دایی، هدایتی، عابدینی و پروین را نمی دانیم
مهدوی کیا دروغ نمی گوید
اینجا هرگز اتفاق نمی افتد، چرا که مردم در بخش ورزش پیگیر امور هستند و دقیقاً می دانند که چه کسی درست می گوید و چه کسی نادرست! در واقع آنها که مقصرند و باز هم پای مردم را وسط می کشند، به شدت در اشتباهند، چون مردم دست کم در بخش ورزش که با گوشت و پوست آنها آمیخته شده، خوب قضاوت می کنند و سره را از ناسره تشخیص می دهند!
کد خبر: ۱۷۵۰۲۸
| | 16133 بازدید
سرویس ورزشی «تابناک» ـ همه، همه رخدادها را به مردم بازمی گردانند و می گویند: «مردم قضاوت می کنند!»، ولی تا چه اندازه به نظر مردم توجه می شود؟
در واقع با وجودی که باید بپذیریم در دعوا یکی از طرفین حتماً اشتباه کرده، همان طرف هم گهگاه با اعتماد به نفس کامل می گوید: «مردم قضاوت می کنند» و این جمله را هم آنقدر محکم می گوید که اگر بلد نباشی قضاوت کنی یا طرفین را نشناسی، می گویی حق با همین طرف (مقصر) است.
اما، اینجا هرگز اتفاق نمی افتد، چرا که مردم در بخش ورزش پیگیر امور هستند و دقیقاً می دانند چه کسی درست می گوید و چه کسی نادرست. در واقع آنها که مقصر هستند و باز هم پای مردم را به میان می کشند، به شدت در اشتباهند، چون مردم دست کم در بخش ورزش ـ که با گوشت و پوست آنها آمیخته شده ـ خوب قضاوت می کنند و سره را از ناسره تشخیص می دهند!
همه اینها را نوشتیم تا برسیم به دعوای آخر پرسپولیسی ها
این بار مهدی مهدوی کیا، یکی دیگر از اسطوره های باشگاه پرسپولیس با استیلی درافتاده است. البته او با کاشانی کاری ندارد و با استیلی و خوردبین درافتاده، ولی به هر روی، مدیریت امروز پرسپولیس کاشانی است و او هم در این بازی هست.
روز پیش از ماجرای مهدوی کیایی ـ که سرانجام شاکی شد و به حرف آمد ـ پروین با ساخت موازی کمیته پیشکسوتان پرسپولیس ضلع دیگری از مثلث ضد کاشانی را ساخت و وقتی با اعتراض روبه رو شد، با همان چشم های تیله ای گرد شده اش گفت: مگر تکلیف ما پیشکسوتان را هم باید دیگری مشخص کند؟ اصلا ًتیم ما را به خودمان پس بدهید.
گویا می خواهند حلقه محاصره را برای کاشانی تنگتر کنند؛ این بار داماش و عابدینی هم جزو مخالفان کاشانی شده اند تا جایی که امیر عابدینی می گوید: کاشانی با لابی آمده و بالابی هم باید برود.
از سوی دیگر، هدایتی هم با خرید راه آهن، در حال بازگشت به لیگ و سر به سر گذاشتن با کاشانی است. این را اضافه کنید به دایی که چه بیرون باشد و چه درون گود، یک ناراضی خود ساخته برای حاج حبیب است!
بله. حلقه محاصره علیه کاشانی توسط پرسپولیسی های قدیم و جدید هر روز تنگتر می شود و به این ترتیب، روزهای سختی در انتظار کاشانی است؛ روزهایی که شبیه آن را کمتر دیده ایم و البته باز هم باید به قضاوت مردم نشست.
در یک مورد کوچک اجازه می خواهیم که خودمان هم ذره ای قضاوت کنیم
در مورد دایی نوشتیم و «نگاه خاکستری به ارتش سرخ» را سیاه کردیم، ولی قضاوت نکردیم. درباره پروین و عابدینی و حتی هدایتی هم قضاوت نکردیم، اما اجازه بدهید در مورد مهدوی کیا قضاوت کنیم، چون او را مثل بسیاری از مردم می شناسیم.
مهدی، موشک هامبورگ، فاتح دالیان و سریعترین بازیکن تاریخ پرسپولیس و ایران دروغگو نیست.
او دلش می خواست به پرسپولیس بیاید، حق هم با سرمربی تیم است که او را نخواهد اما این رسم خوبی در پرسپولیس نیست که تلاش می کنند با بازی های ساده لوحانه، تصمیم ها را بر عهده دیگران بگذارند! در مورد دایی هم که پیشتر به اندازه کافی سخن گفتیم.
آن قصه گذشت، قضاوت هم با مردم بود، امادرباره مهدوی کیایی که دو ماه است فریاد می زند، «من می خواهم به پرسپولیس بیایم»، حق نیست که پس از دو ماه انتظار و سر آمدن صبر و بستن قرارداد با عابدینی اعلام کنید که او را می خواستید!
حق داشتید که او را نخواهید؛ انتخاب با شماست، ولی باور کنید حق ندارید مهدوی کیا را سرزنش کنید و مردم را هم بی توجه نشان دهید.
آخرین اخبار ورزشی ایران و جهان را در «تابناک» ورزشی بخوانید
در واقع با وجودی که باید بپذیریم در دعوا یکی از طرفین حتماً اشتباه کرده، همان طرف هم گهگاه با اعتماد به نفس کامل می گوید: «مردم قضاوت می کنند» و این جمله را هم آنقدر محکم می گوید که اگر بلد نباشی قضاوت کنی یا طرفین را نشناسی، می گویی حق با همین طرف (مقصر) است.
اما، اینجا هرگز اتفاق نمی افتد، چرا که مردم در بخش ورزش پیگیر امور هستند و دقیقاً می دانند چه کسی درست می گوید و چه کسی نادرست. در واقع آنها که مقصر هستند و باز هم پای مردم را به میان می کشند، به شدت در اشتباهند، چون مردم دست کم در بخش ورزش ـ که با گوشت و پوست آنها آمیخته شده ـ خوب قضاوت می کنند و سره را از ناسره تشخیص می دهند!
همه اینها را نوشتیم تا برسیم به دعوای آخر پرسپولیسی ها
این بار مهدی مهدوی کیا، یکی دیگر از اسطوره های باشگاه پرسپولیس با استیلی درافتاده است. البته او با کاشانی کاری ندارد و با استیلی و خوردبین درافتاده، ولی به هر روی، مدیریت امروز پرسپولیس کاشانی است و او هم در این بازی هست.
روز پیش از ماجرای مهدوی کیایی ـ که سرانجام شاکی شد و به حرف آمد ـ پروین با ساخت موازی کمیته پیشکسوتان پرسپولیس ضلع دیگری از مثلث ضد کاشانی را ساخت و وقتی با اعتراض روبه رو شد، با همان چشم های تیله ای گرد شده اش گفت: مگر تکلیف ما پیشکسوتان را هم باید دیگری مشخص کند؟ اصلا ًتیم ما را به خودمان پس بدهید.
گویا می خواهند حلقه محاصره را برای کاشانی تنگتر کنند؛ این بار داماش و عابدینی هم جزو مخالفان کاشانی شده اند تا جایی که امیر عابدینی می گوید: کاشانی با لابی آمده و بالابی هم باید برود.
از سوی دیگر، هدایتی هم با خرید راه آهن، در حال بازگشت به لیگ و سر به سر گذاشتن با کاشانی است. این را اضافه کنید به دایی که چه بیرون باشد و چه درون گود، یک ناراضی خود ساخته برای حاج حبیب است!
بله. حلقه محاصره علیه کاشانی توسط پرسپولیسی های قدیم و جدید هر روز تنگتر می شود و به این ترتیب، روزهای سختی در انتظار کاشانی است؛ روزهایی که شبیه آن را کمتر دیده ایم و البته باز هم باید به قضاوت مردم نشست.
در یک مورد کوچک اجازه می خواهیم که خودمان هم ذره ای قضاوت کنیم
در مورد دایی نوشتیم و «نگاه خاکستری به ارتش سرخ» را سیاه کردیم، ولی قضاوت نکردیم. درباره پروین و عابدینی و حتی هدایتی هم قضاوت نکردیم، اما اجازه بدهید در مورد مهدوی کیا قضاوت کنیم، چون او را مثل بسیاری از مردم می شناسیم.
مهدی، موشک هامبورگ، فاتح دالیان و سریعترین بازیکن تاریخ پرسپولیس و ایران دروغگو نیست.
او دلش می خواست به پرسپولیس بیاید، حق هم با سرمربی تیم است که او را نخواهد اما این رسم خوبی در پرسپولیس نیست که تلاش می کنند با بازی های ساده لوحانه، تصمیم ها را بر عهده دیگران بگذارند! در مورد دایی هم که پیشتر به اندازه کافی سخن گفتیم.
آن قصه گذشت، قضاوت هم با مردم بود، امادرباره مهدوی کیایی که دو ماه است فریاد می زند، «من می خواهم به پرسپولیس بیایم»، حق نیست که پس از دو ماه انتظار و سر آمدن صبر و بستن قرارداد با عابدینی اعلام کنید که او را می خواستید!
حق داشتید که او را نخواهید؛ انتخاب با شماست، ولی باور کنید حق ندارید مهدوی کیا را سرزنش کنید و مردم را هم بی توجه نشان دهید.
آخرین اخبار ورزشی ایران و جهان را در «تابناک» ورزشی بخوانید
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


