادی پیدا میشود، در جودو یک آرش میراسماعیلی، در فوتبال یک خداداد عزیزی و علی دایی، در وزنه برداری یک رضا زاده و... آنها را آنقدر بزرگ میکنیم و به هر ساز آنها فدراسیونها میرقصند که انگار دیگر نخواهیم داشت،
در صورتی که اگر از طریق همین آموزش و پرورش ـکه در همه نقاط و روستاهای ایران معلمین علاقهمندی به ورزش دارد ـ توجه کرده و به آنها یک چارتی برای کشف استعدادها داده شود، بیگمان، در کوتاه مدت دهها میراسماعیلی و خداداد و رضازاده و ساعی و ... خواهیم داشت و این چشمه جوشان هر روز ماهیهای بزرگتر و مرغوبتری را به ورزش ما خواهد داد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


