مدیرعامل اسبق پیکان در گفتگو با تابناک:
باید ریشه آنهایی که به علی آبادی تلقین ميکنند،سوپرمن است، خشکاند!
چنین ارزیابی هایی جز فرار رو به جلو در جهت رد گم کردن و عدم پاسخگویی نیست... برای رفع این مصیبت، نباید یک نفر را قربانی کرد و خیلی ها پشت آن با آرامش پیش بروند... این مارکشی است، به جای مارنویسی!... این حرف ها از حب علی است، نه بغض معاویه... ورزش ما متملق پرور شده است...وقتی برای مناصب حساس از دوست و باجناق مان استفاده می کنیم، این گونه نتیجه می گیریم. در قاموس ما جا نیفتاده، داوطلبانه کناره گیری کنیم.
کد خبر: ۱۷۲۹۶
| | 14923 بازدید
رزومه اش را نگاه کنید مملو از مسئولیت های ریز و درشت است و به قول یکی از رسانه ها، تبحر ویژه ای در قبول مسؤولیت دارد. البته پشت میزنشین نیست و با توجه به آنکه در هر حوزه ای از ورزش حضور داشته است، مطبوعات واژه مرد همه كاره را به او اختصاص دادند.
محمدمهدی دادرس مدیرعامل اسبق باشگاه پیكان، مشاور سابق تعداد قابل توجهی از باشگاه ها و مشاور کنونی برخی باشگاها که سال ها است که اطلاعات جامعی از زیر و بم ورزش کشور و البته فوتبال کشور برخوردار است.
وی البته با وجود برخورداری از این حجم مسئولیت، روحیه نقادی اش را از دست نداده و همچنان با نکته سنجی به نقد چالش های ورزش کشور می پردازد.
دادرس در گفتگو با خبرنگار ورزشی تابناک، به بیان مسائلی پرداخت که نکات خاصی در خصوص المپیک، نتایج ایران در این بازیها و همچنین عملکرد محمد علی ابادی و تیم مدیریتی اش را به همراه دارد.
تابناک:این روزها درباره این مسئله که نباید در المپیک تنها در پی نتیجه بود و این نگاه به مفهوم نتیجه گرایی صرف است، از سوی مسئولان سازمان ورزش بیان می شود. نظرتان در این خصوص چیست؟
دادرس: با این تفاسیر باید بگوییم رفتن ما با اقتدار به جام جهانی فوتبال که کمتر از کسب سهمیه المپیک نیست، آنقدر افتخار بزرگی بود که محمد دادکان را پس از بازی دوم تیم ملی فوتبال در جام جهانی 2006 برکنار نکنیم. ما که در جام جهانی در پی قهرمانی جهان نبودیم و همین صعود ارزشمند بود؛ پس چه شد که در آن مقطع نتیجه گرایی اصل بود و حال که نتیجه نگرفته ایم، نباید در المپیک به دنبال نتیجه بود؟! یا چرا پس از بازیهای آسیایی دوحه از این ادبیات استفاده نکردیم و همه چیز را نیز به نام خود ثبت کردیم؟ با این فرمول و متر، خودشان محکوم هستند و در شرایط فعلی همانگونه که با دادکان برخورد حذفی انجام دادند، نباید از برخورد حذفی بگریزند.
تابناک: پس می گویید باید در المپیک با یک سبد مدال، بارمان را می بستیم؟
دادرس: ببینید، المپیک یک فرمول بیشتر ندارد و آن قاعده این است که مدال گرفته و سطح ورزش کشورتان را مشخص کنید. چندین میلیون دوومیدانی کار جمع می شوند و در مجموع تعداد محدودی از سراسر جهان، رکورد حضور در این بازیها را بدست می آورند و در واقع المپیک ویترین برترین های ورزش جهان است که در این ویترین، بهترین ها روی سکو می روند. حال، شمای کلی ورزش یک کشور در این ویترین زیبا می شود و تصویر ورزش یک کشور همچون ایران زشت می شود. به هر حال توقع مدال آوری از ملی پوشان ایران نیز، به هیچ عنوان زیاده طلبی نبود و شاید اگر مدال ساعی نیز بدست نیامده بود، بسیاری از مسائل با جدیت بیشتری در این مقطع پیگیری می شد.
تابناک: حضور قدرتمند یا ضعیف در المپیک چه ارتباطی با میزان رشد بودجه دارد، آیا رشد بودجه ورزش نباید در نتایج المپیک خود را نشان دهد؟
دادرس: به هر حال بودجه ورزش نسبت به همین دولت قبل، شاید رشدی چهارصد یا پانصد درصدی داشته است و البته طبیعی است، چرا که آن زمان نفت را بشکه ای 20 دلار و حتی کمتر می فروختیم ولی در حال حاضر که ارزان شده است، بالای 100 دلار می فروشیم. من به عنوان یک ایرانی ممنون دولت هستم که برای ورزش خوب هزینه می کند و برای المپیک رقم های قابل توجهی تخصیص می دهند ولی خروجی این هزینه ها چه بود؟ مطمئناً نتایج این هزینه ها، نباید این شکست ها باشد.
تابناک: اما عده ای می گویند که نتایج مدیریت فعلی و هزینه هایی که در ورزش و برای المپیک انجام شده در بلندمدت مشخص می شود و نباید چهار سال به چهار سال به ورزش نگریست.
محمدمهدی دادرس مدیرعامل اسبق باشگاه پیكان، مشاور سابق تعداد قابل توجهی از باشگاه ها و مشاور کنونی برخی باشگاها که سال ها است که اطلاعات جامعی از زیر و بم ورزش کشور و البته فوتبال کشور برخوردار است.
وی البته با وجود برخورداری از این حجم مسئولیت، روحیه نقادی اش را از دست نداده و همچنان با نکته سنجی به نقد چالش های ورزش کشور می پردازد.
دادرس در گفتگو با خبرنگار ورزشی تابناک، به بیان مسائلی پرداخت که نکات خاصی در خصوص المپیک، نتایج ایران در این بازیها و همچنین عملکرد محمد علی ابادی و تیم مدیریتی اش را به همراه دارد.
تابناک:این روزها درباره این مسئله که نباید در المپیک تنها در پی نتیجه بود و این نگاه به مفهوم نتیجه گرایی صرف است، از سوی مسئولان سازمان ورزش بیان می شود. نظرتان در این خصوص چیست؟
دادرس: با این تفاسیر باید بگوییم رفتن ما با اقتدار به جام جهانی فوتبال که کمتر از کسب سهمیه المپیک نیست، آنقدر افتخار بزرگی بود که محمد دادکان را پس از بازی دوم تیم ملی فوتبال در جام جهانی 2006 برکنار نکنیم. ما که در جام جهانی در پی قهرمانی جهان نبودیم و همین صعود ارزشمند بود؛ پس چه شد که در آن مقطع نتیجه گرایی اصل بود و حال که نتیجه نگرفته ایم، نباید در المپیک به دنبال نتیجه بود؟! یا چرا پس از بازیهای آسیایی دوحه از این ادبیات استفاده نکردیم و همه چیز را نیز به نام خود ثبت کردیم؟ با این فرمول و متر، خودشان محکوم هستند و در شرایط فعلی همانگونه که با دادکان برخورد حذفی انجام دادند، نباید از برخورد حذفی بگریزند.
تابناک: پس می گویید باید در المپیک با یک سبد مدال، بارمان را می بستیم؟
دادرس: ببینید، المپیک یک فرمول بیشتر ندارد و آن قاعده این است که مدال گرفته و سطح ورزش کشورتان را مشخص کنید. چندین میلیون دوومیدانی کار جمع می شوند و در مجموع تعداد محدودی از سراسر جهان، رکورد حضور در این بازیها را بدست می آورند و در واقع المپیک ویترین برترین های ورزش جهان است که در این ویترین، بهترین ها روی سکو می روند. حال، شمای کلی ورزش یک کشور در این ویترین زیبا می شود و تصویر ورزش یک کشور همچون ایران زشت می شود. به هر حال توقع مدال آوری از ملی پوشان ایران نیز، به هیچ عنوان زیاده طلبی نبود و شاید اگر مدال ساعی نیز بدست نیامده بود، بسیاری از مسائل با جدیت بیشتری در این مقطع پیگیری می شد.
تابناک: حضور قدرتمند یا ضعیف در المپیک چه ارتباطی با میزان رشد بودجه دارد، آیا رشد بودجه ورزش نباید در نتایج المپیک خود را نشان دهد؟
دادرس: به هر حال بودجه ورزش نسبت به همین دولت قبل، شاید رشدی چهارصد یا پانصد درصدی داشته است و البته طبیعی است، چرا که آن زمان نفت را بشکه ای 20 دلار و حتی کمتر می فروختیم ولی در حال حاضر که ارزان شده است، بالای 100 دلار می فروشیم. من به عنوان یک ایرانی ممنون دولت هستم که برای ورزش خوب هزینه می کند و برای المپیک رقم های قابل توجهی تخصیص می دهند ولی خروجی این هزینه ها چه بود؟ مطمئناً نتایج این هزینه ها، نباید این شکست ها باشد.
تابناک: اما عده ای می گویند که نتایج مدیریت فعلی و هزینه هایی که در ورزش و برای المپیک انجام شده در بلندمدت مشخص می شود و نباید چهار سال به چهار سال به ورزش نگریست.
دادرس: نمی دانم چه منطق پشت این اظهارنظر بوده اما در اینجا می توان این پرسش را طرح کرد که چطور است بیست سال به بیست سال، ورزش را ارزیابی کنیم؟! المپیک و بازیهای آسیایی حکم امتحانات پایان سال را دارد و چنین ارزیابی هایی جز فرار رو به جلو در جهت رد گم کردن و عدم پاسخگویی نیست.
اینکه بخواهیم مارک کسب نتیجه در بلندمدت را به خودمان بچسبانیم، حرف تازه ای نیست و نشان می دهد نمی توانیم با وجود برخورداری از امکانات ایده آل در کوتاه مدت و میان مدت، کارنامه ای ارائه بدهیم که قطعاً کسی که نمی تواند در این دوره های کوتاه مدت و میان مدت موفق عمل کند، در بلندمدت که کاری طاقت فرسا را به همراه دارد، نمی تواند موفق باشد، چرا که در بلندمدت، محصول مدیریت های کوتاه مدت و میان مدت مان را می خوریم. تصور می کنم این مارکشی است، به جای مارنویسی! من از مدیران سازمان ورزش بابت فعالیت هایشان تشکر می کنم اما باز هم تاکید دارم که باید عمیق تر فکر کنیم.
تابناک: در این شرایط عده ای در پی تقسیم کردن تقصیرها هستند، تصور می کنید چه میزان از دلایل شکست به فدراسیون ها و کمیته ملی المپیک باز می گردد و چه بخشی از آن متوجه سازمان تربیت بدنی است؟
دادرس: ابتداً باید آسیب شناسی کنیم که مشکل مدیران ورزشی کجا است که علی رغم برخورداری از امکانات و اعتبارات مکفی نمی توانند به مقصود برسند. باید بپذیریم مدیریت یک اصل است که در حوزه ورزش از آن غافل شده ایم و وقتی برای مناصب حساس از چهره های غیرفنی و ناوارد از جمله دوست و باجناق مان استفاده می کنیم، این گونه نتیجه می گیریم. نباید توقع داشته باشیم از شوره زار، سبزه بروید و به هر حال هر مدیری به اندازه توانش برنامه ریزی می کند که در هنگامه اخذ آزمون از ورزشی ها که همان المپیک است، نمره برنامه ریزی و بازده کلی مدیران مشخص می شود.
هنگامی که یک نفر در چند جای ورزش مسئولیت می گیرد، مشخص است که فرصت نمی کند هیچ کدام از این مسئولیت ها را به درستی انجام دهد و نهایتاً این پرسش مطرح می شود که آیا در ورزش ایران با وجود برخورداری از تعداد قابل توجهی کارشناس مدیریت ورزشی و همچنین علی رغم کناره نشینی بسیاری از مدیران کارنامه دار گذشته سازمان ورزش، قحط الرجال به وقوع پیوسته که چنین شرایطی حاکم است؟ تقصیرها دقیقاً به آن اشخاصی بازمی گردد که اجازه می دهند یک فرد، چند مسئولیت متفاوت را در آن واحد برعهده بگیرد.
تابناک: واضح تر توضیح می دهید؟
تابناک: در این شرایط عده ای در پی تقسیم کردن تقصیرها هستند، تصور می کنید چه میزان از دلایل شکست به فدراسیون ها و کمیته ملی المپیک باز می گردد و چه بخشی از آن متوجه سازمان تربیت بدنی است؟
دادرس: ابتداً باید آسیب شناسی کنیم که مشکل مدیران ورزشی کجا است که علی رغم برخورداری از امکانات و اعتبارات مکفی نمی توانند به مقصود برسند. باید بپذیریم مدیریت یک اصل است که در حوزه ورزش از آن غافل شده ایم و وقتی برای مناصب حساس از چهره های غیرفنی و ناوارد از جمله دوست و باجناق مان استفاده می کنیم، این گونه نتیجه می گیریم. نباید توقع داشته باشیم از شوره زار، سبزه بروید و به هر حال هر مدیری به اندازه توانش برنامه ریزی می کند که در هنگامه اخذ آزمون از ورزشی ها که همان المپیک است، نمره برنامه ریزی و بازده کلی مدیران مشخص می شود.
هنگامی که یک نفر در چند جای ورزش مسئولیت می گیرد، مشخص است که فرصت نمی کند هیچ کدام از این مسئولیت ها را به درستی انجام دهد و نهایتاً این پرسش مطرح می شود که آیا در ورزش ایران با وجود برخورداری از تعداد قابل توجهی کارشناس مدیریت ورزشی و همچنین علی رغم کناره نشینی بسیاری از مدیران کارنامه دار گذشته سازمان ورزش، قحط الرجال به وقوع پیوسته که چنین شرایطی حاکم است؟ تقصیرها دقیقاً به آن اشخاصی بازمی گردد که اجازه می دهند یک فرد، چند مسئولیت متفاوت را در آن واحد برعهده بگیرد.
تابناک: واضح تر توضیح می دهید؟
دادرس: مطمئناً هم مدیران سازمان ورزش و فدراسیون ها مقصر هستند و هم مسئولین کمیته ملی المپیک که اتفاقاً عده ای در هر دو حوزه مسئولیت دارند. مگر می شود فدراسیون ها مقصر نباشند و یا سازمان هیچ نقشی نداشته باشد؟ چطور در پیروزی ها، سازمان جلوتر است ولی در باخت ها عقب تر است؟! چطور در پیروزی ها سازمان ورزش خودش را جلو می اندازد اما در شکست ها، عقب تر از سایرین حرکت می کند؟!
با این حال معتقدم برای رفع این مصیبت، نباید یک نفر را قربانی کرد و خیلی ها که پشت آن هستند با آرامش پیش بروند. به هیچ عنوان اخلاقی و عادلانه نیست که یک نفر را به دیوار بکوبیم و بمانیم و تصور کنیم با سیاست وارد عمل شده ایم.
تابناک: پس اظهاراتی که توسط برخی اشخاص در جهت محکوم کردن کمیته ملی المپیک بیان می شود، را قبول ندارید؟
دادرس: این حرف ها از حب علی نیست، از بغض معاویه است و کسانی که اینچنین یک طرفه به قاضی می روند، علاوه بر صداقت، عدالت و شجاعت را نیز در بیان حقیقت از دست داده اند! متاسفانه ورزش ما متملق پرور شده است و مدیران ما یاد گرفته اند از چه کسی تعریف کنند و نسبت به چه اشخاصی در چه مقطعی انتقاد کنند تا جایگاهشان محکم شود. این نوع نقادی که با ادبیات بله قربان گویی همراه شود، دشمنی با مدیران ارشد ورزش است و نهایتاً منجر به زمین خوردن ورزش کشور می شود.
تابناک: پس مدیران ورزشی کشور چگونه می توانند هم فعالیت داشته باشند و هم انتقاداتشان را مطرح کنند؟
دادرس: باید به گونه ای حرکت کنیم که مدیران میانی استقلال عملشان را از دست ندهند و همواره برای تثبیت شان، در پی این مسائل نباشند. به عنوان نمونه، یک برخورد آقای علی آبادی را با آقای مصطفوی یادآوری می کنم. زمانی که آقای علی آبادی گفت"اگر مصطفوی را برداریم هیچ اعتراضی نمی کند"، این مسئله شخصیت مصطفوی را خرد می کند، حال اگر مصطفوی دوست دارد بشنود، به خودش مرتبط است اما در مجموع برای ورزش خوب نیست؛ چون اینگونه برخوردها به عادت مبدل می شود. مدیران میانی نباید خط به خط با مدیران بالادستی هماهنگ باشند، به دلیل آنکه وقتی صد در صد هماهنگ باشند، به نیروهای تابعی تبدیل می شوند که نمی توانند جلوی تصمیم غلط مدیر ارشد را بگیرند.
تابناک: در واقع می گویید فضای حاکم بر سیستم مدیریتی ورزش متملق پرور شده است؟
دادرس: این یک حقیقتی است که مربوط به امروز و دیروز هم نمی شود و در ورزش کشور جا افتاده است. یادم میآيد که یکی از روئسای فدراسیون ها در مراسمی جوانانی را گمارده بود که جلوی پای یکی از روئسای سابق سازمان تربیت بدنی، گل بریزند یا رسم شده بود، برای یکی از روئسای سابق دستگاه ورزش شتر می کشتند.
این خیلی بد است و باید ریشه اشخاصی که این موضوع را به آقاي عليآبادي تلقین ميکنند که سوپرمن است، خشکاند! و قطعاً رئيس سازمان تربيتبدني نبايد كوچكترين توجهي به اين گفتارها نشان دهد. البته نباید انتقاد را نیز به جایی رساند که صورت تخریب به خود گیرد و از تعادل خارج شود.
تابناک: اما عده ای تنها نحوه مدیریت سازمان ورزش را دلایل این شکست ها نمی دانند و تمرکز بر روی مباحث سخت افزاری را تاثیرگذار می خوانند.
دادرس: شخصاً طرفدار توسعه سخت افزاری ورزش هستم ولی در کنارش باید آدم هایی که تفکر نرم افزاری محکمی دارند را جذب کرد و به کار گرفت که بتوانند از این سخت افزارها به نحو مطلوب استفاده کنند. منتها این سخت افزارها نیز در بسیاری از موارد نمی شود سخت افزار خواند.
وقتی به دلیل ایجاد سرویس بهداشتی، یک ورزشگاه مجدداً افتتاح می شود و یا چمن ورزشگاهی پس از گذشت مدت کوتاهی از بهره برداری، آسیب می بیند، کاملاً کیفیت سخت افزار مشخص می شود و در واقع در این بخش نیز کارهایمان کم نقص نبوده است و اشکالات آن می تواند بعدها همچون اتفاقی که در ورزشگاه ساری افتاد، حادثه ساز شود.
تابناک: به عنوان پرسش آخر، نظرتان در مورد حس مسئولیت پذیری و فرهنگ پاسخگویی چیست؛ در کشورهای دیگر، پس از هر شکستی مسئولان مربوط با ابراز تاسف، از سمت خود کناره گیری می کنند. نظرتان در این خصوص چیست؟
دادرس: وقتی چنین اتفاقاتی در کشورهای پیشرفته می افتد، یک مدیر به وجدان بیدارش رجوع می کند که باید استعفاء بدهد یا ندهد که عموماً نیز این استعفاء و یا برکناری صورت می پذیرد و باید دید وقتی آقای علی آبادی به وجدانش مراجعه می کند، به این نتیجه می رسد که استعفاء دهد یا اینکه همین روال کاری را ادامه دهد اما در مجموع، در قاموس ما هنوز این فرهنگ جا نیفتاده است که اگر نتوانستیم خوب کار کنیم و نتیجه بگیریم، داوطلبانه کناره گیری کنیم تا عملکرد زیرمجموعه مان به واسطه ما زیرسوال نرود. متاسفانه شعارمان بیش از شعورمان است و اول از همه خودم را می گویم.
باید این فرهنگ را جا بیاندازیم که هر مدیری نتوانست نتیجه بگیرد، اینقدر شجاعت داشته باشد برای حفظ منافع ملی در درجه اول و در درجه بعد برای پایداری مصالح سیستمش ، استعفاء بدهد و این استعفاء را برابر با نابودی خودش نداند. با این فرهنگ می توانیم در بسیاری از حوزه ها جلو بیافتیم و یکی از بزرگ ترین علل ناکامی هایمان را برطرف کنیم.
تابناک: به عنوان پرسش آخر، نظرتان در مورد حس مسئولیت پذیری و فرهنگ پاسخگویی چیست؛ در کشورهای دیگر، پس از هر شکستی مسئولان مربوط با ابراز تاسف، از سمت خود کناره گیری می کنند. نظرتان در این خصوص چیست؟
دادرس: وقتی چنین اتفاقاتی در کشورهای پیشرفته می افتد، یک مدیر به وجدان بیدارش رجوع می کند که باید استعفاء بدهد یا ندهد که عموماً نیز این استعفاء و یا برکناری صورت می پذیرد و باید دید وقتی آقای علی آبادی به وجدانش مراجعه می کند، به این نتیجه می رسد که استعفاء دهد یا اینکه همین روال کاری را ادامه دهد اما در مجموع، در قاموس ما هنوز این فرهنگ جا نیفتاده است که اگر نتوانستیم خوب کار کنیم و نتیجه بگیریم، داوطلبانه کناره گیری کنیم تا عملکرد زیرمجموعه مان به واسطه ما زیرسوال نرود. متاسفانه شعارمان بیش از شعورمان است و اول از همه خودم را می گویم.
باید این فرهنگ را جا بیاندازیم که هر مدیری نتوانست نتیجه بگیرد، اینقدر شجاعت داشته باشد برای حفظ منافع ملی در درجه اول و در درجه بعد برای پایداری مصالح سیستمش ، استعفاء بدهد و این استعفاء را برابر با نابودی خودش نداند. با این فرهنگ می توانیم در بسیاری از حوزه ها جلو بیافتیم و یکی از بزرگ ترین علل ناکامی هایمان را برطرف کنیم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



