خط لوله تاپی
راههای جلوگیری از تلاقی منافع ایران و افغانستان
محسنی فرد
کد خبر: ۱۹۶۵۲۸
| | 5539 بازدید
در نوشتار حاضر نخست با خط لوله تاپی و موضوعات گوناگون مرتبط با آن از جمله پیشینه و مشخصات، اهداف و راهبرد کشورهای حاضر و ذینقش در این پروژه و همچنین موانع و چالشهای موجود بر سر اجرای آن آشنا میشویم. سپس به تبیین راهکارهای ممکن برای جلوگيري از برخورد منافع ایران و افغانستان میپردازیم. هرچند هدف غایی نگارنده از نوشتن این مقاله، ارایه راهکار نبوده، بلکه ایجاد انگیزه و محرکی برای جدی گرفتن این پروژه مهم است که در صورت تحقق، بسترساز تهدید دایمی برای کل منطقه خواهد بود.پیشینه طرح اهداث خط لوله تاپي:
پس از دو دهه از طرح خط لوله انتقال گاز به نام «تاپی» سرانجام موافقتنامه مربوطه در عشق آباد توسط رؤساي جمهور سه كشور تركمنستان، افغانستان، پاكستان و وزير نفت و گاز هند به امضا رسيد. در جریان امضای این موافقتنامه همچنین مقرر شد که کارشناسان چهار کشور ظرف سه ماه تکلیف سه موضوع قیمت گاز، حق ترانزیت و مباحث حقوقی و پیرامونی این خط لوله را روشن ساخته و سپس مقدمات تشکیل کنسرسیوم مجری طرح را فراهم کنند.
هم اکنون که نزدیک به 9 ماه از امضای موافقتنامه مذکور میگذرد، رسانههای ترکمن از پایان نیافتن بررسی نخستین موضوع یعنی قیمت گاز خبر میدهند و به رغم پیشبینیها این موضوع در موعد مقرر (ماه اوت 2011) (مرداد ـ شهریور 90) به پایان نرسیده است.
شايان ذكر است، ابتکار اولیه این خط لوله از آن حامد کرزای است که پیش از رسیدن به مقام ریاست جمهوری به همراه خليل زاد سفير آمريكا در افغانستان از جمله لابی هاي اصلی این طرح در دستگاه جورج بوش پسر بودند. در آن زمان کنسرسیومی تحت رهبری شرکت یونوکال آمریکا تشکیل شد، لیکن به رغم انجام بررسیهای مقدماتی موفق به انعقاد قرارداد با دولت طالبان نشد، چراکه طالبان به توصیه القاعده ترجیح داد که این پروژه را به شرکت آرژانتینی بریداس واگذار کند.
برخی آگاهان بر این باورند که بوش به دنبال مخالفت طالبان با واگذاری این پروژه بود که طرح حمله نظامی به افغانستان را (شش ماه پیش از حملات تروریستی 11 سپتامبر) ریخت. چنانچه تأثیرات منطقهای خط لوله تاپی به ویژه نقشی را که این خط لوله در رابطه با حضور و تثبیت آمریکا در منطقه خواهد داشت، مد نظر قرار دهیم، طرح حمله نظامی به افغانستان چندان خالی از منطق به نظر نمیرسد.
به هر حال، این پروژه در زمان حاکمیت طالبان به دلایلی از جمله مخالفت آمریکا به سرانجام نرسید. به دنبال سرنگونی دولت طالبان، این طرح با پیگیریها و تلاشهای زیاد تیم کرزای و با حمايت آمريكایيها دوباره در دستور كار اجلاسهای رسمي چند جانبه قرار گرفت و توافق اوليه در 30 می 2002 بين مشرف، کرزای و نیازاف حاصل و در ادامه نیز قرارداد رسمی احداث خط لوله انتقال گاز ترکمنستان ـ افغانستان ـ پاکستان در فوریه 2006 به امضا رسید.
در این زمان هندیها که با فشار آمريكایيها تصميم به خروج از مذاكرات خط لوله صلح گرفته بودند، برای پیوستن به خط لوله تاپی ابراز علاقه کردند و به دنبال آن، به مذاکرات مربوطه دعوت شدند. سه کشور ترکمنستان، افغانستان و پاکستان به همراه هند، نخستین قرارداد کلی خود درباره این خط لوله را در آوریل 2008 (اردیبهشت 87) در اسلام آباد منعقد کردند. آخرین موافقتنامه مربوط به راهاندازی این خط لوله بین رؤسای جمهوری ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و وزیر نفت هند در دسامبر 2010 (آذر 89) در عشق آباد امضا شد. هم اینک مدتی است که مذاکره بر سر قیمت گاز بین کشورهای ترکمنستان، پاکستان و هند ادامه دارد و بر اساس پیش بینیها گویا این قرارداد تا ماه اوت سال ۲۰۱۱ (شهریور ماه) به امضا خواهد رسید.
مشخصات خط لوله:
این خط لوله گازي 1735 كيلومتر طول و ظرفيت انتقال 33 ميليارد مكعب گاز را در سال دارد. بر پایه برآوردها، هزینه راهاندازی آن، هشت میلیارد دلار است و در صورت آغاز مراحل اجرایی آن در سالجاری میلادی، تا اواخر سال 2014 یا اوایل سال 2015 به بهره برداري خواهد رسید.
اين خط لوله، گاز حوزه دولت آباد ترکمنستان را پس از طی 147 كيلومتر، از طريق ولايت هرات وارد خاك افغانستان کرده و پس از عبور از ولايات فراه، هلمند و قندهار به پاکستان تحویل میدهد. در خاک پاکستان نیز از شهرهای کویته و مولتان گذشته و در نزدیکی مرز پاکستان با هند، در منطقهای به نام فضاالحق، سرانجام به هند میرسد.
شایان ذکر است، طول اين لوله در خاك افغانستان 735 كيلومتر خواهد بود. به باور مقامات افغان در مراحل ساخت خط لوله نزدیک به دوازده هزار نفر مشغول به كار خواهند شد و پس از تكميل و بهرهبرداری از آن نیز همین تعداد نفر وظیفه تأمین امنیت آن را عهدهدار خواهند شد. دولت افغانستان سالانه از بابت حق ترانزيت رقمي بين سیصد تا هفتصد میلیون دلار عايدي خواهد داشت.
و اما درباره مهمترین مسأله که منابع مالی لازم برای اجرای این پروژه مهم اقتصادي در منطقه آسياي غربي است، باید گفت، بانک توسعه آسیا، نخستین حامی مالي آن شمرده میشود و در کنار آن، بانک جهانی و آمریکا و هند نيز از دیگر تأمین کنندگان هزينه هاي طرح هستند.
در بعد سیاسی نیز آمریکا و متحدین اش از جمله ناتو مهمترین پشتیبانان سیاسی اين خط لوله به شمار میروند.
هماکنون امکان سنجی پروژه توسط بانک توسعه آسیایی انجام و به پایان رسیده و بر پایه برنامه ریزیهای اولیه مقرر شده بود که پس از حل موضوعات سه گانه و تشکیل کنسرسیوم مجري طرح، در سالجاری میلادی، وارد فاز اجرایي شود.
بررسی اهداف کشورهای حاضر در طرح:
* ترکمنستان
بنا بر برآوردها، ترکمنستان چهارمین کشور دارای مخازن گاز طبیعی در جهان است. این کشور تاکنون گاز تولیدی خود را به روسیه، ایران و به تازگی به چین صادر کرده است. مقامات عشق آباد و به ویژه قربان قلی بردی محمدوف در راستای انجام اصلاحات اقتصادی، تمرکز خود را بر افزایش تولید و توسعه راههای انتقال گاز خود خاصه به سمت بازارهای پر مصرف آسیایی قرار داده است. از این روی، ترکمنستان با حضور در این طرح، در پی تنوع بخشی به بازار صادرات گاز، افزایش درآمد و کاهش وابستگی به روسیه است.
* پاکستان:
در سالهای اخیر، پاكستان نه تنها در امر تأمين انرژي مورد نياز خود با مشكل روبهرو بود، كه همزمان مقامات این کشور، شاهد افزايش سریع نرخ مصرف نیز بودند.
هماکنون عمده نیاز پاکستان به گاز برای راهاندازی نیروگاههای تولید برق و همچنین مصارف خانگی است که روند تقاضا برای هر دو مورد یعنی برق و گاز سیر پر شتابی دارد. از این روی، حضور پاکستان در پروژه خط لوله تاپی، تنها به منظور تأمین انرژی مورد نیاز خود عنوان شده است؛ هرچند مشارکت این کشور با توجه به حضور همزمان در طرح خط لوله صلح، به نوعی قدرت چانه زنی مقامات اسلام آباد را افزایش خواهد داد.
این کشور به رغم فشارها و تطمیع آشکار آمریکا، هوشمندانه موضوع عضویت خود در خطوط لوله را مدیریت کرد، به گونهای که بدون آسیب وارد کردن به روابط با آمریکا موفق به حفظ حضورش در پروژه صلح و بهرهمندی از انرژی ارزان ایران شد.
* افغانستان:
مقامات افغانستان نیز که با معضلات اقتصادی و اجتماعی عدیدهای دست به گریبان هستند، علاوه بر اهداف اقتصادی از جمله اشتغالزایی و به دست آوردن درآمدهای ناشی از عوارض ترانزیت و رفع نیازهای انرژی داخلی همچنين از طريق اين پروژه عظيم اقتصادي به تقویت جایگاه منطقهای و افزایش توجهات جهانی به خود میاندیشند. امروزه تیم کرزای با موافقت با تأسیس پایگاههای آمریکا در اندیشه تبدیل شدن به قطب ترانزیتی انرژی در منطقه هستند.
کما اینکه آنها حضور همیشگی نیروهای نظامی آمریکا در خاک خود را تضمین کننده استمرار حاکمیت و پشتیبانی از برنامههای بلندپروازانه اقتصادی خود میپندارند. شایان ذکر است، در آغاز، بحث واگذاری پایگاه نظامی دایمی به آمریکائیها از افکار عمومی مخفی نگه داشته میشد، لیکن پس از آمادهسازی و سنجش افکار عمومی، به تازگی این موضوع در اظهارنظرات مقامات این کشور، به روشنی مطرح میشود.
* هند:
هند با نرخ رشد بالا، ثابت و فزاینده که این کشور را به جایگاه سوم در میان بزرگترین اقتصادهای دنیا نزدیک کرده، نیازمند انرژی با نرخ رشد انفجاری است. با مد نظر قرار دادن فشار آمریکا برای خروج این کشور از طرح خط لوله صلح، طبیعتاٌ هندیها انگیزه قویتری برای مشارکت در پروژه تاپی خواهند داشت.
از سوی دیگر، هند نیز همچون پاکستان از طریق عضویت در طرح تاپی، دستاویز خوبی برای چانه زنی با ایران بر سر خرید گاز طبیعی (چه از طریق خط لوله صلح یا خط لوله دیگری) مییابد. از نظر سیاسی و استراتژیک نیز، هند با مشارکت در این طرح به نوعی حضور خود را در منطقه آسیای مرکزی تثبیت و تقویت کرده؛ افزون بر اینکه دسترسی این کشور به انرژی خزر از ملزومات رقابت با کشورهای روسیه، چین و آمریکا در این منطقه است.
شایان ذکر است، مقامات هندی هرگز به خروج از خط لوله صلح تصریح نکرده که بلعکس زیرکانه درصدد به دست آوردن امتیازات از آمریکا و همزمان باز نگه داشتن باب مذاکره با ایران برآمدهاند. مقامات دهلی نو در پی امضای موافقتنامه همکاری هستهای با آمریکا، در اظهارنظراتی با اشاره به بروز اختلاف نظراتی پیرامون قیمت گاز و بحث امنیت خط لوله در خاک پاکستان تلویحاً از عدم تمایل کشورشان به حضور در خط لوله صلح گفتند، لیکن پس از امضای موافقتنامه تاپی و دیدن کندی روند مذاکرات و عدم پیشرفت در گفتوگوها از یک سو و نیز درک پایبند نبودن آمریکا به تعهدات ناشی از موافقتنامه همکاریهای هسته ای، بار دیگر بر عدم خروج خود از پروژه خط لوله صلح تأکید کرده و خواهان از سرگیری مذاکرات با ایران شدند.
به هر روی، آنچه از مواضع آشکار و پنهان هندیها دریافت میشود، این است که این کشور به دلیل توسعه سریع صنعتی و نیاز روزافزون به گاز، تصمیم به حضور همزمان در هر دو پروژه تاپی و آیپی گرفته و مایل نیست، یکی را بر دیگری ترجیح دهد.
برای آگاهی بیشتر باید گفت که هم اکنون، هند سالانه 58 میلیارد متر مکعب گاز مصرف مینماید که از این مقدار، 48 میلیارد متر در داخل تولید میشود و 10 میلیارد متر مکعب نیز وارد میکند. نکته مهم این که مصرف گاز در این کشور ظرف ده سال آتی به مقدار 40 درصد افزایش پیدا میکند و بدین ترتیب، مصرف سالانه هند تقریباً به یکصد میلیارد متر مکعب خواهد رسید. از این روی، روشن است، هند ناگزیر از تقویت مناسبات خود با کشورهای تولید کننده گاز خواهد بود و در این میان، ایران به دلیل نزدیکی، گزینهای غیر قابل چشم پوشی است.
موانع پیش رو:
كارشناسان امر تاكنون به وجود پارهاي از مشكلات و موانع بر سر اجرا و بهره برداري از خط لوله تاپي اذعان داشته كه به اختصار در زیر به آنها میپردازیم.
* أمین امنیت خط لوله:
به زعم کارشناسان بی ثباتی سیاسی و معضلات امنیتی در افغانستان مهمترین چالش بر سر اجرای این پروژه است، به ویژه با توجه به اینکه نزدیک به 735 کیلومتر از این خط لوله از مناطق ناآرام و عمدتاٌ تحت کنترل طالبان میگذرد، بالطبع مادام که این ناامنیها در مسیر خط لوله وجود داشته باشند، سرنوشت این پروژه در هالهای از ابهام خواهد بود. افزون بر این موضوع، امنیت خط لوله در خاک پاکستان خاصه در منطقه کویته که دولت مرکزی قادر به تأمین امنیت صددرصدی در آن نبوده و مقامات آمریکایی نیز تاکنون بارها از حضور سران طالبان و القاعده در آن خبر دادهاند، از دیگر موانع اساسی در زمینه امنیت به شمار میرود.
در این باره، نکته فوق العاده مهم این است که بر حسب اطلاعات موثق مطالعات امکان سنجی این پروژه در خاک افغانستان به دلیل نبود امنیت ناشی از حضور طالبان یا مین گذاری و همچنین دشواری پیمایش ارتفاعات صعب العبور با بالگرد از آسمان انجام شده است.
همچنین گفتنی است، بنا بر اظهارات مقامات افغانستان، پس از احداث خط لوله، شمار دوازده هزار نفر وظیفه تأمین امنیت آن را بر عهده خواهند گرفت؛ رقمی که با توجه به شرایط خاص حاکم بر مناطق تحت پوشش خط لوله به نظر کافی نیست. همان گونه که میدانید، دولت افغانستان در جریان برگزاری انتخابات اخیر پارلمانی در این کشور به رغم استفاده از 260 هزار نیرو، موفق به گرفتن آرای یک سوم از مردم به دلایل ناتوانی در تأمین امنیت آنها نشد.
* مشکلات فنی
از جمله نخستین نگرانیهای مرتبط با این پروژه بحث نبود تجربه و امکان فنی عبور خط لوله از برخی از مرتفعترین کوههای جهان است که تاکنون عبور خط لوله از چنین راهی تجربه نشده است.
* ابهام در حجم ذخایر و تولید ترکمنستان
به استناد به اعلام دولت ترکمنستان، این کشور در سال 2010 میزان تولید سالانه گاز طبیعی خود را به یکصد و بیست میلیارد متر مکعب رسانده است. ترکمنستان برای بررسی ذخایر گازی و همچنین نظارت بر صادرات گاز طبیعی خود، با شرکت انگلیسی «گفنی کلین و شرکاء» قراردادی بسته و هدف خود از این کار را افزایش تولید و صادرات گاز عنوان کرده است.
هماکنون ترکمنستان بخش عمده گاز طبیعی خود یعنی 50 میلیارد متر مکعب را به شرکت روسی گازپروم میفروشد. ایران نیز خریدار 8 میلیارد متر مکعب گاز تولیدی این کشور است. به علاوه، چین هم قراردادی با ترکمنستان بسته که بنا بر آن، سالانه به میزان سی میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از این کشور وارد کند. اگر به این ارقام مصرف رو به افزایش داخلی ترکمنستان را که فعلاٌ 12 میلیارد متر مکعب است، بیفزاییم، مجموعاٌ یکصد میلیارد متر مکعب از گاز تولیدی این کشور در حال حاضر مشتری دارد و به این ترتیب برای صادرات 33 میلیارد متر مکعب گاز به کشورهای افغانستان، پاکستان و هند، نیاز به شناسایی و تولید از منابع جدید دارد؛ افزون بر اینکه بحث مشارکت این کشور در طرح موسوم به نابوکو تحت حمایت اروپا و آمریکا نیز مطرح است.
* شرایط سختگیرانه ترکمنستان در کنار وجود مسائل اختلاف برانگیز
موافقتنامه اخیر، صرفاٌ به نکات کلی خلاصه شده و مسائل اساسی و اختلاف برانگیز از جمله قیمت گاز، میزان حق ترانزیت و به ویژه بودجه لازم برای اجرای این پروژه هشت میلیارد دلاری کماکان حل نشده باقی مانده است.
گفتنی است، ترکمنها اعلام نمودهاند که برای تعیین قیمت گاز صادراتی از طریق خط لوله تاپی با هر یک از کشورهای عضو، جداگانه مذاکره کرده و برای هر یک قیمتهای متفاوتی در نظر گرفتهاند؛ افزون بر اینکه آنها مصرانه تأکید کردهاند که پس از واگذاری گاز در مرزهای خود، هیچ گونه مشارکت یا تعهد و مسئولیتی در امر احداث و یا تأمین امنیت خط لوله بر عهده نخواهند گرفت.
در حالی که افغانها به فکر درآمدهای کلان ترانزیتی هستند، هندیها نیز که از قیمت ارزان گاز ایران آگاهند، در فکر پرداختهای کمتر و کمتر هستند. در این میان، پاکستانیها که معمولاً با خزاین خالی روبهرویند و در معاملات بینالدولی طرفهای خوش حسابی شناخته نمیشوند، نیز در طرف دیگر این معامله قرار دارند.
رویکرد آمریکا و روسیه در رابطه با خط لوله تاپی:
رویکرد واشنگتن در پروژه خط لوله تاپی بر پایه اهداف دراز مدت و استراتژیک این کشور در منطقه تنظیم شده است. به واسطه این پروژه اقتصادی، ژئوپلتیک منطقه به نفع آمریکا رقم خواهد خورد و راه برای احداث پایگاههای دایمی آمریکا در افغانستان و حضور آنها در کنار مرزهای ایران هموار میشود. آمریکا با حذف ایران از بازار پر رونق و فزاینده انرژی منطقه، به اقتصاد و نفوذ سیاسی ایران در منطقه، آسیبهای غیرقابل جبرانی وارد خواهد ساخت. هرچند تضیعف ایران و کاستن از اهمیت ما در منطقه یکی از مهمترین اهداف آمریکا در چهارچوب حمایت از پروژه تاپی است، لیکن آنها به خوبی از منافع دیگر مترتب بر این طرح نیز آگاهند.
آمریکاییها با اجرای این پروژه، دست چین را از منابع انرژی آسیای مرکزی کوتاه کرده و همزمان قادر به تضعیف نفوذ روسیه در این منطقه میشوند؛ بنابراین، اهمیت ژئواستراتژیک افغانستان دلیل اصلی انتخاب این سرزمین برای حضور و سلطه آمریکاست، زیرا هر نیرویی که در این کشور مسلط شود، خواهد توانست از این سرزمین کشورهای روسیه، چین، ایران، پاکستان و هند را کنترل کند.
بنابراین خط لوله تاپی برای آمریکا هم وسیله و هم هدف است، به گونهای که ابزار و مستمسکی برای حضور همیشگی آمریکا و هدفی برای تغییر ژئوپلتیک منطقه است. از این روی، اهمیت و نقشی که این خط لوله در امر تأمین درازمدت منافع آمریکاییها در منطقه دارد، دستیابی به آن با دست آویختن به هر ابزار و وسیلهای را برای مقامات واشنگتن توجیهپذیر میکند.
و اما در خصوص نقش روسیه در پروژه تاپی باید گفت، این کشور به دلایل روشنی، پروژه تاپی را در همسویی با منافع خود نمیبیند. از همین روی، تلاش کرده تا با حضور مستقیم خود و مشارکت گاز پروم در مراحل ساخت و بهره برداری از آن به طریقی از آسیبها و پیامدهای منفی متصور بر منافع و امنیت ملی خود بکاهد.
بنا بر اطلاع، روسیه اقدام به تشکیل یک نیروی نظامی ویژه برای حفاظت از خطوط لوله خود در داخل و خارج از مرزهایش نموده است؛ بنابراین، گاز پروم عملاً ابزار دفاع از امنیت خطوط لوله را از هم اینک فراهم کرده و در اندیشه اعزام نیروی نظامی به افغانستان در صورت حضور گازپروم در این پروژه است.
راههای جلوگیری از برخورد منافع ایران و افغانستان:
طبیعتاً هر کشوری در پیگیری منافع ملی خود، نباید منافع و به ویژه امنیت ملی همسایگان و یا منطقه را نادیده انگارد. به سخن دیگر آن که نمیتوان ثبات منطقه و امنیت ملی همسایگان را فدای منافع صرف خود کرد.
در ارتباط با خط لوله تاپی باید گفت، دولت و ملت ايران هرگز مايل به حذف افغانستان از مسير خط لوله و از دست رفتن درآمدهای ترانزيتی براي افغانستان جنگ زده نيستند. ليكن نكته مهم ارتباط این خط لوله با پايگاههاي دایمي آمريكا در خاك اين كشور با توجيه لزوم تأمین امنيت آن است. پر روشن است که راهاندازی پايگاههاي دایمي آمريكا در جوار مرزهاي جمهوري اسلامي، به هيچ وجه پذيرفته نيست، همان گونه حضور نيروهاي آمريكایي در منطقه در راستاي منافع ملي خود افغانستان و ثبات و امنیت منطقه نیز نخواهد بود؛ بنابراين، از نقطه نظر جمهوري اسلامي ايران، موضوع خط لوله تاپي به دليل ارتباط آن با موضوع تأسيس پايگاههاي دایمي آمريكا در خاك افغانستان است كه مورد مخالفت اصولي تهران است.
از این نقطه نظر، نخستین راهکار برای جلوگیری از برخورد منافع در دست دولتمردان کابل است، چنانچه افغانستان با احداث پايگاهها و حضور همیشگی آمريكایيها در خاك خود (که زمینه ساز دخالت آنها در سیاست و اقتصاد افغانستان و منطقه میباشد،) مخالفت كند، امکان تحقق این پروژه بدون رویارویی با مخالفت خاصی آسانتر و عملی تر خواهد شد. همچنانکه مخالفت نکردن با احداث پايگاهها، هر گونه تلاش جمهوري اسلامي براي حذف افغانستان از مسير اين خط لوله را مشروع خواهد ساخت.
روشن است که مناسبترین و مقرون به صرفه ترین راهکار انتقال گاز ترکمنستان به هند از طریق خط لوله صلح که هم اینک فقط 150 کیلومتر از احداث آن در داخل ایران باقی مانده، میباشد. از این طریق هم هدف ترکمنستان برای فروش گاز تأمین شده و هم نیاز هند به انرژی مرتفع خواهد شد. در واقع به جای ساخت یک خط لوله جدید (که احتمالا هزینه احداثش به ده میلیارد دلار خواهد رسید، و مسأله امنیت و هزينه هاي مربوط به حفاظت از آن، دغدغه هميشگي گردانندگان آن خواهد بود،) میتوان گاز ترکمنستان را از طریق خط لوله 56 اینچی احداث شده برای صدور گاز ایران به پاکستان و هند صادر کرد.
راهکار متصور دیگر برای جلوگیری از برخورد منافع عبور خط لوله گاز ایران به چین از مسیر افغانستان به عنوان مابه ازای خط لوله تاپی است.
شایان ذکر است، طرح انتقال گاز ایران به چین از مسیر پاکستان، مدتهاست که مطرح شده و تا کنون از سوی هیچ کشوری در منطقه یا خارج از آن با مخالفت روبرو نشده است. طبیعتاً نیاز روزافزون چین به انرژی و موقعیت ایران به عنوان یک قطب انرژی، موضوعی نیست که پکن در هر شرایطی بتواند از آن صرف نظر کند. از این روی، بحث انتقال گاز ایران به چین یک طرح واقع گرایانه و ایدهآل است که دیر یا زود عملی خواهد شد.
از دیگر سو، مسیر افغانستان در مقایسه با پاکستان از مزیتهای چشمگیری برخوردار است که برخی از این مزایا عبارتند از: نزدیکی مسیر (مسیر افغانستان تقریباً نصف مسیر پاکستان است.)، موقعیت طبیعی مسیر عبور خط لوله، (مسیر افغانستان هموارتر است، در حالی که مسیر پاکستان به ویژه در منطقه کشمیر دارای ارتفاعاتی بالای سه هزار متر هست)، شرایط امنیتی (مسیر افغانستان با توجه به بافت جمعیتی و قومی در مقایسه با پاکستان کم خطرتر است)؛ بنابراین عبور خط لوله ایران به مقصد چین از مسیر پیش بینی شده کنونی (پاکستان) قابل تغییر به مسیر افغانستان خواهد بود که البته بسته به مخالفت کابل با تأسیس پایگاههای آمریکاست.
سخن آخر:
دستگاه دیپلماسی ایران در رابطه با خط لوله تاپی در معرض یک آزمون جدی و تاریخی قرار دارد. طبيعتاً عبور خط لوله تاپي از خاك افغانستان و ترويج موضوع رقابت تاپی با خط لوله آي پي چنانچه از سوي دستگاه ديپلماسي به صورت بايسته مديريت نشود، اين امر زمينه ي تلاقي منافع و بروز اختلاف نظرات همیشگی بین ایران و افغانستان را فراهم خواهد كرد.
متأسفانه، رویکرد کنونی مسئولان همچون زمان طرح خط لوله باکو ـ جیحان است که عموماً با ذکر دلایلی آن را عملی نمیدانستند و جدی نمیگرفتند، لیکن شرایط خط لوله تاپی کاملاً متفاوت از خط باکو ـ جیحان است، چراکه این خط لوله مستقیم با امنیت کشورمان در ارتباط است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


