جزئيات نحوه تشخيص اطلاعات غلط فرم اقتصادي
جزييات تازهاي از نحوه تشخيص اطلاعات درست و نادرست فرم اطلاعات اقتصادي خانوار با طرح پرسشهايي از ميزان پرداخت اجاره و قسط بانكي، ارزش خودرو، زمين و باغ، ثبت شماره ملي و اثر انگشت منتشر شد.
به گزارش فارس، برخي اسناد كارگروه تحولات اقتصادي خانوار حاكي است، بر پايه مباحثي كه در كارگروه تحول اقتصادي درباره مرحله شناسايي افراد خانوارهاي هدف مطرح شد، روشهاي گوناگون جمعآوري اطلاعات مورد بررسي قرار گرفت كه در قالب دو فرايند استفاده از آمارهاي ثبتي و يا جمعآوري مستقيم اطلاعات به روش خوداظهاري بود.
با توجه به اين كه پايگاه جامعي از ويژگيهاي اقتصادي خانوارها كه در آن با ايجاد كليد ارتباطي (شماره ملي) بتوان اطلاعات كاملي از خانوارها به دست آورد، در كشور وجود ندارد و از طرفي، از نتايج آمارگيريهاي موجود نيز برداشت چنين هدفي ميسر نبود كه تصميم جمعآوري اطلاعات به صورت مستقيم و با انجام طرح سراسري در سطح كشور گرفته شد.
با تعيين فرايند شناسايي خانوارها، مركز آمار مأمور شد تا با بررسي در زمينه موضوع، درباره اقلام اطلاعاتي مورد نظر كار گروه و اينكه شيوه پرداخت يارانه بر پايه سه جامعه هدف در كشور صورت گيرد، طرح جمعآوري اطلاعات را طراحي و اجرا نمايد كه در اين بخش، زيربناي اصلي طراحي اقلام پرسشنامه، روش گردآوري، روش اجرا و نظارت با توجه به تجربيات داخل و خارج كشور مورد بررسي قرار گرفته است.
* به پنج دليل، روش درآمدي بر هزينهاي ترجيح داده شد
دو روش براي شناسايي وضعيت درآمدي خانوارها و طبقهبندي آنها در گروههاي مورد نظر پيشنهاد ميشود:
1- روش مبتني بر هزينه
2- روش مبتني بر درآمد
در روش مبتني بر هزينه، پرسشهايي مانند هزينه مواد غذايي، هزينه پوشاك، هزينه تحصيل فرزندان، هزينه حمل و نقل و رفتوآمد، هزينه خريد ملزومات و ... بايد از خانوارها پرسيده شود.
در مقابل در روش مبتني بر درآمد، پرسشهايي مانند متوسط درآمد ماهيانه از شغل اصلي و متوسط درآمد ماهيانه از ديگر منابع (مانند سود سهام، املاك، اجارهداري و ...) مطرح است.
پس از بررسيهاي لازم روش مبتني بر درآمد انتخاب شد، زيرا:
1- درآمد خانوار هزينه را كنترل ميكند، ولي هزينه نميتواند درآمد را كنترل كند؛ يعني افراد اگر داراي درآمد بيشتري باشند، داراي هزينه بيشتري نيز خواهند بود، ولي عكس آن صادق نيست.
2- اقلام هزينه بسيار ريز هستند و هر بار كه تغيير ميكنند، نميتوان تغيير آن را به دولت گزارش نمود؛ براي مثال هزينه خريد پوشاك خانوار را نميتوان به صورت مستمر به دولت گزارش كرد.
3- اقلام هزينه را نميتوان در پايگاههاي اطلاعاتي كشور يافت.
4- برخي از اقلام به صورت منظم تكرار نميشوند؛ براي مثال خانوارها در روزهاي خاصي از سال اقدام به خريد پوشاك كرده يا در ايام خاصي از سال، شهريه مدرسه يا دانشگاه فرزندان را پرداخت ميكنند.
5- برخي از اقلام هزينه موردي هستند مانند هزينه تعميرات منزل يا هزينه جراحي و ...
با اين توضيحات، روش مبتني بر درآمد براي گروهبندي خانوارها ملاك عمل قرار گرفت و پرسشها با توجه به معيارهاي زير برگزيده شدند:
1- قابليت مقايسه با ديگر پايگاههاي اطلاعاتي كشور
2- قابليت پاسخگويي توسط مردم از نظر درك مفهوم
3- برخورداري از قابليت لازم براي تفكيك افراد كم درآمد، متوسط و پردرآمد
* سؤالات «وضع سواد»، «وضع فعاليت» و «عنوان شغل اصلي» به گونهاي طرح شده كه درآمد فرد را كنترل كند
همان گونه كه توضيح داده شد، اقلام پرسشنامه بر پايه روش مبتني بر درآمد و با در نظر گرفتن ملاكهاي ذكر شده انتخاب شدند. بررسي پرسشنامه طرح نشان ميدهد پرسشهاي مربوط به هويت افراد در ستونهاي دو تا ده پرسشنامه لحاظ شد. البته پرسشهايي مانند روز تولد، شماره ملي، شماره سريال شناسنامه و نام پدر صرفاً به منظور امكان مقايسه با پايگاه اطلاعاتي سازمان ثبت احوال كشور در پرسشنامه گنجانده شدند.
سؤالات «وضع سواد»، «وضع فعاليت» و «عنوان شغل اصلي»، به گونهاي در پرسشنامه لحاظ شدهاند كه درآمد فرد را از محل شغل اصلي كنترل نمايند.
درباره وضع فعاليت، افراد بازنشسته به عنوان افراد داراي درآمد قابل كنترل جدا شدند. محصلان و دانشجويان اگر داراي شغل نباشند فاقد درآمد از محل شغل اصلي خواهند بود. زنان خانهدار سهم عمدهاي را در كشور به خود اختصاص دادهاند. همچنين براي اين كه زنان خانهدار و سربازها اشتباهاً بيكار قلمداد نشوند، گزينه خاصي براي هر يك در نظر گرفته شد.
با توجه به اين كه هيچگونه طبقهبندي بينالمللي كه بتواند شغل افراد را از نظر سطح درآمد جدا كند، وجود ندارد، طبقهبندي شغلي خاصي براي اين طرح طراحي شد، به گونهاي كه بتوان در پايان طرح توزيع درآمد افراد بر پايه طبقه شغلي آنها را مورد ارزيابي قرار داد.
درآمد فرد از ديگر منابع به غير از شغل اصلي يكي از پرسشهايي است كه در طبقهبندي درآمد افراد از اهميت بالايي برخوردار است.
* زمين، باغ، كارخانه و ديگر مستغلات ملاك قابل توجهي براي طبقهبندي افراد است
با توجه به اين كه داشتن واحد مسكوني ملكي، يكي از اصليترين ملاكهاي طبقهبندي درآمد افراد در جامعه امروز تلقي ميشود، اين سؤال در پرسشنامه لحاظ شد. البته بايد توجه داشت كه داشتن واحد مسكوني ملكي به تنهايي نميتواند ملاك خوبي باشد، بلكه مساحت و ارزش ريالي روز آن نيز بايد در نظر گرفته شود.
برخي از داراييها مانند زمين، باغ، كارخانه و ديگر مستغلات هم ملاك قابل توجهي براي طبقهبندي سطح زندگي هستند و هم در بسياري از موارد درآمدزا هستند؛ بنابراين در پرسشنامه لحاظ شدند.
* اگر فردي ارزش خودرو را نادرست اعلام كند، به احتمال زياد ديگر اقلام را نيز نادرست خواهد گفت
سؤال مربوط به تحت پوشش بيمه بودن به درخواست وزارت رفاه و تأمين اجتماعي در پرسشنامه آورده شد، زيرا هم پوشش بيمه در سطح كشور را مشخص ميكند و هم ميتوان به درآمد افرادي كه براي آنها بيمه پرداخت ميشود از طريق پايگاه اطلاعاتي مربوط دست يافت.
داشتن خودروي سواري شخصي، يكي از معيارهاي ارزيابي سطح رفاه خانوارهاست. البته بايد نوع و قيمت خودرو نيز ملاك قرار گيرد. بديهي است نوع خودرو را ميتوان از طريق پايگاه كارت سوخت يا پايگاه راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي بررسي كرد و اگر فردي ارزش خودرو را نادرست اعلام كرده باشد، به احتمال زياد، ارزش ديگر اقلام را نيز درست نخواهد گفت و ميتوان در آغاز درباره راستگويي وي قضاوت كرد.
* افرادي كه اجاره و قسط بانكي بالا ميپردازند، در گروه افراد برخوردار قرار ميگيرند
وام بانكي از دو جهت بايد ملاك عمل قرار گيرد. در درجه نخست، ميزان قسط وام ماهيانه ملاكي براي ارزيابي مقدار درآمد ماهيانه فرد خواهد بود و در درجه دوم، افرادي كه توانايي پرداخت قسطهاي سنگين را دارند بايد در گروه افراد برخوردار قرار گيرند.
اجاره بها نيز مانند قسط وام بانكي عمل ميكند؛ يعني هم ملاكي براي تعيين حدود درآمد فرد است و هم اگر از مقدار معيني بالاتر باشد، نه تنها بر كم درآمد بودن دلالت نميكند، بلكه فرد را در طبقه افراد برخوردار قرار ميدهد.
همه افرادي كه تحت پوشش كميته امداد حضرت امام (ره)، سازمان بهزيستي و يا ديگر نهادهاي حمايتي جامعه هستند بايد در گروه كم درآمد جامعه قرار گيرند و مقايسه با اطلاعات پايگاههاي دستگاههاي مذكور ابزاري ديگر براي راستي آزمايي اطلاعات خواهد بود.
البته در بررسيهاي اوليه، پرسشهاي ديگري نيز براي درج پرسشنامه پيشنهاد شد كه عبارت از داشتن جاروبرقي، داشتن تلويزيون رنگي، داشتن تلفن همراه، داشتن ماشين لباسشويي و ... بود كه براي چك كردن اين گونه پرسشها بايد وارد محل سكونت خانوارها ميشديم كه امكانپذير نبود. علاوه بر اين داشتن اين گونه وسايل به تنهايي نميتواند گروه يك خانوار را از نظر درآمد عوض نمايد.
* شماره ملي و اثر انگشت، سندي براي تأييد مندرجات پرسشنامه توسط سرپرست خانوار
با توجه به اينكه براي نخستين بار است كه خانوارها همراه با شماره ملي اطلاعات درآمدي خود را اظهار مينمايند، بنابراين در مرحله نخست اين فضا در جامعه پديد خواهد آمد كه اطلاعات داده شده از سوي دولت قابل چك كردن است و درج اثر انگشت نيز جدي بودن مسأله را مورد تأكيد قرار ميدهد. ضمن اينكه در مراحل بعدي طرح، سند خوبي براي تأييد مندرجات پرسشنامه توسط سرپرست خانوار است.
* سؤالات پرسشنامه به گونهاي است كه عموماً بتوانند همديگر را كنترل يا چك كنند
سؤالات پرسشنامه طرح به گونهاي در كنار هم قرار داده شدند كه عموماً بتوانند همديگر را كنترل يا چك نمايند. براي مثال، فردي كه داراي مدرك تحصيلي ليسانس است و شغل وي كارمند نيز درج شده است، نميتواند درآمدي كمتر از حداقل حقوق تعيين شده توسط دولت را اعلام نمايد و يا كسي كه داراي درآمد براي مثال بيش از يك ميليون تومان در ماه است و داراي واحد مسكوني ملكي است، احتمالاً نميتواند فاقد خودرو باشد.
كسي كه ماهيانه يك ميليون تومان قسط پرداخت ميكند، نميتواند درآمدي كمتر از يك ميليون تومان را اعلام نمايد و به همين ترتيب، روابط گوناگوني بين پرسشها هست كه همديگر را چك مينمايند.
* چهار روش براي ارزيابي نتايج طرح جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوار
1- بررسي توزيع درآمد در مقايسه با نتايج طرح آمارگيري از هزينه و درآمد خانوار براي مثال در سال 1385،4 دهك اول جامعه، درآمدي كمتر از 3.500.000 ريال داشتهاند.
2- بررسي روابط منطقي بين پرسشها، براي مثال فردي كه ماهيانه 5.000.000 ريال قسط پرداخت مينمايد نميتواند درآمدي كمتر از 5.000.000 ريال را اعلام نمايد.
3- سازگاري دروني هر پرسش، براي مثال اعضاي هيأت علمي و پزشكان بايد درآمدي بيش از آموزگاران داشته باشند.
4- مقايسه با پايگاههاي اطلاعاتي ديگر دستگاههاي اجرايي
* اطلاعات نادرست خذف و به سرپرست خانوار اطلاع داده ميشود
در اين بخش از ارزيابي نتايج، در صورتي كه اطلاعات مندرج در پرسشنامه افراد خانوار با اطلاعات مربوط به پايگاههاي اطلاعاتي مرتبط همخواني نداشته باشد، اطلاعات مربوط به فرد و يا خانوار در اين مرحله حذف ميشود كه پس از تعيين وضعيت خانوارها در آينده و آگاهي فرد يا افراد ياد شده از طريق كد رهگيري كه در اختيار دارند، فرايندي طراحي ميشود كه مغايرتها با ارايه اسناد و مدارك توسط خانوار برطرف شود.
* وزارت رفاه و تأمين اجتماعي مسئول بهنگامسازي اطلاعات
با توجه به اينكه در زمان اجراي طرح و پس از آن اطلاعات مربوط به افراد خانوار از قبيل تعداد افراد خانوار، شرايط اقتصادي و درآمدي، وضعيت مسكن و ديگر اطلاعات موجود در پرسشنامه كه در تعيين طبقه درآمدي و وضعيت خانوار مؤثر است، تغيير خواهد كرد و نياز به بروز رساني پايگاه اطلاعات آماري طرح و تعيين وضعيت جديد براي خانوارهاي مزبور وجود دارد، فرايندي انديشيده خواهد شد كه مسئوليت اجرايي اعمال و اعلام تغييرات به عهده وزارت رفاه و تأمين اجتماعي و ادارات استاني آن در سراسر كشور قرار گرفته و در همين حال، اطلاعات مزبور براي بهنگامسازي پايگاه اطلاعات آماري كشور در اختيار مركز آمار ايران قرار گيرد.
من ماهي 500 هزار تومان حقوق مي گيرم وماهي يك ميليون تومان قسط مي دهم!د خيلي ساده است چون وام مي گيرم كه قسط بدم و قسط مي دهم و همين طور به ميزان اقساط وام اضافه مي شود چون زندگي نمي چرخد حالا كي بيفتم زندان نمي دانم حالا من شدم جزو افراد برخوردار جامعه !!!
بازنشسته آموزش و پرورش که کنارم بود به متصدی گفت انشالله ازدواج میکنی و آنوقت می بینی که ما چطور در زندگی شعبده بازی می کنیم !!!!
من به عنوان کسی که در این طرح فعالیت داشتم به نظرم طرح خیلی ضعیفی بود. در ضمن در قسمت 4 که نوشته اگه کسی 5.000.000 قسط دارد نباید درآمدی کمتر از از 5.000.000 داشته باشد.شاید فرد مورد نظر مبلغ اقساط را از وام دریافتی می پردازد؟!
مثلا داشتن واحد مسکوني را ملاک طبقه بندي دانسته اند.
اولا بايد بدانند بسياري از بازاري ها که درآمد ميلياردي دارند مستاجر هستند چون پولشون نمي گذارند راکد بماند.
انهايي که ملکي را وکالتي واگذار کرده اند چه مي شوند؟
گفته شده با مدرک ليسانس اگر کارمند باشد نمي شود از حداقل حقوق کمتر بگيرد چرا نمي شود يکي از دوستان من ليسانسه است و کارمند کانون پرورش و کمتر از حداقل حقوق مي گيرد.
حالا اصلا گيريم اين پارامتر براي کارمندان درست درآمد مشاغل آزاد را با چه مقياسي مي سنجند؟
يعني اين طرح فقط به درد اين مي خورد که در آمد کارمندها را کنترل کنند و به هيچ وجه در امد مشاغل آزاد قابل تعيين نيست.
اگر بنا باشد فرم هاي متناقض را برگردانند فکر کنم بايد همه فرم ها را برگردانند.
از روي قسط وام هم نميتوان تشخيص داد كه فرد متملك هست يا نه؟
مثلا اگر قسط يك ميليوني ميدهد نشانه اين نيست كه يك ميليون حقوق مي گير د من كارمندم و 500هزارتومان حقوق دارم ولي 10000000تومان وام يك ساله با بهره 12درصد گرفتم و يكجا آخر سال بايد به بانك11200000تومان به بانك بپردازم و در فرم هم چون بايد قسط ماهانه را مينوشتوم لذا يك ميليون براي هر قسط پر كردم پس دليل نيست كه در آمد ماهانه من بيش از يك ميليون است در ضمن اگر از اداره 7ميليون وام 5 ساله گرفته بودم ماهانه حدود 160000تومان بايد ميپرداختم پس ملاك اقساط وام نميتواند نشانه متملك و درآمد زايي فرد باشد
افرادي هستند پولدار و ماشين پيكان سوار ميشوند و خيلي افراد در آمد بالايي ندارند ولي ماشين بهتري سوار مي شوند پس اينها نشانه و مدرك خوبي براي قضاوت نيست مخصوصا وام مشخص نبود كه چند ساله گرفته شده است




