درسرزمین شیر و خورشید یا ایران مدرن 1
دکتر ویلز یک طبیب انگلیسی است که در سالهای 1866-1882 يعني در اواخر دوره حكومت پنجاه ساله ناصرالدين شاه قاجار در مناطق گوناگون ایران زیسته و طبابت کرده است. او تجربه زندگی اش را در این سالها نوشته و در1893 در لندن منتشر کرده است: درسرزمین شیرو خورشید یا ایران مدرن، عنوان کتاب اوست.
اين كتاب به شرايط اجتماعي و اقتصادي و حتي فرهنگ و مردم شناسي ايران در آن دوره به خوبي اشاره كرده و نكات نغزي را بر شمرده از جمله اطلاعاتي از شرايط اقتصادي زندگي يك خانواده مرفه در اصفهان كه به عنوان بخشي از فصل هفدهم اين كتاب توسط دكتر احمد سيف ترجمه شده است.
دانستن مخارج زندگي و اقلام مصرفي يك خانوار مرفه در ايران در دوره ناصري علاوه بر دربر داشتن نكات علمي بسيار مي تواند مفرح نيز باشد:
هزينه يا دستمزد كارگران خانگي در اصفهان
هزینه زندگی درایران بسیار پائین است و برای این که ازهزینه واقعی اطلاعاتی به دست بدهم می توانم بگویم که من با 500 لیره درسال دراصفهان می توانستم این هزینه ها را بپردازم.
یک آشپز 50 قران ماهانه
یک پیشخدمت 40 قران ماهانه
یک دستیار پیشخدمت 25 قران ماهانه
یک فراش 25 قران ماهانه
یک ظرفشور 20 قران ماهانه
یک پسربچه 15 قران ماهانه
یک میرآخور 30 قران ماهانه
یک میرآخور 20 قران ماهانه
زنی که لباس می شوید 25 قران ماهانه
یک دستیارلباس شور 15 قران ماهانه
جمع : 265 قران حدودا ده لیره
(يعني به عبارتي ارزش هر ليره برابر 26.5 قران بوده)
غذا و لباس این خدمتکاران به عهده خودشان بود فقط غذاهای اضافی منزل مرا مصرف می کردند. درخانه من، 14 لیره هم هزینه تنباکو بود که بطور متوسط ماهی 8 قران می شود.
یک صبحانه مفصل شامل 3 یا 4 غذای مختلف درساعت 12 صرف می شد (نهار ايرانيان) و صبح پس از بیداری، چای و غذای سبک بود. درساعت 8 شب شام شامل 4 نوع غذا به اضافه دسر سرو می شد. روزها قبل از اسب سواری، حدودا ساعت 4 بعدازظهر هم چای و کیک می خوردم.
کل هزینه من، زنم و دوبچه و نرس انگلیسی، هزینه نگهداری 5 اسب، کرایه خانه ما، حقوق خدمتکاران حدودا ماهی 35 لیره می شد. البته حقوق نرس انگلیسی و هم چنین بهای شراب ها و غذاهای کنسروی اروپائی را دراین رقم منظور نکرده ام.
البته بگویم که به غیر از زمانی که آدم به سفر می رود و یا غذا به دشواری گیر می آید و یا غذای خوب کم است، غذاهای کنسروی اصلا مورد نیاز نیست.
به تجربه من، هزینه زندگی دراصفهان، تهران و تبریز شبیه یک دیگر است. درهمدان و کرمانشاه قیمت ها بسیار کمتر بود ولی الان فکر می کنم مثل یکدیگر شده اند.
همان گونه که درجای دیگر گفته ام هیچ اروپائی خودش به بازار نمی رود. برای این که از یک مغازه دار ایرانی تخفیف بگیری هم چانه زدن لازم است و هم اتلاف وقت و تصورات شان از ثروتمندی اروپائی ها آن چنان اغراق آمیز است که به سختی یک اروپائی می تواند با اینها معامله کند.
لیست قیمت ها دراصفهان در 1882 (معادل 1261 هجري شمسي)
برنج من شاه ( حدودا 6.5 کیلو) 2 قران
گوشت گوسفند، من شاه 2 قران
گوشت گاو، من شاه 1.5 قران
مرغ، عدد 0.75 تا یک قران
جوجه، عدد 0.33 قران
کبک، عدد 0.5 قران
تخم مرغ ( 40 تا 60 عدد) 1 قران
کره، من شاه 5 قران
قهوه، پوند( تقریبا نیم کیلو) 1 قران
تنباکو، من شاه 4 تا 12 قران
سیب زمینی، من شاه 0.5 تا 2 قران
هیزم، بار ( حدودا 130 کیلو) 2.5 قران
قند، پوند 0.75- 1 قران
ذغال الک شده، من شاه 0.5 تا 1 قران
ذغال الک نشده، من شاه 0.25 تا 0.5 قران
انگور، من شاه 0.35 تا 0.75 قران
شمع، من شاه 4 قران
لطفا به آمار وارقام نگاهی دوباره بیاندازید
جناب ایشان ارزانی را با جیب مبارک لیره مقایسه کرده وکاری به پائین بودن دستمزد کارگران پیشخدمتان ونوکران بدبخت ایرانی ندارد .جناب طبیب می فرمایند که خدمتکاران غذای اضافی را مصرف می کنند ودرجای دیگر می گوید مردم نسیه می گیرند
این ارقام وتوصیف از زبان ایشان حاکی از وضع اسف بار مردم آنزمان است خوانندگان بیشتر دقت کند
کاشکی تابناک با انتشار بخش دیگری از
خاطرات این دکتر انگلیسی پرده دیگری از بدبختی مردم آنزمان برمی داشتند
بهرحال همین مقدار نیز جای تشکر دارد
پاینده باشید
اوایل من از شرکت هیوندایی سال 1378 دو میلیون تومان حقوق می گرفتم (حقوقی مثل خود کره ایا البته یه مقدار کمتر ) بعد از اومدن شرکت های پیمانکاری ایرانی یهو بعد یک سال حقوقمون رو کرد هشتصد هزار تومن. دلیلشو جویا شدیم گفتن که شرکت های پیمانکاری ایرانی اعتراض کردن.




