پرسپولیس بدون مربی بهتر نتیجه می گرفت!
گل ، محمد مایلی کهن با همان ادبیات و به قول خودش زبان سرخی که از او سراغ داریم سفره دلش را باز کرد و مثل همیشه انتقاداتی را بر زبان آورد که شاید پس لرزه هایی را برای او و فوتبال داشته باشد.داستان مدیریت فنی دو ماهه او در باشگاه پرسپولیس، روز گذشته با یک استعفای شفاهی به پایان رسید تا کاشانی و استیلی از این پس دیگر «حاجی مایلی» را در جبهه خود نبینند.مدیر فنی سابق باشگاه که طی هفته های اخیر با موضوعات مختلفی چون بحران پرسپولیس، مصاحبه با برنامه شوک، نامه انتقادی به رییس صدا و سیما و ... مواجه بوده، در گفتوگویی با محور همین سه موضوع، شرکت کرده است که متن این گفتوگوی تفصیلی را در زیر می خوانید:
* بالاخره تصمیم خود مبنی بر کناره گیری از باشگاه پرسپولیس را عملی کردید؛ کی به این جمع بندی رسیدید؟
- بنده در ابتدا از همه عزیزانی که به من لطف داشتند، طرفداران پرسپولیس و به ویژه حبیب کاشانی کمال تشکر را دارم اما دیگر در تمرینات تیم محبوبم حاضر نمی شوم و مسئولیتی در این باشگاه نمی پذیرم زیرا احساس می کنم ادامه کارم به نفع پرسپولیس نیست. تقریبا از شنبه هفته گذشته تصمیم گرفتم که دیگر در تمرینات حاضر نشوم.
* دلایل این کناره گیری چیست؟
- دلیل عمده اش این است که روند کارم در این باشگاه با اصولم همخوانی نداشت؛ بنده وقتی بدانم در جایی مؤثر نیستم پستی را اشغال نمی کنم تا نفرات بعدی بتوانند بیایند و کمک کنند. احساسم این است که حضورم در پرسپولیس نه تنها کمکی به این مجموعه نمی کند بلکه شاید به نوعی یکسری موانع بر سر راه به وجود آورد و بالطبع چون پرسپولیس را بیشتر از خودم دوست دارم ،کنار می کشم.
* روزی که این مسوولیت را قبول کردید، خیلی ها از شما به عنوان سپر بلای مسوولان و مربیان پرسپولیس نام بردند و وقتی بلافاصله بعد از قبول مسوولیت در برنامه ورزش و مردم برابر کمیته پیشکسوتان که از سوی علی پروین تشکیل شده بود موضع گرفتید این نظر تقویت شد.
- در مملکت ما چیزی که زیاد است حرف و حدیث است!کسی هم جلوی این حرف و حدیث ها را نمی گیرد. گاهی مواقع بحث هایی مطرح می شود که توهین به شخصیت آدم است و آنجا دیگر سکوت جایز نیست؛ بنده برای سپر بلا شدن به پرسپولیس نیامدم اما ویژگی من این گونه است که در برابر برخی مسایل سکوت نمی کنم و موضع می گیرم و از این موضوع نمی هراسم.
این آقا را در آمریکا دستگیر می کردند!
* قبول دارید که حضورتان در پرسپولیس با یک سری حاشیه ها برای این تیم همراه بود؟
- برخی افراد از طریق رسانه های وابسته به خود وقیحانه مسائلی را مطرح می کنند و متأسفانه هیچکس جلوی آنها را نمی گیرد. شما دیدید که بعد از مصاحبه من با یک دوربین تلویزیونی که هنوز برنامه اش پخش نشده چه جوی درست کردند و چگونه آدم های خودشان را وسط انداختند تا جواب مرا بدهند. اگر حاشیه ای درست شد آنها درست کردند نه بنده. من یک سری صحبت ها را مطرح کردم و اسم کسی یا تیمی در آن صحبت ها به چشم نمی خورد اما حملات علیه من خیلی زود آغاز شد. یک نفر گفته محمد مایلی کهن احتیاج به درمان دارد، جالب آنکه همین آقا که از نیاز من به پزشک و درمان صحبت کرده سال ها در آمریکا زندگی کرده و وقتی چند وقت پیش آقای نمازی کمک مربی تیم ملی انتقادی به وی کرد ایشان در پاسخش در مطبوعات گفت اگر او را ببینم یک سیلی محکم در گوشش می زنم! بنده می خواهم بپرسم اگر همین آقا در آمریکا چنین حرفی را می زد غیر از این بود که در کمتر از یک روز دستگیرش می کردند؟!
* منظورتان آقای .......
- اسم نمی برم. بنده مشکلی ندارم حالا اگر هم به قول ایشان به درمان نیاز دارم خدمت خودشان می روم تا از چیزهایی که مصرف می کنند به من هم بدهند تا حالم خیلی خوب شود!
یک نفر دیگر که سال ها با پلیس امارات بوده... علیه بنده انتقاد کرده است؛ برایم عجیب است زیرا این آقا تا 6 ماه قبل علیه آن یکی آقا مصاحبه می کرد و می گفت دکترایش تقلبی است، بیاید در رستوران من کار کند و حتی در جایی مدعی شده بود که فرد مذکور در کرج زمین هایی بنام کمپ استقلال گرفته و به نام معاون خودش زده است و ... حالا چگونه است که اینها در دفاع از یکدیگر ناجوانمردانه مرا می زنند؟!
همه مردم مرا می شناسند و می دانند چه کار کرده ام و چه کار می کنم. الان هر کسی به کوچکترین پست ها می رسد مثلاً مسوول روابط عمومی یک باشگاه می شود 2 دستی آن پست را می چسبد و از دستش نمی دهد ولی بنده در کارم استقلال دارم و هیچ چیز را به صداقت، درستی و منافع عام ترجیح نمی دهم. طی این روزها خیلی به من توهین شد؛ وحشتناک هم توهین شد، از هیچ کدامشان نمی گذرم، حتی کاری کردند که در همین بازی اخیر استقلال مقابل فجر در استادیوم به من توهین شد؛ خدا را شکر مردم آگاهند و علیرغم خط دادن های عده ای، مایلی کهن را خوب می شناسند. بنده فکر می کنم جزو معدود چهره های ورزشی باشم که دائم در بین مردم هستم. بنده خرید روزانه منزل را خودم انجام می دهم در مراکز خرید و گاه و بیگاه در مترو و اتوبوس مردم را می بینم و واکنش های آنها را مشاهده می کنم. برای مردم سلامت و صداقت افراد مهم است. حالا بگذارید یک عده علیه بنده جوسازی کنند. جالب است بدانید همانقدر که طرفداران پرسپولیس به من لطف دارند طرفداران استقلال نیز به بنده محبت دارند چون می دانند در این فوتبال خودم را وقف کرده ام؛ آقایان هم بدانند که تلاش بیهوده می کنند، اگر دنبال بستن دهان من و بریدن زبانم هستند به جایی نمی رسند، باید سرم را ببرند. زبان من تا وقتی که ظلم و ناپاکی باشد همین گونه سرخ است.
* از اینکه به پرسپولیس آمدید و این همه حاشیه یا به قول خودتان توهین را به جان خریدید پشیمان نیستید؟
- من فوتبال را دوست دارم. همیشه گفته ام که هر چه دارم ابتدا از خدا سپس از مرحوم مادرم و بعد فوتبال و باشگاه پرسپولیس است. حالا هم وظیفه ام است که ادای دین کنم . این طور نبود که من یک شبه تصمیم بگیرم که به پرسپولیس بیایم، بارها مذاکره شد تا اینکه بالاخره قبول کردم. دوست داشتم اگر قرار شد بیایم درست و درمان بیایم ، اگر قرار بود روال همان روال قبل باشد حضور بنده چه الزامی داشت؟
* طی این سال ها در دو مقطع به پرسپولیس آمدید، که هر دو بار به استعفایتان انجامید، می گویند شما دنبال سرمربیگری این تیم هستید.
- البته در آن مقطع که شما می گویید اعلام کرده بودم اگر مدیرعامل نشوم می روم چون سوابق مدیریتی بنده با دیگر آقایان حاضر در هیات مدیره قابل مقایسه نبود. در این مقطع هم بنده ابتدا یکی از گزینه های سرمربی گری بودم که باشگاه از من برنامه خواست اما عذرخواهی کردم، پس دنبال سرمربیگری نبودم.
* چرا برنامه ندادید؟
- یک سری اهداف داشتم و می دیدم که شاید نتوانم به عنوان مربی موفق شوم. ضمناً بعد از یک فصل فشرده کار کردن در سایپا بر این باور بودم که بهتر است استراحت کنم.
«سومدیک» از مربیان ایرانی هم ضعیف تر است
* ظاهراً دلیل اصلی جدایی شما از پرسپولیس اختلاف با حمید استیلی بود.
- قرار ما چیز دیگری بود. بنده بعد از 7 ، 8 ، 10 روز که از انتخاب سرمربی گذشته بود به مجموعه اضافه شدم و قطعاً نمی توانستم در انتخاب سرمربی نقشی داشته باشم اما این را نیز نمی توانستم بپذیرم که جایی باشم و مسوولیتم حالت نمادین داشته باشد. شما می توانید از آقای کاشانی بپرسید که آیا به ایشان نگفتم در پرسپولیس یک ریال هم پول نمی خواهم و حتی یک جوراب از باشگاه نگرفتم؛ یعنی قرارمان نبود که بگیرم و یا قراردادی ببندم. بحث لجبازی هم نبود؛ بنده یک سری پیشنهاد دادم که مورد موافقت قرار نگرفت.
* ریشه اختلافات روزی شکل گرفت که شما فردی را به عنوان دستیار به استیلی پیشنهاد کردید و وی نپذیرفت.
- باید بگویم که بحثم کمک به تیم بود اما بنا به دلایلی ایشان را نپذیرفتند و بعد یک مربی خارجی به مجموعه اضافه شد. بحث من به سومدیک بر می گردد. مدیران فنی قبلی نهایتاً در جلسات فنی شرکت می کردند اما بنده در اکثر تمرینات پرسپولیس حضور فیزیکی داشتم و در این مدت چیزی از این مربی آلمانی ندیدم که برتر از مربیان ایرانی باشد و شاید هم به مراتب از آنها ضعیف تر عمل می کرد. البته شاید اینها نتوانستند از این مربی خوب استفاده کنند و این مربی واقعا کارآیی دارد.
* انتقادات شما به مربی بدنساز پرسپولیس نیز علت دیگر ایجاد اختلاف بود؛درباره این مسأله صحبت کنید.
- مشکل پرسپولیس این است که در اکثر موارد یکسری رفیق بازی ها صورت می گیرد. رفیق بازی نباید به تیم ضربه بزند. ما نباید منافع جمع و طرفداران را زیرپا بگذاریم. اوایل فصل که هنوز بنده به تیم اضافه نشده بودم ظاهراً بازیکنان را به آکادمی ملی المپیک برده بودند تا آنجا زیر نظر آقای کماسی کار کنند چون محل کار اصلی آقای کماسی در آکادمی است. پس از آن نیز ایشان در اردوی ترکیه حاضر نشد و در تمرینات حضور یک خط در میان داشت. گرچه ایشان گفته مایلی کهن را نمی شناسم ولی آقای کماسی را می شناسم و برایشان احترام قائلم . حرفم این است که چرا باید در باشگاه با این جور مسایل مماشات شود. جناب کماسی در سال 86 به خاطر ارتباطاتی که بوده 120 میلیون تومان از باشگاه گرفته است و الان به نحوی پول بیشتری می خواهد. در حالی که مولایی بدنساز قبلی تیم سال قبل 60 میلیون تومان گرفته بود و الان حتی وقتی باشگاه به آقای کماسی می گوید 25 درصد بیشتر از سال قبل به تو پول می دهیم ایشان زیر بار نمی رود. حرف من این است که آقای کماسی ناراحت شود بدتر است یا میلیون ها هوادار ؟
* پیشنهاد شما برای مسوولیت بدنسازی تیم پسر ولی الله صالح نیا بود اما استیلی به وی اجازه نداد در تمرینات شرکت کند و شما نیز از همان تاریخ دیگر در تمرینات حاضر نشدید.
- به خاطر همان مشکلاتی که پیرامون ماجرای بدنسازی تیم بود و به شما گفتم بنده از یک جوان با اخلاق و عالم که فوق لیسانس تربیت بدنی دارد خواستم به تیم کمک کند که به ایشان اجازه چنین کاری را ندادند.
* اما حضور این مربی با سرمربی تیم هماهنگ نشده بود؟
- مگر باید چند بار هماهنگ می شد؟ بنده با آقای کاشانی حرف زده بودم.
* به هر حال سرمربی تیم از این موضوع بی اطلاع بود؛ شاید بهتر بود استیلی را هم در جریان می گذاشتید.
- وقتی بدنساز تیم در اردوی ترکیه و تهران کنار بازیکنان نبوده و از این نظر مجموعه ضربه خورده است به نظر شما نباید اقدامی صورت می گرفت؟ اگر بنده می خواستم سکوت کنم از آن مدیرفنی هایی می شدم که آقای پروین گفته بود؛ یعنی کشک . بنده در هیچ جایی کشک نخواهم شد.
کار سرپرست تیم فقط امضای برگه تعویض نیست!
* این موضوع که شما از پرسپولیس جدا می شویداز همان روز اول حضورتان در این مجموعه قابل پیش بینی بود.
- اگر خودم این تصور را داشتم هرگز به آنجا نمی رفتم؛ نگاه بنده نسبت به حمید استیلی چیز دیگری بود که اشتباه می کردم.
* آیا همه مشکلات این پرسپولیس بحران زده در بحث دستیاری استیلی و ماجرای پرویز کماسی خلاصه می شود؟
- خیر، یکسری مشکلات دیگر هم هست که خدمتتان عرض خواهم کرد. اولا ما در همین دو ماه اخیر مشکلاتی را مشاهده کردیم که در حوزه سرپرستی تیم است. علیرغم احترامی که برای آقای خردبین قائل هستم باید بگویم که پرسپولیس در زمینه سرپرستی مشکل دارد. سرپرستی کردن فقط امضای کارت تعویض بازیکن نیست بلکه یک سرپرست می بایست یک ساعت زودتر از بازیکنان در محل تمرین حاضر شود و یک ساعت دیرتر از آنها برود.
سرپرست باید با بازیکن رابطه پدر و فرزندی داشته باشد و در واقع پل ارتباطی بین مدیرعامل و سرمربی به حساب آید. یک سرپرست باید آینده نگر باشد و مثلا از همین امروز به فکر یک زمین تمرین برای دو ماه بعد باشد تا اگر مشکلی پیش آمد تیم آسیب نبیند. که متأسفانه آقای خردبین این آینده نگری را ندارد. سرپرست تیم باید بعد از هر مسافرت گزارش اتفاقات داخل و خارج از میدان را به باشگاه ارائه کند.
در جلسه کمیته فنی می گویند که تیم در بوشهر با استرس وارد زمین شد. می پرسیم چرا؟ می گویند: آنجا دو سه تا پلاکارد نامناسب علیه سرمربی نصب شده بود. به آقای خردبین می گوییم شما به عنوان سرپرست چه کار کردید؟ می گوید چه کار باید می کردم ؟ بنده به ایشان گفتم شما می بایست موضوع را به ناظر مسابقه منتقل می کردید و می گفتید اگر این پلاکاردها برداشته نشود تیم بازی نمی کند. و یا در جلسه عنوان می شود در بوشهر غذای مناسب نبوده و جالب اینکه گفته می شود این موضوع سال قبل هم تکرار شده بود! شما به بنده بگویید پس وظیفه سرپرست چیست؟
* اگر بخواهید نقش مقصران شرایط فعلی پرسپولیس را تعیین کنید، از دید شما نقش چه کسی پر رنگ تر خواهد بود؟
- همه این عوامل در کنار هم به تیم ضربه می زنند؛ شما وقتی از رده سرپرستی به پایین تر می آیید می بینید که حمید استیلی برخلاف ذهنیتی که در جامعه وجود دارد هنوز باورش نشده که سرمربی پرسپولیس است و نمی داند چه مسوولیت بزرگی دارد. تنها چیزی که بعد از هر باخت مطرح می کنند این است که در ورزشگاه آقای ایکس تشویق شد. بنده یک سوال دارم؛ روز بازی با ملوان که خودم هم در استادیوم بودم و ما گل اول را خوردیم و آقای ایکس تشویق شد چرا مردم پس از گل تساوی دیگر آقای ایکس را تشویق نکردند؟ برخلاف اینکه می گویند تشویق شدن آن آقاهدایت شده نبوده بنده معتقدم این ماجرا کاملاً هدایت شده است و برای حرفم دلیل دارم.
20نفر در 20 نقطه استادیوم قرار می گیرند و با دریافت مبالغی وظیفه شان این است که وقتی تیم گل خورد و هوادار ناراحت و احساسی شد، آنها را به تشویق فلانی تحریک کنند. اما وقتی تیم گل مساوی را می زند آن 20 نفر دیگر جرأت این کارها را ندارند.
هواداران استقلال از آقای ایکس خاطرات خوشی دارند!
*انگار شما هم مثل حبیب کاشانی قصد دارید دیگر اسم سرمربی سابق پرسپولیس را نیاورید؟
- بله ، من می گویم آقای استیلی شما تیمت را درست کن و نتایج خوبی بگیر آن وقت ببین همین تماشاگر چه سر و دستی برایت می شکند. اگر تماشاگران واقعاً آقای ایکس را دوست داشته باشند با این همه تبلیغات، بازی های تیم آقای ایکس می بایست ده ها هزار تماشاگر داشته باشد. چرا راه دور برویم؟ مگر همین هفته گذشته بازی تیم آقای ایکس یک روز بعد از بازی پرسپولیس و مس سرچشمه برگزار نشد؟ شما به من بگویید چه تعداد تماشاچی بازی تیم آن آقا را از نزدیک دید؟
* جالب اینکه تماشاگران دیگر تیم ها نیز این روزها به هر بهانه ای علی دایی را تشویق می کنند؛ حتی استقلالی ها؛ این چه نشانه ای است؟
- البته تماشاگران استقلال بسیار هوشمندانه عمل کردند زیرا آنها خاطرات خوشی از آقای ایکس دارند و نام ایشان آنها را یاد پیروزی رفت و برگشت شان در دربی می اندازد؛ آنها علاقمند هستند که ایشان به پرسپولیس برگردد و پیروزی هایشان در دربی تکرار شود!
* فارغ از مباحث حاشیه ای ، به نظر می رسد در بعد فنی هم این مجموعه اشکالاتی داشته باشد که شاید فرصت کم حمید استیلی برای پیاده کردن اهداف تاکتیکی اش را نیز بتوان در ایجاد این شرایط دخیل دانست.
- بله، در این مدت بارها از ایشان ارائه برنامه تمرینات را خواستار شدیم و در آخر با اکراه به ما برنامه دادند که دیدیم طبق آن برنامه بازیکنان باید در گرم ترین ماه سال و همزمان با ماه مبارک رمضان در ساعت 10 صبح تمرین کنند! شما بگویید، ساعت 10 صبح مرداد ماه و در اوج گرما چه کسی تمرین می گذارد؟ هر بار که تیم می بازد ایشان می آید و عذر خواهی می کند؛ عذرخواهی تا کی؟ البته عذرخواهی وظیفه مربی است اما وظایف اصلی تر چه می شود؟ ما باید بیشتر کار کنیم و از افرادی که به آنها اعتماد داریم مشورت بگیریم.
تیم در بوشهر تا ساعت 12:30 بازی کرده، ساعت 1:30 از ورزشگاه خارج شده و ساعت 2 به هتل رسیده و بازیکنان ناخواسته تا 4 صبح بیدار بوده اند و 8 صبح هم به سمت تهران پرواز کرده اند. آنوقت برای این تیم ساعت 10 صبح تمرین گذاشته اند تا ریکاوری کنند؛ جالب اینکه خود سرمربی از فرط ناراحتی و افسردگی با لباس شخصی تمرین را تماشا کرده است.
شما وقتی می بازید باید به دنبال ضعف ها بگردید و گرنه با معذرت خواهی که دردی دوا نمی شود.
پرسپولیس بدون سرمربی بهتر نتیجه میگرفت
* چرا این مسائل را رودررو با خود استیلی مطرح نکردید تا کار به اینجا کشیده نشود؟
- اتفاقاً گفتم؛ بنده با کسی تعارف ندارم. از خودشان بپرسید که چرا قبول نکردند.
* از همان ابتدا اینگونه استنباط می شد که ارتباط شما و کادر فنی حسنه نیست.
- علیرغم احترامی که برای آقای استیلی قائلم معتقدم که در 4 بازی اخیر حتی اگر پرسپولیس مربی هم نداشت 9 امتیاز می گرفت! ما 2 بازی تهران را از دست دادیم. شهرداری تبریز که در تهران تیم ما را شکست داد در خانه خودش 2 گل از سپاهانی که از سال قبل ضعیف تر شده است دریافت کرد. کار به جایی رسید که در مقابل مس سرچشمه وقتی بازیکن ما گل تساوی را زد انگار در جام جهانی به تیم ملی برزیل گل زده بود! این تأسف بار است.
* کناره گیری شما این ذهنیت را ایجاد می کند که به دلیل نتایج اخیر پرسپولیس قصد دارید خودتان را از ناکامیها دورنگه دارید!
- شما می گویید باید چه کار کنم؟ باید بمانم و قطره قطره آب شوم و سکوت کنم؟ من در فوتبال ایده دارم. همان روز اول که با ملوان بازی داشتیم به اصرار آقای کاشانی 3 دقیقه برای بازیکنان صحبت کردم و گفتم همه ما باید به دنبال لذت بردن از فوتبال باشیم و بدانیم رقیب ما -حتی استقلال -دشمن ما نیست و خوشحالم که بعد از من آقای فرهاد مجیدی نیز چنین حرف هایی را زد.
* به نظر می رسد با انداختن توپ به زمین خردبین، استیلی و ... به نوعی قصد دارید حبیب کاشانی را از گزند انتقادات خود دور کنید؛ به هر حال همه این اتفاقات در مجموعه ای رخ داده که حبیب کاشانی در رأس آن قرار دارد.
- خیر، بنده با کسی شوخی ندارم. من قبلاً هم عنوان کردم که آقای کاشانی یکی از بهترین مدیران بعد از انقلاب است.
اشتباه کاشانی به خودش و پرسپولیس ضربه زد
*البته گفته بودید کاشانی بهترین مدیر بعد از انقلاب است.
- باز هم می گویم بهترین مدیر اما فکر می کنم گفته بودم یکی از بهترین مدیران بعد از انقلاب. با این حال برای ادعای خودم دلایلی دارم؛ همین دیروز سری به ورزشگاه درفشی فر زدم و دیدم که موتور پمپ چاه ورزشگاه مشکل دارد و زمین چمن با کمبود آب مواجه است؛ پیمانکار ورزشگاه به من پیغام فرستاده که آقای مایلی کهن اگر می خواهید زمین چمن با مشکل مواجه نشود زودتر فکری کنید. شما وقتی امکانات امروز پرسپولیس را می بینید و مشکلات کار را هم مشاهده می کنید دلتان برای آقای کاشانی می سوزد؛ ایشان با کلی سختی و مشقت پول می آورد تا به بازیکن بدقولی نکرده باشد. موضوعی است که تا امروز به آن اشاره نکردم اما می گویم؛ بنده در تاریخ 30/2/90 از باشگاه سایپا جدا شدم و تا امروز که 3 ماه از جدایی مان می گذرد باشگاه حق و حقوق ما را نداده؛ باور می کنید این اتفاق در سایپایی بیفتد که جزو 2 کمپانی پردرآمد کشور است؟ حال تصور کنید مدیریت در یک باشگاه مثل پرسپولیس چه دردسرهایی دارد. ایشان (کاشانی) به دلیل ارتباطات قویی که دارند مشکلات خروجی و سربازی بازیکنان را در همان فرودگاه حل می کنند؛ کاری که خیلی از مدیران ما در فدراسیون های ورزشی قادر به انجامش نیستند.
اما با تمام این تفاسیر آقای کاشانی یک اشکال دارد که این اشکال به خودش، خانواده اش و پرسپولیس ضربه می زند؛ ایشان دل رئوفی دارد و به همین دلیل وقتی که باید یک رابطه را قطع کند قادر به انجام این کار نیست.
سال قبل آقای ایکس پس از 5 شکست پشت سر هم به صورت شفاهی استعفا کرد اما آقای کاشانی آن استعفا را نپذیرفت و همین مسأله به ضرر خودش شد. اگر پارسال با استعفای آقای ایکس موافقت می شد امروز وضعیت پرسپولیس اینگونه نبود. پرسپولیس سال گذشته به جز جام حذفی، در لیگ و آسیا یکی از ضعیف ترین نتایج تاریخ خود را گرفت، به شکلی که در آسیا بین 4 تیم چهارم شد. شما ببینید که در همان سال چه اردوهایی در آلمان، ترکیه، امارات و کیش برای تیم در نظر گرفتند اما در نهایت دود اختلافات بوجود آمده در چشم خود آقای کاشانی، خانواده اش و پرسپولیس رفت. افرادی که کمترین وقت را برای پرسپولیس گذاشته اند حالا بیشترین موانع را برای آن ایجاد می کنند. جالب اینکه همین آقا که در زمان مربیگری بگوویچ اتوبوس تیم را در جاده تهران – رشت نگه داشت و گفت باید همین الان پولم را بدهید، امروز می گوید من دست هوادار پرسپولیس را می بوسم. شما بروید ببینید زمانی که ایشان با یک تیم دیگر مقابل پرسپولیس قرار گرفت چه رفتارهایی انجام داد؛ فیلمش هست. خدا را شکر هواداران پرسپولیس آنقدر بزرگ هستند که این مسائل را می بخشند و نادیده می گیرند.
* آیا همه این موارد به قلب رئوف حبیب کاشانی بر می گردد؟یعنی بحث سو مدیریت مطرح نیست؟
- همه ما اشکال داریم؛ به نظر بنده آقای کاشانی باید درباره پول بیت المال سخت تر و وسواسی تر عمل کند تا کار به اینجا کشیده نشود. ایشان در مواقعی باید پا روی قلب خود بگذارند و قاطعانه تصمیم بگیرند که امیدوارم از این پس اینگونه باشد تا دیگر، افراد در پاسخ به خدمات ایشان چنگ در صورتش نیندازند.
* صحبت های شما با دوربین برنامه تلویزیونی شوک جنجال پر دامنه ای را به راه انداخت؛ درباره آن صحبت کنید!
- اولاً بنده آن روز با هیچ خبرگزاری صحبت نکردم و حرف هایم را با دوربین برنامه شوک زدم که هنوز پخش نشده است. ضمناً شما می توانید از تهیه کننده آن برنامه یعنی آقای شکیب بپرسید که آیا قرار بود مایلی کهن صحبت کند یا خیر؟ آنها از زمان حضور بنده در سایپا قصد انجام مصاحبه داشتند که بنده قبول نکردم تا در نهایت با وساطت آقای فریادشیران قرار شد در تمرین پرسپولیس گفت و گویی انجام دهیم که الان دقیقا کلمه به کلمه حرف هایم را در خاطر ندارم اما پیرامون فوتبال پاک صحبت کردم و اسمی هم از کسی نیاوردم. بنده در همان مصاحبه به موضوعی که چند سال قبل اتفاق افتاده بود اشاره کردم و ضمناً به موضوعات دیگری چون لیدرها پرداختم و گفتم که ما لیدر نداریم بوقچی داریم. الان هم بحثم این است که مگر «ممد بوقی» خدابیامرز «ممد لیدر بود»؟ مگر «سهراب بوقی» «سهراب لیدر» است؟ جالب است که این روزها آنهایی از لیدر ها می گویند که خودشان در گذشته لیدرپروری کرده اند.
چرا بجای جوسازی،از من شکایت نکردند؟
* اما با نشانه هایی که شما در مصاحبه با شوک از آن فینال معروف جام حذفی دادید مشخص بود که منظورتان کدام


