بررسي ابعاد ناکامي ورزش در نامه توسعه و عدالت
حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي در نامهاي که به امضاي دبير کل اين تشکل رسيده است، خطاب به رياست جمهوري، رياست مجلس شوراي اسلامي و اعضاي کميسيون فرهنگي و ورزش مجلس ابعاد ناکاميهاي اخير ورزش در المپيک پکن را برشمرد.
به گزارش مهر، در بخشي از اين نامه آمده است: شادي ناشي از درخشش طلايي قهرمان پر افتخار تکواندو هادي ساعي و به دست آوردن مدال برنز توسط قهرمان کشتي مراد محمدي، نتوانست ابهامات و نارضايتي عمومي از تنزل جايگاه جهاني و نتايج ضعيف کاروان ورزشي جمهوري اسلامي ايران در المپيک سال جاري پکن را برطرف کند.
امضا کنندگان اين نامه با قدرداني از تلاشها و زحمات مسئولان و دستاندرکاران ورزش ميهن اسلامي تصريح کردهاند: اينک که برخي از مسئولان کشور و به ويژه مجلس شوراي اسلامي بر پيگيري اين ناکامي بينالمللي و توجه به انتظارات ملي اهتمام ورزيدهاند، ضمن تأکيد بر جديت، جامعيت و ريشهيابي دقيق برخي نابسامانيها، جمعبندي اوليه کميته ورزش حزب توسعه و عدالت با هدف بررسي چالشها ارايه ميشود و براي همکاريهاي مقتضي اعلام آمادگي ميشود.
در بخش ديگري از اين نامه، عوارض نامطلوب تمرکز سازماني امور عمراني با مديريت تخصصي ورزش ملي، ضعف تعامل نظام مديريتي ورزش با کانونهاي پژوهشي و آموزش عالي، جايگاه ضعيف فرآيندهاي علمي بر سياستها و برنامهريزيها و به ويژه در ورزش قهرماني و نبود نظام معين در نگهداري از جايگاههاي قهرماني و خدمات و حمايت از قهرمانان جهاني کشور در ابعاد جامع و پيشگيري از عوارض احتمالي، از جمله مشکلات جامعه ورزشي ما عنوان شده است.
حزب عدالت و توسعه بر اين باور است، توزيع ناعادلانه بودجه و امکانات بين رشتهها و عرصهها، متناسب با اقتضائات و اولويت، غلبه رويکردهاي تبليغي و تشريفاتي بر عملگرايي ملي در تقويت همهجانبه ورزش قهرماني و رسيدگي کارآمد به ناهنجاريها، کمتوجهي تخصصي و علمي به مؤلفههاي روحي و رواني قهرمانان، کم اعتنايي به ظرفيتهاي غير دولتي و بخش خصوصي براي به کارگيري ظرفيتهاي ملي از جمله ديگر معضلات ورزشي ماست.
نويسندگان اين نامه تأکيد کردهاند، پيگيري نكردن تکليف قانون سازمانها و دستگاههاي دولتي در اختصاص يک درصد از بودجه و اعتبارات مربوط به فعاليتهاي ورزشي بنا بر قانون برنامه چهارم توسعه، غليظتر شدن فرآيندهاي پيچيده سياسي، رابطهگرايي و مداخله در انتخابات فدراسيونها، کمتوجهي به مناسبات حقوقي و بهره گيري از فرصتها و امکانات بينالمللي و شکلگيري پديدههاي فردگرايي و غلبه فرآيندهاي شخصي بر عقلانيت جمعي در برخي از رشتههاي مهم ورزشي از جمله مشکلات ديگر است.
در بخش پاياني اين نامه تصريح شده است: کمتوجهي به الگوسازيهاي ساختاري و هنجاري براي شناسايي و حمايت از استعدادهاي قهرماني و تکيه انحصاري به قهرمانان محبوب شناخته شده و غفلت از استعدادهاي جايگزين، انحصارات سياسي و کمتوجهي در بهکارگيري نخبگان ملي عرصههاي گوناگون براي مساعدتها و مديريت، نارسايي ساختاري و عملکردي در بهکارگيري و تعامل جامع با قهرمانان ملي و فراملي، فقدان الگوي منسجم براي ايفاي نقش مکمل پيشکسوتان، قهرمانان و استعدادهاي نو در ورزش قهرماني از جمله چالشهاي پيش روي جامعه ورزش ماست.


