صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

روند پیشرفت و چالش‌های دولت

گفت‌وگو با رضا طلایی نیک
کد خبر: ۱۸۷۱۵۴
| |
3762 بازدید

با توجه به مشغله‌هاي فراوان در حالي كه قرار بود در چند روز آينده با تشخيص مصلحت نظام خداحافظي اما در دفتر كارش واقع در مجلس قديم پذيراي ما شد. با متانت و صبوري مثال‌زدني گفت‌وگو را آغاز كرد و آن‌قدر با تأمل صحبت كرد كه روند مصاحبه با آرامش طي شد. دانشجوي دكترا مديريت راهبردي است كه در كارنامه خود دو دوره حضور در مجلس شوراي اسلامي را به نمايندگي از مردم بهار و كبودرآهنگ به عنوان عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم و عضو كميسيون اجتماعي مجلس ششم تجربه كرده است.

طلايي‌نيك در زمان مصاحبه آخرين روزهاي كاري به عنوان معاون امور قوا و شوراهاي دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام را پشت سر مي‌گذاشت.

*به عنوان نخستين پرسش، طرح وحدت ملي چندي پيش براي چندمين بار از سوي مسئولان مطرح شد؛ به نظر شما در اين برهه زماني، ارايه اين راهكار تا چه اندازه مي‌تواند در پيشبرد مقاصد و منافع ملي تأثيرگذار باشد؟

برحسب نوع برداشت از وحدت، مي‌توان ضرورت و تأثير راهبردي آن را تبيين كرد. برخي در برداشت از وحدت ملي در بعد اتحاد همه نيروهاي وفادار به نظام و انقلاب و تحكيم منافع ملي و ارزش‌هاي اصولي نظام و به‌كارگيري همه فرصت‌ها و اهتمام فرصت‌ها در جهت آرمان‌ها و اهداف ملي از آن ياد مي‌كنند كه اين نوع برداشت از وحدت از ضرورت‌هاي دايمي است؛ يعني ما در هر مقطع و زماني به وحدت میان مردم و نظام در اجزا و ابعاد گوناگون بر مبناي اصول، مباني و معيارهاي ارزشي با محوريت رهبر انقلاب نياز داريم.

اما برخي منظورشان از موضوع وحدت ملي آشتي ملي است. در واقع به نوعي به دنبال آشتي سياسي بين جناح‌هاي گوناگون به‌ ويژه در فضاي سياسي پس از انتخابات رياست‌جمهوري و حوادث فتنه دو سال گذشته بوده و هستند. دست يافتن به چنين بعدي از وحدت، مستلزم بازيابي و بازنگري رويكردها و عملكردهاست؛ يعني بدون اصلاح رفتارها و رويكردها با برخي از گروه‌ها و جريانات سياسي امكان وحدت شدنی نخواهد بود، چرا كه برخي با ساختارشكني و قانون شكني و كمك به جريان‌هاي ضدنظام با وجود عنوان و تابلوي طرفداري از نظام و انقلاب با وضع متفاوتي روبه‌رو هستند.

در واقع وحدت به مفهوم تعامل، همكاري و انسجام‌بخشي بين كاركرد هم جناح‌هاست و جريانات درون نظام مستلزم انطباق با اصول و مباني انقلاب در عمل و رفتار هستند كه متأسفانه برخي ساختارشكني‌ها و فتنه‌انگيزي‌هاي پس از انتخابات زمينه وحدت با بخشي از عناصر و گروه‌هاي اصلاح‌طلب را از بين برده است؛ هر چند بخشي از اصلاح‌طلب‌ها متفاوت از عناصر و گروه‌هاي ساختارشكن زمينه تعامل با ساير جريانات و اصولگرايان را در همكاري‌هاي گوناگون مانند اقليت مجلس كنوني و ارتباط آنها با اكثريت مجلس هشتم را دارند.

البته وحدت بدنه جامعه و اركان نظام در رويكردها و كاركردهاي عمومي مشترك از نيازهاي راهبردي است، چرا كه ايران در يكي از فرصت‌هاي تاريخي و نقطه عطف خاصي قرار گرفته است كه فرصت‌هاي منطقه‌اي تحت تأثير قيام‌هاي مردمي و تحولات اخير از يك سو و فرصت‌هاي ناشي از تحولات اقتصادي در سطح جهان و به ‌ويژه بالا رفتن قيمت نفت، افزايش درآمدهاي ارزي ايران و جهش علمي كشور، دست يافتن به فناوري‌هاي نوين، لزوم اقتصادي كردن اين دستاوردهاي علمي ـ فناوري همراه با ثبات ملي و فرصت‌هاي فراملي ضرورت‌هاي ارتقاي وحدت براي پيشبرد اهداف ملي را ايجاد مي‌كند.

كه متأسفانه برخي‌ها با تنگ‌نظري، تنگ‌فكري و ساختارشكني يا مسيرهاي انحرافي در درون و حاشيه نظام به فرصت جهش پيشرفت و ارتقاي موقعيت ملي و فراملي آسيب مي‌زنند. در واقع مي‌توان گفت ما براي دست يافتن به بالاترين سطح وحدت و اتحاد ملي بايد به شناسايي موانع وحدت و عوامل تفرقه‌افكن بپردازيم، با حذف عوامل تفرقه و تفرقه‌افكني‌ها به ‌طور طبيعي جامعه و نظام در بالاترين سطح وحدت با محوريت ولي ‌فقيه و اتكا به قانون قرار مي‌گيرد.

*در انتخابات گذشته، آقاي رضايي با طرح دولت ائتلافي و ضرورت بازبيني در نوع مديريت و استفاده از ظرفيت‌هاي نخبگان، واكنش‌هاي بسياري را برانگيخت كه به دليل محدوديت‌هاي زماني آن گونه كه شايسته است به آن پرداخته نشد. هر چند صاحبنظران بسياري در اين زمينه نظریات موافق و مخالف خود را اعلام كردند، به نظر شما در اين برهه از زمان با توجه به نزديكي زمان انتخابات مجلس شوراي اسلامي و رياست‌جمهوري، چگونه مي‌توان در تمامي ابعاد به واكاوي اين نظريه پرداخت و اين نظريه تا چه اندازه مي‌تواند جايگاه اجرايي داشته باشد؟

دولت ائتلافي متفاوت از دولت وحدت ملي است. برخي‌ها براي فرار به جلو به جاي نقد و پرداختن به مقوله دولت ائتلافي در انتخابات گذشته با تمسك به شعار دولت وحدت ملي اجازه پردازش به اين مقوله را ندادند، در صورتي كه منظور آقاي رضايي از مطرح كردن دولت ائتلافي متعهد و كارآمد كه دو پسوند «متعهد و كارآمد» را با تأكيد مطرح كردند، اين بود كه از شخص محوري در تشكيل دولت به تيم محوري، برنامه محوري و كارآمدي بين نيروهاي همفكر سياسي روي بياوريم.

در واقع، يكي از آفت‌هاي بزرگ تشكيل دولت و نتايج انتخابات ايران شخص محوري و بروز چالش‌هاي بعدي میان دولت و ساير اركان نظام است؛ بنابراین، دولت ائتلافي متعهد و كارآمد در انتخابات گذشته براي مطرح شدن يك تيم به جاي يك فرد در انتخابات و اتكاي مردم در انتخابات رياست‌جمهوري به تيم همراه شخص رئيس‌جمهور است كه البته معرفي تيم براي تشكيل دولت همراه با برنامه محوري بر مبناي دولت ائتلافي متعهد و كارآمد بين نيروهاي سياسي همگرا و به ‌طور خاص اصولگرايان بود.

در انتخابات آينده نيز اگر هر نامزد داوطلب رياست‌جمهوري، علاوه بر معرفي خود تيم اصلي كابينه و برنامه عملياتي خود براي يك دوره چهار ساله را به مردم ارايه دهد، در انتخابات گزينه اصلح توسط مردم خواهد بود كه البته در دولت ائتلافي با معرفي اعضاي اصلي كابينه، نوعي ائتلاف بين نامزد و ساير شخصيت‌هاي كارآمد، متعهد و همسو با نامزد انتخاباتي سياسي نيست، بلكه شايد در برداشت از مفهوم اين عنوان اشتباهاتي صورت گرفته است كه اگر از يك عنوان مناسب‌تر استفاده شود، بتواند منظور اصلي آقاي رضايي از طرح دولت ائتلافي متعهد و كارآمد را در آينده شفاف‌تر كند.

به گونه‌اي كه در دولت كارآمد بين نيروهاي همفكر و همگراي سياسي امكان تشكيل قوي‌ترين و پرظرفيت‌ترين دولت با انسجام بالا محقق خواهد شد. ما در دوره رسیدن به اهداف چشم‌انداز و دهه پيشرفت و عدالت براي بسيج همه منابع، ظرفيت‌ها و استفاده از همه استعداد‌ها و فرصت‌ها بايد به جاي شخص محوري در تشكيل دولت به قرار گرفتن چندين شخصيت در حد رييس جمهور در كنار هم در قالب گروه ائتلافي با برنامه شفاف و عملياتي اتكا كنيم تا بتوانيم بر چالش‌هايي مانند بيكاري، تورم، ركود اقتصادي و دستيابي به بالاترين شاخص‌هاي پيشرفت و عدالت و ارتقاي موقعيت اجتماعي برسیم.

*اساس سياست خارجي ما

* بر پايه ايران 1404 است كه اين سند با رويكرد اسلامي ـ ايراني و با در نظر گرفتن سه اصل حكمت، عزت و وحدت ملي ترسيم شده كه به نوعي الهام‌بخش جهان اسلام خواهد بود، به نظر شما دولت کنونی با ارايه عملكرد در حوزه‌هاي گوناگون تا چه ميزان به چشم‌انداز مورد نظر نزديك شده است؟

روند زماني پيشرفت در عرصه‌هاي گوناگون داخلي و خارجي محسوس است؛ اما سرعت و گستره پيشرفت موضوع اصلي است. اين‌كه ما وضع موجود را در مقايسه با وضع گذشته با نگاه واقع‌بينانه بنگريم، مي‌توانيم اوضاع را بهبود يافته و رو به پيشرفت ارزيابي كنيم و اين حقيقتي انكارناشدنی است؛ اما اين‌كه آيا اين روند پيشرفت متناسب با اهداف و چشم‌انداز ايران 1404 هست يا خير، اين نياز به تجزيه، تحليل و ارزيابي دقيق دارد.

گویا ما در بعضي جهات سرعت عمل بالايي در رسیدن به چشم‌انداز ايران 1404 داريم. به ‌طور خاص در توسعه عرصه‌هاي آموزشي، علمي ـ فناوري، دفاعي و نيز ارتقاي سطح سياسي جامعه روند پيشرفت بسيار مطلوب و متناسب با اهداف پيش تعيين شده است و در برخي شاخصه‌ها، حتي ما از اهداف زمان‌بندي شده نيز جلوتر هستيم. اما در برخي از عرصه‌ها، ميزان پيشرفت متناسب با مراحل زمان‌بندي شده سند چشم‌انداز در شاخص‌هاي كلان اقتصادي و نوسازي اجتماعي و برخي از عرصه‌هاي فرهنگي به ‌ويژه در ابعاد كيفي متناسب با شاخص‌هاي هدف‌گذاري شده نيست و در هدف‌گذاري زماني مربوطه قرار نگرفته‌ايم.

در حوزه سياست خارجي از همه ظرفيت‌هاي ممكن براي پشتيباني و پيشبرد سند چشم‌انداز استفاده نشده است. به ‌طور خاص ما در اولويت‌بندي سياست خارجي و ديپلماسي كشور با اشكالات اساسي مواجهيم؛ يعني اولويت دادن به آسياي جنوب غربي بايد بنا بر سند چشم‌انداز در سياست خارجي رقم مي‌خورد كه متأسفانه به جاي در اولويت قرار گرفتن آسياي جنوب غربي و همسايگان، حوزه‌هايي مانند آمريكاي لاتين در صدر قرار گرفت كه اين انحراف از سند چشم‌انداز است؛ افزون بر اين‌كه ظرفيت‌هاي ديني، فرهنگي و پيشينه تاريخي بين ايران، همسايگان و كشورهاي منطقه با مطالعه دقيق راهبردي به عنوان سياست خارجي در سند چشم‌انداز منظور شده است.

يعني ما بالقوه در 22 كشور آسياي جنوب غربي هنوز در مناسبات حداكثري و ظرفيت كامل روابط نيستيم. در رقابت با كشورهايي مانند تركيه و عربستان در منطقه عقب هستيم و اين در شرايطي است كه بنا بر سند ايران 1404 ما بايد در عرصه اقتصادي، علمي و فناوري به‌ طور خاص كه مستلزم عرصه‌هاي سياسي و فرهنگي است، در بالاترين سطح و رتبه نخست منطقه بين 22 كشور آسياي جنوب غربي و افق ايران 1404 باشيم؛ اما شاخص‌هاي اقتصادي و تا اندازه‌ای غير اقتصادي، نشان‌دهنده فاصله قابل توجه بين ايران، تركيه و عربستان در منطقه است كه پر كردن اين فاصله در سال‌هاي باقي مانده تا پايان مدت سند چشم‌انداز با توجه به سرعت عمل بالاي كشورهايي مانند تركيه در منطقه و پيدايش رقباي جديد با تحولات در حال انجام چالش‌هاي خود را خواهد داشت.

برای همین، مهمترين نقد به دستگاه سياست خارجي اولويت ندادن به توسعه مناسبات در ابعاد گوناگون بين كشورهاي آسياي جنوب غربي است كه از نقدهاي راهبردي به عملكرد دستگاه سياست خارجي است؛ برای نمونه، در مقايسه با رقابت‌هاي فزاينده بين ايران و برخي از كشورهاي پرظرفيت منطقه از يك سو و رقابت سخت ايران با غرب و شبكه‌هاي نفوذ غرب در منطقه از سوي ديگر ضرورت اهتمام ويژه به آسياي جنوب غربي و سياست خارجي ايجاب مي‌كند كه زمينه‌هاي مردمي همسو با انقلاب اسلامي و اشتراكات ديني با وجود برخي افتراقات و پيشينه تمدني ايران و آسياي جنوب‌غربي از مزيت‌هاي راهبردي براي توسعه مناسبات در بين همسايگان و كشورهاي منطقه قرار گيرد،

كه از يك‌سو با ضعف عملكرد دستگاه سياست خارجي و از سوي ديگر با تحرك و فشار بي‌امان مخالفين منطقه براي الهام گرفتن از انقلاب اسلامي با تحركات مطلوب نهادهاي رسمي و غيررسمي مواجه نبود، در واقع ما بيش از روند موجود مي‌توانيم به عطش و انتظار تعامل بين انقلاب اسلامي و قيام‌هاي مردمي منطقه بپردازيم كه گویا، نوعي ترديد و تحليل غير واقع‌بينانه از قيام‌هاي مردم منطقه، موجب ايستايي و كند بودن دستگاه سياست خارجي درباره تحولات اخير منطقه بوده است.

ما متناسب با انتظارات ملت‌ها و اقتضائات حاكم بر دولت‌هاي منطقه در ورود به تحولات جاري عمل نكرديم؛ حتي متناسب با شاخص‌ها و رهنمودهاي راهبردي رهبر انقلاب درباره تحولات منطقه، دستگاه سياست خارجي و برخي از نهادهاي ديگر فرهنگي و سياسي وارد عمل نشدند؛ بنابراین، ما از يك‌سو نياز به تحرك مضاعف در ديپلماسي حرفه‌اي و عمومي در منطقه داريم و از سوي ديگر به استفاده از فرصت‌هاي ناشي از بحران اقتصادي و اجتماعي در غرب بايد بپردازيم.

استفاده از فرصت پيش آمده درباره بحران اقتصادي و اجتماعي در غرب و كمرنگ شدن حوزه نفوذ آنان در منطقه و متزلزل شدن ساختار نظام بين‌الملل براي عرصه نظام بين‌المللي و حرفه‌اي ايران تاريخي است كه متأسفانه به موازات ديپلماسي حرفه‌اي و رسمي ما از ظرفيت‌هاي ديپلماسي عمومي استفاده مطلوب نمي‌كنيم. عرصه‌هاي ديپلماسي عمومي مانند ديپلماسي پارلماني، رسانه‌اي، ديني و فرهنگي مستلزم بازيابي و اتكاي جدي است كه از مزيت‌هاي جدي ايران در عرصه ملي و منطقه‌اي زمينه مانور در ديپلماسي عمومي است، زيرا ما بيش از ساير كشورها امكان تحرك در ديپلماسي عمومي را در منطقه و جهان داريم چرا كه اصول، ارزش‌ها و شعارهاي انقلاب اسلامي با مطالبات طبيعي مردم و به‌ويژه مسلمانان همخواني دارد. ولي ما در استفاده از سازوكارهاي ديپلماسي غربي براي بهره‌گيري از زمينه‌هاي طبيعي با همگرايي فرهنگ و جهت‌گيري‌هاي انقلاب اسلامي با مطالبات جامعه بشري و توده‌هاي مردم از حضور نخبگان استفاده جدي نكرده‌ايم، درمجموع با وجود موفقيت دستگاه سياست خارجي با پشتيباني اركان نظام در ديپلماسي هسته‌اي كه شايان تقدير است جمهوري اسلامي ايران در ديپلماسي هسته‌اي با وجود تحريم‌ها و فشارهاي سنگين خارجي در عبور موفقيت‌آميز از اين شرايط تجربيات ارزنده‌اي را به دست آورده است.

در همين راستا در بازدارندگي از تهديدات، مهار تحريم‌ها و فشارها عملكرد دستگاه سياست‌ خارجي و حمايت‌هاي اركان نظام تقدير کردنی است، ولی در عرصه ديپلماسي عمومي و استفاده از ظرفيت‌هاي خارجي براي پيشبرد ايران 1404 و توسعه مناسبات اقتصادي و فرهنگي ما خلأها و نارسايي‌هاي جدي داريم كه البته يكي از علل اين خلأها كم توجهي به استفاده از همه ظرفيت‌هاي حرفه‌اي براي عرصه ديپلماسي است. افزون بر كم‌توجهي به ديپلماسي عمومي در ديپلماسي حرفه‌اي نيز از همه ظرفيت‌هاي توانمند كشور استفاده نمي‌شود و نوعي خط‌كشي‌هاي غلط جناحي دستگاه سياست خارجي را در استفاده از همه ظرفيت‌هاي ديپلماسي عمومي و حرفه‌اي با محدوديت روبه‌رو ساخته است.

* با توجه به سخنان پيش گفته انسجام كافي بين ديپلماسي عمومي و حرفه‌اي در ايران وجود ندارد؟

ما بين ديپلماسي عمومي و حرفه‌اي توازن لازم را نمي‌بينیم. درواقع با توجه به زمينه‌هاي بالقوه و گسترده آسياي جنوب‌غربي در سطح منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي از ظرفيت‌هاي لازم استفاده نمي‌شود. ما در استفاده از شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي نهادهاي ديني، پارلماني، فرهنگي، علمي و دیگر عرصه‌ها براي ديپلماسي عمومي با كم توجهي جدي مواجهيم و لذا بايد براي استفاده حداكثري از ديپلماسي عمومي در ايران و خارج از كشور اقدام انقلابي شود.

آقاي احمدي‌نژاد در قالب گفتمان شخصي و مقطعي در ديپلماسي عمومي غرب خوب ظاهر شد و يكي از موفقيت‌هاي ايشان با وجود نامتوازن بودن عرصه ديپلماسي عمومي و حرفه‌اي در دستگاه سياست خارجي، گفتمان ايشان در ديپلماسي عمومي بود در واقع آقاي احمدي‌نژاد در صورت نهادينه شدن ديپلماسي عمومي بيش از روند انجام شده در روند ديپلماسي مي‌توانست تاثيرگذار باشد. اما با وجود نامتوازن بودن تأثير ديپلماسي حرفه‌اي و عمومي و ضعف انسجام آقاي احمدي‌نژاد در برخي گفتمان‌ها، ادبيات ديپلماسي عمومي موفقيت نسبي خوبي داشته است.

* با توجه به تغيير رويكرد غرب و دیدن تغيير رفتار و گفتمان در برخي مقاطع، مي‌توانيم منتظر كمرنگ شدن فشارها و تحريم‌ها در آينده نزديك باشيم؟ اين مسأله را به‌ ويژه با توجه به تحولات اخير منطقه و موقعيت استراتژيك ايران در اين ميان چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

موقعيت ژئوپولتيك و ظرفيت انقلاب اسلامي همراه با سرعت تحولات منطقه، نياز استراتژيكي به ايران در معادلات و ساختارها را افزايش داده است. ايران در يكي از بهترين موقعيت‌هاي ژئوپولتيكي و الهام‌بخشي در منطقه و جهان اسلام قرار دارد و نقش محوري در تحولات و معادلات منطقه‌اي را به دست آورده است. در اين زمينه، آشكار و پنهان تئوريسين‌ها و استراتژيست‌هاي غربي و منطقه‌اي در نياز راهبردي به ايران در بازتنظيم معادلات منطقه تأكيد دارند.

بيش از سياسيون، پژوهشگران استراتژيست در محيط‌هاي علمي و آكادميك بر محوريت ايران در بازتنظيم معادلات منطقه تأكيد دارند و گزارش‌هاي آشكار و پنهان گوناگون توجه كانون‌هاي تبليغاتي در سطوح سياسي و پژوهش راهبردي به پررنگ‌تر شدن ايران در معادلات منطقه كمك مي‌كند. آمريكا با پشت سر گذاشتن سه دوره تسلط، تخاصم و تقابل با ايران در آينده نه چندان دور به تعامل با ايران توجه بيشتري خواهد كرد. آمريكا به عنوان محور و نماد در رويارويي غرب با انقلاب اسلامي و ايران تلقي مي‌شود.

پیش از پيروزي انقلاب، آمريكا و غرب دوره تسلط بر ايران را تجربه كرده‌اند. با پيروزي انقلاب اسلامي ملت ايران دوره تسلط غرب بر ايران را با تخاصم در همه ظرفيت‌ها تجربه كرده است، به گونه‌اي كه هدايت كودتا، آشوب‌هاي داخلي، تحركات ضد‌امنيتي، جنگ تحميلي عراق عليه ايران و حمله مستقيم و غيرمستقيم به تأسيسات و منافع ايران از جمله حمله به هواپيماي مسافربري ايرباس در سال 67 از جمله آن است كه براي اين منظور از همه فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي ممكن عليه ملت ايران در دوره تخاصم استفاده كرد.

اما در سال‌هاي اخير به دنبال ناكامي‌هاي آمريكا و غرب در عراق و افغانستان، به نفع ايران شدن برآيند منطقه به‌ويژه وضع عراق و افغانستان، همچنين پيروزي حزب‌الله در لبنان و حماس در فلسطين و متزلزل شدن رژيم صهيونيستي در منطقه و متزلزل‌تر شدن قدرت‌هاي وابسته به غرب در منطقه مجموعه اين تحولات غرب و آمريكا را به تبديل رويكرد تخاصمي به رويكرد تقابلي كنترل شده وادار كرده است. در واقع، آمريكايي‌ها زمينه و امكان جنگ مستقيم را با وجود اراده دروني پيدا نكردند.

برآيند تحولات منطقه و ظرفيت‌هاي سياسي ـ دفاعي ايران براي به اوج رسيدن دوره تخاصم عليه ايران با جنگ مستقيم عليه كشورمان همخواني نداشت و برای همین، آمريكا و غرب براي جلوگيري از هزينه‌هاي بيشتر با ايران به رويكرد تقابل كنترل شده به جاي تخاصم در سال‌هاي اخير توجه كرده‌اند كه تقاضاهاي آشكار و نهان مقامات امريكايي و غربي براي مذاكره مستقيم در غير از موضوع هسته‌اي با ايران و تمايل به همكاري و حضور ايران در مذاكراتي مانند افغانستان و 2+6 و تداوم مذاكرات هسته‌اي 1+5 با وجود نتيجه نگرفتن از تحريم‌ها، تهديدها و فشارها و ساير پيام‌هاي آشكار و پنهان آنان نشان‌دهنده چرخش رويكرد تخاصمي به رويكرد تقابلي در يك روند فرايندي است.

گویا برآيند تحولات قيام‌هاي مردمي در منطقه و ارتقاي موقعيت ايران و بحران‌هاي داخلي اجتماعي و اقتصادي غرب و عدم امكان انكار نياز به ايران در بازيابي ساختار منطقه روند تقابل كنترل شده با ايران را در آينده نه چندان دور به رويكرد تعامل با ايران سوق خواهد داد كه البته سياست‌هاي اصولي و اعلام شده جمهوري اسلامي ايران متناسب با تغيير رفتار آمريكا و غرب امكان تغيير رويكرد تقابل عليه ايران به تعامل با ايران وجود دارد.

* آيا اين تغيير رويكرد تعاملي باعث مي‌شود كه از ميزان تحريم‌ها نسبت به ايران كاسته شود؟

به ‌طور حتم با نتيجه نگرفتن غرب از تحريم‌ها و فشارهاي گوناگون سياسي، جنگ رواني و تهديدات گوناگون عليه ايران و برآيند تحولات منطقه در سال‌هاي آينده ما شاهد رويكرد تعاملي غرب با ايران پس از يك فشار و تست نهايي خواهيم بود. شايد امريكا با تهديد صهيونيست‌ها براي اتخاذ تصميم نهايي در رفتار نسبت به ايران به تست نهايي با تهديدات جديد دست بزند و اين ماهيت تست نهايي خواهد داشت. تست‌هاي گذشته امريكا و غرب در فشار به ايران براي آنان دستاورد مثبتي نداشته است، ولي احتمال تست نهايي براي اتخاذ تصميم نهايي در تغيير رفتار و رويكرد نسبت به ايران در سال‌هاي جاري از احتمال بسيار بالايي برخوردار است.

در ماه‌هاي گذشته بدعت‌هاي جديدي در مسأله اعتقاد به امام زمان توسط جريان در حاشيه دولت به وجود آمده است كه با به وجود آوردن انشعاباتي در اين اصل اعتقادي و ديني بستر‌سازي لازم را براي عبور از ولايت مطرح كرده‌اند تا جايي‌كه با مطرح كردن خودكفايي در شناخت اسلام و مديريت امام زماني، اسلام منهاي روحانيت را ترويج داده و به كنار گذاشتن روحانيت از متن انقلاب و جامعه اهتمام ورزيده‌اند. وجود اين جريان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

جريان انحرافي در حاشيه دولت مزاحم اصلي آقاي احمدي‌نژاد، نظام و ملت ايران در كنار ساير مزاحمين داخلي و خارجي است كه در تقابل با جهش پيشرفت و نهادينه شدن عدالت حركت مي‌كنند. در دهه پيشرفت و عدالت بسيج همه ظرفيت‌ها و اغتنام همه فرصت‌ها در عرصه‌هاي داخلي و خارجي از الزامات راهبردي است.

اما جريان انحرافي در حاشيه دولت همانند جريان فتنه پس از انتخابات كمك بزرگي به دشمنان انقلاب و ملت ايران در فرصت سوزي و كشاندن انرژي ملي به مسيرهاي حاشيه‌اي دارد. رئيس‌جمهور بيش از مخالفين غيرمنطقي خود از اين جريان حاشيه‌اي آسيب مي‌بيند و بر همين اساس، مهار اين جريان حاشيه‌اي علاوه بر كمك به مردم و نظام به دولت و شخص آقاي احمدي‌نژاد نيز كمك شاياني خواهد كرد.

چون ايشان يكي از بهترين فرصت‌هاي داخلي و خارجي توام با فرصت‌سازي‌هاي خودجوش خود را در تحقق دهه عدالت و پيشرفت برخوردار است، به گونه‌اي كه افزايش درآمدهاي نفتي ايران و فراهم شدن تحقق سياست‌هاي نوين اصل 44 همراه با افزايش منابع دولت در كنار واگذاري‌ها و حمايت‌هاي بي‌دريغ مقام معظم رهبري و بسياري از اركان نظام را به دنبال داشته است.

افزون بر اين‌كه حمايت و اعتماد قاطع مردم توام با فرصت‌هاي ناشي از تحولات منطقه، بحران‌هاي اقتصادي، اجتماعي غرب و گرفتاري‌هاي سياسي دشمنان ايران براي دولت ايشان به مثابه يك فرصت تاريخي و راهبردي تلقي مي‌شود كه متاسفانه جريان انحرافي در حاشيه دولت در درون دولت و جريان فتنه به عنوان جريان مخالف دولت توام با برخي سهل‌انگاري‌ها، استفاده از اين فرصت‌ها و ظرفيت‌ها را با چالش روبه‌رو كرده است.

جريان انحرافي در حاشيه دولت در ابعاد فرهنگي، سياسي، فكري، مديريتي و اقتصادي معيارهاي متفاوت از مباني و اصول نظام و انقلاب را دنبال مي‌كند. رگه‌هايي از انحرافات عقيدتي مغاير با تعاليم اصيل اسلامي در پرداختن به موضوع امام عصر(عج) در بين عناصر اين جريان حاشيه‌اي وجود داشت اما تلفيق يا قرارگرفتن عناصر اعتقادي منحرف در موقعيت‌هاي سياسي و مديريتي و دسترسي به امكانات داخلي و خارجي موجب سوءاستفاده‌هاي جدي سياسي، مديريتي و دسترسي به امكانات داخلي و خارجي در ترويج عقايد ناسالم بود.

با وجود دلخوري آقاي احمدي‌نژاد از مقابله با جريان در حاشيه، اين اقدام در مجموع به نفع رئيس‌جمهور و دولت بود، چرا كه ايشان و اعضاي دولت با مرزبندي نسبت به جريان حاشيه دولت از اقتدار و زمينه خدمت و محبوبيت بالاتر در حال و آينده برخوردار شدند. اما هر نوع بي‌تفاوتي يا حمايت و همراهي با اين جريان به هويت و موقعيت و كارايي اعضاي دولت آسيب جدي وارد مي‌سازد. خوشبختانه اكثريت راي‌دهندگان و حاميان رئيس‌جمهور به ماهيت اين جريان حاشيه‌اي پي‌برده‌اند و لذا براي صيانت از آرا و حمايت‌هاي مردمي و كارگزاران نظام، از آقاي رئيس‌جمهور خواستند كه اين جريان مهار شود.

پيشگامي مسئولان رده اول دولت در مهار اين جريان به بازسازي اعتماد عمومي و محبوبيت سياسي و اجتماعي دولتمردان منجر شد. البته بايد بين قريب به اتفاق اعضاي دولت با عناصر محدود در حاشيه دولت تفكيك قايل شد ضمن اينكه خدمات و عملكرد مثبت رئيس‌جمهور در برخي از اقدامات اساسي مانند هدفمند‌سازي يارانه‌ها و رفع محروميت‌ها نبايد به بهانه انتقاد و واكنش به اين جريان حاشيه‌اي ناديده گرفته شود.

در اصل بايد همزمان و توام با انتقاد و واكنش قاطع و شفاف به جريان در حاشيه دولت، از برنامه‌ها و اقدامات سازنده رئيس‌جمهور و دولت در ساير زمينه‌ها حمايت كرد. به نظر مي‌رسد جريان در حاشيه دولت با سوءاستفاده از موقعيت‌هاي سياسي و مديريتي در ترويج انحرافات عقيدتي با استفاده از موضوعاتي نظير «به سوي ظهور» ظلم بزرگي به رئيس‌جمهور، خودشان، نظام و ملت ايران روا داشته‌اند كه هوشمندي نهادهاي مسئول و به ‌ويژه ايستادگي شفاف و قاطع رهبر انقلاب در برابر هر انحرافي در ارتقاي آگاهي سياسي و اجتماعي نسبت به اين جريان موثر بود و برای همین، جريان در حاشيه دولت قدرت مانور زيادي در عرصه سياسي و اجتماعي در صورت ادامه نظارت‌هاي قانوني بر اين جريان را نخواهد داشت. هر چند احتمال سوءاستفاده‌هاي موردي به علت برخي حمايت‌ها از اين جريان كماكان وجود دارد اما واكنش شفاف و قاطع مراجع و نهادهاي ديني و سياسي و حساسيت گسترده افكار عمومي نسبت به جريان در حاشيه دولت قدرت مانور اين جريان را بسيار كاهش داده است.

*رهبر معظم انقلاب با توجه به جريانات اخير در بيانات روز چهاردهم خرداد سال جاري بر مصاديق بارز دوري مسئولان از بداخلاقي‌هاي سياسي تأكيد داشتند و با ارايه رهنمودهايي يادآور شدند، چنانچه اين وضع ادامه پيدا كند موجب دلسردي و كمرنگ شدن حضور مردم در انتخابات پيش‌رو خواهد شد، به نظر شما چه راهكارهايي را بايد در اين زمينه مدنظر قرار داد تا ضمن حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي رأي از ميزان دعواهاي سياسي و بدگفتاري‌ها كه در برخي موارد به فحاشي هم نزديك شده است، بين دولت و مجلس جلوگيري شود؟

هشدارهاي صريح رهبر انقلاب درباره اخلاق سياسي را بايد در اين زمينه بسيار جدي گرفت. مقام معظم رهبري به دنبال رهنمودهاي قبلي در 14 خرداد صريح‌ترين تذكرات را درباره رعايت اخلاق سياسي اعلام كردند. تذكرات صريح رهبر معظم به مصاديقي از بداخلاقي‌هاي سياسي و ناهنجاري‌هاي ناشي از برخي واقعيت‌هاي تلخ در فضاي سياسي و رسانه‌اي است. استفاده ابزاري از برخي نمادها همراه با زير پا گذاشتن حريم‌هاي اخلاقي و مرزهاي قانوني و حتي معيارهاي شرعي و ديني از پديده‌هاي تلخ چند سال اخير است كه در انتخابات و قانون‌شكني‌هاي بعد از آن در برخي ابعاد رواج بيش‌تري داشته است. بر همين اصل بايد انتخابات آينده را به مانور اخلاق شايسته سياسي تبديل كنيم.

جهاد اخلاقي در انتخابات آينده از تكاليف بزرگ نخبگان و فعالان عرصه‌هاي سياسي و رسانه‌اي است كه همانند جهاد اقتصادي قابل توجه است كه با توجه به تأكيدات اخير رهبر انقلاب بايد جهاد در سياست را در اولويت قرار دهيم. يكي از عوامل بسيار موثر در كنار ساير عوامل موثر بر فتنه 88 بداخلاقي‌ها و قانون‌شكني‌ها بود. هر چند در مقوله بداخلاقي با قانون‌شكني، ساختار شكني و انحراف از اصول و معيارها معمولا پيوستگي آشكار و نهاني وجود دارد، لذا براي نيل به بالاترين شاخص اخلاق سياسي، تقويت ايمان، تقوا و رعايت حقوق ديگران بسيار حياتي است.

درواقع با تقويت ايمان به خدا و خداباوري در سياست و اعمال و رفتار توام با رعايت تقوا در مناسبات با ديگران و پرهيز از تجاوز به حريم معنوي، مادي و اجتماعي ديگران و نيز اتكا به ارزش‌هاي رفتاري در رقابت‌ها و سياست‌هاي رسانه‌اي اجتماعي، مي‌توان الگوي مطلوب اخلاقي را در سياست و جامعه رقم زد. ما بايد در مقايسه با ساير جوامع مناسب با هويت اسلامي و انقلابي از بالاترين شاخص اخلاق سياسي برخوردارباشيم كه متاسفانه با وجود اين‌كه نسبت به بسياري از جوامع ديگر در ايران اخلاق سياسي در سطح بالاتري قرار دارد اما در مقايسه با برخي كشورها و جوامع برتر و متناسب با تكاليف ديني، انقلابي و هويت ايراني اسلامي با اخلاق سياسي مطلوب فاصله داريم.

مردم ايران علاوه بر بينش سياسي داراي جوهره عاطفي، اخلاقي و اجتماعي هستند. ايرانيان به‌ويژه پس از اسلام در اخلاق‌گرايي و دين محوري از جوامع ممتاز تاريخ بوده‌اند و لذا هر چند ممكن است، برخي با بداخلاقي و سوءاستفاده از انتظارات عدالت خواهانه مردم بتوانند به ‌موقعيت‌هاي سياسي دست يابند، به مرور زمان مردم بين سوءاستفاده‌كنندگان از انتظارات عدالت طلبانه و حق‌خواهانه با بداخلاقي‌ها براي دست‌يابي به قدرت با به‌كار‌گيري ابزار‌هاي غيرمنطقي، تمايز قايل مي‌شوند؛ بنابراین، بايد يكي از شاخص‌هاي رقابت و انتخاب اصلح در جامعه، نخبگان و رسانه‌ها ميزان اتكا به اخلاق در سياست و رفتارها باشد.

افراد نبايد فقط در شعار بلكه در رفتار و اخلاق سياسي به‌طور دقيق ارزيابي شوند و براي ارزيابي دقيق اعمال و رفتار هر گروه سياسي و اجتماعي بر مبناي شاخص‌هاي اخلاقي نياز به فرهنگ‌سازي عمومي در جامعه داريم. بين عدالت‌خواهي و حق مداري و قيام براي مردم و خدا با بداخلاقي و شكستن حريم‌هاي انساني و حقوق ديگران مرزبندي شود كه براي مرزبندي كردن بين بداخلاقي‌ها و شجاعت و صراحت در بيان و رفتارها نياز به آموزش در بدنه اجتماع داريم.

* با توجه به تحركات زودهنگام انتخاباتي جريان حاشيه دولت براي معرفي نمايندگان منتخب خود جهت حضور در مجلس نهم در شهرستان‌ها، و برپايي ستاد‌هاي انتخاباتي و دور زدن‌هاي غيرقانوني از جمله همراه كردن استانداران، فرمانداران و بخشداران براي به حداكثر رساندن ميزان رأي افراد مورد نظر اين جريان چقدر مي‌تواند در تغيير روند انتخابات تأثيرگذار باشد و آيا آرايش سياسي و تعامل لازم بين اين سه جريان براي شركت در انتخابات مي‌تواند به وجود آيد؟

غلظت حضور جريانات گوناگون انتخاباتي متفاوت خواهد بود؛ هر چند جريان در حاشيه دولت و برخي اصلاح‌طلبان ساختارشكن ممكن است در اين انتخابات فضايي براي رقابت پيدا كنند اما فضاي موفقيت براي ساختارشكنان بسيار محدود خواهد بود و گویا با رشد آگاهي مردم مشاركت‌كننده در انتخابات مانور اصلي در رقابت‌ها براي اصولگرايان و نيروهاي ارزشي از طيف‌هاي گوناگون رقم مي‌خورد. تمسك جستن به برخي ابزارها و امكانات دولتي و تلاش براي ماندن در قدرت معمولا در اواخر هر دولت وجود داشته است.

در اواخر دولت آقاي هاشمي جريان كارگزاران با استفاده حداكثري از موقعيت‌ها و امكانات آشكار و پنهان براي پيروزي در انتخابات مجلس پنجم و رياست‌جمهوري دوره هفتم متوسل شد، در اواخر دوره آقاي خاتمي هر چند استفاده ابزاري از امكانات و موقعيت‌ها براي مجلس ششم و هفتم و رياست‌جمهوري دوره نهم با توفيقات كمي همراه بود اما استفاده از روش‌هاي سلبي و فشارهاي غيرمنطقي مانند تحصن و استعفا در بين مسئولان دولت و نمايندگان تندرو مجلس ششم براي بقاي در دولت ديده مي‌شد، ولی سرانجام با وجود تأثيرگذاري اين نوع رفتارهاي ايجابي و سلبي در انتخابات برآيند موفقيت‌ها براي اين‌گونه سازوكارها نبود و لذا در انتخابات آينده مجلس نهم جريانات همراه مردم و وفادار به نظام و به‌ويژه متكي به گفتمان رهبرانقلاب شانس پيروزي بالاتري دارد.روش‌هاي فرسوده‌اي مانند جابه‌جايي مقامات دولتي، استانداران، فرمانداران، بخشداران و استفاده از امكانات دولتي هرچند بي‌تاثير نيست اما نسبت به گذشته از اثربخشي كمتري برخوردار است، زيرا مردم تجربه تلخ استفاده ابزاري از برخي امكانات غيرمنطقي در انتخابات گذشته را دارند

و افزايش سطح هوشمندي مردم و حساسيت نخبگان و رسانه‌ها از همين حالا اين نوع مسائل را رصد مي‌كند و براي اثرگذاري روند بازدارنده است. البته نمي‌توان منكر شد كه به صورت موردي و محدود جابه‌جايي‌هايي اتفاق مي‌افتد ولي در اكثر استان‌ها و شهرستان‌ها پديده‌اي به عنوان جابه‌جايي مسئولان دولتي دیده نمي‌شود كه اين امر به واسطه بالا بودن حساسيت رسانه‌ها و افكار عمومي است كه همين موارد اندك را هم بسيار برجسته كرده است.

منبع: روزنامه ملت ما
گفت‌وگو از: مهناز اعتدالي

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟