زاگرس به زودي كوير ميشود
جنگلهاي غرب به سمت استپي و علفزاري شدن پيش ميروند. زاگرس؛ كويري و بياباني ميشود. جنگلهاي شمال به سمت زاگرسي شدن پيش ميروند. شاهد اين مدعا؛ مرگ و مير دستهجمعي درختان، كوچ حيوانات و رفتارهاي عجيب و غريب آنهاست.
کد خبر: ۱۷۳۶۷۹
| | 3299 بازدید
سيلهاي سهمناك و مخرب شمال كشور در سالهاي اخير تنها يكي از مشهودترين و ملموسترين اثرات نابودي جنگلهاي كشور است. جنگلهاي ارزشمندي كه تنها نمونهي باقيمانده از جنگلهاي هيركاني مربوط به دوران ژوراسيك است.به گزارش ایلنا، اين جنگلها كه زماني وسعتشان به 3.7 ميليون هكتار ميرسيد، امروز در خوشبينانهترين حالت 1.7 ميليون هكتار وسعت دارند. حال و روز جنگلهاي بلوط در غرب زاگرس نيز از جنگلهاي شمال چندان بهتر نيست.
بسياري از كارشناسان با روند فعلي تخريب پيشبيني ميكنند كه تا چند سال ديگر جنگلهاي زاگرس در غرب كشور؛ جاي خود را به بيابان بدهند.
به راستي چه بر سر جنگلهاي ما آمد؟ چه عامل يا عواملي موجب شد تا وداع هميشگي ما با جنگلهاي بينظيرمان اينقدر زود فرا برسد؟!
اسدالله كريمي(محقق و كارشناس مركز تحقيقات جنگلهاي گرگان)، در اين رابطه ميگويد: هر كدام از انواع بهرهبرداري از جنگلها مدنظر باشد؛ چه صنعتي چه توريستي چه فقط زيباشناسي يا حتي اكولوژيكي؛ بستگي به سياست كلان يك كشور دارد. در واقع مديران ارشد يك كشور براساس توانشان براي اين كار برنامهريزي ميكنند.
او ادامه داد: جنگلهاي ما بهصورت بالقوه توان بهرهبرداري صنعتي را نيز دارند كه در آن شكي نيست. البته همهي جنگلهاي كشور چنين ظرفيتي ندارند. به اين معنا كه؛ اگر كل جنگلهاي شمال 1 ميليون و نهصد هزار هكتار باشد، كمتر از نصف آن توان بهرهبرداري صنعتي را دارند. اما موضوع اينجاست كه ما در بهرهبرداريهايمان افراط ميكنيم.
وي افزود: اگر يك درخت از جنگلهاي ما حذف شود بايد بهجاي آن چندين نهال كاشته شود تا آيندهي اكوسيستم را تامين كند. ضمن اينكه در مناطقي كه توان و پتانسيل جنگل كم است، بايستي جنگل را به سمت بهرهبرداريهاي حفاظتي، توريستي و اكوتوريسمي سوق داد و بحث تفرج را نيز در آن مدنظر قرار داد.
او با ابراز تاسف از درهم شدن مسايل اصلي و زيربنايي با سياست حتي در حوزهي جنگلداري اظهار داشت: متاسفانه در بهرهبرداري از جنگلها تنها ديدگاه اقتصادي درنظر گرفته ميشود و تنها به بهرهبرداري چوب از اين منبع طبيعي انديشيده ميشود.
اين كارشناس امور جنگلها؛ در واكنش به گفتهي برخي مسوولان مبني بر اينكه 10 سال به جنگلها استراحت بدهيم نيز گفت: به فرض هم كه 10 سال استراحت بدهيم؛ بعد چه ميشود؟ بعداز آن دوباره بهرهبرداري اقتصادي از اين منابع را ادامه بدهيم؟!
او ادامه داد: جنگل بهطور مستمر توليد خود را دارد، اگر طوري برنامهريزي كنيم كه ميزان برداشتمان از ميزان توليد جنگل كمتر باشد ضمن آنكه مسايل زيستمحيطي و استفاده از جادههاي جنگلي مناسب و كم كردن دام در جنگل را مدنظر قرار دهيم، به اعتقاد بسياري از كارشناسان؛ جنگلهاي ما مجدد اين توان را دارد كه دوباره خود را بازيابي كنند.
كريمي درعين حال اذعان كرد كه؛ بحث بهرهبرداري اقتصادي از جنگل ميتواند مطرح باشد. ما جنگل صنعتي هم داريم اما اينكه ما در بهرهبرداري يا بهرهبرداري نكردن از جنگل افراط كنيم؛ به كلي غلط است.
او افزود: اگر بهرهبرداريهاي ما كاملا فني و علمي باشد؛ استفاده از جنگلها ميتواند ادامه پيدا كند ضمن اينكه درآمدزايي و اشتغالي كه ايجاد ميشود، ميتواند در حفاظت از ساير جنگلها به ما كمك كند.
اما هادي چپادليري(رييس انجمن جنگلباني) نظر ديگري در اين زمينه دارد و معتقد است؛ جنگلهاي ما ديگر توان بهرهبرداري را ندارد.
او ضمن انتقاد از روند بهرهبرداري از جنگلها در كشور ميگويد: بهرهبرداري بيرويه؛ اين اكوسيستم بينظير را درمعرض خطر جدي نابودي قرار داده است.
چيادليري در واكنش به گفتهي برخي مسوولان در دادن فرصت استراحت 10 ساله به جنگلها و عدم بهرهبرداري از آنها گفت: استراحت 10 و 20 ساله براي بازسازي جنگلها كافي نسبت بلكه اگر بخواهيم بهصورت موثر اقدامي در جهت بازسازي اين منابع انجام دهيم بايد 150 سال از جنگلهايمان برداشت نكنيم تا دوباره توان قبل را بازيابند. حتي اين پروسهي زماني؛ حداقل زمان لازم براي احياي دوبارهي اين منابع است.
او توضيح داد: توان رويشي جنگلهاي ما در اكثر نقاط حدود دو مترمكعب است اما درحال حاضر نزديك به 8 متر مكعب از جنگلهايمان برداشت كردهايم، يعني 4 برابر توان رويش جنگلهايمان.
رييس انجمن جنگلباني بازهم اين فرصت 150 ساله را براي بازسازي جنگلها كافي نميداند و تصريح ميكند: متاسفانه عمق فاجعه و خسارتهاي وارده فراتر از اين بحثهاست. براي نمونه قطع يك درخت با عمر 500 سال چگونه قابل جبران است؟!
او از روند فعلي مديريت در حفاظت و بهرهبرداري از جنگلها انتقاد و تاكيد ميكند: حتي اگر بهرهبرداري نيز صورت نگيرد؛ مديريت بر جنگلها حتما بايد وجود داشته باشد يعني دخالتها و بهرهبرداريهاي ما از اين منابع نبايد منجر به توليد چوب در جنگل شود و هدف مديريتي ما در اين حوزه بايد پرورش جنگل باشد.
چيادليري با اعلام اخبار تاسفبار از وضعيت جنگلهاي غرب كشور يادآور ميشود: بهرهبرداري از جنگلهاي غرب به هيچ عنوان نبايد صورت گيرد. با روند فعلي تخريب در اين جنگلها؛ شك نكنيد كه اين منابع خداداد تا چند سال ديگر به بيابان تبديل ميشود. درحال حاضر جنگلهاي غرب درگير روندي شدهاند كه به سمت استپي و علفزاري شدن پيش ميرود. زاگرس نيز به تدريج كويري و بياباني ميشود. جنگلهاي شمالي كه از نوع جنگلهاي هيركاني هستند نيز دارند به سمت زاگرسي شدن پيش ميروند و روزبهروز زوال آنها نزديكتر ميشود.
او شاهد اين مدعا را مرگ و مير دستهجمعي درختان، كوچ دستهجمعي حيوانات و رفتارهاي عجيب و غريب در حيوانات دانست و توضيح ميدهد: خشك شدن هزار هكتار درخت در غرب كشور نشان ميدهد جنگلهاي ما به سرعت به سمت نابودي پيش ميروند.
چيپادليري دوباره تاكيد ميكند: بهرهبرداري از جنگلهاي شمالي كشور نيز به هيچ عنوان نبايد حتي براي توليد چوب اتفاق بيافتد چون اين منابع به هيچوجه توان توليد چوب را ندارند.
او ميگويد: برداشتهاي بيرويهي چندين برابر ظرفيت جنگلها در سالهاي گذشته بدون مديريت و وارد كردن تكنولوژيهاي بهرهبرداري كه با اقليم كشورمان سازگار باشد، باعث شده تا صدمات شديد و جبرانناپذير به منابع طبيعي وارد شود.
رئيس انجمن جنگلباني درمورد ارزش جنگلهاي شمال نيز چنين ميگويد: جنگلهاي شمال كشور ازنظر سطح در برابر ساير جنگلهاي دنيا وسعت قابل توجهي ندارد حتي شايد از نشنال پارك كانادا نيز كوچكتر باشد. اما آنچه جنگلهاي كشور ما را ارزشمند ساخته، قدمت اين جنگل و كهنسالي درختان آن است كه متاسفانه ما با بهرهبرداريهاي بدون ملاحظه؛ اين قدمت را نيز از بين بردهايم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


