آقای وزیر! جنس کار علمی، سیاسی نیست
«اگر بخواهیم حقیقتا در زمینه گسترش و توسعه واقعی فرهنگ و اندیشه و علم کار کنیم، نیاز داریم به اینکه از مواهب خدادادی و در درجه اول، آزاداندیشی استفاده کنیم. آزاداندیشی در جامعه ما یک شعار مظلوم است. تا گفته میشود آزاداندیشی، عدهای فوری خیال میکنند که بناست همه بنیانهای اصیل در هم شکسته شود و آنها چون به آن بنیانها دلبستهاند، میترسند. عدهای دیگر هم تلقی میکنند که با آزاداندیشی باید این بنیانها شکسته شود. هر دو گروه به آزاداندیشی که شرط لازم برای رشد فرهنگ و علم است، ظلم میکنند. ما به آزاداندیشی احتیاج داریم».
به گزارش «تابناک»، اين بيانات رهبر انقلاب در بهمن ماه سال 81 است؛ روزی که اعضای انجمن اهل قلم خدمت ایشان رسیده بودند. پس از اين فرمايشها، کمکاریهای برخی صاحبان تریبون و مسئولیت، حوزویان و دانشگاهیان، سبب شد تا رهبر انقلاب در چندین مرحله از نبود پیشرفت در استقرار کرسیهای آزاداندیشی گلایه کنند.
اما اهمیت این موضوع در منظر رهبر انقلاب تا بدان جاست که ایشان در ابلاغ سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه در چهارچوب سند چشم انداز 20 ساله، آن را در زمره سرفصلهای فرهنگی برنامه قرار داده و با عنوان «تحول و ارتقای علوم انسانی، با تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگری در متون و برنامهها و روشهای آموزشی، ارتقای کمی و کیفی مراکز و فعالیتهای پژوهشی و ترویج نظریه پردازی، نقد و آزاداندیشی» مطرح كردند.
با اين اوصاف، چرا درباره اين دغدغه رهبري، كم كاري شده است؟
در این باره، معاون فرهنگی وزارت علوم تحقیقات و فن آوری در مورد آخرين وضعيت كرسيهاي آزاد انديشي گفت: در آذر ماه 88 مجموعه وزارت علوم، آغاز به كار کرد و در همین حین و در حالی که کرسیها در حال شکل گیری و تشکیل بودند، در مورخه 16 آبان سال 88 آیین نامه تشکیل کرسیها توسط کمیتهای متشکل از نمایندگان وزارت علوم، وزارت بهداشت، دانشگاه آزاد اسلامی، بسیج دانشجویی و... تدوین و به دانشگاهها ابلاغ شد.
غلامرضا خواجه سروی با بيان اينکه از سال 88 تاکنون نزدیک به هزار کرسی آزاد اندیشی در کشور برگزار شده است، ميافزايد: امسال کرسیهای آزاد اندیشی در چهار محور نقد مبانی غرب، بیداری اسلامی، مبارزه با مفاسد اقتصادی و انتخابات برگزار خواهد شد.
وي در حالي از اين آمار حکایت ميكند كه دانشجویان بر این باورند که چندان توجهی به این موضوع نشده است، اما اين مقام مسئول، همچون همیشه اشکال را نه از وزارت علوم بلکه از دانشجویان دانسته و ميگويد: وقتی آیین نامه ای ابلاغ میشود، حکم قانون را دارد و این دانشجویان هستند که باید به آیین نامه مسلط باشند. این در حالی است که ما به پرسشها و ابهامات موجود پاسخ داده ایم. حتی در مواردی، کرسیهایی را به عنوان نمونه و الگو برگزار کردیم و فیلمهای آن را به دانشگاهها فرستادیم.
گویا از رهگذر پر رنگ شدن چنین نشستهایی است که میتوان در تولید علم، ایجاد شور و نشاط علمی در میان حوزویان و دانشگاهیان بهره جست و جایگاه علم را در حوزههای گوناگون ارتقا بخشید، زیرا عزت و اقتدار نظام مقدس اسلامی در پرتو رشد علمی حاصل میشود.
در اين ميان، حسین کچوئیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور در برنامه تلويزيوني درباره علل تحقق نیافتن منویات رهبر انقلاب درباره کرسیهای آزاد اندیشی، در پاسخ به اين که چرا با وجود گذشت چهارده سال از فراخوان ایشان، کرسیهای آزاداندیشی آن گونه که شایسته است، در دانشگاهها تشکیل نشده، گفت: ایجاد کرسیهای آزاد اندیشی به ذات برای تولید علم نیست. هدف اصلی ایجاد فضای تضارب آرا بر موضوعات اجتماعی است و هدف درگیر کردن استاد و دانشجو در فضای عمومی است.
در همین راستا، شورای عالی انقلاب فرهنگی درسال 81 با مصوبه ای بحث را به شکل ساختاری درآورد و تصویب کرد تا تشکیلاتی برای ایجاد کرسیهای آزاد اندیشی ایجاد شود؛ تشکیلاتی که مسئولیت آن به عدهای از علمای اهل نظر و یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی سپرده شد.
وی کار اصلی تشکیلات مورد اشاره را کمک به درگیر کردن جامعه علمی کشور با مباحث نظریه پردازی دانست و افزود: بنا بر گزارش مسئول این مجموعه، تاکنون بالغ بر پنجاه کرسی در تهران و قم تشکیل شده است. این کرسیها شیوه ای جریانیاب بین اساتید و دانشجویان هستند و به فضای سیاسی و اجتماعی کشور بر حسب موضوعات روز میپردازند؛ موضوعاتی چون بیداری اسلامی و حتی فساد بانكي اخیر.
کچوییان در پاسخ به همين پرسش گفت: در هشت سال ابتدایی چهارده سالی که از فراخوان رهبری میگذرد، جریانی در دانشگاهها با حمایت وزیر علوم حاکم بود که مصداق روشن شارلاتانیزم بوده است؛ اما در شش سال اخیر هم باید نگاهی به نهادهای مرتبط با این موضوع داشته باشیم.
وي موانع اجرايي اين طرح را اينچنين عنوان كرد: بروکراسی موجود در ادارات و دانشگاهها، نخستین دلیل برای اجرا نشدن این مهم است. ابلاغ آیین نامهها و اساسنامههای گوناگون و حتی اصلاحیههایی که از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم صادر میشود تا اندازهای جلوی کار دانشجویان را گرفت.
متأسفانه در بیشتر موارد، نگاهی محافظهکارانه و امنیتی بر دانشگاهها حاکم بوده است و در برخی موارد با نگاه مناظرهای به کرسیهای آزاداندیشی درصدد بالابردن بیلان کاری خود بودهاند.
با توجه به آنچه گفته شد، به روشنی پیداست که باز هم، چون همیشه موقع ارزیابی که میشود، مسئولین مربوطه، نخستین تلاش خود را بر مقصر دانستن این و آن به کار میگیرند و این در حالی است که با توجه به نوع مدیریت دانشگاهها و وزارت علوم، قاعدتا این مسئولین هستند که باید فضا را برای انجام این مهم فراهم آورند، به ویژه آنکه با توجه به فضای موجود میان دانشجویان، پذیرفتن کمکاری دانشجویان تا اندازه بسیاری محال به نظر میآید.
در واقع به دلیل آزاداندیشی، ذهن پویا و پرنشاط دانشجویان از یک سو و نداشتن منافعی که به دلیل آن بخواهد به محافظه کاری کشیده شود، از سوی دیگر، بیانگر آن است که اگر فضای لازم برای برگزاری چنین نشستهایی فراهم باشد، هیچ دلیلی نیست که دانشجویان کم کاری کنند؛ بنابراین، تردیدی نیست که مسئولان وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی، به جای فرافکنی، ضمن پذیرش انتقادات به عملکرد ضعیف خود در این باره، باید با نگاهی کیفی و نه کمی به حوزه وارد شده و این مهم را برآورده کنند.
نکته آنکه، آزاداندیشی یكی از نیازهای امروز جامعه ما به ویژه در حوزه و دانشگاه است كه ضرورت آن بدیهی مینماید؛ افزون بر آن، حجم عظیم شبهه افکنیها، وجود سلایق گوناگون، ضرورت صیقل دادن اندیشه درست و اندیشه ورزی درست، از مسایلی است که ضرورت پرداختن به این مهم را دو چندان کرده است.
از اين روی، مسئوليني که در شورای عالی انقلاب فرهنگی هستند، کمیسیون آموزش مجلس و شخص وزیر علوم به علاوه مسئولان حوزههای علمیه باید پاسخگو باشند که چرا دغدغه مؤکد رهبر انقلاب را بیپاسخ گذاشته و عملا هیچ کار شایستهای در این راستا انجام ندادهاند.
در پایان، با توجه به سخنان روز گذشته شخص وزیر علوم در گردهمایی رؤسای دانشگاههای سراسر کشور، یادآوری یک نکته ضروری مینماید و آن اینکه، فضا و جنس کار علمی و دانشگاهی با فضا و جنس کار سیاسی، به ویژه از نوع ستاد انتخابات کشور، از زمین تا آسمان تفاوت دارد؛ افزون بر اینکه شگرد اتهامزنی به رسانه به این دلیل که چرا پیگیری میکند، دستکم در جمهوری اسلامی دیگر قدیمی شده است؛ پس بهتر است یا آنچه وظیفه شما ایجاب میکند، انجام دهید یا بیش از این با حضور خود در این مسئولیت، به خواست عمومی دانشجویان و رهبری معظم، دهن کجی نکنید.
این ترم برای اولین بار در دانشگاه ما گفتند هر تشکل تنها می تواند دو بار از آمفی تئاتر استفاده کند.
میهمانان دعوتی هم باید حتما مورد تائید ما باشد!!!!!!!!!
مسئولان دانشگاه مناظره و کرسی ها را راه نیاندازند اشکالی ندارد ولی سنگ لای پای دانشجو ها دیگر نذارند کافی است
در بعضی از دانشگاهها اساتید حتی مجاز به دخالت در امور صنفی نیستند چرا که با مدیریتهای جناحی و سیاسی موجود هرگونه انتقاد، سخنی سیاسی تلقی میشود و موضع گیری بر ضد دولت.
در این قضا همان به که تماشاگر باشی تا اندیشمند.
با آنکه امر به معروف و نهی از منکر از واجبات دینی ماست، انجام آن گاهی مخالفت با دولت تعبیر میشود و وجهه ای سیاسی پیدا می کند. در این شرایط با تعبیری که از اتصال دولت به ولایت میشود، امر به معروف میتواند در حد محاربه یک شخص را بی هویت و بی آبرو کند.
طبیعی است کسانی که برای مصون داشتن خود از انتقاد چنین تعبیری را از ولایت و فراگیر بودن آن در تمامی شئونات دولت میکنند نه تنها به خود و سیستم تحت ریاست خود بلکه به مقام ولایت و مردم ظلم میکنند. در چنین فضایی همیشه این دغدغه وجود دارد که نتیجه اندیشه شما محاربه با دولت و متعاقبا نظام تعبیر شود،
فکر میکنم وزیر محترم علوم بجای توبیخ دیگران بهتر است به سخنان دو سال اخیر خود بیاندیشند که همشه اساتید را تهدید به اخراج کرده اند و در بعضا تهدید خود را اجرا کرده اند.
در چنین فضای مدیریتی همان به که آزاد اندیشی معطل بماند تا اینکه ملزم به ترک خدمت، دریافت حقوق بازنشستگی و یا حتی قطع حقوق گردی!




