پشت پرده مذاكرات هستهاي از زبان فيشر
سايت مشرق، مصاحبهاي كه هفته نامه آلماني ميدل ايست با يوشكا فيشر، وزير خارجه سابق آلمان انجام داده را منتشر كرده است.
اين مصاحبه به بهانه انتشار كتاب خاطرات يوشكا فيشر تحت نام من متقاعد نشدهام ترتيب داده شده است.
فيشر در خصوص هماهنگي سه كشور اروپايي براي مذاكره با ايران ميگويد: «در سال 2003 ميلادي، من به ضرورت يك ابتكار اروپايي پي بردم.
اما نسبت به پذيرش دوستان بريتانيايي ترديد داشتم. من تصور نميكردم كه بريتانيا بتواند خود را از موضع سخت واشنگتن رها كند. اما در اين مورد تصور من اشتباه بود. بريتانيا و بهويژه جك استراو، وزير خارجه آن زمان، بعد از فاجعه عراق تمايل نداشت وارد ماجراجويي بسيار بزرگتر و خطرناكتر از پيش شود.»
وزير خارجه اسبق آلمان بدون اشاره به وضع قوانين و شرايط خارج از قواعد حقوقي آژانس انرژي هستهاي و تحميل آن به ايران در دوران اصلاحات افزود: «در نامه سه وزير خارجه اروپا به دولت ايران شرايط سه كشور اروپايي براي شروع مذاكره توضيح و تعريف شد. اين شرايط عبارت بودند از امضا و تصويب پروتكل الحاقي، اجراي فوري آن قبل از تصويب و مهمترين و سومين شرط، توقف ساختن تاسيساتي كه براي توليد مواد راديواكتيو مورد استفاده واقع ميشوند.
اين خواستهها بهطور روشن به معناي تعليق موقتي يا دائمي فعاليتهاي اتمي ايران است.» يوشكا فيشر در ادامه ميافزايد: «در گفتوگوهاي اوليه و مقدماتي ما سه وزير خارجه كشورهاي اروپايي و نماينده ايران، همواره ما تاكيد ميكرديم كه بدون توقف فعاليتهاي اتمي ايران توافقي بين ما حاصل نخواهد شد. ايرانيها حاضر به تعليق فعاليت نبودند.
گفت وگوهاي ما به نقطهاي رسيد كه ما به ايرانيها گفتيم بدون قبول توقف فعاليتهاي اتمي راه حل مناسبي حاصل نخواهد شد و ما بدون معطلي خواهان رفتن به فرودگاه و بازگشت به كشورهاي خود هستيم. اين گفتههاي ما منجر به قطع جلسه شد. ايرانيها شروع به تلفن زدن كردند و بالاخره در اين مورد هم به توافق رسيديم.»
وي در ادامه به موضع جمهوري اسلامي بعد از انتخاب احمدينژاد اشاره كرده و ميگويد: «من شخصا احمدينژاد و لاريجاني را يك بار ديگر در سپتامبر 2005 در نيويورك ملاقات كردم. در همان برخورد اول نسبت به آينده با ايران بدبين شدم. بعدها، روند مذاكرات بر اين بدبيني من صحه گذاشت. لاريجاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي به محض رسيدن و قبل از نشستن و سلام كردن شروع به صحبت كرد و برنامه اتمي ايران را با ملي كردن صنعت نفت در دهه 50 مقايسه كرد.
لاريجاني به اين مقايسه تاريخي باور داشت. در واقع اين نشان ميداد دولت جديد به هيچ وجه حاضر به كوتاه آمدن در مسئله اتمي نخواهد شد. زيرا هرگونه كوتاه آمدن نسبت به اين «حق مسلم» در مقابل قدرتهاي بيگانه را خيانتي به مردم ايران ميدانست. من دريافتم اگر تصور دولت جديد واقعا اين است، پس هرگز حاضر به كوتاه آمدن و سازش نخواهد شد.»


