یک دردِ دل ماهرمضونی… / شب کویر
عباس رضایی ثمرین در وبلاگ شب کویر نوشت:
از اول ماه رمضون بارها وسوسه شدم این مطلب رو بنویسم، اما هر بار یه جوری مقاومت کردم و بیخیال شدم. الان که ماه رمضون تموم شده و روز عید فطر هم به شب رسیده، شاید زمان خوبی باشه برای طرح بعضی دغدغهها و یا شاید گلایهها.
به دلیل اینکه این نوشته، در اصل یک دردِدل محسوب میشه از زبان محاوره بهره بردم و از این بابت عذرخواهی میکنم. با این مقدمه کوتاه میرم سر اصل مطلب؛ هانا آرنت تو کتاب معروف خودش، اولین گام توتالیتریسم – یا تمامیتخواهی- رو نقض حریم خصوصی آدمها میدونه. اگه از مصادیق واضح این ماجرا یعنی نقض حریم خصوصی در جامعه خودمون بگذریم – که هم من و هم شما از اونها آگاه هستیم- گاهی اوقات احساس میکنم خودِ ما اگر آب باشه به شناگرهای قهاری تبدیل میشیم. یعنی مایی که همیشه از تضییع حقوق شهروندی و نقض حریم خصوصی خودمون مینالیم، گاهی اوقات طوری رفتار میکنیم که هر ناظر منصفی در صداقتمون دچار شک و تردید اساسی میشه.
بگذریم، اینو میخواستم بگم که در طول زندگیم، حتی یک مورد هم یادم نمیاد به کسی گفته باشم چرا روزه نمیگیری، حتی اون قدیمندیما که اکثریت مردم روزه میگرفتن و در عین حال کسی که روزه نمیگرفت رو به چشم تحقیر نگاه میکردن، من هیچوقت و هیچوقت همچین نگاهی نداشتم. به خودم اجازه نمیدادم که در مورد کسایی که روزه میگرفتن یا نمیگرفتن، حتی در ذهنام قضاوتی داشته باشم. همیشه سرم به کار خودم بود و کاری به کار کسی نداشتم، اما این ماه رمضون آخری، بعضی برخوردها واقعاً آزارم داد.
هنوز نمیفهمم چطور میشه که در مقابل کسی که مثلاً دلیل روزه نگرفتن ما رو میپرسه، به حق عصبانی میشیم و از دخالتش در حریم خصوصیمون میرنجیم، اما در عین حال خودمون در مقابل کسایی که روزه میگیرند و گاهاً به ضرورت-مثلاً در مقابل تعارف یک فنجان چای- مجبورند روزهداری خودشون را علنی کنن، طوری رفتار میکنیم که انگار برای اولین بار یک کرگدن، گاو یا کروکدیل از نزدیک دیدیم.
بهشخصه متاسفم از اینکه قوانین طوری هستش که تو ماه رمضون، کسانی که دوست ندارن روزه بگیرن اذیت میشن، از بسته بودن اغذیهفروشیها بگیر تا منع چیز خوردن در ملاءِ عام. هیچ کدوم از این کارها رو هم قبول ندارم، اما مگه مسئولیت این کارها به عهده کسانی هستش که روزه میگیرن؟ اصلاً بیایین فرض کنیم یک نفر نه به دلایل مذهبی، بلکه به خاطر مثلاً کاهش وزن، یه دلیل درونی، یه حس نوستالوژیک یا یه همچین چیزی روزه میگیره، آخه این چه برخوردیه. مگه قراره مردم واسه خصوصیترین کارهای زندگیشون به ما جواب پس بدن که اینطوری طلبکارانه و تحقیرآمیز رفتار میکنیم.
امسال ماه رمضونِ من در کنار عدهای از دوستان و همکاران خوبم گذشت که نحوه برخوردشون با این پدیده واقعا ستودنی بود. تو تحریریه ما هم کسانی بودند که روزه میگرفتند و هم کسانی بودند که نمیگرفتند، در عین حال هیچکس کاری به کار دیگری نداشت و هر کسی کار خودش رو میکرد، بیاینکه خجالت بکشه یا راحت نباشه. ای کاش این الگو جاهای دیگه هم رعایت میشد که نشد. و متاسفانه تو بعضی موارد، دل من بدجوری شکست از دست بعضی از افرادی که تا پیش از این، طور دیگری در موردشون فکر میکردم…بگذریم، عید فطر بر شما مبارک.


