اسيد پاشي از منظر اجتماعي
بررسي صفحات روزنامهها و سايتهاي خبري در چند هفته اخير گوياي آن است كه سوژههاي خبري مربوط به «اسيد پاشي» بخش قابل توجهي از اخبار حوادث را به خود اختصاص دادهاند كه درصدر آنها خبر مربوط به «آمنه» بود. تأملي بر اين اخبار نشان ميدهد كه قربانيان اسيدپاشي، زنان و دختراني هستند كه عمدتا به دليل مسائل عاطفي(عشقي) قرباني شدهاند و فرصتي نيز براي دفاع از خود نداشتهاند.
قربانيان اسيد پاشي نه تنها از نظر سلامت با مشكلات فراواني مواجه ميشوند بلكه مشكلات ديگري نيز گريبان آنها را ميگيرند كه چه بسا بيشتر از مشكل آسيب ديدگي شديد جسمي آنها را ميآزارد. يك قرباني اسيدپاشي از نظر چهره ظاهري دچار آسيب ميشود كه يا بايد تا پايان عمر با آن كنار بيايد كه بسيار دشوار است يا بايد براي بهتر شدن ظاهرش هزينه زيادي بپردازد. ممكن است بخشي از اين هزينهها توسط اسيدپاش يا سازمانهاي مردمي تأمين شود ولي بايد پذيرفت كه همه هزينههاي درمان در كوتاه مدت نيست و در برخي موارد ممكن است تا پايان عمر ادامه داشته باشد.
مشكل ديگر تأثير ظاهر قرباني در تعامل و روابط اجتماعي است. بهگونهاي كه در بسياري از اوقات آينده و مسير زندگي افراد را دستخوش تغييرات اساسي ميكند و چه بسا موقعيتهاي اجتماعي مناسبي را از آنان سلب كند كه هيچ چيزي نميتواند جاي آن را بگيرد. در چنين شرايطي است كه افراد، نياز به توجه و حمايت اجتماعي و رواني بيشتري دارند. البته اين توجه نبايد به ترحم تبديل شود چراكه بسيار خطرناك است و قربانيان را براي همه كارهاي خود وابسته به ديگران ميكند. حمايتهاي اجتماعي و رواني بايد به گونهاي باشد كه قربانيان ضمن پذيرش واقعيت، بتوانند به زندگي برگردند و شرايط زندگي براي ساير اعضاي خانواده را هم آسانتر كنند.
بدون شك در اين راه زناني كه همسر يا فرزند دارند، شرايط به مراتب دشوارتري خواهند داشت، چرا كه اين افراد بقيه عمر در انجام وظايف خود در قبال همسر يا فرزندان با مشكل جدي مواجه خواهند شد. در واقع اسيد پاشي فقط بر فرد تاثير نميگذارد بلكه آثار سوء اجتماعي فراواني نيز دارد. براي مثال اين بزه طعم زندگي با ترس را به مردم ميچشاند و احساس امنيت اجتماعي نيز در نتيجه گسترش آن در جامعه كاهش پيدا خواهد كرد.
از سوي ديگر افرادي هم كه مرتكب اسيدپاشي ميشوند، براي ادامه زندگي خود در محيطهاي اجتماعي با مشكل مواجه ميشوند و هزينههاي زيادي را به خود، خانواده و جامعه تحميل ميكنند و قبح قانون شكني را از بين ميبرند، اما فراموش نكنيم كه اين افراد هم قرباني نداشتن مهارتهاي اجتماعي همچون توانايي حل مساله، تصميمگيري، كنترل و مديريت خشم، مقابله با استرسها، هيجانات و... هستند. افرادي كه راه اسيدپاشي را براي رفع اختلافات انتخاب ميكنند بدون شك در زمينه استفاده صحيح و به موقع از مهارتهاي مقابله با مشكلات، ضعف دارند و شايد اگر از دوران كودكي اين مهارتها را آموزش ديده بودند، امروز مرتكب عملي چنين فجيع نميشدند.
* رئيس انجمن مددكاران اجتماعي ايران


