8 تن زباله از قله اورست جمع آوری شد
هزاران پروژه در روز جهاني محيط زيست در حال اجراست. اما هيچ كدامشان به ارتفاع 8 هزار و 848 متري از سطح دريا و بر قله اورست نميرسد. براي روز جهاني محيط زيست سال 2011 در منطقه اورست، دولت كشور نپال با همكاري چندين سازمان و داوطلبان جهت محافظت از كوه اورست اجرا شد. سايت سازمان ملل نوشت كه نيليما شريشا گزارش ميدهد اهداف پروژه براي نجات اورست و مناطق مجاورش از زباله و سيستم معيوب مديريت زبالهها كه ميتوانست به ديگر مناطق كوهستاني نيز برسد، توسط وزارت گردشگري و هواپيماهاي غير نظامي دولت نپال، انجمن نپال قله اورست (ENS) و انجمن اكو هيمال با همكاري آلپ- هيماليا اجرا شد.
به گزارش ملت، كوه اورست يكي از تمثالهاي بينظيرمحيط زيست است. از نخستين صعود موفقيت آميز كوه نوردان در سال 1953، بازديدكنندگان از منطقه بسيار افزايش يافته است. بطوري كه از 1400 نفردر سال 1972 به 32 هزار و 124نفر در سال 2010 رسيده است. اين منطقه ماجراجويان سفرهاي طولاني، كوهنوردان، پژوهشگران، دانشمندان، فيلمسازان و مستندسازان، عكاسان و جهانگرادان را به خود جذب كرده است.
هجوم بازديدكنندگان به منطقه اورست، تاثيرات مثبت بسياري بر اقتصاد منطقه گذاشته است. اما فشار زياد توريسم هزينههاي زيادي را بر محيط زيست تحميل كرده است. بويژه، حجم زياد زبالههايي كه كوهنوردان در كوه اورست از خود به جاي ميگذارند.
براي كمك به حل اين مشكلات، هيات تميزكنندگان كوه اورست، كه توسط ESA رهبري ميشد، از 15 آوريل تا 29 مه 2011 اجرا شد و هشت هزار و 110 كيلو يا حدود 8 تن، از زبالهها جمعآوري و پايين آورده شد. 40 عضو اين گروه متشكل از 22 صعودكننده و پشتيبانان، به سه گروه پايه، اول و دوم تقسيم شدند كه هركدام يك ماه اين كار را انجام دادند.
22 صعودكننده حرفهيي گرد هم آمدند و زبالهها را از نقاط مختف كوه جمع كردند و با خودشان پايين آوردند. هيات اعزامي با به خطر انداختن جان خود و بخاطر تميز كردن كوه اورست، به قسمتهايي كه فشار هوا زياد ميشد رفته و در نهايت توانستند هشت هزار كيلو زباله جمعآوري كنند. زبالههاي جمع شده شامل سيلندرهاي فاسد اكسيژن، چادرهاي قديمي، طناب، سيلندرهاي پخت و پز، قوطي، شيشه و بقاياي هليكوپتري كه در دهه 1970 سقوط كرده بود، ميشد.
پاكسازي اورست الگويي براي ما درايران
در حقيقت كار خوب را بايد ياد گرفت. ما كه قله اورست در كشورمان نداريم اما كم نيستند مكانهايي كه ميتوانيم چنين عمل به جايي را از خود نشان دهيم مثل قله دماوند. مطمئنا اگر روزي براي جمع كردن زبالههاي ديگر شهروندان، كمر همت ببنديم، فردا خودمان زبالهها را در محيط زيست رها نميكنيم. كم نيستند مكانهايي كه نيازمند اجراي چنين طرحي هستند. به عنوان مثال در فروردين ماه گذشته، مهر گزارش داد حضور انبوه گردشگران در غار عليصدر موجب انباشت پسماند زباله در اين نمونه منحصر به فرد ژئو توريسم ايران شده است.
همچنين برخي افراد نيز قنديلهاي اين غار را از جا كنده و با خود ميبردند! بابك مغازهيي فعال ميراث فرهنگي در گفتوگو با مهر با بيان اينكه حجم انبوه گردشگران در مناطق گردشگري و تاريخي بويژه تعطيلات نوروز موجب تخريب محيط زيست و آثار تاريخي و فرهنگي ميشود گفت: « غار عليصدر بهترين نمونه ژئو توريسم است اما حضور گردشگران زياد در مواقعي از سال مانند ايام نوروز باعث ميشود آلودگي محيطي بسياري در اطراف و داخل غار به جا بماند».
اين فعال ميراث فرهنگي تصريح كرد: « برخي از گردشگران وقتي وارد غار ميشوند از فضاي زيباي غار لذت ميبرند و ميخواهند كه لذت اين سفر را با خوردن و آشاميدن خوراكيهاي مختلف كامل كنند. به همين دليل خواسته يا ناخواسته پسماند زبالههاي خود را درون آب غار ميريزند آن هم دور از چشم راهنما. چون يك راهنماي گردشگري چند قايق را براي رفتن به درون غار هدايت ميكند و نميتواند تمام مدت مراقب اعمال و رفتار همه گردشگران باشد».
يك فعال ميراث فرهنگي گفت: « در اطراف محوطه بيروني غار، دستفروشان بازارچهيي از محصولات چيني، خوراكي و آشاميدني برپا كردهاند و ميفروشند كه هيچ همخواني با اين مركز گردشگري كه داراي اهميت بينالمللي است ندارند. » مغازهيي گفت: «اين درحالي است كه ميتوان صنايع دستي همدان را در اين مكان در معرض ديد و فروش گردشگران قرار داد آن هم در فضايي خاص كه با معماري بوم آورد و محلي احداث شده باشد. » اين فعال ميراث فرهنگي گفت: « روستاي عليصدر در نزديكي غار عليصدر قرار دارد بنابراين اگر حتي پوشاك و غذاي روستايي در اين محوطهها به نمايش گذاشته شود ميتواند به تنهايي يك جاذبه گردشگري باشد و زمينه توريسم محلي و روستايي منطقه را نيز فعال كند».
وي افزود: «معضل فروش اجناس بيهوده و خارجي در كنار بسياري از مناطق گردشگري ديگر هم ديده ميشود به عنوان مثال اين دستفروشان در كنار منطقه گردشگري گنج نامه نيز چنين بازارچههايي را تشكيل دادهاند. حتي ميتوان گفت بلال فروشان اين منطقه در تاريكي شب چراغ دارند اما كتيبههاي گنجنامه نه»!
مغازهيي گفت: «مجموعههايي كه عموما داراي حجم بالايي از مخاطب است نيازمند دارابودن مراكز جامع اطلاعرساني گردشگري با حضور راهنمايان توانا و مطلع به خصوصیات علمي منطقه است تا ضمن راهنمايي درست داراي بار علمي آموزشي نيز باشد اما متاسفانه نه تنها چنين مركزي وجود ندارد بلكه حتي در محيط غار و هنگام بازديد نيز خبري از راهنمايان خبره و آشنا به مسائل جغرافيايي محل وجود ندارد».


