انتقاد شدید سلطانیه از آمانو در نشست حکام
نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي گفت: من از منابع آزاد شنيدهام كه موضع غيرعادلانه و شتابزده مديركل به منظور كسب رضايت چند كشور غربي است.
به گزارش خبرگزاري فارس علي اصغر سلطانيه سفير و نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي در نشست روز پنجشنبه 19 خرداد 1390 (9 ژوئن 2011) شوراي حكام به مواردي از جمله كم كاري مدير كل آژانس بينالمللي انرژي اتمي در برخي موارد و ناديده گرفتن برنامه كاري توافق شده بين ايران و آژانس، ادامه نظارت آژانس بر تأسيسات ايران در آينده و عكسالعمل ضعيف مديركل به حادثه فوكوشيما اشاره كرد كه متن كامل اين سخنراني از نظر خوانندگان ميگذرد.
* ايران در مقابل فشارها و تحريمهاي تحميلي ايستادگي ميكند
در آغاز بايد تشكر صميمانه خود را از پشتيباني ارزشمند اعضاي خانواده گروه كشورهاي غيرمتعهد (NAM) در طول هشت سال گذشته از جمله بيانيه قرائت شده در اين نشست از سوي سفير عاليرتبه كشور مصر، اعلام دارم. اين دليل روشني بر تعهد آنها به اصول بنيادي جنبش بمنظور برقراري صلح و سعادت بر پايه عدالت و برابري است. ما در مقابل فشارها و تحريمهاي تحميلي توسط كشورهاي غربي ايستادگي كرده و در خصوص حقوق غيرقابل انكار استفاده صلحآميز انرژي هستهاي كه در اساسنامه آژانس و NPT تبلور يافته است، مصالحه نخواهيم كرد و در همين حال به همكاري خود با آژانس، از طريق قرار دادن مؤسسات و فعاليتهاي هستهاي، از جمله غنيسازي، تحت پادمان جامع، طبق تعهدات تحتNPT ، ادامه خواهيم داد.
* ايران ايستادگي نكند، كشورهاي در حال توسعه در آينده با برخوردهاي غيرعادلانه مشابه مواجه ميشوند
بدون ترديد اگر ايران در مقابل چنين فشارهايي ايستادگي نكند، در اينصورت ديگر كشورهاي در حال توسعه در آينده با برخوردهاي غيرعادلانه مشابه مواجه خواهند شد. آن معدود كشورهاي غربي كه موضوع هستهاي ايران را بطور غير قانوني به شوراي امنيت سازمان ملل (UNSC) بردند، بايد متوجه شده باشند كه اين يك خطاي تاريخي بوده و تنها موقعيت را پيچيده كرده و به فضاي همكاري با آژانس آسيب رسانده و ايران را به توقف اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي و كد اصلاحي 1/3 آييننامه اجرايي مجبور كرد.
من به آنها توصيه ميكنم كه با اصلاح اين روند توسط توقف بحثهايشان در نيويورك آن را جبران كنند و به آژانس اجازه دهند تا كار فني خود را بر اساس اساسنامه و NPT به انجام رساند.
* برنامه كاري توافق شده بين ايران و آژانس توسط آمانو ناديده گرفته شد
با اشاره به گزارش مكتوب اخير (GOV/2011/29) و بيانيه افتتاحيه مديركل، مايلم اعلام كنم كه يك يادداشت توضيحي جامع در خصوص گزارش مديركل منتشر خواهد شد. با اين وجود، بايد نكات مهم ذيل را بيان كنم:
1- گزارش (GOV/2011/29) متعادل و مبتني بر واقعيات نيست زيرا همكاريها، مكاتبات و توضيحات جمهوري اسلامي ايران با آژانس بينالمللي انرژي اتمي را به درستي منعكس نكرده است.
2- برنامه كار (INFCICR/711) آگوست 2007 نتيجه ثمربخش مذاكرات سياسي سطح بالا بين مديركل قبلي و دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي ايران، داراي هدف حل و فصل موضوعات پيشين و پايان دادن به بحثها در شوراي حكام، كه موجب سياسي و دودستگي اين سازمان فني پرافتخار شده است، بود.
به خاطر ميآورم در حاليكه جامعه بينالمللي، بويژه گروه كشورهاي غير متعهد از اين رويداد تاريخي استقبال كردند، چهار سفير ايالات متحده، انگلستان، فرانسه و ژاپن به جاي قدرداني از تلاشهاي خستگيناپذير مديركل و موافقت ايران با انجام اقدامات داوطلبانه عمدتاً فراتر از موافقتنامه پادمان جامع، خطمشي مخالف در پيش گرفتند. پس از اين، برنامه كار مورد تأييد شوراي حكام قرار گرفت.
جاي تأسف است كه از زمان انتصاب مديركل، برنامه كاري توافق شده بين جمهوري اسلامي ايران و آژانس توسط وي كاملاً ناديده گرفته شده است، بجز زماني كه وي تحت درخواست قوي كشورهاي غير متعهد در گزارش فوريه 2011 از آن نام برد، اما مأيوسانه، وي مجدداً برنامه كاري را بطور كل در گزارش اخير خود(GOV/2011/29 24 May 2011) ناديده گرفته است. اين يك نشانه بارزي است كه متأسفانه مدير كل به چارچوب قانوني و موافقتنامهها معتقد نيست و همچنين به اعتبار و بي طرفي آژانس لطمه وارد كردهاست كه در آينده هيچ عضو ديگري نسبت به توافقات دوجانبه با آژانس، به دبيرخانه اعتماد نخواهد كرد.
* فعاليتهاي هستهاي ايران تحت نظارت جامع باقي خواهد ماند
بايد ياد آوري كنم كه براساس برنامه كاري، تنها 6 موضوع باقيمانده وجود داشت كه مطابق تصريح مديركل قبلي در گزارشهاي نوامبر 2007 و فوريه 2008، تمام 6 موضوع باقيمانده حل و فصل گشته و جمهوري اسلامي ايران به تمام سئوالات مربوط به موضوعات باقيمانده برطبق برنامه كاري پاسخ داده است.
در مقايسه با نخستين بند از فصل 4 برنامه كاري كه ميگويد: اين مداليته كليه موضوعات باقيمانده را پوشش ميدهد و آژانس تأييد كرده كه هيچ موضوع يا ابهام ديگري در رابطه با برنامه و فعاليتهاي هستهاي گذشته ايران وجود ندارد، درج واژهبندي جديد در بند 35 از گزارش GOV/2011/29 با اين بيان كه «آژانس اطلاعات بيشتري در ارتباط با اينگونه فعاليتهاي هستهاي آشكار نشده احتمالي را دريافت كرده كه هماكنون تحت ارزيابي آژانس قرار دارند» و نيز «نشانههايي وجود دارند مبني بر اينكه برخي از اين فعاليتها ممكن است پس از سال 2004 ادامه يافته باشند» و همچنين در بيانيه افتتاحيه مديركل به شوراي حكام در تاريخ 6 ژوئن 2011 «نشانههايي وجود دارد كه برخي از اين فعاليتها ممكن است تا اخير ادامه داشته است» برخلاف برنامه كاري ميباشد. روشن است كه فعاليتهاي هستهاي گذشته و حال جمهوري اسلامي ايران داراي مقاصد صلحآميز بوده و پيوسته تحت نظارت جامع و همهجانبه باقي خواهد ماند. بنابراين هر اطلاعاتي برخلاف اين مطلب در واقع اتهامي جعلي، ساختگي، دروغين و بيپايه ميباشد.
* موضع غيرعادلانه و شتابزده مديركل به منظور كسب رضايت چند كشور غربي است
همانطور كه جناب دكتر عباسي، معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان انرژي اتمي ايران بطور شفاف در نامه 26 مي 2011 خود خطاب به مديركل توضيح دادند، ايران طبق برنامهكار ملزم شده بود، پس از دريافت تمام اسناد مربوطه، فقط ارزيابي خود را درباره مطالعات ادعايي ارائه كند. همانگونه كه مديركل گزارش دادند، ايران ارزيابي خود را بر مطالعات ادعايي در يك بسته محرمانه 117 صفحهاي ارائه كرد. بنابر اين درخواست مديركل در نامهاش درخصوص تأمين دسترسي به تمام سايتها، تجهيزات، اشخاص و اسناد كاملاً با آن نامه و روح برنامهكار و توافق دوجانبه در تناقض كامل ميباشد و بدينگونه اعتبار دبيرخانه را به مخاطره مياندازد. من از منابع آزاد شنيدهام كه موضع غيرعادلانه و شتابزده مديركل به منظور كسب رضايت چند كشور غربي است. اميدوارم كه اين مطلب نادرست باشد و آقاي آمانو بتواند همچون مديركل قبلي كه در سال 2007 در مقابل چهار سفير مخالف انعقاد قرارداد برنامهكار ايستادگي كرد، مقاومت به خرج دهد.
از آنجائيكه برنامه كار كاملاً اجرا شدهاست، وفق پاراگراف 5 از فصل 4برنامه كار، ميبايستي پادمان در ايران بايد بطور عادي اجرا شود.
* ايران براي پاسخ به سؤالات و رفع ابهامات احتمالي آماده است
بخش پاياني پاسخ جناب آقاي دكتر عباسي به مديركل مبني بر اينكه متعاقب اعلام خاتمه برنامهكار از سوي آژانس، ايران براي پاسخ به سؤالات و رفع ابهامات احتمالي آماده خواهد بود، اين يك فرصت بينظير براي پيشرفت واقعگرانه و خاتمه بحثهاي مجادلهآميز و كسالتآور است. من به مديركل توصيه ميكنم كه از اين موقعيت استفاده كرده و انتظار اكثريت كشورهاي عضو را ناديده نگيرد.
* آمانو از لحن منجر به ايجاد سوءتفاهم و هموار كردن راه براي رويارويي بين كشورهاي عضو احتراز كند
3- از مديركل يك سازمان بينالمللي انتظار ميرود تا از هيچ تلاشي براي ايجاد پل بر شكاف بين كشورهاي عضو مضايقه نكند، ايدهها و يا راهحلهاي مبتكرانه را به آنها پيشنهاد كند و از دودستگي و تقابل در سازمان جلوگيري به عمل آورد. وي در گزارشات خود بايد از عبارت يا لحني كه منجر به ايجاد سوءتفاهم و هموار كردن راه براي رويارويي در بين كشورهاي عضو ميشود، احتراز كند. در مورد آژانس، من ميبايست به مديركل توصيه كنم بيشترين هوشياري را در گزارشات خود جهت جلوگيري از رويارويي كشورهاي عضو و جلوگيري از دخالت ديگر نهادها و يا سازمانها همچون UNSC كه منجر به تضعيف آژانس ميشود، به خرج دهد.
4- بر طبق اساسنامه، آژانس بايد تبادل اطلاعات و تجهيزات را براي استفادههاي صلحآميز از انرژي هستهاي تسهيل كند. در اين شرايط از مديركل انتظار ميرود كه تنها به انتقال درخواست يك كشور عضو به ديگران اكتفا نكند. متعاقب اعلاميه تهران در مورد سوخت راكتور تحقيقاتي تهران، كه شديداً مورد نياز جهت توليد راديوايزوتوپ براي بيماران سرطاني است و در حاليكه مديركل پروژههاي سرطاني را داراي اولويت برشمردهاند، اينجانب بسيار مأيوس شدم كه با موافقت بيسابقه ايران و پس از گذشت يك سال از ارسال نامه رسمي مبني بر درخواست كمك، هيچ اقدام ملموسي انجام نشد.
به آقاي آمانو و ديگر دوستانم يادآور ميشوم زماني را كه من از دكتر «هانس بليكس»، مديركل وقت در اواخر دهه 80، براي كمك در تأمين سوخت براي همين راكتور درخواست كردم، او اقدامات جدي فوري را كه منجر به دريافت سوخت از آرژانتين شد به انجام رسانيد. بايد اعتراف كنم كه همچنين دكتر البرادعي حداكثر تلاش خود را براي همكاري انجام داد ولي متأسفانه كشورهاي تأمين كننده سوخت در گفتار و كردارشان صداقت نداشتند.
* مقطع تاريك تاريخ آژانس بينالمللي انرژي اتمي
5- از مديركل انتظار ميرود تا با تلاش زياد خود از ايجاد استاندارد دوگانه و شرايطي كه منجر به تبعيض و محرومكردن يك يا گروهي از كشورهاي عضو آژانس، كه از عضويت در آژانس منتفع ميشوند، جلوگيري به عمل آورد. در طول بحثهاي مربوط به تضمين تأمين سوخت، در حاليكه پيشنهادات و قطعنامههاي همراه با نواقص بسيار به بحث گذاشته شده بودند، هيچكس مطلبي از مديركل در اين رابطه نشنيد. اين مقطع تاريكي در تاريخ آژانس است كه قطعنامههايي در اين رابطه خصوصاً در مورد بانك سوخت كه حتي در شوراي حكام كه نماينده تنها يك پنجم از اعضاي آژانس است با اجماع به تأييد نرسيد. اگر چه اين قابل تحسين است كه برخي از نمايندگان متعهد به اصول، با وجود فشارهاي سنگين سياسي از سوي ايالات متحده، به اين قطعنامهها رأي ندادند، زيرا اين قطعنامهها به وضوح ناقض اصل عدم تبعيض و برابري است. نقش و تأثير دبيرخانه و مديركل چه بود؟ تايپ كردن و توزيع آن در بين اعضاي شورا!
بايد اعلام كنم كه برطبق قطعنامه ناعادلانه بانك سوخت آژانس، ايران و برخي از كشورها از استفاده از بانك سوخت آژانس محروم شدهاند. خوشبختانه، جمهوري اسلامي ايران سالها پيش يك تصميم درست مبني بر شروع غنيسازي گرفت و بر اساس حق غيرقابل انكار خويش كه در NPT محترم شمرده شده است، بدون هيچ وقفه آن را ادامه ميدهد.
* آمانو درخواستهاي اقدام را ناديده گرفت
6- در چندين موقعيتي از مديركل خواسته شد تا گامهايي را برداشته و نتايج آن را گزارش دهد، اما او ناديده گرفته و يا به طور كامل به آن عمل نكرده است. اجازه بدهيد تا برخي از آنها را ذكر كنم:
الف. نامه رسمي به مديركل در تاريخ 8 مارچ 2011 در مورد تجهيز كشورهاي غير دارنده سلاح هستهاي در اروپا به سلاح هستهاي و سيستمهاي پرتاب آن، مرتبط با استقرار زرادخانه هستهاي ايالات متحده آمريكا، كه اين عمل ناقض كامل تعهدات منعگسترش ميباشد، فرستاده و خواسته شد:
i. "... به تمام كشورهاي عضو اطلاع دهد كه آيا آژانس اظهاريههايي از محلها و مقدار دقيق مواد هستهاي ويژه نظامي در اين كشورهاي غير دارنده سلاح هستهاي دريافت كرده و آيا آژانس چنين اظهاريههايي را راستيآزمايي كرده است ".
ii. ... مشخصات فني و موقعيت استقرار تسليحات هستهاي در اروپا، خصوصاً در حوزه كشورهاي غيردارنده سلاح هستهاي در اروپا، كه از قبل تعهدات بينالمللي در خصوص خودداري از انجام آن را دارند، بررسي كند.
iii. ... درخصوص عدمپايبندي ايالات متحده آمريكا و كشورهاي اروپايي ميزبان تسليحات هستهاي، با وجود تعهدات خود تحتNPT ، كه بدون شك تهديدي براي صلح و امنيت جهاني محسوب ميشود به شوراي حكام و همچنين به پنجاه و پنجمين كنفرانس عمومي، گزارش كند. اين عدمپايبندي نيازمند اقدام سريع از سوي شوراي امنيت سازمان ملل ميباشد.
اين موضوع بسيار نگران كنندهاي است كه آقاي آمانو اين درخواست اقدام را به طور كامل ناديده گرفته است.
ب. در طول نشست شوراي حكام در مارچ 2011، اطلاع دارم كه شهردار توكيو اظهار كرده كه ژاپن بايد سلاح هستهاي داشته باشد. با توجه به اينكه ژاپن داراي چندين تن اورانيوم با غناي بالا و پلوتونيوم است، اين موضوعي بسيار نگران كننده است. من از آقاي آمانو درخواست كردم كه اين موضوع را بررسي و گزارش آن را ارائه كند. وي اين كار را انجام ندادهاند. من صد در صد مطمئن هستم كه اگر شهردار يكي از كشورهاي در حال توسعه چنين كاري را انجام داده بود، مديركل چندين نامه به كشورهاي مربوطه نوشته و چندين مصاحبه انجام ميداد.
ج. پس از اينكه روزنامهنگار آسوشيتدپرس، آقاي جرج جيان، از اطلاعات محرمانه منتشر شده با خبر شدند و اعلام كردند كه آنها را از يكي از كارمندان آژانس به دست آوردهاند، من به طور رسمي از آقاي مديركل خواستم تا دستور بررسي اين موضوع را صادر كند. در پاسخ به درخواست من، مديركل بيان داشت كه نتيجه يك اشتباه داخلي تأثيرگذار نبوده است. اين يك موضوع ساده است، يا روزنامهنگار آسوشيتدپرس حقيقت را گفته است، بنابراين مديركل بايد كارمند خاطي مقررات پرسنلي كه اطلاعات محرمانه را افشاء كرده و امنيت ملي كشورهاي عضو را در معرض خطر قرار داده است، اخراج كند و يا او دروغ گفته است، كه بنابراين، او و آسوشيتدپرس بايد به خاطر خسارت جدي كه به اعتبار دبيرخانه وارد آوردهاند مورد پيگيري قرار گيرند. از مديركل واقعاً انتظار ميرود تا اقدامي در اين مورد انجام داده و گزارش آن را به تمام كشورهاي عضو اعلام كند.
* عكسالعمل ضعيف مديركل به حادثه فوكوشيما نااميدكننده بود
د. عكسالعمل ضعيف و كند دبيرخانه، خصوصاً مديركل به حادثه فوكوشيما بسيار نااميدكننده بود. از مديركل انتظار ميرفت تا اطلاعات معتبر از ژاپن بگيرد، آنها را تأييد كرده، سريعاً به كشورهاي عضو منتقل كند. نه تنها اين توقع قانوني ساده به انجام نرسيد بلكه كارمندان فني بخش ايمني در موقعيتي نبودند و يا اجازه نداشتند تا در جلسات فني سؤالات را تشريح و پاسخ دهند. همه ما چيزي بيشتر از آنچه از رسانههاي خبري دريافت كرديم، نميدانيم. بهرهبرداران تأسيسات ژاپني حاضر در مركز حادثه، احتمالاً به دليل وجود اضطراب، قادر به مديريت حادثه نبودند و انتظار دريافت سريع توصيههاي فني را داشتند. اما مديركل، نه بيدرنگ يك گروه متخصص برجسته را از آژانس و يا از سراسر دنيا تشكيل داد و نه اينكه بموقع، گروهي را براي كمك آنها به منظور جلوگيري از تشديد بحران به آنجا گسيل كرد.
بنابراين ما شاهد انتشار مواد پرتوزا به سراسر دنيا بوديم. خاطرنشان ميكنم كه حتي مديركل تا زمانيكه ما در زمان جلسات اصرار كرديم، از CTBTO اطلاعاتي در مورد انتشار مواد پرتوزا از ايستگاههايش درخواست نكرد. دنيا و خصوصاً كشورهاي همسايه، اين حق را داشتند تا اطلاعات موثق و بموقع از آلودگي كه مخاطرات سلامتي براي مردم به همراه دارد را بدست آورند. من بطور خلاصه بيان ميدارم كه نه آژانس و نه ژاپن به رعايت كنوانسيونهاي مصوب پس از واقعه چرنوبيل، يعني اعلان سريع حادثه و نيز كمكهاي فوري در صورت وقوع حوادث هستهاي، پايبند نبودهاند.
* تضعيف آژانس بينالمللي انرژي اتمي دستور كار مخفي غرب
مرور دقيق همه گزارشات آژانس درباره ايران اثبات ميكند كه تحريمها هيچ تأثيري بر فعاليتهاي هستهاي بويژه غني سازي نداشته است. در مقابل، مصمم شدن و پايداري ايران براي حفاظت از حقوق لاينفك خود تقويت شده است. من مطمئن هستم كه فشارهاي سياسي، تحريم، تهديد به حمله عليه تأسيسات هستهاي، حملات سايبري و ترور دانشمندان توسط تروريستها، فعاليتهاي هستهاي صلح آميز ايران را متوقف نميكند. در حقيقت حاميان قطعنامههاي شوراي امنيت بويژه ايالات متحده و دو عضو اتحاديه اروپا، مردم خصوصاً بيماران سرطاني را هدف قرار دادهاند با مانع شدن از صادرات راديو ايزوتوپ و خودداري از تحويل سوخت به هواپيماهاي مسافربري، اثبات ميكند كه آنها به سلامتي و امنيت مردم عادي توجهي ندارند.
دستور كار مخفي اين است كه دخيل شدن شوراي امنيت در امور آژانس بينالمللي انرژي اتمي را افزايش دهند و اقتدار آن را تضعيف كنند. گزارشات نامتوازن بي نتيجه مديركل قبل از كامل شدن تحقيقات بر مبناي راستي آزمايي مواد هستهاي، متأسفانه بر اساس اطلاعات فاقد ارزش و اصالت سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا و رژيم صهيونيستي نتيجه گيري ميشود، اين گزارشات سردرگمي و تفاسير اشتباه را موجب ميشود و توطئه خطرناك را تسهيل مي كند و ما در موضوع سوريه، كه بطور كامل در مرحله بعد توضيح خواهم داد، شاهد آن هستيم.
* راهكار ايران فرصتهاي خوبي را براي «صلح، عدالت و پيشرفت» در مناسبات بينالمللي فراهم ميسازد
در ارتباط با مذاكره با 1+5، بايد بخش مربوطه از نامه دكتر جليلي، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران به خانم اشتون را به ياد آورم: در پاسخ به نامه مورخ 22/11/89 ( 11 فوريه 2011) شما براي ادامه گفتوگوها؛ ضمن استقبال از بازگشت شما به مسير گفتوگو، به اطلاع ميرساند، چنانكه در گفتوگوهاي ژنو 3 و استانبول تأكيد شد كه جمهوري اسلامي ايران با بهرهگيري از تمام ظرفيتهاي ملي، منطقهاي و بينالمللي خود همچون گذشته، آمادگي دارد در محورهايي كه ميتواند موضوع همكاري باشد، بر مبناي منطق مشترك و متناسب با آنچه اقتضا همكاري است، تا نيل به يك توافق همه جانبه و پايدار براي همكاري گفتوگو كند.
اين ظرفيتي است كه در 3 سال گذشته جمهوري اسلامي ايران با حسن نيت به طرفهاي گفتوگو ارائه كرد و تعامل صحيح با آن ميتواند فرصتهاي خوبي را براي «صلح، عدالت و پيشرفت» در مناسبات بينالمللي را فراهم سازد.


