لطفا محاسن دولت را فراموش نکنید!
ارزیابی عملکرد دولت دهم
کد خبر: ۱۸۸۰۱۱
| | 5350 بازدید
جمله معروفی از حضرت امام (ره) به ما رسیده که شاخص ارزیابی افراد و سازمانهاست، ولی متأسفانه مثل برخی از معیارهای اصیل ما دچار بدفهمی و تأویل شده و گاهی دیده میشود که از آن استفاده نابجا میشود. این جمله معروف، چیزی نیست جز همان فرمایش گوهربار که در آن فرمودهاند: ملاک افراد، وضع فعلی آنهاست. این جمله به کلام مشهور امیرالمونین پهلو میزند که در شرایط فتنه صفین و هنگام قرآن بر سر گرفتن سپاه معاویه فرمودند: «افراد معیار حق نیستند، بلکه حق معیار افراد است».
آنچه از این دو جمله میتوان فهمید و از آن به عنوان برداشت درست یاد کرد، آن است که نخست؛ آدمها همیشه بر مدار حق نیستند و چه بسا سیفالاسلامها که در پایان عمر ضدالاسلام شدند. دوم؛ سابقه افراد نباید موید وضعیت ایشان در زمان کنونی باشد بلکه تطبیق اعمال آدمها با معیارهای اسلامی است که نشان میدهد هر یک از رفتارهای ایشان در زمانهای گوناژ.م درست بوده یا خیر؛ اما از این دو موضوع مهمتر، زمان کاربرد این اصل است و آن وقتی است که بخواهیم درباره شرایط کنونی فرد یا سازمانی، قضاوت کنیم.
به عبارت دیگر، هیچ گاه برای بررسی کلی یک فرد یا گروه و قضاوت در مورد مجموعه عملکرد ایشان از این ملاک بهره نمیبریم و تنها به فراز پایانی دوره مورد بررسی نگاه نمیکنیم. بلکه برای این کار تلاش میکنیم همه دوران زندگی وی را در نظر بگیریم.
برای نمونه، به نوع موضعگیری رهبر انقلاب در قبال شیخ منتظری اشاره میکنیم. مرحوم منتظری فردی بوده که سالها درس خوانده و تهجد کرده و مدتها در مبارزه علیه رژیم پهلوی پیشگام بوده؛ اما از یک مقطعی به بعد، به دلیل نفوذ افراد مشکلدار به بیت ایشان و تأثیرپذیری زیاد وی از منحرفین، دچار انحراف شده و با آرمانهای انقلاب اسلامی و امام راحل زاویه پیدا کرده است.
حال یک وقت ما میخواهیم نظر منتظری درباره وضعیت کنونی نظام را بررسی کنیم. اینجا جایی است که باید شرایط کنونی فرد و جایگاه اعتقادی که وی در آن ایستاده را در این بررسی دخالت دهیم و با این پیشفرض جلو برویم که ایشان به مثابه یک منحرف از آرمانهای انقلاب اسلامی و اندیشه امام خمینی (ره) قلمداد میشوند.

بالطبع، نظر وی در این مقطع تاریخی پذیرفته نیست، هرچند درس خواندن و شبزندهداری و مبارزه علیه طاغوت در پس این اظهار نظر وجود داشته باشد، یک بار قرار است که کل دوران زندگی وی مورد بررسی و قضاوت قرار بگیرد. در اینجاست که باید آن خدمات در کنار آن اشتباهها دیده شود و نباید بخاطر فراز پایانی زندگی وی، ایشان را کلاً انسان منحرفی فرض کنیم. این موضوع را در متن پیام تسلیت مقام معظم رهبری برای رحلت ایشان میبینیم؛ در جایی که آقا هم به دوران مثبت حیات منتظری و هم در بخشی کوتاه به اتفاقات آخر عمر ایشان و امتحانی که برای وی بوجود آمده اشاره میکند و این دو بخش کاملاً متفاوت را برای قضاوت در مورد کل دوران حیات او، در کنار هم میبینند.
در نتیجه، آنچه باید برای ما به عنوان معیار ارزیابی یک مجموعه مورد استفاده قرار بگیرد، دیدن خوبیها و بدیها در کنار هم است، نه جزیینگر شدن و استفاده اشتباه و یا مغرضانه از «ملاک افراد، وضعیت فعلی آنهاست.» چنانچه دیدیم در سخنان اخیر آقا نیز تأکید بر این نکته چندین بار تکرار شد.
این مقدمه طولانی را گفتیم برای اینکه دیده میشود این روزها و به ویژه در هفته دولت که همه قصد نمره دادن به دولت دهم را دارند، از معیار مذکور استفاده نادرست میکنند و با ندیدن نقاط مثبت دولت و تمرکز بر گرایش ایشان به جریان انحرافی، همه عملکرد آن را زیر سوال میبرند. در حالی که وقتی قرار است در مورد مجموعه فعالیتهای دولتهای نهم و دهم قضاوتی داشته باشیم، باید به مثابه رهبر انقلاب، تأکید نادرست بر ناسیونالیسم را در کنار ایستادگی دولت در مقابل فشارهای خارجی ببینیم و یا تزلزل دولت در ارتباط با نخبگان را در کنار تلاش دولت برای انجام کار و رفع محرومیت نگاه کنیم.
برای نمونه، در این روزها کمتر میبینیم که کسی از سیاست خارجی فعال و انقلابی دولت یاد کند؛ چیزی که همچنان ادامه پیدا کرده اما دیگر به چشم دوستان دیروز نمیآید. این در حالی است که نزدیک شانزده سال شاهد انفعال در سیاست خارجی بودیم و آنطور که شایسته اقتدار انقلاب اسلامی است، در بخش بینالملل وارد نشده بودیم و این دولت نهم و در ادامهاش دولت دهم بود که آن وضعیت اسفناک را تغییر داد و امروز شرایط ما در جهان به گونهای است که ایران اسلامی، یکی از تعیینکنندگان سیاست جهانی است.
و یا خیلی از کسانی که تا دیروز جزء اعضای ستاد احمدینژاد بودند و هر کجا که میرفتند از شجاعت دولت در ورود به حوزه نفت و بنزین و شکل دادن به قیمت واقعی آن حرف میزدند، امروز تنها از جریان انحرافی صحبت میکنند، گویی یادشان رفته این دولت دهم بود که توانست هدفمندی یارانهها را اجرا کند و به آرزوی همه دولتهای طول تاریخ ایران چهره واقعیت ببخشد.
همه ما در عمرمان بارها شنیدهایم که باید واقعبین بود و به ویژه انصاف را در نظر گرفت اما معلوم نیست، چرا معلمان دیروز درس خود را فراموش کرده و از انصاف خارج شدهاند و با تمرکز بر برخی ایراداتی که شاید خیلی از آنها طبیعت کار اجرایی باشد، از رویکرد سادهزیستی دولت غافل شده و یادشان رفته در این دولت بود که خیلی از اسرافها از بین رفت و دیوار کاذب بین مردم و مسئولین باریک شد و رئیسجمهورشان تا الان چندین بار از شدت کار، زیر سرم رفته تا جایی که آقا این دولت را دولت کار نامید.

اما وقتی هم قرار است انتقاد سازنده کنند، دیده میشود که تأکیدات بسیاری بر سر مقوله جریان انحرافی و یا نبود دولت در بین نخبگان است و عموماً از این مناظر به نقد دولت پرداختهاند. اما به نظر میرسد ساحت مهمتری مورد غفلت قرار گرفته و آن مقوله فرهنگ است. این موضوع در بیانات رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت نیز وجود داشت و ایشان در این باره فرمودند:
«در موضوع فرهنگ اعم از کتاب، کارهای هنری و موسسات هنری باید بدون رودربایستی و با قاطعیت، جهتگیریهای انقلابی و اسلامی لحاظ شود».
در ادامه، ایشان با اشاره به محدود بودن منابع و لزوم تعیین اولویتها در موضوعات فرهنگی، دولت را به پرهیز از حاشیهسازی توصیه کردند.
این تأکید رهبر انقلاب از آن جهت است که متأسفانه، هنوز که هنوز است و با استقرار دولت اصولگرا و انقلابی، چرخشی در اولویتهای فرهنگی صورت نگرفته و دولت اصلاحات با دولت عدالت از نظر فرهنگی در بهترین حالت، هیچ فرقی ندارد، مگر بودجههای کلان فرهنگی که بدون برنامه به مراکز استانها فرستاده میشود و افسوس که نخبگان فرهنگی نقشی در مدیریت آن ندارند.
نکته دیگری که باید در لابهلای مطالب آقا مدنظر قرار بگیرد، توجه دادن دولت به مقایسه خویش با آرمانها و اهدافی است که به عنوان شعارهای انتخاباتی بیان کرده است. زیرا مقایسه دولت کنونی با دولتهای گذشته، از آن جهت که راه پیشرفت در پیش است و طبیعی است که زمان حال از گذشته ساختهشدهتر باشد، خیلی مفید به فایده نبوده و سطح توقعات را در بلندمدت پایین میآورد و ما را از رسیدن به قلههایی که باید فتح شود، بازمیدارد.
اما با وجود این مشکلات و تأکید بر زشت بودن گرایش دولت به جریان انحرافی و دریغ از نداشتن ارتباط مفید ایشان با نخبگان دانشگاهی و حوزوی، از دولت آقای احمدینژاد ممنونیم که هیأت دولت را به جمع مردم آورد و هاله پوشالی اشرافیگری را از دولت جدا کرد و با جسارت انقلابی خویش در برابر ابرقدرتهای کذایی بینالمللی ایستاد. همه جریان حزبالله آرزو دارند که این دولت به روزهای خوب 84 تا 88 بازگردد و با قدرت تمام، پروژههایی را که تنها از عهده این دولت برمیآید، انجام دهد؛ انشاءالله
منبع: سیدمجتبی نعیمی/ بولتن نیوز
آنچه از این دو جمله میتوان فهمید و از آن به عنوان برداشت درست یاد کرد، آن است که نخست؛ آدمها همیشه بر مدار حق نیستند و چه بسا سیفالاسلامها که در پایان عمر ضدالاسلام شدند. دوم؛ سابقه افراد نباید موید وضعیت ایشان در زمان کنونی باشد بلکه تطبیق اعمال آدمها با معیارهای اسلامی است که نشان میدهد هر یک از رفتارهای ایشان در زمانهای گوناژ.م درست بوده یا خیر؛ اما از این دو موضوع مهمتر، زمان کاربرد این اصل است و آن وقتی است که بخواهیم درباره شرایط کنونی فرد یا سازمانی، قضاوت کنیم.
به عبارت دیگر، هیچ گاه برای بررسی کلی یک فرد یا گروه و قضاوت در مورد مجموعه عملکرد ایشان از این ملاک بهره نمیبریم و تنها به فراز پایانی دوره مورد بررسی نگاه نمیکنیم. بلکه برای این کار تلاش میکنیم همه دوران زندگی وی را در نظر بگیریم.
برای نمونه، به نوع موضعگیری رهبر انقلاب در قبال شیخ منتظری اشاره میکنیم. مرحوم منتظری فردی بوده که سالها درس خوانده و تهجد کرده و مدتها در مبارزه علیه رژیم پهلوی پیشگام بوده؛ اما از یک مقطعی به بعد، به دلیل نفوذ افراد مشکلدار به بیت ایشان و تأثیرپذیری زیاد وی از منحرفین، دچار انحراف شده و با آرمانهای انقلاب اسلامی و امام راحل زاویه پیدا کرده است.
حال یک وقت ما میخواهیم نظر منتظری درباره وضعیت کنونی نظام را بررسی کنیم. اینجا جایی است که باید شرایط کنونی فرد و جایگاه اعتقادی که وی در آن ایستاده را در این بررسی دخالت دهیم و با این پیشفرض جلو برویم که ایشان به مثابه یک منحرف از آرمانهای انقلاب اسلامی و اندیشه امام خمینی (ره) قلمداد میشوند.

در نتیجه، آنچه باید برای ما به عنوان معیار ارزیابی یک مجموعه مورد استفاده قرار بگیرد، دیدن خوبیها و بدیها در کنار هم است، نه جزیینگر شدن و استفاده اشتباه و یا مغرضانه از «ملاک افراد، وضعیت فعلی آنهاست.» چنانچه دیدیم در سخنان اخیر آقا نیز تأکید بر این نکته چندین بار تکرار شد.
این مقدمه طولانی را گفتیم برای اینکه دیده میشود این روزها و به ویژه در هفته دولت که همه قصد نمره دادن به دولت دهم را دارند، از معیار مذکور استفاده نادرست میکنند و با ندیدن نقاط مثبت دولت و تمرکز بر گرایش ایشان به جریان انحرافی، همه عملکرد آن را زیر سوال میبرند. در حالی که وقتی قرار است در مورد مجموعه فعالیتهای دولتهای نهم و دهم قضاوتی داشته باشیم، باید به مثابه رهبر انقلاب، تأکید نادرست بر ناسیونالیسم را در کنار ایستادگی دولت در مقابل فشارهای خارجی ببینیم و یا تزلزل دولت در ارتباط با نخبگان را در کنار تلاش دولت برای انجام کار و رفع محرومیت نگاه کنیم.
برای نمونه، در این روزها کمتر میبینیم که کسی از سیاست خارجی فعال و انقلابی دولت یاد کند؛ چیزی که همچنان ادامه پیدا کرده اما دیگر به چشم دوستان دیروز نمیآید. این در حالی است که نزدیک شانزده سال شاهد انفعال در سیاست خارجی بودیم و آنطور که شایسته اقتدار انقلاب اسلامی است، در بخش بینالملل وارد نشده بودیم و این دولت نهم و در ادامهاش دولت دهم بود که آن وضعیت اسفناک را تغییر داد و امروز شرایط ما در جهان به گونهای است که ایران اسلامی، یکی از تعیینکنندگان سیاست جهانی است.
و یا خیلی از کسانی که تا دیروز جزء اعضای ستاد احمدینژاد بودند و هر کجا که میرفتند از شجاعت دولت در ورود به حوزه نفت و بنزین و شکل دادن به قیمت واقعی آن حرف میزدند، امروز تنها از جریان انحرافی صحبت میکنند، گویی یادشان رفته این دولت دهم بود که توانست هدفمندی یارانهها را اجرا کند و به آرزوی همه دولتهای طول تاریخ ایران چهره واقعیت ببخشد.
همه ما در عمرمان بارها شنیدهایم که باید واقعبین بود و به ویژه انصاف را در نظر گرفت اما معلوم نیست، چرا معلمان دیروز درس خود را فراموش کرده و از انصاف خارج شدهاند و با تمرکز بر برخی ایراداتی که شاید خیلی از آنها طبیعت کار اجرایی باشد، از رویکرد سادهزیستی دولت غافل شده و یادشان رفته در این دولت بود که خیلی از اسرافها از بین رفت و دیوار کاذب بین مردم و مسئولین باریک شد و رئیسجمهورشان تا الان چندین بار از شدت کار، زیر سرم رفته تا جایی که آقا این دولت را دولت کار نامید.

اما وقتی هم قرار است انتقاد سازنده کنند، دیده میشود که تأکیدات بسیاری بر سر مقوله جریان انحرافی و یا نبود دولت در بین نخبگان است و عموماً از این مناظر به نقد دولت پرداختهاند. اما به نظر میرسد ساحت مهمتری مورد غفلت قرار گرفته و آن مقوله فرهنگ است. این موضوع در بیانات رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت نیز وجود داشت و ایشان در این باره فرمودند:
«در موضوع فرهنگ اعم از کتاب، کارهای هنری و موسسات هنری باید بدون رودربایستی و با قاطعیت، جهتگیریهای انقلابی و اسلامی لحاظ شود».
در ادامه، ایشان با اشاره به محدود بودن منابع و لزوم تعیین اولویتها در موضوعات فرهنگی، دولت را به پرهیز از حاشیهسازی توصیه کردند.
این تأکید رهبر انقلاب از آن جهت است که متأسفانه، هنوز که هنوز است و با استقرار دولت اصولگرا و انقلابی، چرخشی در اولویتهای فرهنگی صورت نگرفته و دولت اصلاحات با دولت عدالت از نظر فرهنگی در بهترین حالت، هیچ فرقی ندارد، مگر بودجههای کلان فرهنگی که بدون برنامه به مراکز استانها فرستاده میشود و افسوس که نخبگان فرهنگی نقشی در مدیریت آن ندارند.
نکته دیگری که باید در لابهلای مطالب آقا مدنظر قرار بگیرد، توجه دادن دولت به مقایسه خویش با آرمانها و اهدافی است که به عنوان شعارهای انتخاباتی بیان کرده است. زیرا مقایسه دولت کنونی با دولتهای گذشته، از آن جهت که راه پیشرفت در پیش است و طبیعی است که زمان حال از گذشته ساختهشدهتر باشد، خیلی مفید به فایده نبوده و سطح توقعات را در بلندمدت پایین میآورد و ما را از رسیدن به قلههایی که باید فتح شود، بازمیدارد.
اما با وجود این مشکلات و تأکید بر زشت بودن گرایش دولت به جریان انحرافی و دریغ از نداشتن ارتباط مفید ایشان با نخبگان دانشگاهی و حوزوی، از دولت آقای احمدینژاد ممنونیم که هیأت دولت را به جمع مردم آورد و هاله پوشالی اشرافیگری را از دولت جدا کرد و با جسارت انقلابی خویش در برابر ابرقدرتهای کذایی بینالمللی ایستاد. همه جریان حزبالله آرزو دارند که این دولت به روزهای خوب 84 تا 88 بازگردد و با قدرت تمام، پروژههایی را که تنها از عهده این دولت برمیآید، انجام دهد؛ انشاءالله
منبع: سیدمجتبی نعیمی/ بولتن نیوز
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


