تداعى خاطرات ۱۰ سال پيش در منامه
- محمدرضا نصرالله زاده
کد خبر: ۱۹۷۰۳۸
| | 2989 بازدید
حدود ۱۰ سال پيش، يعنى روزهايى كه تيم ملى فوتبال ايران براى حضور در رقابت هاى جام جهانى ۲۰۰۲ كره و ژاپن تنها به يك نتيجه تساوى مقابل بحرين در منامه نياز داشت، با انواع ترفندها به اين تيم باخت تا عربستانى ها به جاى ما راهى جام جهانى شوند۱۰. سال پيش در منامه يك شب سخت بر ايرانى ها گذشت. جو ورزشگاه خليفه آنقدر سنگين بود كه حد و حصرى نداشت. در همان بدو ورود تيم ملى ايران به ورزشگاه، ماموران آن كشور مشكلاتى را براى بازيكنان ايرانى از جمله على دايى به وجود آوردند.
نصب سيستم هاى صوتى قوى كه در بين تماشاگران بحرينى استتار شده بود، حسابى ورزشكاران و همراهان ايرانى را كلافه كرده بود.در جايگاه خبرنگاران مسئولان ميزبان مانع از فعاليت خبرنگاران ايرانى مى شدند و جو را براى آنها خراب كرده بودند.مسئولان تيم ملى فوتبال ايران آرام و قرار نداشتند اما در يك شب تيم ملى ايران با حساب ۳ بر يك به بحرين ميزبان باخت تا خيلى از اتفاقات بيفتد. در پايان آن بازى بحرينى هاى خوشحال در حاليكه پرچم كشور خود را به پرچم عربستان گره زده بودند، در ورزشگاه آل خليفه دور افتخار زدند و همه اين اتفاقات در شرايطى به وقوع پيوست كه بازيكنان ما گريان مشغول تماشاى حركات غير منطقى آنها بودند.
سيدكا سرمربى آلمانى آن روزهاى بحرين، در پايان آن بازى از خوشحالى سر از پا نمى شناخت و مانند سرداران فاتح به اين سو و آن سو مى رفت و وقتى كه مقابل سوال يك خبرنگار ايرانى كه از او پرسيد آيا اين بازى كثيف، ارزش اين همه خوشحالى را داشت قرار گرفت گفت: من به اين چيزها فكر نمى كنم. من قطعاً اين را مى دانم كه پيروز شده ايم و بايد خوشحالى كنيم. ما تيم قدرتمندى مانند ايران را شكست داديم و اين پيروزى براى ما بسيار ارزشمند است.
در حالى كه مربيان دو تيم در سالن كنفرانس پاسخگوى خبرنگاران بودند، بازيكنان ايرانى هنوز از فرط ناراحتى نتوانسته بودند كه قد راست كنند. باران اشك از چشم ايرانى ها سرازير بود و مرحوم محمد رنجبر سرپرست آن روزهاى تيم ملى از فرط ناراحتى و در حالى كه اشك مى ريخت، قصد داشت ورزشكاران را آرام كند.با آنكه ساعاتى از بازى گذشته بود اما هنوز ورزشگاه حالت عادى به خود نگرفته بود، در جاى جاى ورزشگاه مى شد علائم ناآرامى را ديد و ماموران پليس بحرين براى بازيكنان و خبرنگاران ايرانى مشكلات بسيارى را به وجود آورده بودند، مشكلاتى كه گويا نمى خواست پايانى داشته باشد. در بيرون از ورزشگاه هم غوغايى بر پا بود. عربستانى ها كه خود را از كشورشان به بحرين رسانده بودند با پرچم هاى سبز عربستان و با ماشين هايى كه چراغ آنها روشن بود، در سطح شهر رژه مى رفتند. صداى بوق ممتد ماشين هاى عربستانى امان همه را بريده بود. در آن شب سخت، ايرانى ها مثل هميشه با متانت خاصى تن به شرايط موجود داده و راهى هتل هاى محل اقامت خود شدند تا براى دقايقى در خلوت به شكستى كه براى آنها رقم خورده است بيانديشند.
شكستى كه سايه اش ۱۰ سال بر سر فوتبال ايران سنگينى مى كرد.اما سه شنبه شب در ورزشگاه آزادى و در سيزدهمين ديدار دو تيم يكبار ديگر اين ماجرا اتفاق افتاد، اما اين بار برنده تيم ملى ايران بود. تيمى كه بحرين را تحقير كرد و با زدن ۶ گل به آن عملاً نشان داد كه ديگر بحرينى ها قدرت سال هاى قبل را ندارد.كارلوس كوئيروش در بازى دو تيم ايران و بحرين درس خوبى به فوتبال ما داده با وجود اينكه مى دانست، تيمش مقابل يك تيم گستاخ به نام بحرين بازى مى كند، هرگز دستور دفاعى صادر نكرد و ۹۰ دقيقه جنگ را به بازيكنانش توصيه كرد.
بحرينى ها پس از ۱۰ سال تاوان سختى را در ورزشگاه بزرگ آزادى پس دادند، تاوانى كه قطعاً بحرينى ها آن را به اين زودى ها فراموش نخواهند كرد، به واقع بحرينى ها حق دارند كه از اين پس به عدد ۱۳ واكنش نشان دهند چرا كه نحسى عدد ۱۳ در بازى دو تيم ايران و بحرين به بدترين شكل ممكن گريبان آنها را گرفت.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


