تصفيهخانه نمايشي: پسابهاي صنعتي در دريا
خانم جوادي نيز در زمان بازديد وقتي به انتهاي واحد ميرسد، از رئيس واحد ميپرسد آيا خروجي به سمت دريا هم داريد؟ که مدير با خونسردي پاسخ ميدهد «خير». رئيس سازمان محيط زيست ميپرسد اگر اين پسابها به دريا نميريزيد پس آنها را چه ميکنيد؟ مدير مربوطه پاسخ ميدهد «با استفاده از آنها، تعداد ۱۸۰۰ درختي را که درون واحد کاشتهايم، آبياري ميکنيم.» جالب اين که با آن ميتوان منطقهاي به وسعت چند ده هزار متر مربع را در سال به زير آب برد.
کد خبر: ۱۹۵۱۴
| | 9639 بازدید
آنچه را که ديديم باور نميکرديم، منطقهاي بسيار گسترده از دريا که آغشته به مواد نفتي و پسابهاي آلوده پتروشيمي بود و سکوت مسئولان که شرايط را براي سوء استفاده از وضع موجود فراهم آورده بود.
با پيگيريهاي به عمل آمده مشخص گرديد که اين پسابها از جانب واحد تصفيه پسابهاي صنعتي شرکت «م» به دريا هدايت ميشوند! که اين نيز از عجايب مديريتي کشور ماست.
واحدي که خود وظيفه تصفيه پسابهاي صنعتي را بر عهده دارد بزرگترين آلوده کننده دريا در اين منطقه است.
به گزارش ديار نيوز، اين واحد با هدف تصفيه ۶ هزار متر مکعب در شبانه روز و ۳۰۰ متر مکعب در ساعت طراحي و ساخته شده است. پسابهاي صنعتي آلوده به اين واحد به دو شيوه فيزيکي و شيميايي تصفيه شده و سپس جهت تصفيه نهايي به حوضچه بيولوژيک فرستاده ميشوند...
در بسياري از موارد با توجه به نرمال نبودن خروجي حوضچه تصفيه شيميايي به حوضچه تصفيه بيولوژيک فرستاده نميشود و روانه دريا ميگردد.
شايان ذکر است که جهت تغذيه حوضچه تصفيه بيولوژيک «Aeration» از فاضلاب انساني نيز استفاده ميکنند.
متأسفانه نظارت بسيار ضعيفي از جانب سازمانها و ارگانهاي مسئول بر اين واحد اعمال ميشود. نميتوان گفت کليه سازمانهاي مسئول از فجايعي که در اين واحد روي ميدهد بي اطلاع هستند.
البته تا کنون مسئولان اين واحد و ناظران مربوطه نهايت تلاش خود را جهت مسکوت ماندن اين فجايع به کار گرفتهاند...
نظارتي بر نحوه تخليه و دفع اين زبالههاي بسيار سمي و خطرناک وجود ندارد در حالي که HSE از نحوه دفع لجنها و روغنهاي صنعتي حاصل فرآيند تصفيه آگاهي کامل داشته و موظف است تا زمان تکميل واحد زباله سوز، اين لجنهاي فوق العاده سمي را در مکاني خاص و با رعايت ضوابط و مقررات زيست محيطي دفن نمايد به گونهاي که امکان نشت اين مواد به محيط پيراموني و آلودگي محيط زيست به حداقل برسد...
آنان سعي در مخفي کاري وضعيت موجود دارند. البته بعضي وقتها کنترل اوضاع از دستشان خارج ميشود.
به عنوان مثال هم اکنون اگر خروجي واحد را مشاهده کنيد خواهيد ديد که به علت Over flow (سرريز) از مخازن ذخيره، خروجي واحد کاملا تيره بوده و صد در صد مواد خروجي بدون تصفيه روانه دريا ميشود و چون در حال حاضر کارمندان استخدامي در اين واحد به صورت قراردادي مشغول به کار هستند حتي نيروهاي بومي و متعهد نيز از بازگو کردن حوادث و شرايط اسفبار حاکم بر اين واحد خود داري ميکنند. آنان از اين که مبادا شغل خود را از دست بدهند، از بازگو کردن حقايق واهمه دارند...
با پيگيريهاي به عمل آمده مشخص گرديد که اين پسابها از جانب واحد تصفيه پسابهاي صنعتي شرکت «م» به دريا هدايت ميشوند! که اين نيز از عجايب مديريتي کشور ماست.
واحدي که خود وظيفه تصفيه پسابهاي صنعتي را بر عهده دارد بزرگترين آلوده کننده دريا در اين منطقه است.
به گزارش ديار نيوز، اين واحد با هدف تصفيه ۶ هزار متر مکعب در شبانه روز و ۳۰۰ متر مکعب در ساعت طراحي و ساخته شده است. پسابهاي صنعتي آلوده به اين واحد به دو شيوه فيزيکي و شيميايي تصفيه شده و سپس جهت تصفيه نهايي به حوضچه بيولوژيک فرستاده ميشوند...
در بسياري از موارد با توجه به نرمال نبودن خروجي حوضچه تصفيه شيميايي به حوضچه تصفيه بيولوژيک فرستاده نميشود و روانه دريا ميگردد.
شايان ذکر است که جهت تغذيه حوضچه تصفيه بيولوژيک «Aeration» از فاضلاب انساني نيز استفاده ميکنند.
متأسفانه نظارت بسيار ضعيفي از جانب سازمانها و ارگانهاي مسئول بر اين واحد اعمال ميشود. نميتوان گفت کليه سازمانهاي مسئول از فجايعي که در اين واحد روي ميدهد بي اطلاع هستند.
البته تا کنون مسئولان اين واحد و ناظران مربوطه نهايت تلاش خود را جهت مسکوت ماندن اين فجايع به کار گرفتهاند...
نظارتي بر نحوه تخليه و دفع اين زبالههاي بسيار سمي و خطرناک وجود ندارد در حالي که HSE از نحوه دفع لجنها و روغنهاي صنعتي حاصل فرآيند تصفيه آگاهي کامل داشته و موظف است تا زمان تکميل واحد زباله سوز، اين لجنهاي فوق العاده سمي را در مکاني خاص و با رعايت ضوابط و مقررات زيست محيطي دفن نمايد به گونهاي که امکان نشت اين مواد به محيط پيراموني و آلودگي محيط زيست به حداقل برسد...
آنان سعي در مخفي کاري وضعيت موجود دارند. البته بعضي وقتها کنترل اوضاع از دستشان خارج ميشود.
به عنوان مثال هم اکنون اگر خروجي واحد را مشاهده کنيد خواهيد ديد که به علت Over flow (سرريز) از مخازن ذخيره، خروجي واحد کاملا تيره بوده و صد در صد مواد خروجي بدون تصفيه روانه دريا ميشود و چون در حال حاضر کارمندان استخدامي در اين واحد به صورت قراردادي مشغول به کار هستند حتي نيروهاي بومي و متعهد نيز از بازگو کردن حوادث و شرايط اسفبار حاکم بر اين واحد خود داري ميکنند. آنان از اين که مبادا شغل خود را از دست بدهند، از بازگو کردن حقايق واهمه دارند...

در بازديد اخير خانم جوادي، رئيس محترم سازمان محيط زيست کشور که به طور سرزده از منطقه بازديد نمود نيز اين ماجرا تکرار شد. در آن بازديد مديران واحد نيم ساعت پيش از حضور رئيس سازمان محيط زيست، از حضور وي در منطقه با خبر شدند. در آن لحظه به علت کمبود مواد شيميايي (که البته ناشي از ضعف مديريت در سفارش دهي بموقع مواد اوليه فرايند تصفيه بوده است) واحد در حالت Shut down (خاموش) بوده که با دستور مدير واحد و مدير مجتمع با ته مانده موادي که داشتهاند واحد را راهاندازي کرده و سعي در عادي نشان دادن شرايط کردند. خانم جوادي نيز در زمان بازديد وقتي به انتهاي واحد ميرسند از رئيس واحد ميپرسند آيا خروجي به سمت دريا هم داريد؟ که مدير با خونسردي تمام پاسخ ميدهند «خير». رئيس سازمان محيط زيست ميپرسد با پساب خروجي حاصل فرآيند تصفيه چه ميکنيد؟ اگر اين پسابها به دريا نميريزيد پس آنها را چه ميکنيد؟ مدير مربوطه پاسخ ميدهد «با استفاده از آنها، تعداد ۱۸۰۰ درختي را که درون واحد کاشته ايم، آبياري ميکنيم.» جالب اين که ورودي واحد به طور متوسط ۱۵۰ متر مکعب در ساعت بوده که در صورت تصفيه !! ميتوان يک جنگل با چند ده هزار اصله نهال را آبياري کرد. و يا اين که با آن ميتوان منطقهاي به وسعت چند ده هزار متر مربع را در سال به زير آب برد...
بهرهبرداري و تکميل اين واحد بارها يه تعويق افتاده است. قرار بود تيرماه ۱۳۸۶ به صورت کامل به بهره برداري برسد که تا کنون اين وعدهها عملي نشده است. در حال حاضر اين واحد به صورت دستي به فعاليتهاي خود ميپردازد. به گفته مسئولان ارشد پتروشيمي بهره برداري از آن به ابتداي آبان ماه موکول شده است...
آنان ميتوانند با انجام تعميرات جزيي، تلاش بيشتر و آگاه نمودن کارمندان و بهربرداران واحد نسبت به حساسيت موضوع، تا حد زيادي جلوي اين فاجعه زيست محيطي را بگيرند.
اما متأسفانه نبود نظارت دقيق بر عملکرد اين واحد، عدم توجه مطبوعات و نهادهاي مربوط به اين فجايع سبب شده که آنها در سايه ناآگاهي مردم و مسئولين به اقدامات غير قانوني خود ادامه دهند.
حال بايد پرسيد چرا تا کنون اين واحد به بهره برداري کامل نرسيده است در حالي که نقش زيرساخت را براي ساير واحدهاي پتروشيمي ايفا ميکند؟
علت عملي نشدن وعدههاي مسئولين در خصوص بهره برداري از اين واحد چيست؟
متن کامل را در ستون «گزارش» بخوانيد.
بهرهبرداري و تکميل اين واحد بارها يه تعويق افتاده است. قرار بود تيرماه ۱۳۸۶ به صورت کامل به بهره برداري برسد که تا کنون اين وعدهها عملي نشده است. در حال حاضر اين واحد به صورت دستي به فعاليتهاي خود ميپردازد. به گفته مسئولان ارشد پتروشيمي بهره برداري از آن به ابتداي آبان ماه موکول شده است...
آنان ميتوانند با انجام تعميرات جزيي، تلاش بيشتر و آگاه نمودن کارمندان و بهربرداران واحد نسبت به حساسيت موضوع، تا حد زيادي جلوي اين فاجعه زيست محيطي را بگيرند.
اما متأسفانه نبود نظارت دقيق بر عملکرد اين واحد، عدم توجه مطبوعات و نهادهاي مربوط به اين فجايع سبب شده که آنها در سايه ناآگاهي مردم و مسئولين به اقدامات غير قانوني خود ادامه دهند.
حال بايد پرسيد چرا تا کنون اين واحد به بهره برداري کامل نرسيده است در حالي که نقش زيرساخت را براي ساير واحدهاي پتروشيمي ايفا ميکند؟
علت عملي نشدن وعدههاي مسئولين در خصوص بهره برداري از اين واحد چيست؟
متن کامل را در ستون «گزارش» بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
بنده در حدود 20 روز پیش به اتفاق خانواده سفری به شهر بابلسر داشتم . در این سفر متاسفانه شاهد مشکلاتی بودم که با کمی توجه ومسئولیت پذیری عموم مردم قابل رفع است . اول اینکه ساحل مملو از زباله بود و منظره بالقوه زیبای ساحل را بسیار زشت ونامطلوب کرده بود . مشکل دوم ورود پساب متعفن به دریا بود با بویی بسیار مشمئز کننده همانند تخم مرغ گندیده که بوی آزاردهنده آن تا چند صد متر آنطرفتر به مشام میرسید و همه را از آن منطقه فراری میداد .چنین معضلی در بستر رودخانه ( محل پهلو گیری لنجهای ماهیگیری ) نیز قابل مشاهده است و بعلت جمع شدن زباله ها و عدم لایروبی و تخلیه لجن ها بوی بسیار بدی در این بخش از شهر زیبای بابلسر انتشار مییابد. حال به همه این آلودگیها اضافه کنید آلودگیهایی را که توسط کشورهای همسایه ناشی از استخراج نفت ایجاد میشود. لذا بعنوان یک هموطن از مسئولین محترم تقاضا میکنم برای نجات این طبیعت زیبا تلاش خود را دوچندان کنند .
اینها گوشه ایی از این آلایندها در این منطقه می باشند و اگر شما در موضوع بیشتر وارد شوید خواهید دید که به غیر از دریا هوای فوق العاده خطرناک که در نتیجه رها سازی گاز های بی رنگ و سمی که توسط اکثر شرکتهای منطقه پیرامون افراد ساکن و شاغل در این منطقه و بخصوص پتروشیمی (م) را فرا گرفته . جالب است که با اینهمه آلودگی مسئولین محترم سعی در اسکان دائم پرسنل در این منطقه دارند . برای اطلاع شما میانگین الودگی هوای عسلویه در حدود 30 برابر الودگی هوای تهران در وخیم ترین وضعیت می باشد .
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



