اقتصاد رانت جو و اجتماع رانتخواه در دولت «رانتیر»
واژه دولت «رانتیر» به دولتی اشاره دارد که حدود 50 درصد از درآمد کشور تحت حاکمیت آن، از محل فروش یک نوع محصول خام و خاص مانند گاز، نفت، مس، الماس و ... تأمین می گردد.
دولت «رانتیر» با اتکاء به چنین درآمدی از درآمدهای دیگر مانند مالیات که نتیجه فعالیت اقتصادی است، بينياز شده و بعضا فاصله گرفته و دچار یک نوع خود بسندگی اقتصادی می شود. این دولت ها اکثراً گرفتار حس استقلال سیاسی هم از جامعه داخلی خود و هم از دیگر واحدهای سیاسی در صحنه بین المللی می شوند. این بی نیازی و حس استقلال، ممکن است آن ها را در داخل از حقوق اساسی جامعه غافل و در عرصه بین الملل به ماجراجویی تحریض نماید.
به دلیل وابستگی دولت های رانتیر به عایدات اقتصادی حاصل از فروش محصول خاص (محصول رانتير) -که معمولاً نفت و گازيا ساير منابع خام می باشد - و تأثیر پذیری شدید این عامل مهم درآمد از اقتصاد جهانی و تغییر و تحولات بین المللی، تضمین امنیت ملی پایدار برای اين كشورها با مانع جدی مواجه است.
این کشورها از تعامل سازنده با اقتصاد بین الملل عاجز بوده و در راستای برآوردن نیازهای اقتصادی بین المللی خود متحمل هزینه های گزافی می گردند.
از این ها مهمتر و خسارت بارتر آنست که وجود منبع «رانت» در چنین کشورهایی باعث می شود که اکثر نیروهای فعال جامعه که قدرت ابتکار و کار آفرینی نیز دارند، به جای تمرکز بر کارآفرینی و تولید، در میدان فساد آلود پدید آمده از ساختار دولت «رانتیر» برای بدست آوردن «رانت» با يكديگر رقابت منفی و حتی مبارزه فرسایشی نمایند. این رقابت منفی فرسایشی معمولا ًتا پائین ترین سطوح جامعه سرایت می نماید.
طبیعی است که در چنین عرصه نامطلوب و ناکارآمدی، جامعه فعالی که می تواند مبتکر و خالق ابتکاراتی نوین و فرصت هایی بدیع برای تولید، سخت کوشی، اشتغال و ثروت باشند؛ به جامعه ای رانت خواه، راکد و ناسالم مبدل گردد.
بررسی تجارب تاریخی دولت های «رانتیر» نشان می دهد که این دولت ها از اقتصادی راکد و رانت جو و مردم و جوامعی بی نشاط و رانت خواه برخوردارند.
تنازعات داخلی برای دستیابی به منابع رانتی، کاهش و تخریب توانمندی های اجتماعی، بی عدالتی اقتصادی ناشی از توزیع نامناسب ثروت حاصل از «رانت»، ناخرسندی های غیر آشکار مانند خروج سرمایه های مادی و فرار مغزها و نارضایتی های آشکار مانند اعتراضات و اعتصبات و موارد فراوان دیگر، بخش هایی از داستان غم انگیز مردم کشورهای گرفتار دولت «رانتیر» است که چه آینده پر ابهامی را برای رؤیاهای مردمان آن به انتظار نشانده است.
البته لازم به ذكر است كه در علوم انساني هيچ قاعده اي كلي نيست و درآمدهای سرشار حاصل از این منابع خدادادی برای همه کشورهای صاحب این سرمایه، اقتصاد رانت جو و جامعه رانتخواه پدید نیاورده است و چه بسیارند کشورهایی که این نعمت سرشار خدادادی را با برنامه های عقلایی در مسیر تولید و توسعه پایدار هزینه نموده و توسعه، پیشرفت، نشاط، امنیت و زندگی مطلوب برای مردما نشان به ارمغان آورده اند.


