صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جوابیه به خبر «سرقت ادبی» + توضیحات

کد خبر: ۱۷۲۶۶۸
| |
10099 بازدید
|

پس از انتشار مطلبی در «تابناک» با عنوان «جایزه یک جشنواره به اثر مشکوک به سرقت ادبی»، سراینده مجموعه شعر مذکور، جوابیه ای برای «تابناک» ارسال نموده که به همراه توضیحات نویسنده اصلی در زیر می آید:

جوابیه خانم نسیم جعفری

سلام

چون تهمت و افترا از سوی سایت «تابناک» به اینجانب، سراینده‌ی مجموعه شعر «مشق آب‌ها را می نویسم» وارد شده، جوابیه‌ی خودم را در این مورد برای شما ارسال کردم و انتظارم این است که طبق قانون مطبوعات پاسخ من به آن اتهامات را منعکس کنید!

به رؤیاپردازی‌های رؤیا زرین

 پیش از هر سخنی در باب دردهای بی‌حد و حصرمان در این وادی نفرت‌زا، لازم می‌دانم به دردی شاید عمیق‌تر‌ بپردازم که سرچشمه‌ در همان کینه و نفرتِ زاییده‌ی زندگی در این سرزمین کمبودها و فشارها دارد، و آن، بحث جعل امضا در این فضای بی در و پیکر مجازی‌ است. گه‌گاه می‌بینیم یا می‌شنویم که افرادی، شاید به نیت انتقام‌گیری شخصی، خود را به جای فرد دیگری جا می‌زنند، از سوی او در وبلاگِ این و آن کامنت می‌گذارند، یا اصلاً وبلاگ یا پروفایلی به نام آن دیگری به راه می‌اندازند. کما این که سالی پیش چنین اتفاقی برای شاعر محترم، آقای مسعود احمدی رخ داده بود. حال، ظاهراً این بار قرعه به نام من افتاده و در وبلاگی تازه تأسیس به نام "این روزها شعر را سر می‌برند"، کامنتی از سوی بنده درج شده است که به هیچ روی، ارتباطی با لحن و ادبیات من ندارد و این را آنانی که نوشته‌های مرا در این وبلاگ دنبال می‌کنند، بهتر می‌دانند. از این رو، پیش از پرداختن به موضوع اصلی، ضمن تکذیب درج چنان کامنتی که از ادبیاتی بسیار سخیف بهره برده است، اعلام می‌کنم که از این پس، هر جا کامنتی به نام من منتشر شود، از سوی من نبوده است و بنده دیگر به هیچ عنوان بر هیچ سایت و وبلاگی کامنتی نخواهم نوشت.

اما موضوع اصلی؛

در همان وبلاگ فوق‌الذکر که از سوی فردی با نام جعلی "ماکان مسیحا" به راه افتاده است، خانم رؤیا زرینِ شاعر، پُستی درج کرده و به واسطه‌ی آن مدعی شده‌اند که بنده، نسیم جعفری، سطرهایی از اشعار ایشان را در مجموعه شعر تازه چاپ شده‌ام، "مشق آب‌ها را می‌نویسم" که دست بر قضا در همان جایزه‌ای که ایشان نامزد نهایی‌اش بوده، برگزیده شناخته شده است، به سرقت برده‌ام!

نمونه‌هایی را که شاهد گرفته‌اند، در اینجا می‌آورم و قضاوت را به خوانندگان وامی‌نهم:

ص20 کتاب "مشق آب ها را می‌نویسم": فرامین پنج گانه به فرمانم درآمدند
ص11 کتاب "می‌خواهم بچه‌هایم را قورت بدهم": و انگشت‌هایمان متبرک از لمس کتیبه‌های خیس به فرامین تازه رسیدند

ص22 از مشق آب‌ها: به رو نیاوردم زمینی‌ام ابتری شناور در مجهول ابتری از آیین خاک
ص35 از می‌خواهم بچه‌هایم را: این جا همه چیز ابتر است شما نمی‌دانید واین را نوشتم که چیزی نگفته نماند


ص22 از مشق آب‌ها: شهادت نیمه‌ی روشنم کافی نیست
ص42 از می‌خواهم بچه‌هایم را: درست مثل من که آبستن‌ام کلمات نیمه روشنم در نیمه‌های تاریکم

ص56 مشق آب‌ها:  متنفر شده‌ام از بچه‌هام متنفر شده‌ام از خانه‌ام
ص7 می‌خواهم بچه‌هایم را: متنفرم از صدای پرنده‌ای که در گلویم نیست متنفرم از صدای شاعری که شبیه شلیک چلچله می‌شود متنفرم از جهانی که... متنفرم از نبودنت

ص23 از مشق آب‌ها... یادم رفته زمینی‌ام
ص7 از می‌خواهم بچه هایم را... یادم رفته شاعرم یادم رفته جهان به فرمان من نیست

ص34 مشق آب‌ها... و دنیا زیر دست‌های تو به لامسه‌ای کوچک بند است به لطافت انگشت‌هایت لا به لای موهای من
 ص10 می‌خواهم ... چه قدر متنفرم از کوچه‌های شب و رنگدانه‌های زیاد  موهایم زیر حظ ناتمام لامسه‌ات

ص111 مشق آب‌ها... بروید بروید پرنده‌ها من منصرف شده‌ام و برای هفت پشتم کافی‌ست رسالت انسان بودن
ص22 و23 می‌خواهم بچه‌هایم را... حالا بروید به کوچه بریزید .. من نشسته‌ام کتاب‌های زیادی در انکار خودم بنویسم

 ص55 مشق آب‌ها... کنار احتمال فیلادلفیه+زیر نویس ص57

ص20 می‌خواهم بچه‌هایم را... برای فیلا می‌نویسم: فیلادلفیه زمین را که قسمت کنم...+ص94 که توضیح من‌درآوردی رؤیا زرین – به گفته‌ی خودش - است از فیلادلفیه

ص38 مشق آب‌ها... بیدار شو عزیزم من می‌ترسم مرا ببوس
ص85 می‌خواهم.... من می‌ترسم عزیزم و می‌خواهم از ترس بچه‌هایم را قورت بدهم

ص88 مشق آب‌ها... وتکه‌های ماه روی صورتم پلنگ‌های وحشی تنت را دست به سر کرده است
برداشت از شعر پلنگ زرین... صورتم صورتی نیست رازم را نگه دار تا بگویم زیر پوستم یک پلنگ وحشی پنهان کرده‌ام

ص124 از مشق آب‌ها ... در مقابل مرگ برابریم
مقایسه شود با شعر زرین در وازنا.... و مرگ برابرمان می‌کند

ص142 مشق آب‌ها... پاهایم را از گلیم قبیله درازتر کرده‌ام
ص16 می‌خواهم بچه‌هایم را... برای کوتوله‌ی هرزه‌ام برای پاهای کوچکش که هی درازتر از گلیم خودش می‌شوند

ص57 مشق آب‌ها... ژان ژان دارک
مقایسه با کتاب "من از کنار برج بابل آمده‌ام... اصلا مرا ژان صدا کنید ژان دارک

ص53 مشق آب‌ها...اینک زمان داوری ست...
ص33 می‌خواهم بچه‌هایم را... حالا من انتظارتان را می‌کشم عوبدیا در دره‌ی داوری

عجب! صادقانه اعلام می‌کنم که پیش از این نمی‌دانستم ضرب‌المثل معروفی چون «پا را از گلیم خود درازتر کردن»، جمله‌ی «مرا ببوس» (مربوط به آواز مشهور مرحوم گل‌نراقی)، یا مثلاً عبارتِ بسیار استعمال‌شده‌ای چون نیمه‌ی روشن» که دست بر قضا، نام فیلمی ایرانی نیز هست، یا واژگانی نظیر «فرامین»، «ابتر»، «متنفر»، «لامسه»، «عزیزم» و همچنین افعالی چون «یادم رفته»، «بروید»، «می‌ترسم» و... به نام خانم رؤیا زرین ثبت شده است و بنابراین از ایشان خواهش می‌کنم فهرست تمام افعال، عبارات، صفات و ضرب‌المثل‌های فارسی را که شاعرانی غیر از ایشان حق به کار بردن آن در شعر خود را ندارند، در دایره‌المعارفی گرد آورند تا از این پس با مراجعه به آن، دیگر چنین خبط‌هایی از کسی سر نزند!

اما می‌رسیم به واژگان و عباراتی نظیر «فیلادلفیه»، که در صفحه‌ی 55 کتابِ «مشق آب‌ها را می‌نویسم» داخل گیومه آمده، یا «مردمان زلال» و «بزرگ‌ترین آب‌ها»، که در صفحه‌ی 16 کتاب و درون گیومه قرار گرفته‌ است. همچنین در صفحه‌ی 88 کتاب، جمله‌ی «دنیا برایم از دکمه‌های پیراهن تو آغاز می‌شود» داخل گیومه است و حتی جمله‌ی ندر مقابل مرگ برابریم» را که اصلاً متعلق به شخص رؤیا زرین هم نیست اما در اشعارش استفاده کرده، در صفحه‌ی 124 کتاب داخل گیومه آورده‌ام.

باز هم باور کنید که نمی‌دانستم نقل مستقیم از شعر شاعری و آن هم داخل گیومه، سرقت به حساب می‌آید!

شاید این گیومه‌ها به طریقی از چشم خانم زرین پنهان مانده باشد، شاید آن فرد تفرقه‌اندازی که به این جریان، کینه‌توزانه دامن زده است، برای نیل به نیت سوء خود، این گیومه‌ها را از نسخه‌ای که به دست خانم زرین رسانده حذف کرده باشد، نمی‌دانم، اما اگر خانم زرین زحمت تهیه‌ی اصل کتاب را از نشر "آهنگ دیگر" بر خود هموار کنند، به وضوح گیومه‌های مذکور را ملاحظه خواهند کرد!

اما، آنچه مرا به واقع شوکه کرد، ادعای ایشان مبنی بر سرقت ادبی من از ایشان در نوشتن این سطرها بود:

«تکه‌های ماه روی صورتم

پلنگ‌های وحشی تنت را

دست به سر کرده است»

من مجموعه‌ی «مشق آب‌ها را می‌نویسم» را دوسال پیش تحویل ناشر داده بودم و این یعنی که این شعر از سروده‌های دوسال پیش من است.

خانم زرین هم در کتاب «شیوه‌های دلپذیر آوریل» که به تازگی از ایشان منتشر شده است نوشته‌اند:

«صورتم صورتی نیست،

رازم را نگه دار تا بگویم

زیر پوستم یک پلنگ وحشی پنهان کرده‌ام»

از آنجا که هر دوی این کتاب‌ها تقریباً در یک زمان انتشار یافته‌اند و آن هم به تازگی، احتمالاً ادعای ایشان به این معناست که بنده با توسل به علوم خفیه، به این سرقت مذموم دست زده‌ام!...

و حکایت همچنان باقی‌ست...

دلم می‌خواهد روی سخنم فقط با شما باشد خانم زرین، نه با فرد یا افرادی که تحت هویتی جعلی، وبلاگی جعلی‌تر از خود به راه انداخته‌اند. دلم می‌خواهد بگویم که متأسفم که شأن شاعری‌تان را بازیچه‌ی انتقامجویی شخصیِ فردی بی‌اخلاق کرده‌اید، متأسفم که از متن دوری گزیده و به حواشی علاقه‌مند شده‌اید و... متأسفم که خواننده‌ی اشعارتان بودم، متأسفم که دورادور به عنوان شاعری خوب دوستتان داشتم، متأسفم، چرا که همیشه بزرگ‌منشی را ارجح بر شاعری ‌دانسته‌ام که حالا می‌بینم این صفت از رفتاری که شما در پیش گرفته‌اید، فرسنگ‌ها به دور است.

توضیح و جواب خانم رویا زرین

با سلام

همان طور که در وبلاگ تان هم گفتید شاید شما نمی دانستید که باید نه تنها جملات و یا عباراتی را که کاملا شبیه نوشته ی کسانی است که پیش از شما به ذهن خلاقشان خطور کرده بلکه چند سال پیشتر از شما کارشان را به چاپ رسانده اند در گیومه نهاد بلکه به نام صاحب اثر هم اشاره کرد. هر چه کتاب شما را واکاوی کردم نه تنها نامی از خودم ندیدم بلکه نامی از دیگرانی همچون اقای گروس عبدالملکیان واقای الیاس علوی و آقای نزار قبانی و سایرین ندیدم. بارها کتاب تان را خواندم و متوجه شدم گاهی نویسنده ای آن قدر تحت تاثیر نویسنده ی دیگری قرار می گیرد که وارد دنیای او می شود از عناصر دنیای او تغذیه می کند و کم کم یادش می رود که این دنیای خودش نیست زبان خودش نیست ایده های مکشوف خودش نیست.

شعر "صورتم صورتی نیست/ رازم را نگه دار تا بگویم/ زیر پوستم پلنگی وحشی پنهان کرده ام..." شعر گمنامی نیست گویا شما دلیل اهدا اولین جایزه ی ادبی نیما را به من و آقای حیرانی فراموش کرده اید و تنها محض یادآوری آن جایزه به بهترین آثاری داده شد که در سال قبل از آن در سایت های ادبی چاپ شده بودند. حالا بماند که کسی به این موضوع توجه نکرد که کتاب شما همزمان با زیر چاپ بودن در بخش کتاب های بدون مجوز شرکت کرد.

خانم نسیم جعفری چرا سعی دارید با عنوان کردن صورت محض کلمات مسئله را لوث کنید؟ چرا خودتان را با آقای مسعود احمدی شاعر و منتقد مقایسه می کنید؟ چرا بد و بیراه های به دور از شان شاعرانه را تکذیب می کنید؟ چرا سعی دارید با طرح کردن مسائل شخصی خودتان با دیگرانی که من نمی دانم کیستند ذهن مخاطب را منحرف کنید؟

من پیش از اعلام ادعایم در رسانه ی تابناک، زنگ زده بودم به خانم بهاره رضایی از داوران خورشید و خواسته بودم که لطف کنند و مطابقت بدهند و ضمنا خانم جدیری دبیر خورشید را هم در جریان بگذارند برای ایجاد یک فضای کارشناسانه. زنگ زده بودم به آقایان موسوی و مقربین ناشرین محترم آهنگ دیگر و از ایشان هم خواستم که کل کتاب را و نه فقط چند کلمه ی مورد نظر شما را مطابقت بدهند. زنگ زده بودم به آقای معمار، دوست خانوادگی شما که نظر منفی ایشان را درباره ی کتابتان به جای خود خواهم نوشت. من به تمام این عزیزان زنگ زدم اما از همه سو سکوت بود. این سکوت چه معنایی داشت؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۵۹
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
این که انتهای کپی برداریه، خودشم مثال زده.. حالا ژان ژان دارک شده به جای ژان دارک... اما موضوع کلی گویا به یه سبک هستش که با هم پیش میره..
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
شما فقط همه مطالب را کپی کردید
ناشناس
|
United States
|
۱۳:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
بابا اینا رو هم دیگه به اندازه یک دهم گروس مخاطب ندارند. تابی جون! نرو تو بازی جشنواره ها
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
بیشتر از اینکه دعوای دو شاعر باشه دعوای دو خانم است!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
ميتونستن حداقل بنويسن با الهام از فلان شعر يا شاعر ، به عنوان يك شاعر ميگويم كه دنياي استعاره آنقدر وسيع هست كه چنين همپوشاني هايي را مانع شود و اساسا ميشود كه گاه گاه چيزي در ذهن شاعر هست كه گمان ميكند در محور جانشيني و همنشيني ذهن خودش آن را پرداخته ولي چون مداقه ميكند و به عقب بر ميگردد متاثر از ديگري بوده يا لااقل گل وا‍ژه هايي از باغ ديگري داريد كه البته اين لازمه پرورش يك تصوير با معناي استعاري ست كه ديگران هم از آن بهره گيرند. تصور كنيد حافظ ، سعدي و... اگر روزي بخواهد از در دعوي وارد شوند كه شاعري نيست كه بعد از آنها " دزدي ادبي " نكرده باشد!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
اگر شخصی از یک نویسنده کپی برداری کند اسمش هست: سرقت ادبی
ولی اگر از چندین نویسنده کپی برداری کرد میگویند: پژوهش!!!
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
از اعتماد بنفس خانم جعفری متعجب شدم که درست موارد استنادی خانم زرین را برای رد ادعای ایشان آورده اند
کپیه دیگه خواهر من...
سامان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
با این طریق که ما هر روز می توانیم صدها سعدی و مولوی و حافظ داشته بشیم.
آفرین بر این شاعر.بااین وضع پیش بری ممکنه برسی به حافظ و نظامی.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
ایراد از بازبین کتاب است که از مولف بنمی خواهد بخش «منابع» و «سپاسگزاری» را در کتابش کامل کند. بازبین باید به گیومه ها گیر میداد که اینها از کیه؟
ماکان مسیحا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
خانم جعفری سلام
شما تو وبلاگ شخصیت هرچی دوست داشتی نوشتی ما هم نقد ادبی کردیم چون اعتقاد داریم سرقت ادبی صورت گرفته حالا شما قبول نداری یه بحث دیگس که قضاوت رو به کارشناسان واگذار می کنیم
خواهشا بحث رو شخصی نکنید تا ذهن خوانندگان از اصل مطلب منحرف نشه
ضمنا در فضای مجازی استفاده از اسم مجازی مشکلی ندارد
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟