آیا احمدی نژاد این رویکرد را ادامه خواهد داد؟
پذیرش دیرهنگام اما امیدبخش یک واقعیت از سوی رئیس جمهور
اما شاه بیت این ماجرای بحث برانگیز که همواره با تکذیب یا سکوت آقای رئیس جمهور همراه بود، در نیمه خرداد ماه سال جاری سروده شد، آنگاه که، «محمود احمدی نژاد» به صراحت در سخنانی در حرم امام(ره) تأیید کرد که خود نیز بر طرح حمله آمریکا به ایران در زمان دولت «جورج بوش» آگاه بوده و بدان باور داشته است. /امید می رود، آقای رئیس جمهور به نظریات کارشناسی دلسوزان مملکت در همه زمینه ها، به ویژه اقتصاد و سیاست خارجی، توجه و تمکین کند و عرصه ملی را برای پیشرفت شتابان کشور آماده سازد.
کد خبر: ۱۶۹۷۹۵
| | 43367 بازدید
«آنها برای نجات رژیم جعلی صهیونیستی و خودشان، طراحیهایی چون 11 سپتامبر را انجام دادند و مثل ماجرای هولوکاست اجازه تحقیق درباره آن را نمیدهند. آنها این بهانه را برای نجات اقتصاد خودشان دارند که اول افغانستان، بعد عراق و بعد ایران را در دستور کارشان داشتند؛ اما با هشیاری ملت و رهبری ما شکست خوردند»؛ این جملات، بخشی از سخنان محمود احمدی نژاد است که امسال در مراسم بزرگداشت رحلت امام(ره) بیان شد، در واقع نشانه خوبی است که می گوید آقای رئیس جمهور امروز در قیاس با شش سال گذشته به درک وسیعتر و بهتری از تحولات بین المللی رسیده است.
به گزارش «تابناک»، تنها چهار روز پس از اظهار نظر کارشناسی «محسن رضایی» در گفت وگو با سیمای جمهوری اسلامی در فروردین ماه سال 1388 درباره قطعی بودن حمله آمریکا به ایران و اقداماتی که جلوی این حمله را گرفت، «محمود احمدی نژاد» در بیانی کنایه آمیز؛ این اظهارات را بی پایه خواند و آنها را ناشی از آرزوی شهادت گوینده آن دانست.
اما این تنها موضع سرسختانه آقای رئیس جمهور در برابر تحلیل کارشناسی «رضایی» درباره حمله آمریکا به ایران نبود. «احمدی نژاد» در خلال مناظره انتخاباتی ریاست جمهوری گذشته نیز آنگاه که در برابر انتقادهای «رضایی» که عملکرد اقتصادی و سیاست خارجی دولتش را به چالش کشید، تلاش کرد با غیر واقعی خواندن تحلیل رقیبش درباره حمله آمریکا به ایران بحث را عوض کند که در ادامه با این پاسخ «رضایی» روبه رو شد: «متأسفانه، آقای احمدینژاد خود را کارشناس ارشد در تمام امور کشور میداند و این یکی از مشکلات اوست. مسأله حمله آمریکا قطعی بود و حتی مقام معظم رهبری نیز در این مورد با نیروهای مسلح سخن گفته بودند».
البته رضایی پیش از این در یادداشتی دلایل خویش برای طرح ادعای جدی بودن حمله آمریکا به ایران را، با تأکید بر درایت رهبر انقلاب در این باره، این گونه مطرح ساخت:
«1ـ افشاگری بین المللی علیه حمله آمریکا به ایران، که تحلیلگران ایران هم در این رابطه مؤثر بودند، موجب لو رفتن عملیات آمریکا و حساس شدن جهانیان شد.
2ـ جدی گرفتن حمله از سوی رهبری و آمادگی فوق العاده نیروهای مسلح ایران برای رویارویی احتمالی با حمله آمریکا به ایران.
3ـ تهدید جدی رهبری ایران که در صورت حمله آمریکا، ایران تلافی سنگینی خواهد کرد.
4ـ مانور سلاح های جدید ایران به ویژه نوع جدیدی از موشک های دریایی که آسیب پذیری ناوهای آمریکا را نشان داد و تا آن موقع آمریکا اطلاعی از آنها نداشت.
5ـ جلوگیری از قطع مذاکرات با اروپایی ها درباره مسائل مربوط به انرژی هسته ای و دادن پیشنهادهای جدید به سولانا در بسته پیشنهادی یازده بندی آقای لاریجانی، دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي كشور که حتی مورد توافق سولانا نيز قرار گرفت.
6ـ شکست آمریکا در حمله به لبنان که مقدمه ای برای حمله به ایران به شمار می رفت.
در حقیقت، اقدامات بازدارنده نظامی و سیاسی، همراه با افشاگری بموقع و در نتيجه آن فشار افکار عمومی مردم جهان، مانع حمله آمریکا به ایران شد. اگر نیروهای مسلح ایران در آمادگی نبودند و یا افشاگری نمی شد و یا آمریکا در حمله به لبنان موفق می شد، جنگ بین ایران و آمریکا قطعی بود».
این گزارش می افزاید، هر چند دلایل ارایه شده از دقیق و حساب شده بودن این تحلیل حکایت داشت، آقای احمدی نژاد همچنان بر غیر واقعی بودن آن پافشاری می کرد. این ماجرا داشت به فراموشی سپرده می شد؛ اما انتشار خاطرات «جورج بوش»، رئیس جمهور پیشین آمریكا، هم این بحث را به عرصه رسانه ها بازگرداند و هم تأییدی شد بر آنچه «رضایی» پیش بینی کرده بود.
بوش در كتاب خاطرات خود فاش كرد كه در دوران ریاست جمهوریاش طرحی برای حمله به تأسیسات هستهای ایران آماده كرده و گزینه حمله به تأسیسات هستهای سوریه را نیز به درخواست اسرائیل مورد بررسی قرار داده بود. وی در كتاب خاطرات خود در این باره نوشت: «به پنتاگون (وزارت دفاع آمریكا) دستور دادم، بررسیهای لازم را درباره ضروریات حمله به ایران انجام دهد. چنین اقدامی میتوانست، لااقل به صورت موقت، بمب ساعتی را متوقف سازد.»
اما این پایان نمایان شدن شواهدی که حمله پیش بینی شده علیه کشورمان را تأیید می کرد نبود. نیمه های اردیبهشت سال جاری بود که یکی از فعالان رسانه ای اصولگرایان در وبلاگش با طرح اظهارات یکی از وزاری کابینه نهم، بار دیگر بر این واقعیت صحه گذارد و تأکید کرد که حتی این موضوع در هیأت دولت نیز طرح شده بود.
«میثم تولایی» از روزنامه نگاران اصولگرا در این باره نوشت:
«ماجرا از یک برنامه زنده تلویزیونی آغاز شد، نام برنامه: گفتوگوی ویژه خبری، مجری: مراد عنادی و مهمان... . قطعا تا کنون فهم کردهاید که از چه میگویم! از آن شبی که آقای محسن رضایی خبر از حمله آمریکا به ایران در بیست روز آینده داد، اما اکنون که پنج سال از آن شب میگذرد، به لطف خدا و تدبیر مقام معظم رهبری چنین اتفاقی نیفتاد.
احمدینژاد در شب مناظره همین قضیه را مطرح کرد و از پیشبینی خودش حرف زد که ما میدانستیم هیچ اتفاقی نمیافتد و غیره که البته آقای رضایی اینگونه پاسخ داد که باید به مقام معظم رهبری به دلیل درایت و تدبیرشان تبریک گفت، چرا که ایشان کشور را از بحران خارج کردند.
اما واقعیت: به تازگی نشستی با یکی از اخراجیهای! دولت داشتیم که البته تعداد اندکی در این جلسه حضور داشتند. این بنده خدا ماجرایی را برایمان تعریف کرد که از تعجب فک چسبانده بودیم بر ارض و سقف دهان بر سماء!
او گفت: در آن ماجرایی که آقای رضایی در تلویزیون بحث حمله به ایران را مطرح کرد، همه ما این قضیه را میدانستیم و حتی به لحاظ ... بودیم (اینجا را هم نباید گفت!) و جالبتر اینکه در هیأت دولت در مورد این قضیه بحثهای زیادی شد».
اما شاه بیت این ماجرای بحث برانگیز که همواره با تکذیب یا سکوت آقای رئیس جمهور همراه بود، در نیمه خرداد ماه سال جاری سروده شد، آنگاه که «محمود احمدی نژاد» به صراحت در سخنانی در حرم امام(ره) تأیید کرد که خود نیز از طرح حمله آمریکا به ایران در زمان دولت «جورج بوش» آگاه بوده و بدان باور داشته است.
این نوشته آن هم پس از گذشت چندین روز از سخنان آقای رئیس جمهور در اثبات تحلیلی که روزی از سوی ایشان غیرواقعی پنداشته می شد، نه برای تخطئه وی نگاشته شده و نه در تجلیل از تحلیل دقیق بیان کننده آن.
آنچه در باب اظهارات آقای «احمدی نژاد» از اهمیت خاصی برخوردار است، گرایش ایشان به درک واقعی از تحولات پیچیده و چند بعدی بین المللی است؛ رویکردی که در صورت تداوم می تواند برکات بسیاری در مدیریت بهینه امور مملکت داشته باشد.
اکنون امید می رود، آقای رئیس جمهور به نظریات کارشناسی دلسوزان مملکت در همه زمینه ها، به ویژه اقتصاد و سیاست خارجی، بیش از پیش توجه و تمکین کند و عرصه ملی را برای پیشرفت شتابان کشور آماده سازد.
به گزارش «تابناک»، تنها چهار روز پس از اظهار نظر کارشناسی «محسن رضایی» در گفت وگو با سیمای جمهوری اسلامی در فروردین ماه سال 1388 درباره قطعی بودن حمله آمریکا به ایران و اقداماتی که جلوی این حمله را گرفت، «محمود احمدی نژاد» در بیانی کنایه آمیز؛ این اظهارات را بی پایه خواند و آنها را ناشی از آرزوی شهادت گوینده آن دانست.
اما این تنها موضع سرسختانه آقای رئیس جمهور در برابر تحلیل کارشناسی «رضایی» درباره حمله آمریکا به ایران نبود. «احمدی نژاد» در خلال مناظره انتخاباتی ریاست جمهوری گذشته نیز آنگاه که در برابر انتقادهای «رضایی» که عملکرد اقتصادی و سیاست خارجی دولتش را به چالش کشید، تلاش کرد با غیر واقعی خواندن تحلیل رقیبش درباره حمله آمریکا به ایران بحث را عوض کند که در ادامه با این پاسخ «رضایی» روبه رو شد: «متأسفانه، آقای احمدینژاد خود را کارشناس ارشد در تمام امور کشور میداند و این یکی از مشکلات اوست. مسأله حمله آمریکا قطعی بود و حتی مقام معظم رهبری نیز در این مورد با نیروهای مسلح سخن گفته بودند».
البته رضایی پیش از این در یادداشتی دلایل خویش برای طرح ادعای جدی بودن حمله آمریکا به ایران را، با تأکید بر درایت رهبر انقلاب در این باره، این گونه مطرح ساخت:
«1ـ افشاگری بین المللی علیه حمله آمریکا به ایران، که تحلیلگران ایران هم در این رابطه مؤثر بودند، موجب لو رفتن عملیات آمریکا و حساس شدن جهانیان شد.
2ـ جدی گرفتن حمله از سوی رهبری و آمادگی فوق العاده نیروهای مسلح ایران برای رویارویی احتمالی با حمله آمریکا به ایران.
3ـ تهدید جدی رهبری ایران که در صورت حمله آمریکا، ایران تلافی سنگینی خواهد کرد.
4ـ مانور سلاح های جدید ایران به ویژه نوع جدیدی از موشک های دریایی که آسیب پذیری ناوهای آمریکا را نشان داد و تا آن موقع آمریکا اطلاعی از آنها نداشت.
5ـ جلوگیری از قطع مذاکرات با اروپایی ها درباره مسائل مربوط به انرژی هسته ای و دادن پیشنهادهای جدید به سولانا در بسته پیشنهادی یازده بندی آقای لاریجانی، دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي كشور که حتی مورد توافق سولانا نيز قرار گرفت.
6ـ شکست آمریکا در حمله به لبنان که مقدمه ای برای حمله به ایران به شمار می رفت.
در حقیقت، اقدامات بازدارنده نظامی و سیاسی، همراه با افشاگری بموقع و در نتيجه آن فشار افکار عمومی مردم جهان، مانع حمله آمریکا به ایران شد. اگر نیروهای مسلح ایران در آمادگی نبودند و یا افشاگری نمی شد و یا آمریکا در حمله به لبنان موفق می شد، جنگ بین ایران و آمریکا قطعی بود».
این گزارش می افزاید، هر چند دلایل ارایه شده از دقیق و حساب شده بودن این تحلیل حکایت داشت، آقای احمدی نژاد همچنان بر غیر واقعی بودن آن پافشاری می کرد. این ماجرا داشت به فراموشی سپرده می شد؛ اما انتشار خاطرات «جورج بوش»، رئیس جمهور پیشین آمریكا، هم این بحث را به عرصه رسانه ها بازگرداند و هم تأییدی شد بر آنچه «رضایی» پیش بینی کرده بود.
بوش در كتاب خاطرات خود فاش كرد كه در دوران ریاست جمهوریاش طرحی برای حمله به تأسیسات هستهای ایران آماده كرده و گزینه حمله به تأسیسات هستهای سوریه را نیز به درخواست اسرائیل مورد بررسی قرار داده بود. وی در كتاب خاطرات خود در این باره نوشت: «به پنتاگون (وزارت دفاع آمریكا) دستور دادم، بررسیهای لازم را درباره ضروریات حمله به ایران انجام دهد. چنین اقدامی میتوانست، لااقل به صورت موقت، بمب ساعتی را متوقف سازد.»
اما این پایان نمایان شدن شواهدی که حمله پیش بینی شده علیه کشورمان را تأیید می کرد نبود. نیمه های اردیبهشت سال جاری بود که یکی از فعالان رسانه ای اصولگرایان در وبلاگش با طرح اظهارات یکی از وزاری کابینه نهم، بار دیگر بر این واقعیت صحه گذارد و تأکید کرد که حتی این موضوع در هیأت دولت نیز طرح شده بود.
«میثم تولایی» از روزنامه نگاران اصولگرا در این باره نوشت:
«ماجرا از یک برنامه زنده تلویزیونی آغاز شد، نام برنامه: گفتوگوی ویژه خبری، مجری: مراد عنادی و مهمان... . قطعا تا کنون فهم کردهاید که از چه میگویم! از آن شبی که آقای محسن رضایی خبر از حمله آمریکا به ایران در بیست روز آینده داد، اما اکنون که پنج سال از آن شب میگذرد، به لطف خدا و تدبیر مقام معظم رهبری چنین اتفاقی نیفتاد.
احمدینژاد در شب مناظره همین قضیه را مطرح کرد و از پیشبینی خودش حرف زد که ما میدانستیم هیچ اتفاقی نمیافتد و غیره که البته آقای رضایی اینگونه پاسخ داد که باید به مقام معظم رهبری به دلیل درایت و تدبیرشان تبریک گفت، چرا که ایشان کشور را از بحران خارج کردند.
اما واقعیت: به تازگی نشستی با یکی از اخراجیهای! دولت داشتیم که البته تعداد اندکی در این جلسه حضور داشتند. این بنده خدا ماجرایی را برایمان تعریف کرد که از تعجب فک چسبانده بودیم بر ارض و سقف دهان بر سماء!
او گفت: در آن ماجرایی که آقای رضایی در تلویزیون بحث حمله به ایران را مطرح کرد، همه ما این قضیه را میدانستیم و حتی به لحاظ ... بودیم (اینجا را هم نباید گفت!) و جالبتر اینکه در هیأت دولت در مورد این قضیه بحثهای زیادی شد».
اما شاه بیت این ماجرای بحث برانگیز که همواره با تکذیب یا سکوت آقای رئیس جمهور همراه بود، در نیمه خرداد ماه سال جاری سروده شد، آنگاه که «محمود احمدی نژاد» به صراحت در سخنانی در حرم امام(ره) تأیید کرد که خود نیز از طرح حمله آمریکا به ایران در زمان دولت «جورج بوش» آگاه بوده و بدان باور داشته است.
این نوشته آن هم پس از گذشت چندین روز از سخنان آقای رئیس جمهور در اثبات تحلیلی که روزی از سوی ایشان غیرواقعی پنداشته می شد، نه برای تخطئه وی نگاشته شده و نه در تجلیل از تحلیل دقیق بیان کننده آن.
آنچه در باب اظهارات آقای «احمدی نژاد» از اهمیت خاصی برخوردار است، گرایش ایشان به درک واقعی از تحولات پیچیده و چند بعدی بین المللی است؛ رویکردی که در صورت تداوم می تواند برکات بسیاری در مدیریت بهینه امور مملکت داشته باشد.
اکنون امید می رود، آقای رئیس جمهور به نظریات کارشناسی دلسوزان مملکت در همه زمینه ها، به ویژه اقتصاد و سیاست خارجی، بیش از پیش توجه و تمکین کند و عرصه ملی را برای پیشرفت شتابان کشور آماده سازد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


