گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۶۹۳۰۵
| | 3785 بازدید
كيهان
«فكري براي رماتيسم!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
فرماندار يكي از شهرها- يك شهر فرضي- در اولين روزهاي بعد از انتصاب، مردم شهر را فراخواند تا در جمع آنها برنامه كاري خود را تشريح كند و درباره اقداماتي كه قصد انجام آن را دارد، توضيح بدهد، مردم كه از گوشه و كنار شهر گرد آمدند، آقاي فرماندار پشت تريبون رفت و سخن آغاز كرد... «به شما اطمينان ميدهم كه تمام توان خود را براي مبارزه با ماركسيسم و امپرياليسم به كار بگيرم، سوسياليسم كه حرفش را نزنيد، پلوراليسم قابل قبول نيست، به شدت با فمينيسم مقابله ميكنم، از مبارزه با ناسيوناليسم يك قدم كوتاه نميآيم و...» در اين هنگام پيرزني از ميان جمعيت برخاست و خطاب به آقاي فرماندار گفت؛ مادر جان! من كه از اين «ايسم، ميسم» هايي كه فرموديد چيزي سر در نميآورم ولي كاش براي «رماتيسم» من هم يك فكري ميكرديد و برنامهاي داشتيد!
علاوه بر آمار و ارقام مستندي كه تاكنون ارائه شده، فقط نيم نگاه به اقدامات دولت احمدي نژاد طي نزديك به 6 سال گذشته و مقايسه آن با اقدامات مشابه دولتهاي قبلي، براي هيچيك از ناظران واقع بين و باانصاف كمترين ترديدي باقي نميگذارد كه دولتهاي نهم و دهم در عرصههاي اقتصادي، عمراني، رفاهي، فقرزدايي، علمي، تكنولوژيك، مردم گرايي و تقريبا تمامي عرصه ها، موفقيتهاي چشمگير فراوان و در برخي از موارد، كم نظير و بي نظير داشته است، از سوي ديگر، مردم اين مرز و بوم نيز تلاش شبانه روزي و خدمات گسترده دولت و دولتمردان را قدر دانسته و در صف دولتهاي پيشين، بر «صدر» نشاندهاند، تا آنجا كه مردم دوستي و خدمت محوري دولت آقاي احمدي نژاد به اصلي ترين شاخصه دولت ايشان تبديل شده است.
اين روزها اما، در بستر رسيدگي به برخي از امور جاري كشور و مسير خدمت رساني دولت كه اصلي ترين شاخصه آن و بااهميت ترين انتظار مردم از دولتمردان است، نشانههايي - هرچند اندك و كمرنگ- از كندي به چشم ميخورد و كم توجه بخشهايي از دو قوه قضائيه و مقننه كه با مشغول شدن آنها به مسائل نه چندان اصلي نيز همراه است بر نگراني مورد اشاره ميافزايد. به عنوان مثال- و فقط به عنوان مثال- ميتوان از اجراي موفق و هوشمندانه طرح هدفمندي يارانهها ياد كرد. طرحي كه اجراي آن، خواسته و آرزوي دستكم بيست و چند ساله نظام بود و دولتهاي قبلي، اگرچه خواستار آن بودند و بر ضرورت انجام اين طرح تاكيد ميورزيدند ولي به هر علت- از جمله كمبود جرأت و جسارت- از اجراي آن طفره رفتند. اين طرح در دولت آقاي احمدي نژاد با شجاعت آميخته به هوشمندي و همكاري ساير قوا، مخصوصا مجلس شوراي اسلامي به ميدان اجرا وارد شد و از همراه آگاهانه و درخور تقدير مردم نيز برخوردار بوده و هست. اجراي اين طرح برخلاف آنچه دشمنان بيروني انتظار ميكشيدند و برخي از سياست بازان ورشكسته تبليغ ميكردند، با موفقيت چشمگيري روبرو بوده است تا آنجا كه درخواست شماري از ديگر كشورها براي الگوبرداري از آن را در پي داشته و دارد.
و اما، طرح هدفمندي يارانهها ضمن آن كه يارانهها را به هدف اصلي آن و در مسير حمايت از اقشار محروم و مستضعف جامعه هدايت ميكند- كه كرده است- و مانع از توزيع بي حساب و كتاب آن ميشود- كه شده است- «واقعي شدن» قيمتها را نيز به دنبال دارد و از اين روي افزايش بهاي برخي از كالاها و خدمات تا مرز «واقعي» آنها قابل پيش بيني بوده است و اين افزايش در مقابل پرداختهاي نقدي به مردم با محاسبه نفرات خانوارها منطقي و معقول بوده و هست. ولي قرار بود با افزايش فراتر از قيمت واقعي كالا و خدمات، يعني گراني لجام گسيخته مقابله شود و با نظارت دقيق و پيوسته، از فشار سودجويان بر مردم، مخصوصا اقشار مستضعف و حقوق بگيران جزء جلوگيري به عمل آيد، ولي متاسفانه در اين زمينه ها، كم توجه و رخوت محسوسي به چشم ميخورد كه مخصوصا افزايش بي رويه و لجام گسيخته قيمت برخي از كالاها و خدمات به بهانه اجراي طرح هدفمندي يارانه ها، فشار سودجويان بر اقشار مستضعف و كم درآمد جامعه را در پي داشته است و اين تصور نزديك به توهم را پديد آورده است كه دولت خدمتگزار، سودجويان را به حال خود رها كرده است و مجلس شوراي اسلامي و دستگاه قضايي و مراكز بازرسي و نظارتي از اين عرصه غافل شدهاند و در همان حال به شماري از مسائل دست چندم و غيرضروري و يا در اولويتهاي چندم مشغولند. نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، شرط نامعقول و غيرقابل توجيه مدرك فوق ليسانس را براي نامزدهاي نمايندگي مجلس در اولويت كاري خود قرار ميدهند و اين شرط را كه به يك «شوخي بي مزه» شبيه است با جديت دنبال ميكنند و در كم توجه غيرقابل توجيه شوراي محترم نگهبان به تصويب ميرسانند و دريغ از اختصاص بخشي از وقت و فرصت مجلس به تصويب يك طرح جدي براي نظارت قانونمند بر اموري كه تخلف و سودجويي در آنها ميتواند به چرخه زندگي عادي مردم آسيب برساند. اگرچه خدمات برجسته مجلس محترم قابل انكار نيست.
دستگاه محترم قضايي هر از چندگاه، همايش و سميناري برگزار ميكند و از برخورد سخت و پشيمان كننده با متخلفان و قانون شكنان سخن ميگويد، اما ظاهرا سودجويان قانون شكن، اين تهديدها را خيلي جدي نميگيرند و چه ميدانيم؟ شايد حق داشته باشند و به هر علت، خود را در حاشيه امن تلقي كنند! و صد البته، تلاش و خدمات دستگاه محترم قضايي نيز بر كسي پوشيده نيست.
و اما، در اين وجيزه، سخني دلسوزانه با دولت محترم در ميان است و آن، نگراني نسبت به برخي تصميمهاي احتمالا شتابزده و كم توجه به پي آمد پارهاي از مشاورههاي غيركارشناسانه است و بيم آن كه، ادامه اين روند در مسير خدمت رساني دولت محترم خدشه ايجاد كند. نگاه به مسائل جاري حكايت از آن دارند كه جرياني در مجموعه دولت محترم، اصرار دارد كفه اظهارنظرهاي به زعم خود ايدئولوژيك! و نظريه پردازيهاي بعضاً موهوم و بي پايه را كه كار اصلي دولت نيست بر كفه خدمتگزاري و تلاش بي وقفه در امور اجرايي- آن گونه كه تاكنون بوده است- برتري داده و سنگين تر كند. حاشيه سازيهاي پي درپي و جنجال آفريني اين جريان انحرافي از طريق اظهارنظرهاي سخيف ايدئولوژيك و تئوري بافيهاي بي اساس از يكسو و دخالتهاي غيركارشناسانه در عزل و نصبها و جابه جايي يا بركناري دولتمردان از سوي ديگر، روند خدمتگزاري دولت و رئيس جمهور محترم را با كندي محسوسي روبرو كرده است، تا آنجا كه وقت زيادي از فرصت گرانبهاي رياست محترم جمهوري در پاسخگويي به شبهه آفريني اين جريان انحرافي به هدر ميرود و برخي از وظايف جاري دولت و امور اجرايي كشور به دليل باندبازي جريان ياد شده با اخلال و كندي غيرقابل توجيه روبرو ميشود. نگاه هرچند گذرا به نمونههايي از اين دست كه مخصوصا طي چند ماه اخير اتفاق افتاده است به وضوح از مشغول كردن دولت خدمتگزار به اموري فرصت سوز و بيرون از بستر خدمتگزاري حكايت ميكند.
ملت ما
«انكار اسراييل درپي بيداري افكار عمومي» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم سيد مرتضي نعمتزاده، قائم مقام جمعيت دفاع از حقوق ملت فلسطين است که در آن می خوانید:
روز يكشنبه سالروز اشغال قدس بود و فلسطينيها به مناسبت بازگشت به مناطقشان در برخي مكانها از جمله كرانه باختري و بلنديهاي جولان دست به تظاهرات زدند. اما تظاهرات جولان با مقابله خشونت آميز رژيم صهيونيستي مواجه شد و در پي اين حملات بيش از 20 تن شهيد و تعداد زيادي نيز مجروح شدند. واكنش اسراييل به اين تظاهرات كه در ادامه حركتي است كه ماه گذشته به مناسبت روز نكبت صورت گرفت، با انتقاد برخي كشورها از جمله انگليس مواجه شده است.
اما رژيم صهيونيستي با انكار اين حملات گفته است كه هيچ يك از اين كشتهشدگان هدف گلوله سربازان اسراييلي قرار نگرفتهاند. سرهنگ آويتال ليبوويتز سخنگوي ارتش اسراييل درباره نحوه كشته شدن اين افراد گفته است كه احتمالا دليل مرگ اين افراد اين بوده است كه تظاهركنندگان در منطقهيي كه توسط سوريه مينگذاري شده، اقدام به استفاده از كوكتل مولوتف كردهاند. اما تصاوير منتشر شده حكايت از تيراندازي رژيم صهيونيستي بر روي ساكنان منطقه جولان دارد و با تصاوير و مستنداتي كه از تيراندازي مستقيم اسراييليها وجود دارد اين ادعاي آنها قابل قبول نيست.
اما برخي اين ادعاي رژيم صهيونيستي را تعجب برانگيز خواندهاند. اسراييل به اين دليل كه در مقابل رفتار مسالمتآميز فلسطينيها دست به اقدامي خشونتآميز زده است و در نهايت جرمي را مرتكب شده، مجبور به انكار شده است. اگرچه تظاهركنندگان ميخواستند از مرزهاي فلسطين اشغالي عبور كنند و به خاك خود بازگردند اما اين مساله اين حق را به اسراييل نميدهد كه به شكل وحشيانهيي به آنها حمله كند، حتي به بهانه دفاع از امنيت خودش.
ميتوان گفت با توجه به شرايط منطقهيي و بينالمللي و همچنين شرايط داخلي فلسطينيها، اين مساله حركت جديدي است كه از شرايط و تحولات اخير منطقه و جهان عرب متاثر شده است. اين موضوع و اتفاقات اخير پيش زمينه حمايت كشورهاي مختلف جهان را از كشور مستقل فلسطين فراهم خواهد كرد و زمينه فشار بر روي رژيم صهيونيستي را بيشتر ميكند.
اسراييل با اعمال سياستهاي مختلف از جمله ادامه شهركسازي همچنان به اقدامات تجاوز گرانه خود ادامه ميدهد و شايد با بيدار كردن و جلب افكار عمومي جهان بتوان از اعمال اين فشارها كاست. به هر حال اين امر موجب ميشود كه رأيگيري بر سر استقلال كشور فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل با روند بهتري پيش رود و موجب افزايش رأي موافق شوراي امنيت شود و حتي مانع از آن شود كه امريكا از فشارهاي خود عليه كشورهاي موافق استفاده كند.
خراسان
«ايران سياست آژانس در برابر آژانس را در پيش گيرد» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم بهروز بيهقي است كه در آن ميخوانيد:
با گزارش جديد يوکيا آمانو، مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي و اظهارات وي درباره ابعاد نظامي احتمالي در برنامه هستهاي ايران، گزارش چندي قبل خبرگزاري آسوشيتدپرس مبني بر برنامه ريزي آمانو براي اثبات وقوع آزمايش تسليحات هستهاي در ايران چندان دور از انتظار نيست ايران تاکنون بارها بر بي اساس بودن مطالعات ادعايي يا همان ابعاد نظامي احتمالي تاکيد کرده و در قالب نامهاي ۱۱۷ صفحهاي به مطالعات ادعايي پاسخ گفته است، با اين حال شتاب رو به فزوني آژانس و در حقيقت آمريکا براي نظامي جلوه دادن ماهيت برنامه هستهاي ايران ايجاب ميکند که ايران نيز با تجهيزي کاملا حقوقي - فني و با بهره گيري از قدرت نرم رسانهها در عرصه بين المللي پاي در ميدان اين مصاف ماهيتا سياسي بگذارد.
ارائه نشدن اسناد مطالعات ادعايي گرچه هم چنان و به همان قوت ستون فقرات استدلالهاي حقوقي ايران عليه ابعاد نظامي احتمالي را شکل ميدهد، اما بايد تمرکز بر صحت و سقم اسناد مطالعات ادعايي را به دغدغهاي دستکم ميان موافقان و متحدان سياسي بدل کرد. مطالبه اسناد مطالعات ادعايي از سوي تروئيکاي جنبش عدم تعهد يا کشورهايي مانند ترکيه و برزيل راهکارهايي در همين راستاست که با پوشش رسانهاي گسترده، زمينه ساز ايجاد سوال در افکار عمومي درباره ادعاهاي آژانس خواهد شد.
از اينها گذشته، پي گيري سياست «آژانس در برابر آژانس» و تمرکز رسانه اي- تبليغاتي بر آن ميتواند ترديدها درباره ادعاهاي آمانو را دو چندان کند. اظهارات يوکيا آمانو در نشست شوراي حکام به طور نسبي نشان ميدهد که وي پاسخي به ظاهر متقن در برابر سياست «آژانس در برابر آژانس» در آستين ندارد. آمانو در سخنان اخيرش از اظهارنظر درباره محتواي نامه دکتر فريدون عباسي، رئيس سازمان انرژي اتمي خودداري و تنها آن را نارضايت بخش توصيف کرد.
رئيس سازمان انرژي اتمي در نامه خود اسنادي از آژانس را در برابر مدير کل آژانس نهاده بود که وي نميتوانست آنها را کتمان کند. تاکيد رئيس سازمان انرژي اتمي بر توافقهاي ايران و آژانس در دوره رياست محمدالبرادعي و بازخواني پرونده مداليته که طبق آن قرار بود آژانس با اعلام نظر درباره مواردي معدود در برنامه هستهاي ايران روند طرح سوالها و ابهامهاي پياپي را متوقف کند، دفاعي حقوقي بود که آمانو تنها به سکوت از کنار آن گذشت.
طبيعي است که اگر دستگاه ديپلماسي کشور با اهتمام بيشتري، اعلام رسمي پايان يافتن برنامه کار (مداليته) توسط آژانس را در کانون توجه محافل ديپلماتيک و رسانهاي بين المللي قرار دهد، افکار عمومي بيشتر عمق و کنه عهدشکني مقامهاي کنوني آژانس را درخواهند يافت. آمانو تقريبا هر مکاتبه رسمي با ايران را به عرصه رسانهها کشانده است و چه بهتر که از اين پس ايران نيز مکاتبات رسمي و استدلالهاي حقوقي اش را رسانهاي کند.
جمهوري اسلامي
«اهداف ناتو از جنگ فرسايشي در ليبي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ويليام هيگ، وزير خارجه انگليس در جريان ديدار با گروههاي مخالف قذافي در "بنغازي" از احتمال ادامه جنگ داخلي در ليبي تا زمستان آينده خبر داد و خاطرنشان ساخت اگر جنگ تا سال جديد ميلادي هم ادامه يابد، ناتو همچنان به ادامه جنگ ميانديشد و از برخورد با قذافي منصرف نخواهد شد.
اين اظهارنظر هيگ نشانگر آنست كه غرب در تصميم خود براي سرمايهگذاري برروي ادامه جنگ داخلي ليبي و فرسايشي نمودن آن، سماجت به خرج ميدهد و مايل است از فرصتهاي به دست آمده براي پيشبرد طرحها و برنامههاي استعماري خود سوءاستفاده كند. پيش از اين، درخصوص بهره برداريهاي انحرافي ناتو از تحولات ليبي، هشدار داده ميشد لكن مقامات غربي در اين زمينه سكوت ميكردند و كمتر حاضر به اظهارنظر صريح در مورد نقش آفريني مستقيم در جنگ ليبي ميشدند. اين درحاليست كه برخي اعضاي اروپائي ناتو، مخالف دخالت مستقيم نظامي در ليبي هستند و معتقدند نقش آفريني ناتو در خارج از مرزهاي جغرافيائي كشورهاي عضو، با اهداف بنيادي ناتو و فلسفه وجودي آن مغايرت دارد و باعث تنش آفريني عليه ناتو و ايجاد بحران در ساختار آن ميشود و ثبات سياسي ناتو را متزلزل خواهد ساخت.
البته مقامات آمريكا و انگليس اميدوارند از اين فرصتهاي طلائي براي تجزيه ليبي و يا لااقل تضعيف كامل آن بهرهبرداري كنند تا در هر صورت، مسئولان دولت آينده ليبي از موقعيت ضعيفتري در قلمرو مسائل نفتي و سياسي در مقياس داخلي، منطقهاي و بينالمللي سخن بگويند و عمل كنند. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه ليبي بزرگترين كشور نفتي در قاره آفريقا محسوب ميشود و در عين حال با در اختيار داشتن منابع عظيم نفتي و درآمدهاي نجومي، درحد و اندازه خود، تأثيرگذار بوده است.
هيگ در اظهارات خود، ناتو را در قبال تحولات ليبي، ناكام توصيف كرد و اظهار داشت رمز ناكامي ناتو در اينست كه معمر قذافي سرسختتر از آن چيزي بود كه انتظار ميرفت و به تمامي طرحها و پيشنهادات براي كناره گيري و واگذاري قدرت پاسخ منفي داد.
با اين حال، به نظر ميرسد براي استمرار جنگ داخلي ليبي و اعمال فشار مستمر ناتو، دلايل ديگري نيز وجود دارد و آمريكا و انگليس، بيش از ساير كشورهاي عضو ناتو، به ادامه وضع موجود اصرار ميورزند. در واقع همه چيز به "طرحهاي آينده براي ليبي" باز ميگردد كه در پرتو جنگ داخلي فرصتي براي پياده كردن نيروهاي ويژه و انجام عمليات نفوذي در ليبي، پديدار شده است. نبايد از نظر دور داشت كه در نخستين روزهاي شروع حوادث ليبي، انگليس به بهانه نجات شهروندان انگليسي در صنايع نفت ليبي، با انجام عمليات كماندوئي، دهها تن از نيروهاي ويژه و جاسوسان انگليسي را به ليبي اعزام نمود ولي حتي پس از پايان عمليات نيز، نيروهاي ويژه را در مقياسي وسيعتر در ليبي مستقر ساخت.
طي هفتههاي اخير بالگردهاي جنگي انگليس، فرانسه و ايتاليا بدون هيچگونه محدوديتي وارد قلمرو هوائي ليبي شده و از نزديك تاسيسات زيربنائي، مراكز نظامي و حتي مناطق مسكوني را هدف حملات سازمان يافته قرار ميدهند و بدون نگراني از مقاومت و شليك پدافند هوائي به ناوگانهاي مستقر در مديترانه باز ميگردند. از جمله طي روزهاي اخير ايستگاههاي راداري، پستهاي فرمانده و برخي مناطق مسكوني در طرابلس و حومه در معرض حملات موشكي و بمبارانهاي هوائي ناتو قرار گرفته است.
آنچه در اين ميان بيشتر جلب توجه ميكند، عدم حضور آلمان و مخالفت صريح دولت آنگلامركل با سياستهاي تهاجمي ناتو است كه از ديدگاه آلمان غيرقابل توجيه و حتي غيرضروري است. مقامات آلماني تصريح ميكنند كه موضوع بايد از مجاري ديپلماتيك و از طرق ديگري با اعمال فشار فزاينده عليه قذافي پيگيري شود لكن آمريكا و انگليس و حتي فرانسه به اقدامات نظامي عليه قذافي تمايل دارند.
رسالت
«بازخواني مكتب امام(ره)» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در آن ميخوانيد:
همان نقشي كه انسان تراز و الگو در جامعه خود بر جاي ميگذارد، جامعه تراز و الگو نيز داراي همان تاثير بر ديگر جامعههاي بشري است و به سرعت به عنوان مطالبه و مطلوب ديگر ملتها مطرح ميشود و اين واقعيت در دنياي ارتباطات، طبعا از شتاب بالاتري برخوردار است.
اينك بيش از سي و دو سال است كه ملت ايران با تمسك به مكتب امام(ره) توانسته است به دستاوردهايي برسد كه هر ملتي آرزوي دستيابي به آن را دارد. فراهم شدن فرصت براي حضور پر بركت و مستمر مردم در صحنه سياسي كشور، بدون هيچ گونه واهمه از نظام سلطه جهاني و دگرگون شدن از ملتي وابسته و تحقير شده و فرمان پذير به ملتي مستقل و تاثيرگذار در عرصه جهاني، امروز به عنوان مهمترين آرمان و شعار ملتهاي مسلمان و حتي مردم برخي كشورهاي اروپايي قابل تامل و توجه است.
امروز مكتب امام به عنوان سكه رايج در بازار جهان اسلام از رونق و اعتباري بيبديل برخوردار است و لذا ضرب سكههاي ناخالص و بدلي به اين نام، مسئلهاي است كه بايد هوشيارانه مورد توجه قرارگيرد.
اينك فراگير شدن اسلام خواه با الگوي مكتب امام، آنچنان است كه هيچ مكتبي را توان رويارويي با آن نيست و لذا نبايد از ترفند دشمن در ايجاد انحراف در مكتب امام غفلت ورزيد.
از آنجا كه مكتب امام، جامعالاطراف و مبتني بر حقيقت و فطرت همه انسانهاست عموم مردم كشورهاي اسلامي، مشتاق آن هستند، هر چند اصحاب فرقهها و گروههايي كه برداشتهاي انحرافي از اسلام دارند با مكتب امام مخالفت كنند. بر اين اساس، كند و كاو در عوامل توانمند ساز مكتب امام و شناسايي شاخصترين ابعاد آن بيش از هر زمان ديگر ضروري به نظر ميرسد تا مبادا ضعف آگاه و برداشتهاي يك سويه زمينه انحراف از مكتب امام را فراهم سازد.
مقام معظم رهبري به عنوان شخصيتي كه بيست و دو سال پس از امام(ره) توانمندي و كارآمدي مكتب امام را به نمايش گذاشتهاند، در مراسم سالگرد رحلت آن بزرگوار ضمن آسيب شناسي مهمترين ابعاد مكتب امام را ترسيم فرمودند كه ذيلا به نكات و برداشتهايي از سخنان معظم له اشاره ميشود.
نكته اصلي آن است كه مكتب امام داراي سه بعد معنويت، عقلانيت و عدالت ميباشد كه به عنوان يك مجموعه و در كنار هم قابل تفسير و تبيين است.
رهبري بر اين انسجام چنين تاكيد فرمودند:"مكتب امام يك بسته كامل است، يك مجموعه است، داراي ابعادي است، اين ابعاد را بايد با هم ديد، با هم ملاحظه كرد. "
لذا توجه به اين نكته ضروري است كه مكتب امام، به لحاظ همه ابعاد آن است كه توانمند، غير قابل نفوذ و شكست ناپذير ميباشد و هر گونه غفلت از يكي از ابعاد آن زمينه آسيب پذيري آن را فراهم ميسازد.
سياست روز
«مردم ابنالوقت نيستند» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته که طبق معمول کار روزانه مشغول خواندن سرمقالههاي روزنامههاي صبح بودم، به سرمقالهاي برخورد کردم که توجهم را جلب کرد. عنوان سرمقاله اين بود؛ «آقاي رئيس، آسياب به نوبت!»
تيتر سرمقاله اين روزنامه، از آنجا جلب توجه کرد که ذهنم به سمت اتفاقي که براي رئيسجمهور هنگام سخنراني در حرم مطهر حضرت امام(ره) رخ داد، رفت. حدسم درست بود و محتواي آن به همان واقعه اختصاص داشت.
خواندم و خواندم و پس از پايان سرمقاله آن همکار محترم مطبوعاتي، شرمنده شدم که چرا چنين قضاوت ناعادلانهاي بايد صورت گيرد. نويسنده پس از اتفاق سال گذشته که براي سيد حسن خميني در حرم مطهر حضرت امام روي داده بود با اتفاق امسال که براي رئيسجمهور در حرم بنيانگذار انقلاب اسلامي رخ داد به مقايسه رفته بود. از تعابير و تفاسيري نسبت به مردم بهره برده که جاي تامل وتاسف بسيار دارد.
نويسنده مقاله نوشته بود، «ديگر اين که با ريسمان نامطمئن آرا و تاييديههاي آني عامه مردم نبايد خود را در چاه انداخت که بيرون آمدن از آن ناممکن است. مگر همين مردم نبودند که يک روز ميگفتند بازرگان بازرگان نخستوزير ايران و فردايش شعار دادند که بازرگان بازرگان پير خرفت ايران؟»
آيا اين تعبير که راي مردم ريسمان نامطمئني است که فرد انتخاب شده را به چاه مياندازد وخارج شدن از آن ناممکن است، منصفانه است؟ مردم تا هنگامي که فرد انتخاب شده اصول انقلاب و راه و روش امام ورهبري را طي با اوهستند، عقد اخوتي نيست اگر از آنها عدول کردند، آن ميشود که بايد بشود. مردم آگاهانه انتخاب ميکنند و آگاهانه و با بصيرت هم به حمايت خود ادامه ميدهند اگر تغيير در رفتار مردم ديده شود بازتاب رفتار فرد انتخاب شده است. مردمي که به گفته حضرت امام ولي نعمتان انقلاب هستند را ميتوان اينگونه توصيف کرد؟
مثالي که نويسنده سرمقاله از مرحوم بازرگان آورده است نيز همان مصداق است. بازرگان راه را گم کرد اما مردم راه گم نکرده بودند.
حضرت امام(ره) حتي تعبير زيبايي از مردم ايران دارند. ايشان در وصيتنامه خويش مردم ايران را برتر از ملت حجاز در زمان رسولالله(ص) و مردم کوفه و عراق در عصر اميرالمومنين و امام حسين(ع) ميداند؛ «من با جرات مدعي هستم که ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عصر رسولالله(ص) و کوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي(ع) ميباشند.»
رهبر فرزانه انقلاب هم در سخنانشان در حرم مطهرامام(ره) فرمودند: «در مکتب امام راحل مردم صاحبان اصلي مملکت هستند.»
نويسنده مقاله، به اينگونه موارد توجه نکرده است. مردم حال حاضر ايران اسلامي با تفکرات و انديشههاي شما بسيار فاصله دارند. اين مردم، بصير و آگاه هستند و ميتوانند سره را از ناسره جدا کنند.
ايران
«رمز و راز يك سكوت» عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم علياكبر جوانفكر است كه در آن ميخوانيد:
كمتر كشوري را ميتوان سراغ گرفت كه رئيس جمهور آن براي پاسخ به سؤالات نمايندگان رسانههاي ارتباط جمعي، هر از گاه وقت موسعي را اختصاص دهد و با صبر و حوصله به پرسشهاي خبرنگاران كه به صورتي كاملاً آزاد و باز مطرح ميشود، پاسخ گويد.
آقاي احمدينژاد به سبب ارتباطات گستردهاي كه با محيط پيراموني خود و با قشرهاي مختلف مردم برقرار كرده است، فينفسه به عنوان يك رسانه ارتباط جمعي شناخته ميشود، اما اين نكته نيز شايسته تأكيد است كه رئيس جمهور به شكل بارزي بر مسائل عمومي كشور از جمله تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مسلط است و فرايند رويدادهاي جاري در منطقه و جهان را با دقت و تيزهوشي رصد ميكند و با فهم و درك صحيح، به بررسي و تحليل آنها ميپردازد و همين امر سبب شده است تا او بر اساس دانش، آگاه و شناخت دقيق و منطقي از مسائل، به پرسشهاي كنجكاوانه خبرنگاران پاسخ دهد.
از جمله نكات تأملبرانگيزي كه رئيس جمهور محترم در نشست خبري عصر ديروز بر آنها تأكيد ورزيد، «سكوت الهامبخش وحدت» در برابر فشارهاي سياسي و تبليغاتي يك جريان خاص بود. كساني كه سالهاي آغازين انقلاب را به ياد دارند، اين سخن را اولين بار از شهيد مظلوم بهشتي شنيدند. او اين جمله را در برابر موج سنگين تخريب منافقين و عوامل وابسته به جريان بنيصدر ابراز كرده بود و البته آنها حتي حاضر نشدند سكوت او را تحمل كنند و سرانجام آيتالله بهشتي را به همراه 72 تن از ياران انقلاب، مظلومانه به شهادت رساندند.
رئيس جمهور پيشتر نيز در جلسه هيأت دولت تصريح كرده است كه برخي از حرفها را در دل خود نگه ميدارد. ضربالمثلي وجود دارد كه ميگويد سكوت علامت رضايت است اما با جرأت ميتوان گفت كه سكوت آقاي احمدينژاد، بلندترين فرياد اعتراض است. بدون ترديد او به كساني كه با بيپروايي و جسارت تمام، وي و همكارانش را آماج انواع تهمتهاي ناروا و توهينها قرار دادهاند، معترض است و چنين رفتاري را زيبنده كساني كه خود را افرادي مسلمان، انقلابي و متعهد به تبعيت از ولايت معزز فقيه و آرمانهاي انقلاب اسلامي وانمود ميسازند، نميداند.
رئيس جمهور محترم با سكوت معنيدار خود به مدعيان و زيادهخواهان، درس آزادگي و انصاف و مروت ميدهد. به آنها ميآموزد كه مناصب قدرت، بيارزشتر از آن است كه عدهاي براي تصاحب آن، حاضر شدهاند به هر روش و منش مذمومي متوسل شوند، وحدت ملي را به خطر اندازند، دشمنان را اميدوار و دوستان را مأيوس سازند، موازين اخلاقي و ارزشي را زير پا بگذارند و حتي با خودزنيهاي پي در پي، توجهات را به سوي خود جلب كنند.
«سكوت الهام بخش وحدت»، موضع شفاف رئيس جمهور محترم در برابر كساني است كه قافيه سياست را پيش روي خود باخته ديدهاند و به هر وسيلهاي متشبث ميشوند تا بلكه بتوانند آب رفته را به جوي بازگردانند. به آنها ميتوان گفت كه براي جبران مافات، بايد به خود آيند، از ادامه راه ناصوابي كه در پيش گرفتهاند، باز ايستند، شهامت خود را با پذيرش خطايي كه مرتكب شدهاند، نشان دهند و از كوبيدن بر طبل توخالي «جريان انحرافي» كه صرفاً بازتاب دهنده يك صداي گوش خراش است، دست بردارند.
تهران امروز
«ضرورت نوزايي در جبهه فرهنگي» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد سيدپور است كه در آن ميخوانيد:
آيا پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب توانستهايم به آرمانها و ايدهآلهاي فرهنگي مورد نياز جامعه دست يابيم؟ و آيا توانستهايم ساختار و سازواره «زيست متعالي فرهنگ» را به مثابه نقشه راه براي نسلهاي آينده تهيه و مهيا كنيم؟ پرسشها و تاملاتي از اين دست ميتواند پاسخگوي چرايي تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي در كشور باشد چرا كه فضاي عمومي جامعه و سمپاشيهاي آشكار دشمنان نشان ميدهد بايد هر روز براي مواجهه با ترفندهاي تازه از راه رسيده و برطرف ساختن ناهنجاريهاي فرهنگي، طرحي داشت و فكري كرد.
شوراي عالي انقلاب فرهنگي از اين جهت قرارگاه اصلي، مركز فرمانده و مغز متفكر نظام در پيشبرد اهداف انقلاب و خنثيسازي جريانهاي نامتجانس با كليت فرهنگ جامعه تلقي ميشود و تمام آحاد جامعه دلخوش و اميدوار به روشنگريها، برنامهريزيها و توانمنديهاي اين جمع نخبه هستند. اگر چنين انتظاري از چنان جمع نخبه و برگزيدهاي درست باشد – كه هست- پس بيراه نخواهد بود اگر گفته شود ضعف اين گروه يا كم كاري آنها نيز ميتواند سببساز گسترش و ترويج اعوجاجات فرهنگي در كشور باشد.
زماني كه آفتهاي فرهنگي و ناهنجاريهاي ضد ارزشي از زير چشم تيزبين نخبگان فرهنگي با غمض عين رد شود و كسي را پرواي ساختارشكنيهاي افراطي مشتي جماعت گم كرده راه نباشد، بايد هم تفكرات خام جريانهاي انحرافي و جريانهاي ناكام عرفانهاي دروغين و رنگارنگ نوساز، در دل نوگلان و نوجوانان اين ملت ريشه بدواند و جاي حق و حقيقت را تنگ و تنگتر كند. رونق بازار مكاره خرافات نه از قدرت خرافهفروشان كه از كم كاري حقيقتگراياني است كه بايد نگاهبانان و حافظان حريم راستي و پيراستگي باشند.
همانها كه بايد با درافكند طرح مهم و اساسي «مهندسي فرهنگي» و تهيه نقشه جامع «الگو و سبك زندگي ايراني» به باز توليد حيات پوياي جامعه ياري ميرساندند و به چگونگي و چرايي زندگي متعالي و بالنده نسلهاي نوخاسته پاسخي درخور و شايسته ميدادند. انقلابي كه از هر سو و هر لحظه تهديد ميشود و فرهنگي كه بن مايه و شيرازه اصلي چنين انقلاب پرشكوه است بايد هم محافظان و نگاهبانان شايستهاي داشته باشد و هم طرحي براي خنثيسازي آماج تهديدها.
شوراي انقلاب فرهنگي به رغم همه كوششها و تلاشهايي كه صورت داده هنوز نتوانسته نقش اساسي و راهبردي خودش را براي ترسيم نقشه تعالي فرهنگي كشور، آنچنانكه شايسته و بايسته چنين نهاد مهمي است، ايفا كند.
دير زماني است كه رهبر فرزانه انقلاب بر جديت تهديدات فرهنگي تاكيد كردهاند تا هشداري باشد براي همه متوليان و مسئولين كه به مسائل و چالشهاي فرهنگي كشور اهتمام ويژه داشته باشند و از نگاه مقطعي و كوتاه مدت پرهيز كنند. راه مانايي و پايداري انقلاب تقويت جبهه فرهنگي است و آرايش اين جبهه نبايد فقط پدافندي بلكه بايد آفندي نيز باشد. انقلاب ايران فرهنگيترين انقلاب معاصر است و تداوم آن نيز بايد مبتني بر زايش و نوزايي فرهنگي باشد، از اين روست كه اين كشور همواره به تداوم انقلاب فرهنگي محتاج است.
اكنون كه رهبر معظم انقلاب اعضاي جديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي را منصوب كردند شايسته است تا با مرور عملكرد گذشته به نيازسنجي آينده پرداخته شود و همعنان با دگرگونيهاي بيوقفه جهان پرشتاب وبيداري اسلامي فراگير منطقه وتحولات و نيازهاي فرهنگي نسلهاي كنوني ايران اسلامي، به چشمانداز نويدبخش فردا دست يابيم. زمان مجال تكرار به انسان نميدهد وفرصتها چون ابر بهاري در گذرند و آزموده را آزمودن خطاست. ايران فردا به جهاد فرهنگي و بازتوليد و باز مهندسي فرهنگ نياز وافر دارد وراه به جزساخت آينده متعالي مبتني بر ارزشهاي جاودان اسلامي وجود ندارد. ساختي كه نقشه آن در دست اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.
مردم سالاري
«نگاه مصر به ايران» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم فرزاد رمضاني بونش است كه در آن ميخوانيد:
دومينوي انقلابهاي عربي در خاورميانه و پيروزي انقلاب مصريها در سرزمين فراعنه و سرنگوني مبارک باعث شد تا شوراي عالي نظامي براين کشور مهم و استراتژيک در خاورميانه مسلط شود و دوراني جديد در مصر با نام فرايند دوران گذار آغاز گردد. در اين بين اين تغيير و دگرگوني باعث واکنشهايي در کشور ما گرديد و باعث شد تا بسياري روند عادي سازي مناسبات بين دو کشور را قريب الوقوع ارزيابي کنند.
در اين بين به راستي آيا قاهره و نخبگان حاکم جديد براين کشور نيز تمايلي به رابطه مهم و استراتژيک با ايران دارند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت اگر از منظري واقع بينانه به نگاه نخبگان جديد مصري به ايران بنگريم شوراي عالي نظامي حاکم يا اليگارشي نظامي قبلي عملا مجددا بر سيستم سياسي حاکم شده و سيستم را به نحوي با ايجاد تغيير در شخصيت و تغيير در کارگزار سياسي بازتعريف کرده است. در اين بين به عبارتي هر چند ميتوان گفت تغييراتي، شکلي و ظاهري در اين کشور رخ داده است اما دامنه اين تغييرات به گونهاي نيست که بتوان به آن نام تغييراتي حداکثري داد.
در اين بين نيز بايد گفت همچنان که برخي از موانع ساختاري و بنيادين برقراري روابط با ايران از بين رفته است موانع و چالشهايي نيز همچنان تداوم داشته ودارد لذا نبايد انتظار داشت که مصريها در شرايطي فعلي با آغوشي گشوده به فکر روابط حداکثري با ايران باشند.
در اين بين اگر بخواهيم به گسترهاي از موانع مهم داخلي و خارجي در روابط با ايران از ديد مصريها اشاره کنيم جدا از موانعي داخلي همچون نام خيابان خالد اسلامبولي و هراس از نوع تاثيرگذاري تهران در جريانات سياسي مصر، ميتوان به موانع بين المللي و منطقهاي اشاره کرد که در واقع نخبگان جديد مصري را از هرگونه گسترش روابط با ايران باز ميدارد. در اين بين جدا از نوع بازي واشنگتن و فشارهاي ويژه اين کشور با ابزارهاي مالي و سياسي بايد به نوع تاثيرگذاري تل آويو و هشدارها مبني بر برقراري روابط با تهران نيز اشاره کرد. در بعد ديگر نيز بايد توجه داشت که رياض نيز با توجه به روابط واگراي خود با تهران و همچنين استفاده از ابزارهاي مالي رسانهاي و سياسي مايل به گسترش روابط تهران قاهره نيست.
در اين بين بايد گفت چنانچه سياست خارجي ايران ميکوشد تا روابط خود را با مصر عادي کرده و گسترش دهد نخست آنکه بايد بدون شتاب زدگي به بر طرف کردن موانع دوجانبه گسترش روابط بپردازند و در وهله دوم تا انتخابات پارلماني و رياست جمهوري اين کشور در آينده براي برقراري روابط کامل و دوجانبه با تدبير و تامل عمل کنيم تا نگرانيهاي بي حاصل در مورد نقش احتمالي تهران در مصر برطرف شود.
ابتكار
«خرد جمعي مردم در بزنگاههاي سرنوشت!» عنوان سرمقالهِ روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وكيلي است كه در آن ميخوانيد:
اگر در گذشته سرمايههاي مادي و يا علمي و تکنولوژيک پايه اقتدار کشورها بود، امروز با تجربهاي که از درون گفتمان انقلاب اسلامي توليد و عرضه شده، سرمايهاي محوري به نام مردم، در رديف سرمايههاي ملي هر کشور قرار گرفته است. مردم براي سياستمداران، همچون ابزار مشروعيتآوري، بهانه ورود به قدرت بودند؛ اما گفتمانسازي امام حول اهتمام و اعتماد به مردم و محوربودن مطالبات مردم، اين نگاه ابزاري را دچار چالش کرد. اعتماد امام به مردم در طول نيمقرن گذشته، بزنگاههايي را خلق کرد که پيروز آن خود مردم بودند.
مردم در 15خرداد 42 تمام تدابير حکومت را بههم ريختند. مردم در بهمن 57 اقتدار حکومت را شکستند. مردم در تثبيت انقلاب، کاستيهاي ناشي از بياطلاعي انقلابيون در اداره کشور را جبران کردند. ملت ايران در بزنگاه دفاع مقدس، تمام پيشبينيهاي رژيم صدام و حاکمان آن روز را باطل کردند و حماسهاي جاودان از خود به يادگار گذاشتند.
اين مردم بودند که با خواست امام جبههها را با شور اداره کردند و وقتي مصلحتانديشي امام را باور کردند، به پذيرش قطعنامه با نگاه عاقبتانديش ارج گذاشتند. البته امروز نقشآفريني مردم در همه نظامهاي سياسي کموبيش پذيرفته شده و در قالبهاي متفاوتي درخور توجه است. کمتر کسي است که به اهميت افکار عمومي در روند کشورداري اذعان نداشته باشد. موفقيت سازمانها و حکومتها با چگونگي نقش و جايگاهشان نزد افکار عمومي محک زده ميشوند. حکومتهايي که روند حرکت خود را با طول موج افکار عمومي تنظيم نموده و با صداقت سعي ميکنند در صحنه روابط اجتماعي با مردم خود، باورمند رفتار نمايند، مسير موفقيتآميزي را در پيش دارند؛ بنابراين مردم ظرف موفقيت سياستمداران هستند.
اگر اعتماد مردم بهدست آيد، سرمايهاي به گراني يک ملت، پشت يک حکومت قرار ميگيرد. اما اعتمادسازي جادهاي دوطرفه است، تا زمانيکه مردم را قلباً باور نداشته و به آنها اعتماد نکنيم، معتمد آنها واقع نميشويم. در طول سه دهه گذشته، هرگاه سياستمداري با احساس مردم همراه شده، مردم او را پذيرفته و با او هماحساس شدهاند، اما مردم بهواسطه تراکم امواج حاصل از عصر ارتباطات ياد گرفتهاند که هر ادعايي را بهسادگي باور نکنند. حسگرهاي هوشمند مردم آنها را قادر ساخته است تا ادعاهاي واه مردممدار را باور نکنند. اين حسگرها عيارشناس ادعاهاي سياستمداران شده است. سياستمداري که صداقت نداشته باشد، دير يا زود در دستگاه حسگر مردم رسوا ميشود، اقبال و ادبار مردم به اشخاص، حکم معجزه را پيدا کرده است.
با تبليغات و هوچيگري نميتوان در قلب مردم جاي گرفت و جايگاه پايداري بهدست آورد. مردم را بايد بهطور واقعي باور کرد. مسئله آنها را مسئله خود دانست و شادي و غم آنها را شادي و غم خود بهحساب آورد. تظاهر به مردمداري، دوره مصرف بسيار محدودي دارد. اينکه رهبر انقلاب بهدرستي، در مراسم بيستودومين سالگرد معمار «مردمباوري» فرمودند، مملکت صاحب دارد و صاحبش مردم هستند، نشان از راهبرد صحيح ايشان در اعتماد به مردم است و درک ارزش اين سرمايه گرانسنگ است. رفتار پيچيده مردم در بزنگاههاي مختلف نظام، برگرفته از اين حسگر هوشمند آنها در اعتماد و باور به سياستمداران است. اگر روزي مردم از سياستمداري برگشتند، اين مردم نيستند که اشتباه کردهاند، بلکه اين سياستمداران هستند که بايد علت را در خود جويا شوند. رفت و برگشتهاي مردم بيجهت و از سر احساس صرف نيست. تجربه انقلاب اسلامي نشان داده که خرد جمعي مردم کمتر اشتباه ميکند. ممکن است در مواقعي تحتتأثير تبليغات، اقبالي کاذب نشان دهند؛ اما بهسرعت حسگرهاي هوشمند جمعي پالايش ميکند و طلاي ناب را از بدلها تشخيص ميدهند.
در سرمقاله ديروز روزنامه ابتکار، نويسنده با ذکر مثالي، تعبيري بهکار برده بود که هيچ نسبتي با هوشمندي مردمي به عظمت ملت ايران نداشت. سهو ايشان در بهکاربردن اين مثال، حتماً در نگاه تيزبين خوانندگان، به پاي اعتقادات روزنامهنگاران اين روزنامه گذاشته نخواهد شد و يقين داريم حسگرهاي هوشمند مردم اين خطاي در مثال را خواهند بخشيد؛ چراکه معتقديم خرد جمعي مردم، کمتر اشتباه ميکند.
آنچه اين روزها در منطقه خاورميانه باعث شده روز ديکتاتورها به شب سياه تبديل شود و خواب آنان آشفته گردد و هر روز شاهد سقوط خفتبار يکي از آنان باشيم، چيزي نيست جز معجزه هوشمندي مردم که برخاستهاند تا سرنوشت خود را تغيير دهند؛ پس مردم هستند که اگر بخواهند ميتوانند و اين درس در مدرسه مردم ايران آموخته شده است.
آفرينش
«جيره بندي دلار» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
از زماني که در سال گذشته بازار ارز در کشور دچار نوسانها و تحولاتي نوين گرديد ومنجر به دو نرخي شدن دلار پس از سالها شد بسياري از کارشناسان براين اميد بودند که با توجه به وعدههاي مقامات دولتي بازار ارز در کشور بسامان گردد و از موجها و تحولات و نوسانهاي آن جلوگيري شود.
در اين بين و با اين وجود اين امر نه تنها بازار ارز در کشور مديريت نشد بلکه با توجه به تداوم دو نرخي بودن بازار ارز و همچنين ناتواني دولت در مديريت اين بازار عملا مشکلات و پيامدهاي گوناگوني براي شهروندان و اقتصاد کشور نيز به همراه داشت. در اين بين نيز در ادامه اين مشکلات در چند روز گذشته بانك مركزي بخشنامهاي را صادر كرد كه بر اساس آن عرضه دلار با محدوديت بيشتري (مثلا براي مسافران عراق و.. )مواجه شد.
در اين بين اين جيرهبندي ارز مسافرتي در شرايطي اتفاق افتاد كه محمود بهمني تا پيش از اين از منابع نامحدود ارزي بانك مركزي براي عرضه سخن گفته بود. در اين راستا اکنون اين جيره بندي جديد در شرايطي صورت ميگيرد که پيدا كردن دلار با اين شرايط جديد هم در بازار ارز كار آساني نيست و عملا بازار ارز در کشور دچار نابسامانيهايي چند گانه شده است. نابسامانيهايي که مدتي است بازار ارز به ويژه دلار و يورو را با مشتريان، واسطه گران و دلالان فراواني روبرو کرده است.
در اين حال اگر به علل اين وضعيت در بازار ارزي کشور نگاه داشته باشيم ميتوان از كاهش نرخ سود بانكي در سال 90، افزايش تقاضا براي ارز خارجي و کمبود عرضه، هجوم خرده سرمايهداران به بازار ارز و سرمايهگذاري، عرضه محدود بانك مركزي و مديريت اشتباه مقامات اقتصادي در کنترل اين روند و.. نام برد.
در اين بين قابل توجه است که قبلا نيز محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي به دفعات اعلام كرده است «فاصله نرخ آزاد و رسمي ارز را به شدت كاهش خواهيم داد و هدف بانك مركزي تك نرخ شدن ارز در بازار است» اما آنچه مشخص است اکنون نه تنها اين هدف به دست نيامده است بلکه سياست عرضه هفتهاي 2 ميليارد دلار به بازار هم تنها نتوانسته سوداگري در حوزه دلار را كاهش دهد که در واقع خود بيانگر اشتباه مقامات اقتصادي کشور در تنظيم بازار ارز است. چرا كه اگر برنامههاي بانك مركزي با موفقيت همراه بود اکنون بايد فاصله قيمت دو نرخي دلار رسمي و غير رسمي كاهش و يا از بين ميرفت در حالي که تداوم دو نرخي بودن ارز در کشور و وجود مشکلات بيشتر در بازار و همچنين سخت تر شدن دسترسي به ارز صرافيها (نرخ فروش رسمي دلار هزار و63 تومان از سوي بانك مركزي تعيين شده است)و.. بيانگر آن است که برنامهها و محاسبات مقامات جوابگوي وضعيت فعلي بازار ارز نميباشد و بايد چارهاي اساسي تر براي حل بازار ارز، جلوگيري از سوء استفاده و افزايش قيمت نرخ ارز رسمي و غير رسمي در کشور کرد. در اين بين بايد گفت صرف جيره بندي دلار در کشور بدون توجه به کنترل اساسي بازار نيز عملا همچون برنامههاي قبلي نميتواند اين بازار را سامان دهد.
حمايت
«سناريوي تکراري اوقات فراغت» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم مهدي خليلي است كه در آن ميخوانيد:
فراغت در لغت به معناي آسودگي و آسايش است. از منظر جامعه شناسان اوقات فراغت داراي سه ويژگي اصلي می باشد: رهايي از وظيفه، سرگرم کردن فرد و تاثير بر اعتلاي شخصيت است.
چگونگي گذران اوقات فراغت، هويت هر جامعه است و هر اجتماعي به سبک و روش خويش به اين مساله پاسخ ميدهد. البته جامعه بايد بداند کار تربيت يک حرکت پيوسته و مداوم است و تربيت تعطيلي ندارد و تربيت در تابستان تعليل نميشود و تربيت فقط در کلاس و مدرسه خلاصه نميشود و تربيت امري سهل و ممتنع است.
امام سجاد (ع) درباره تربيت ميفرمايند: پروردگارا در مورد تعليم و تربيت و سازندگي فرزندانم به من کمک کن و ياريم گردان که بتوانم، در حق آنان خدمت و نيکي کنم. چگونگي تدبير درباره گذران اوقات فراغت، برنامه ريزي براي تربيت و تعليم و پرهيز از بطالت است. اگر مقايسهاي ميان کشورمان با کشورهاي توسعه يافته جهان در مورد اوقات فراغت داشته باشيم درمي يابيم که در ايران اوقات فراغت 120 روز و در کشورهاي پيشرفته 90 روز در سال است و ميانگين ساعات فراغت روزانه جهان 5 ساعت و ايران 7 ساعت ميباشد.
البته به رغم فعاليتهايي که هر سال براي گذران اوقات فراغت انجام ميشود هنوز با وضعيت مطلوب فاصله فراواني دارد. عدم تناسب برنامههاي ارايه شده با ميزان فراغتي که مورد نياز جوانان است پايين بودن سهم هزينههاي اوقات فراغت در سبد خانوار بالابودن جمعيت جوان و محدوديت امکان و فضاهاي فراغت در سطح ملي از آسيبهاي گذران اوقات فراغت است.
اوقات فراغت بطالت نيست و اوقات فراغت کسالت نيست و اوقات فراغت سياست نيست که بتوان با فيلم و فوتبال و سرگرميهاي کاذب جوانان و نوجوانان را به تسخير خويش درآورد. اوقات فراغت صناعت و صنعت است و اوقات فراغت تدبير است. تدبير اينکه چگونه ميتوان نوجوانان و جوانان را در اوقات بيکاري شان به سمت ارزشهاي مطلوب و اله و انساني سوق داد. اوقات فراغت هنر است.
در توسعه و فرهنگ و حکومت و اقتصاد و اينکه چگونه ميتوان امروز را بهتر از ديروز ساخت و اينکه امروز با ديروز برابر نباشد. اميد است نهادهاي اجتماعي مانند سازمان ملي جوانان، آموزش و پرورش، تربيت بدني، صدا و سيما، شهرداري، سازمان تبليغات اسلامي و... ويژگيها و خصوصيات جوانان و نوجوانان اين مرزوبوم و در عصر اطلاعات و ارتباطات را در نظر بگيرند و بر مسوولان فرض است اندکي به ديد عمومي تر و جهاني تر به مساله اوقات فراغت نگاه کنند و برنامه ريزيهاي مناسب و شايسته ي براي جوانان اين مرزوبوم تدارک ببينند تاگورشاعر افسانهاي هند درباره اوقات فراغت ميگويد: تمدنهاي انساني، سرمايههاي جاويداني هستند که از کاشت، داشت و برداشت صحيح اوقات فراغت متجلي گشتهاند و کاتن جامعه شناس غربي ميگويد: مردم به جاي هنر، فراغت را بياموزند و در پرورش تواناييهاي خود بکوشند و فردوسي شاعر بزرگ ايراني ميگويد:
چو دي رفت فردا نيامد به پيش مده خيره بر باد اوقات خويش
و بدانيم که اگر سناريوي اوقات فراغت به درستي نوشته نشود و با برنامههاي مفيدو مناسب تکميل نگردد، بايستي منتظر عواقب بعدي آن بود. آمارهاي روزافزون جرم و جنايت و گسست خانوادههاي ايراني و برخي از آسيبهاي اجتماعي گواه و شاهد مطلوبي در اين زمينه است و شيطان هميشه براي دستهاي خالي، کارهاي بدي مييابد.
جهان صنعت
«کاهش فاصله طبقاتی، چگونه؟» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مریم باستانی است كه در آن ميخوانيد:
در نشست خبری دیروز رییسجمهور با خبرنگاران آقای احمدینژاد عنوان کرد که فاصله طبقاتی در دولت نهم و دهم کاهش پیدا کرده است.
باوجودی که ایشان به مستند بودن این موضوع و وجود آمار و اطلاعات مربوط به کاهش فاصله طبقاتی تاکید کرد اما آماری ارایه نشد که بر مبنای آن مشخص شود فاصله طبقاتی چگونه کاهش یافته است.
اگر مبنای سخنان آقای رییسجمهور ضریب جینی است که نشاندهنده فاصله دهک اول و آخر درآمدی است که گزارشهای نظارتی از نحوه اجرای برنامه چهارم توسعه به صورت کامل منتشر نشد تا این اعداد مبنای نظر کارشناسی قرار بگیرد.
اگرچه برخی مسوولان به صورت پراکنده به کاهش ضریب جینی اشاره کردهاند اما بنا به گفته آقای احمدینژاد، مبنای استناد به آمارها یک سازمان واحد (سازمان آمار) است که این دستگاه هم هنوز هیچ آمار رسمی منتشر نکرده است. صرفنظر از این نکته آنچه آقای رییسجمهور به عنوان مستند برآن تکیه میکند اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها و توزیع سهام عدالت است که ایشان میگویند این دو اقدام دولت منجر به کاهش فاصله طبقاتی شده است.
حال آنکه سهام عدالت که قابل فروش و واگذاری تا حداقل 10 سال نیست و سود آن هم بنا به گفته کسانی که دریافت کردهاند چندان قابل توجه نبوده است. درباره قانون هدفمندکردن یارانهها هم هنوز چند ماهی از اجرای قانون نگذشته و طبعا با شش ماه پرداخت یارانه نمیتوان گفت فاصله طبقاتی کم شده است.
اما آنچه قابل لمس و دیدن است، مدلهای رنگارنگ خودروهای مدل بالایی است که هر روز بر تعدادشان افزوده میشود و بسیاری تنها نظارهگرند!
دنياي اقتصاد
«همراهی بدنه بانک مرکزی با کارشناسان» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دکتر پویا جبل عاملی است كه در آن ميخوانيد:
مصاحبه اخیر دنیای اقتصاد با دکتر قضاوی، معاون اقتصادی بانک مرکزی، نکات قابلتوجهی دارد.
در مقام ارزیابی نگاه بدنه کارشناسی بانک مرکزی نسبت به سیاستهای پولی، با توجه به این مصاحبه، میتوان موارد بسیار خوشایندی را استخراج کرد که اعتماد کارشناسان را به این نهاد پولی بر میانگیزد.
به عنوان مثال آنجا که ایشان، انتشار صورت جلسات شورای پول و اعتبار و داشتن کنفرانس مطبوعاتی پس از هر جلسه را به طور ضمنی تایید میکند یا از این بالاتر، بر داشتن یک قاعده پولی با یک سطح تورمی هدف یا هدف قرار دادن یک متغیر پولی تاکید میکند و در عین حال امیدوار است روزی قانون به کمک بانک مرکزی و در واقع اقتصاد ایران آید و نهاد پولی را موظف کند که یک قاعده پولی را ارائه دهد و هر درخواستی از سوی هر کسی را که باعث اختلال در قاعده پولی میشود بدون آنکه هزینهای برای بوروکراسی بانک مرکزی داشته باشد، رد کند. در حقیقت، وی با بیان این جملات نشان میدهد که بدنه کارشناسی بانک مرکزی نیز در سیاستهای پولی و اصلیترین مسائل همراه با اجماع کارشناسان است.
فراتر از این نکته، در این مصاحبه معاون اقتصادی بانک مرکزی این پیام را میرساند که اعضای شورای پول و اعتبار نگاهی دیگر به مسائل پولی دارند. از آنجا که هیچ کس از اعضای شورای پول و اعتباری که مخالف افزایش نرخ سپردهها بودند در مقام استدلالآوری برای مردم نیستند، ایشان تنها برای روشن شدن این تصمیم به بیان نظر اجماعی شورا میپردازد. لب کلام این است که شورا بر خلاف اجماع متون اقتصادی و کارشناسان چه در داخل و چه خارج معتقد به رابطه مثبت میان نرخ بهره و تورم است و میانگارد با کاهش نرخ بهره تورم کاهش مییابد. از این نظر شورا برای آنکه تورم در دوره اجرایی هدفمندی یارانهها افزایش نیابد، موافق افزایش نرخ بهره نیست.
این بدین معناست که هنوز با وجود شواهد بسیاری که ما از اقتصاد ایران داریم و مصاحبه کننده دنیای اقتصاد به گوشهای از آن اشاره میکند، شورای پول و اعتبار ایران بر خلاف تمامی بانکهای مرکزی میخواهد از یک ابزار پولی به صورت معکوس استفاده کند. شورای پول و اعتبار تنها کانال هزینه را میبیند و از اثر قویتر در طرف تقاضای اقتصاد به راحتی میگذرد. خود معاونت اقتصادی بانک مرکزی در این مصاحبه اذعان میکند که منابع بانکی نمیتواند کفاف تقاضا را بدهد و این بدین معنی است که امسال چون هر سال، باز بر بدهی سیستم بانکی به بانک مرکزی اضافه میشود و این یعنی افزایش بیشتر نقدینگی و تورم مضاعف، آن وقت شورا بر نرخ بهره کنونی تاکید میکند!
اما جالبتر از این، آنجایی است که معاونت اقتصادی، باز در مقام بیان نظر اجماعی شورا، سخن از اصلاح قیمت نسبی میکند. شورا معتقد است که با افزایش تورم، اصلاح قیمتی که قرار بوده با اجرای هدفمندی یارانهها حاصل شود، ایجاد نمیشود. این البته جای بحث بسیار دارد و معلوم نیست چگونه تورم مانع تصحیح قیمتهای نسبی است. چه بسا بهای دو کالا با هم افزایش یابد و در نتیجه تورم افزایش یابد؛ اما قیمت یکی به نسبت دیگری افزایش یابد و اصلاح قیمتی صورت پذیرد.
«فكري براي رماتيسم!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
فرماندار يكي از شهرها- يك شهر فرضي- در اولين روزهاي بعد از انتصاب، مردم شهر را فراخواند تا در جمع آنها برنامه كاري خود را تشريح كند و درباره اقداماتي كه قصد انجام آن را دارد، توضيح بدهد، مردم كه از گوشه و كنار شهر گرد آمدند، آقاي فرماندار پشت تريبون رفت و سخن آغاز كرد... «به شما اطمينان ميدهم كه تمام توان خود را براي مبارزه با ماركسيسم و امپرياليسم به كار بگيرم، سوسياليسم كه حرفش را نزنيد، پلوراليسم قابل قبول نيست، به شدت با فمينيسم مقابله ميكنم، از مبارزه با ناسيوناليسم يك قدم كوتاه نميآيم و...» در اين هنگام پيرزني از ميان جمعيت برخاست و خطاب به آقاي فرماندار گفت؛ مادر جان! من كه از اين «ايسم، ميسم» هايي كه فرموديد چيزي سر در نميآورم ولي كاش براي «رماتيسم» من هم يك فكري ميكرديد و برنامهاي داشتيد!
علاوه بر آمار و ارقام مستندي كه تاكنون ارائه شده، فقط نيم نگاه به اقدامات دولت احمدي نژاد طي نزديك به 6 سال گذشته و مقايسه آن با اقدامات مشابه دولتهاي قبلي، براي هيچيك از ناظران واقع بين و باانصاف كمترين ترديدي باقي نميگذارد كه دولتهاي نهم و دهم در عرصههاي اقتصادي، عمراني، رفاهي، فقرزدايي، علمي، تكنولوژيك، مردم گرايي و تقريبا تمامي عرصه ها، موفقيتهاي چشمگير فراوان و در برخي از موارد، كم نظير و بي نظير داشته است، از سوي ديگر، مردم اين مرز و بوم نيز تلاش شبانه روزي و خدمات گسترده دولت و دولتمردان را قدر دانسته و در صف دولتهاي پيشين، بر «صدر» نشاندهاند، تا آنجا كه مردم دوستي و خدمت محوري دولت آقاي احمدي نژاد به اصلي ترين شاخصه دولت ايشان تبديل شده است.
اين روزها اما، در بستر رسيدگي به برخي از امور جاري كشور و مسير خدمت رساني دولت كه اصلي ترين شاخصه آن و بااهميت ترين انتظار مردم از دولتمردان است، نشانههايي - هرچند اندك و كمرنگ- از كندي به چشم ميخورد و كم توجه بخشهايي از دو قوه قضائيه و مقننه كه با مشغول شدن آنها به مسائل نه چندان اصلي نيز همراه است بر نگراني مورد اشاره ميافزايد. به عنوان مثال- و فقط به عنوان مثال- ميتوان از اجراي موفق و هوشمندانه طرح هدفمندي يارانهها ياد كرد. طرحي كه اجراي آن، خواسته و آرزوي دستكم بيست و چند ساله نظام بود و دولتهاي قبلي، اگرچه خواستار آن بودند و بر ضرورت انجام اين طرح تاكيد ميورزيدند ولي به هر علت- از جمله كمبود جرأت و جسارت- از اجراي آن طفره رفتند. اين طرح در دولت آقاي احمدي نژاد با شجاعت آميخته به هوشمندي و همكاري ساير قوا، مخصوصا مجلس شوراي اسلامي به ميدان اجرا وارد شد و از همراه آگاهانه و درخور تقدير مردم نيز برخوردار بوده و هست. اجراي اين طرح برخلاف آنچه دشمنان بيروني انتظار ميكشيدند و برخي از سياست بازان ورشكسته تبليغ ميكردند، با موفقيت چشمگيري روبرو بوده است تا آنجا كه درخواست شماري از ديگر كشورها براي الگوبرداري از آن را در پي داشته و دارد.
و اما، طرح هدفمندي يارانهها ضمن آن كه يارانهها را به هدف اصلي آن و در مسير حمايت از اقشار محروم و مستضعف جامعه هدايت ميكند- كه كرده است- و مانع از توزيع بي حساب و كتاب آن ميشود- كه شده است- «واقعي شدن» قيمتها را نيز به دنبال دارد و از اين روي افزايش بهاي برخي از كالاها و خدمات تا مرز «واقعي» آنها قابل پيش بيني بوده است و اين افزايش در مقابل پرداختهاي نقدي به مردم با محاسبه نفرات خانوارها منطقي و معقول بوده و هست. ولي قرار بود با افزايش فراتر از قيمت واقعي كالا و خدمات، يعني گراني لجام گسيخته مقابله شود و با نظارت دقيق و پيوسته، از فشار سودجويان بر مردم، مخصوصا اقشار مستضعف و حقوق بگيران جزء جلوگيري به عمل آيد، ولي متاسفانه در اين زمينه ها، كم توجه و رخوت محسوسي به چشم ميخورد كه مخصوصا افزايش بي رويه و لجام گسيخته قيمت برخي از كالاها و خدمات به بهانه اجراي طرح هدفمندي يارانه ها، فشار سودجويان بر اقشار مستضعف و كم درآمد جامعه را در پي داشته است و اين تصور نزديك به توهم را پديد آورده است كه دولت خدمتگزار، سودجويان را به حال خود رها كرده است و مجلس شوراي اسلامي و دستگاه قضايي و مراكز بازرسي و نظارتي از اين عرصه غافل شدهاند و در همان حال به شماري از مسائل دست چندم و غيرضروري و يا در اولويتهاي چندم مشغولند. نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، شرط نامعقول و غيرقابل توجيه مدرك فوق ليسانس را براي نامزدهاي نمايندگي مجلس در اولويت كاري خود قرار ميدهند و اين شرط را كه به يك «شوخي بي مزه» شبيه است با جديت دنبال ميكنند و در كم توجه غيرقابل توجيه شوراي محترم نگهبان به تصويب ميرسانند و دريغ از اختصاص بخشي از وقت و فرصت مجلس به تصويب يك طرح جدي براي نظارت قانونمند بر اموري كه تخلف و سودجويي در آنها ميتواند به چرخه زندگي عادي مردم آسيب برساند. اگرچه خدمات برجسته مجلس محترم قابل انكار نيست.
دستگاه محترم قضايي هر از چندگاه، همايش و سميناري برگزار ميكند و از برخورد سخت و پشيمان كننده با متخلفان و قانون شكنان سخن ميگويد، اما ظاهرا سودجويان قانون شكن، اين تهديدها را خيلي جدي نميگيرند و چه ميدانيم؟ شايد حق داشته باشند و به هر علت، خود را در حاشيه امن تلقي كنند! و صد البته، تلاش و خدمات دستگاه محترم قضايي نيز بر كسي پوشيده نيست.
و اما، در اين وجيزه، سخني دلسوزانه با دولت محترم در ميان است و آن، نگراني نسبت به برخي تصميمهاي احتمالا شتابزده و كم توجه به پي آمد پارهاي از مشاورههاي غيركارشناسانه است و بيم آن كه، ادامه اين روند در مسير خدمت رساني دولت محترم خدشه ايجاد كند. نگاه به مسائل جاري حكايت از آن دارند كه جرياني در مجموعه دولت محترم، اصرار دارد كفه اظهارنظرهاي به زعم خود ايدئولوژيك! و نظريه پردازيهاي بعضاً موهوم و بي پايه را كه كار اصلي دولت نيست بر كفه خدمتگزاري و تلاش بي وقفه در امور اجرايي- آن گونه كه تاكنون بوده است- برتري داده و سنگين تر كند. حاشيه سازيهاي پي درپي و جنجال آفريني اين جريان انحرافي از طريق اظهارنظرهاي سخيف ايدئولوژيك و تئوري بافيهاي بي اساس از يكسو و دخالتهاي غيركارشناسانه در عزل و نصبها و جابه جايي يا بركناري دولتمردان از سوي ديگر، روند خدمتگزاري دولت و رئيس جمهور محترم را با كندي محسوسي روبرو كرده است، تا آنجا كه وقت زيادي از فرصت گرانبهاي رياست محترم جمهوري در پاسخگويي به شبهه آفريني اين جريان انحرافي به هدر ميرود و برخي از وظايف جاري دولت و امور اجرايي كشور به دليل باندبازي جريان ياد شده با اخلال و كندي غيرقابل توجيه روبرو ميشود. نگاه هرچند گذرا به نمونههايي از اين دست كه مخصوصا طي چند ماه اخير اتفاق افتاده است به وضوح از مشغول كردن دولت خدمتگزار به اموري فرصت سوز و بيرون از بستر خدمتگزاري حكايت ميكند.
ملت ما
«انكار اسراييل درپي بيداري افكار عمومي» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم سيد مرتضي نعمتزاده، قائم مقام جمعيت دفاع از حقوق ملت فلسطين است که در آن می خوانید:
روز يكشنبه سالروز اشغال قدس بود و فلسطينيها به مناسبت بازگشت به مناطقشان در برخي مكانها از جمله كرانه باختري و بلنديهاي جولان دست به تظاهرات زدند. اما تظاهرات جولان با مقابله خشونت آميز رژيم صهيونيستي مواجه شد و در پي اين حملات بيش از 20 تن شهيد و تعداد زيادي نيز مجروح شدند. واكنش اسراييل به اين تظاهرات كه در ادامه حركتي است كه ماه گذشته به مناسبت روز نكبت صورت گرفت، با انتقاد برخي كشورها از جمله انگليس مواجه شده است.
اما رژيم صهيونيستي با انكار اين حملات گفته است كه هيچ يك از اين كشتهشدگان هدف گلوله سربازان اسراييلي قرار نگرفتهاند. سرهنگ آويتال ليبوويتز سخنگوي ارتش اسراييل درباره نحوه كشته شدن اين افراد گفته است كه احتمالا دليل مرگ اين افراد اين بوده است كه تظاهركنندگان در منطقهيي كه توسط سوريه مينگذاري شده، اقدام به استفاده از كوكتل مولوتف كردهاند. اما تصاوير منتشر شده حكايت از تيراندازي رژيم صهيونيستي بر روي ساكنان منطقه جولان دارد و با تصاوير و مستنداتي كه از تيراندازي مستقيم اسراييليها وجود دارد اين ادعاي آنها قابل قبول نيست.
اما برخي اين ادعاي رژيم صهيونيستي را تعجب برانگيز خواندهاند. اسراييل به اين دليل كه در مقابل رفتار مسالمتآميز فلسطينيها دست به اقدامي خشونتآميز زده است و در نهايت جرمي را مرتكب شده، مجبور به انكار شده است. اگرچه تظاهركنندگان ميخواستند از مرزهاي فلسطين اشغالي عبور كنند و به خاك خود بازگردند اما اين مساله اين حق را به اسراييل نميدهد كه به شكل وحشيانهيي به آنها حمله كند، حتي به بهانه دفاع از امنيت خودش.
ميتوان گفت با توجه به شرايط منطقهيي و بينالمللي و همچنين شرايط داخلي فلسطينيها، اين مساله حركت جديدي است كه از شرايط و تحولات اخير منطقه و جهان عرب متاثر شده است. اين موضوع و اتفاقات اخير پيش زمينه حمايت كشورهاي مختلف جهان را از كشور مستقل فلسطين فراهم خواهد كرد و زمينه فشار بر روي رژيم صهيونيستي را بيشتر ميكند.
اسراييل با اعمال سياستهاي مختلف از جمله ادامه شهركسازي همچنان به اقدامات تجاوز گرانه خود ادامه ميدهد و شايد با بيدار كردن و جلب افكار عمومي جهان بتوان از اعمال اين فشارها كاست. به هر حال اين امر موجب ميشود كه رأيگيري بر سر استقلال كشور فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل با روند بهتري پيش رود و موجب افزايش رأي موافق شوراي امنيت شود و حتي مانع از آن شود كه امريكا از فشارهاي خود عليه كشورهاي موافق استفاده كند.
خراسان
«ايران سياست آژانس در برابر آژانس را در پيش گيرد» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم بهروز بيهقي است كه در آن ميخوانيد:
با گزارش جديد يوکيا آمانو، مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي و اظهارات وي درباره ابعاد نظامي احتمالي در برنامه هستهاي ايران، گزارش چندي قبل خبرگزاري آسوشيتدپرس مبني بر برنامه ريزي آمانو براي اثبات وقوع آزمايش تسليحات هستهاي در ايران چندان دور از انتظار نيست ايران تاکنون بارها بر بي اساس بودن مطالعات ادعايي يا همان ابعاد نظامي احتمالي تاکيد کرده و در قالب نامهاي ۱۱۷ صفحهاي به مطالعات ادعايي پاسخ گفته است، با اين حال شتاب رو به فزوني آژانس و در حقيقت آمريکا براي نظامي جلوه دادن ماهيت برنامه هستهاي ايران ايجاب ميکند که ايران نيز با تجهيزي کاملا حقوقي - فني و با بهره گيري از قدرت نرم رسانهها در عرصه بين المللي پاي در ميدان اين مصاف ماهيتا سياسي بگذارد.
ارائه نشدن اسناد مطالعات ادعايي گرچه هم چنان و به همان قوت ستون فقرات استدلالهاي حقوقي ايران عليه ابعاد نظامي احتمالي را شکل ميدهد، اما بايد تمرکز بر صحت و سقم اسناد مطالعات ادعايي را به دغدغهاي دستکم ميان موافقان و متحدان سياسي بدل کرد. مطالبه اسناد مطالعات ادعايي از سوي تروئيکاي جنبش عدم تعهد يا کشورهايي مانند ترکيه و برزيل راهکارهايي در همين راستاست که با پوشش رسانهاي گسترده، زمينه ساز ايجاد سوال در افکار عمومي درباره ادعاهاي آژانس خواهد شد.
از اينها گذشته، پي گيري سياست «آژانس در برابر آژانس» و تمرکز رسانه اي- تبليغاتي بر آن ميتواند ترديدها درباره ادعاهاي آمانو را دو چندان کند. اظهارات يوکيا آمانو در نشست شوراي حکام به طور نسبي نشان ميدهد که وي پاسخي به ظاهر متقن در برابر سياست «آژانس در برابر آژانس» در آستين ندارد. آمانو در سخنان اخيرش از اظهارنظر درباره محتواي نامه دکتر فريدون عباسي، رئيس سازمان انرژي اتمي خودداري و تنها آن را نارضايت بخش توصيف کرد.
رئيس سازمان انرژي اتمي در نامه خود اسنادي از آژانس را در برابر مدير کل آژانس نهاده بود که وي نميتوانست آنها را کتمان کند. تاکيد رئيس سازمان انرژي اتمي بر توافقهاي ايران و آژانس در دوره رياست محمدالبرادعي و بازخواني پرونده مداليته که طبق آن قرار بود آژانس با اعلام نظر درباره مواردي معدود در برنامه هستهاي ايران روند طرح سوالها و ابهامهاي پياپي را متوقف کند، دفاعي حقوقي بود که آمانو تنها به سکوت از کنار آن گذشت.
طبيعي است که اگر دستگاه ديپلماسي کشور با اهتمام بيشتري، اعلام رسمي پايان يافتن برنامه کار (مداليته) توسط آژانس را در کانون توجه محافل ديپلماتيک و رسانهاي بين المللي قرار دهد، افکار عمومي بيشتر عمق و کنه عهدشکني مقامهاي کنوني آژانس را درخواهند يافت. آمانو تقريبا هر مکاتبه رسمي با ايران را به عرصه رسانهها کشانده است و چه بهتر که از اين پس ايران نيز مکاتبات رسمي و استدلالهاي حقوقي اش را رسانهاي کند.
جمهوري اسلامي
«اهداف ناتو از جنگ فرسايشي در ليبي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ويليام هيگ، وزير خارجه انگليس در جريان ديدار با گروههاي مخالف قذافي در "بنغازي" از احتمال ادامه جنگ داخلي در ليبي تا زمستان آينده خبر داد و خاطرنشان ساخت اگر جنگ تا سال جديد ميلادي هم ادامه يابد، ناتو همچنان به ادامه جنگ ميانديشد و از برخورد با قذافي منصرف نخواهد شد.
اين اظهارنظر هيگ نشانگر آنست كه غرب در تصميم خود براي سرمايهگذاري برروي ادامه جنگ داخلي ليبي و فرسايشي نمودن آن، سماجت به خرج ميدهد و مايل است از فرصتهاي به دست آمده براي پيشبرد طرحها و برنامههاي استعماري خود سوءاستفاده كند. پيش از اين، درخصوص بهره برداريهاي انحرافي ناتو از تحولات ليبي، هشدار داده ميشد لكن مقامات غربي در اين زمينه سكوت ميكردند و كمتر حاضر به اظهارنظر صريح در مورد نقش آفريني مستقيم در جنگ ليبي ميشدند. اين درحاليست كه برخي اعضاي اروپائي ناتو، مخالف دخالت مستقيم نظامي در ليبي هستند و معتقدند نقش آفريني ناتو در خارج از مرزهاي جغرافيائي كشورهاي عضو، با اهداف بنيادي ناتو و فلسفه وجودي آن مغايرت دارد و باعث تنش آفريني عليه ناتو و ايجاد بحران در ساختار آن ميشود و ثبات سياسي ناتو را متزلزل خواهد ساخت.
البته مقامات آمريكا و انگليس اميدوارند از اين فرصتهاي طلائي براي تجزيه ليبي و يا لااقل تضعيف كامل آن بهرهبرداري كنند تا در هر صورت، مسئولان دولت آينده ليبي از موقعيت ضعيفتري در قلمرو مسائل نفتي و سياسي در مقياس داخلي، منطقهاي و بينالمللي سخن بگويند و عمل كنند. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه ليبي بزرگترين كشور نفتي در قاره آفريقا محسوب ميشود و در عين حال با در اختيار داشتن منابع عظيم نفتي و درآمدهاي نجومي، درحد و اندازه خود، تأثيرگذار بوده است.
هيگ در اظهارات خود، ناتو را در قبال تحولات ليبي، ناكام توصيف كرد و اظهار داشت رمز ناكامي ناتو در اينست كه معمر قذافي سرسختتر از آن چيزي بود كه انتظار ميرفت و به تمامي طرحها و پيشنهادات براي كناره گيري و واگذاري قدرت پاسخ منفي داد.
با اين حال، به نظر ميرسد براي استمرار جنگ داخلي ليبي و اعمال فشار مستمر ناتو، دلايل ديگري نيز وجود دارد و آمريكا و انگليس، بيش از ساير كشورهاي عضو ناتو، به ادامه وضع موجود اصرار ميورزند. در واقع همه چيز به "طرحهاي آينده براي ليبي" باز ميگردد كه در پرتو جنگ داخلي فرصتي براي پياده كردن نيروهاي ويژه و انجام عمليات نفوذي در ليبي، پديدار شده است. نبايد از نظر دور داشت كه در نخستين روزهاي شروع حوادث ليبي، انگليس به بهانه نجات شهروندان انگليسي در صنايع نفت ليبي، با انجام عمليات كماندوئي، دهها تن از نيروهاي ويژه و جاسوسان انگليسي را به ليبي اعزام نمود ولي حتي پس از پايان عمليات نيز، نيروهاي ويژه را در مقياسي وسيعتر در ليبي مستقر ساخت.
طي هفتههاي اخير بالگردهاي جنگي انگليس، فرانسه و ايتاليا بدون هيچگونه محدوديتي وارد قلمرو هوائي ليبي شده و از نزديك تاسيسات زيربنائي، مراكز نظامي و حتي مناطق مسكوني را هدف حملات سازمان يافته قرار ميدهند و بدون نگراني از مقاومت و شليك پدافند هوائي به ناوگانهاي مستقر در مديترانه باز ميگردند. از جمله طي روزهاي اخير ايستگاههاي راداري، پستهاي فرمانده و برخي مناطق مسكوني در طرابلس و حومه در معرض حملات موشكي و بمبارانهاي هوائي ناتو قرار گرفته است.
آنچه در اين ميان بيشتر جلب توجه ميكند، عدم حضور آلمان و مخالفت صريح دولت آنگلامركل با سياستهاي تهاجمي ناتو است كه از ديدگاه آلمان غيرقابل توجيه و حتي غيرضروري است. مقامات آلماني تصريح ميكنند كه موضوع بايد از مجاري ديپلماتيك و از طرق ديگري با اعمال فشار فزاينده عليه قذافي پيگيري شود لكن آمريكا و انگليس و حتي فرانسه به اقدامات نظامي عليه قذافي تمايل دارند.
رسالت
«بازخواني مكتب امام(ره)» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است كه در آن ميخوانيد:
همان نقشي كه انسان تراز و الگو در جامعه خود بر جاي ميگذارد، جامعه تراز و الگو نيز داراي همان تاثير بر ديگر جامعههاي بشري است و به سرعت به عنوان مطالبه و مطلوب ديگر ملتها مطرح ميشود و اين واقعيت در دنياي ارتباطات، طبعا از شتاب بالاتري برخوردار است.
اينك بيش از سي و دو سال است كه ملت ايران با تمسك به مكتب امام(ره) توانسته است به دستاوردهايي برسد كه هر ملتي آرزوي دستيابي به آن را دارد. فراهم شدن فرصت براي حضور پر بركت و مستمر مردم در صحنه سياسي كشور، بدون هيچ گونه واهمه از نظام سلطه جهاني و دگرگون شدن از ملتي وابسته و تحقير شده و فرمان پذير به ملتي مستقل و تاثيرگذار در عرصه جهاني، امروز به عنوان مهمترين آرمان و شعار ملتهاي مسلمان و حتي مردم برخي كشورهاي اروپايي قابل تامل و توجه است.
امروز مكتب امام به عنوان سكه رايج در بازار جهان اسلام از رونق و اعتباري بيبديل برخوردار است و لذا ضرب سكههاي ناخالص و بدلي به اين نام، مسئلهاي است كه بايد هوشيارانه مورد توجه قرارگيرد.
اينك فراگير شدن اسلام خواه با الگوي مكتب امام، آنچنان است كه هيچ مكتبي را توان رويارويي با آن نيست و لذا نبايد از ترفند دشمن در ايجاد انحراف در مكتب امام غفلت ورزيد.
از آنجا كه مكتب امام، جامعالاطراف و مبتني بر حقيقت و فطرت همه انسانهاست عموم مردم كشورهاي اسلامي، مشتاق آن هستند، هر چند اصحاب فرقهها و گروههايي كه برداشتهاي انحرافي از اسلام دارند با مكتب امام مخالفت كنند. بر اين اساس، كند و كاو در عوامل توانمند ساز مكتب امام و شناسايي شاخصترين ابعاد آن بيش از هر زمان ديگر ضروري به نظر ميرسد تا مبادا ضعف آگاه و برداشتهاي يك سويه زمينه انحراف از مكتب امام را فراهم سازد.
مقام معظم رهبري به عنوان شخصيتي كه بيست و دو سال پس از امام(ره) توانمندي و كارآمدي مكتب امام را به نمايش گذاشتهاند، در مراسم سالگرد رحلت آن بزرگوار ضمن آسيب شناسي مهمترين ابعاد مكتب امام را ترسيم فرمودند كه ذيلا به نكات و برداشتهايي از سخنان معظم له اشاره ميشود.
نكته اصلي آن است كه مكتب امام داراي سه بعد معنويت، عقلانيت و عدالت ميباشد كه به عنوان يك مجموعه و در كنار هم قابل تفسير و تبيين است.
رهبري بر اين انسجام چنين تاكيد فرمودند:"مكتب امام يك بسته كامل است، يك مجموعه است، داراي ابعادي است، اين ابعاد را بايد با هم ديد، با هم ملاحظه كرد. "
لذا توجه به اين نكته ضروري است كه مكتب امام، به لحاظ همه ابعاد آن است كه توانمند، غير قابل نفوذ و شكست ناپذير ميباشد و هر گونه غفلت از يكي از ابعاد آن زمينه آسيب پذيري آن را فراهم ميسازد.
سياست روز
«مردم ابنالوقت نيستند» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته که طبق معمول کار روزانه مشغول خواندن سرمقالههاي روزنامههاي صبح بودم، به سرمقالهاي برخورد کردم که توجهم را جلب کرد. عنوان سرمقاله اين بود؛ «آقاي رئيس، آسياب به نوبت!»
تيتر سرمقاله اين روزنامه، از آنجا جلب توجه کرد که ذهنم به سمت اتفاقي که براي رئيسجمهور هنگام سخنراني در حرم مطهر حضرت امام(ره) رخ داد، رفت. حدسم درست بود و محتواي آن به همان واقعه اختصاص داشت.
خواندم و خواندم و پس از پايان سرمقاله آن همکار محترم مطبوعاتي، شرمنده شدم که چرا چنين قضاوت ناعادلانهاي بايد صورت گيرد. نويسنده پس از اتفاق سال گذشته که براي سيد حسن خميني در حرم مطهر حضرت امام روي داده بود با اتفاق امسال که براي رئيسجمهور در حرم بنيانگذار انقلاب اسلامي رخ داد به مقايسه رفته بود. از تعابير و تفاسيري نسبت به مردم بهره برده که جاي تامل وتاسف بسيار دارد.
نويسنده مقاله نوشته بود، «ديگر اين که با ريسمان نامطمئن آرا و تاييديههاي آني عامه مردم نبايد خود را در چاه انداخت که بيرون آمدن از آن ناممکن است. مگر همين مردم نبودند که يک روز ميگفتند بازرگان بازرگان نخستوزير ايران و فردايش شعار دادند که بازرگان بازرگان پير خرفت ايران؟»
آيا اين تعبير که راي مردم ريسمان نامطمئني است که فرد انتخاب شده را به چاه مياندازد وخارج شدن از آن ناممکن است، منصفانه است؟ مردم تا هنگامي که فرد انتخاب شده اصول انقلاب و راه و روش امام ورهبري را طي با اوهستند، عقد اخوتي نيست اگر از آنها عدول کردند، آن ميشود که بايد بشود. مردم آگاهانه انتخاب ميکنند و آگاهانه و با بصيرت هم به حمايت خود ادامه ميدهند اگر تغيير در رفتار مردم ديده شود بازتاب رفتار فرد انتخاب شده است. مردمي که به گفته حضرت امام ولي نعمتان انقلاب هستند را ميتوان اينگونه توصيف کرد؟
مثالي که نويسنده سرمقاله از مرحوم بازرگان آورده است نيز همان مصداق است. بازرگان راه را گم کرد اما مردم راه گم نکرده بودند.
حضرت امام(ره) حتي تعبير زيبايي از مردم ايران دارند. ايشان در وصيتنامه خويش مردم ايران را برتر از ملت حجاز در زمان رسولالله(ص) و مردم کوفه و عراق در عصر اميرالمومنين و امام حسين(ع) ميداند؛ «من با جرات مدعي هستم که ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عصر رسولالله(ص) و کوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي(ع) ميباشند.»
رهبر فرزانه انقلاب هم در سخنانشان در حرم مطهرامام(ره) فرمودند: «در مکتب امام راحل مردم صاحبان اصلي مملکت هستند.»
نويسنده مقاله، به اينگونه موارد توجه نکرده است. مردم حال حاضر ايران اسلامي با تفکرات و انديشههاي شما بسيار فاصله دارند. اين مردم، بصير و آگاه هستند و ميتوانند سره را از ناسره جدا کنند.
ايران
«رمز و راز يك سكوت» عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم علياكبر جوانفكر است كه در آن ميخوانيد:
كمتر كشوري را ميتوان سراغ گرفت كه رئيس جمهور آن براي پاسخ به سؤالات نمايندگان رسانههاي ارتباط جمعي، هر از گاه وقت موسعي را اختصاص دهد و با صبر و حوصله به پرسشهاي خبرنگاران كه به صورتي كاملاً آزاد و باز مطرح ميشود، پاسخ گويد.
آقاي احمدينژاد به سبب ارتباطات گستردهاي كه با محيط پيراموني خود و با قشرهاي مختلف مردم برقرار كرده است، فينفسه به عنوان يك رسانه ارتباط جمعي شناخته ميشود، اما اين نكته نيز شايسته تأكيد است كه رئيس جمهور به شكل بارزي بر مسائل عمومي كشور از جمله تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مسلط است و فرايند رويدادهاي جاري در منطقه و جهان را با دقت و تيزهوشي رصد ميكند و با فهم و درك صحيح، به بررسي و تحليل آنها ميپردازد و همين امر سبب شده است تا او بر اساس دانش، آگاه و شناخت دقيق و منطقي از مسائل، به پرسشهاي كنجكاوانه خبرنگاران پاسخ دهد.
از جمله نكات تأملبرانگيزي كه رئيس جمهور محترم در نشست خبري عصر ديروز بر آنها تأكيد ورزيد، «سكوت الهامبخش وحدت» در برابر فشارهاي سياسي و تبليغاتي يك جريان خاص بود. كساني كه سالهاي آغازين انقلاب را به ياد دارند، اين سخن را اولين بار از شهيد مظلوم بهشتي شنيدند. او اين جمله را در برابر موج سنگين تخريب منافقين و عوامل وابسته به جريان بنيصدر ابراز كرده بود و البته آنها حتي حاضر نشدند سكوت او را تحمل كنند و سرانجام آيتالله بهشتي را به همراه 72 تن از ياران انقلاب، مظلومانه به شهادت رساندند.
رئيس جمهور پيشتر نيز در جلسه هيأت دولت تصريح كرده است كه برخي از حرفها را در دل خود نگه ميدارد. ضربالمثلي وجود دارد كه ميگويد سكوت علامت رضايت است اما با جرأت ميتوان گفت كه سكوت آقاي احمدينژاد، بلندترين فرياد اعتراض است. بدون ترديد او به كساني كه با بيپروايي و جسارت تمام، وي و همكارانش را آماج انواع تهمتهاي ناروا و توهينها قرار دادهاند، معترض است و چنين رفتاري را زيبنده كساني كه خود را افرادي مسلمان، انقلابي و متعهد به تبعيت از ولايت معزز فقيه و آرمانهاي انقلاب اسلامي وانمود ميسازند، نميداند.
رئيس جمهور محترم با سكوت معنيدار خود به مدعيان و زيادهخواهان، درس آزادگي و انصاف و مروت ميدهد. به آنها ميآموزد كه مناصب قدرت، بيارزشتر از آن است كه عدهاي براي تصاحب آن، حاضر شدهاند به هر روش و منش مذمومي متوسل شوند، وحدت ملي را به خطر اندازند، دشمنان را اميدوار و دوستان را مأيوس سازند، موازين اخلاقي و ارزشي را زير پا بگذارند و حتي با خودزنيهاي پي در پي، توجهات را به سوي خود جلب كنند.
«سكوت الهام بخش وحدت»، موضع شفاف رئيس جمهور محترم در برابر كساني است كه قافيه سياست را پيش روي خود باخته ديدهاند و به هر وسيلهاي متشبث ميشوند تا بلكه بتوانند آب رفته را به جوي بازگردانند. به آنها ميتوان گفت كه براي جبران مافات، بايد به خود آيند، از ادامه راه ناصوابي كه در پيش گرفتهاند، باز ايستند، شهامت خود را با پذيرش خطايي كه مرتكب شدهاند، نشان دهند و از كوبيدن بر طبل توخالي «جريان انحرافي» كه صرفاً بازتاب دهنده يك صداي گوش خراش است، دست بردارند.
تهران امروز
«ضرورت نوزايي در جبهه فرهنگي» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد سيدپور است كه در آن ميخوانيد:
آيا پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب توانستهايم به آرمانها و ايدهآلهاي فرهنگي مورد نياز جامعه دست يابيم؟ و آيا توانستهايم ساختار و سازواره «زيست متعالي فرهنگ» را به مثابه نقشه راه براي نسلهاي آينده تهيه و مهيا كنيم؟ پرسشها و تاملاتي از اين دست ميتواند پاسخگوي چرايي تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي در كشور باشد چرا كه فضاي عمومي جامعه و سمپاشيهاي آشكار دشمنان نشان ميدهد بايد هر روز براي مواجهه با ترفندهاي تازه از راه رسيده و برطرف ساختن ناهنجاريهاي فرهنگي، طرحي داشت و فكري كرد.
شوراي عالي انقلاب فرهنگي از اين جهت قرارگاه اصلي، مركز فرمانده و مغز متفكر نظام در پيشبرد اهداف انقلاب و خنثيسازي جريانهاي نامتجانس با كليت فرهنگ جامعه تلقي ميشود و تمام آحاد جامعه دلخوش و اميدوار به روشنگريها، برنامهريزيها و توانمنديهاي اين جمع نخبه هستند. اگر چنين انتظاري از چنان جمع نخبه و برگزيدهاي درست باشد – كه هست- پس بيراه نخواهد بود اگر گفته شود ضعف اين گروه يا كم كاري آنها نيز ميتواند سببساز گسترش و ترويج اعوجاجات فرهنگي در كشور باشد.
زماني كه آفتهاي فرهنگي و ناهنجاريهاي ضد ارزشي از زير چشم تيزبين نخبگان فرهنگي با غمض عين رد شود و كسي را پرواي ساختارشكنيهاي افراطي مشتي جماعت گم كرده راه نباشد، بايد هم تفكرات خام جريانهاي انحرافي و جريانهاي ناكام عرفانهاي دروغين و رنگارنگ نوساز، در دل نوگلان و نوجوانان اين ملت ريشه بدواند و جاي حق و حقيقت را تنگ و تنگتر كند. رونق بازار مكاره خرافات نه از قدرت خرافهفروشان كه از كم كاري حقيقتگراياني است كه بايد نگاهبانان و حافظان حريم راستي و پيراستگي باشند.
همانها كه بايد با درافكند طرح مهم و اساسي «مهندسي فرهنگي» و تهيه نقشه جامع «الگو و سبك زندگي ايراني» به باز توليد حيات پوياي جامعه ياري ميرساندند و به چگونگي و چرايي زندگي متعالي و بالنده نسلهاي نوخاسته پاسخي درخور و شايسته ميدادند. انقلابي كه از هر سو و هر لحظه تهديد ميشود و فرهنگي كه بن مايه و شيرازه اصلي چنين انقلاب پرشكوه است بايد هم محافظان و نگاهبانان شايستهاي داشته باشد و هم طرحي براي خنثيسازي آماج تهديدها.
شوراي انقلاب فرهنگي به رغم همه كوششها و تلاشهايي كه صورت داده هنوز نتوانسته نقش اساسي و راهبردي خودش را براي ترسيم نقشه تعالي فرهنگي كشور، آنچنانكه شايسته و بايسته چنين نهاد مهمي است، ايفا كند.
دير زماني است كه رهبر فرزانه انقلاب بر جديت تهديدات فرهنگي تاكيد كردهاند تا هشداري باشد براي همه متوليان و مسئولين كه به مسائل و چالشهاي فرهنگي كشور اهتمام ويژه داشته باشند و از نگاه مقطعي و كوتاه مدت پرهيز كنند. راه مانايي و پايداري انقلاب تقويت جبهه فرهنگي است و آرايش اين جبهه نبايد فقط پدافندي بلكه بايد آفندي نيز باشد. انقلاب ايران فرهنگيترين انقلاب معاصر است و تداوم آن نيز بايد مبتني بر زايش و نوزايي فرهنگي باشد، از اين روست كه اين كشور همواره به تداوم انقلاب فرهنگي محتاج است.
اكنون كه رهبر معظم انقلاب اعضاي جديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي را منصوب كردند شايسته است تا با مرور عملكرد گذشته به نيازسنجي آينده پرداخته شود و همعنان با دگرگونيهاي بيوقفه جهان پرشتاب وبيداري اسلامي فراگير منطقه وتحولات و نيازهاي فرهنگي نسلهاي كنوني ايران اسلامي، به چشمانداز نويدبخش فردا دست يابيم. زمان مجال تكرار به انسان نميدهد وفرصتها چون ابر بهاري در گذرند و آزموده را آزمودن خطاست. ايران فردا به جهاد فرهنگي و بازتوليد و باز مهندسي فرهنگ نياز وافر دارد وراه به جزساخت آينده متعالي مبتني بر ارزشهاي جاودان اسلامي وجود ندارد. ساختي كه نقشه آن در دست اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.
مردم سالاري
«نگاه مصر به ايران» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم فرزاد رمضاني بونش است كه در آن ميخوانيد:
دومينوي انقلابهاي عربي در خاورميانه و پيروزي انقلاب مصريها در سرزمين فراعنه و سرنگوني مبارک باعث شد تا شوراي عالي نظامي براين کشور مهم و استراتژيک در خاورميانه مسلط شود و دوراني جديد در مصر با نام فرايند دوران گذار آغاز گردد. در اين بين اين تغيير و دگرگوني باعث واکنشهايي در کشور ما گرديد و باعث شد تا بسياري روند عادي سازي مناسبات بين دو کشور را قريب الوقوع ارزيابي کنند.
در اين بين به راستي آيا قاهره و نخبگان حاکم جديد براين کشور نيز تمايلي به رابطه مهم و استراتژيک با ايران دارند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت اگر از منظري واقع بينانه به نگاه نخبگان جديد مصري به ايران بنگريم شوراي عالي نظامي حاکم يا اليگارشي نظامي قبلي عملا مجددا بر سيستم سياسي حاکم شده و سيستم را به نحوي با ايجاد تغيير در شخصيت و تغيير در کارگزار سياسي بازتعريف کرده است. در اين بين به عبارتي هر چند ميتوان گفت تغييراتي، شکلي و ظاهري در اين کشور رخ داده است اما دامنه اين تغييرات به گونهاي نيست که بتوان به آن نام تغييراتي حداکثري داد.
در اين بين نيز بايد گفت همچنان که برخي از موانع ساختاري و بنيادين برقراري روابط با ايران از بين رفته است موانع و چالشهايي نيز همچنان تداوم داشته ودارد لذا نبايد انتظار داشت که مصريها در شرايطي فعلي با آغوشي گشوده به فکر روابط حداکثري با ايران باشند.
در اين بين اگر بخواهيم به گسترهاي از موانع مهم داخلي و خارجي در روابط با ايران از ديد مصريها اشاره کنيم جدا از موانعي داخلي همچون نام خيابان خالد اسلامبولي و هراس از نوع تاثيرگذاري تهران در جريانات سياسي مصر، ميتوان به موانع بين المللي و منطقهاي اشاره کرد که در واقع نخبگان جديد مصري را از هرگونه گسترش روابط با ايران باز ميدارد. در اين بين جدا از نوع بازي واشنگتن و فشارهاي ويژه اين کشور با ابزارهاي مالي و سياسي بايد به نوع تاثيرگذاري تل آويو و هشدارها مبني بر برقراري روابط با تهران نيز اشاره کرد. در بعد ديگر نيز بايد توجه داشت که رياض نيز با توجه به روابط واگراي خود با تهران و همچنين استفاده از ابزارهاي مالي رسانهاي و سياسي مايل به گسترش روابط تهران قاهره نيست.
در اين بين بايد گفت چنانچه سياست خارجي ايران ميکوشد تا روابط خود را با مصر عادي کرده و گسترش دهد نخست آنکه بايد بدون شتاب زدگي به بر طرف کردن موانع دوجانبه گسترش روابط بپردازند و در وهله دوم تا انتخابات پارلماني و رياست جمهوري اين کشور در آينده براي برقراري روابط کامل و دوجانبه با تدبير و تامل عمل کنيم تا نگرانيهاي بي حاصل در مورد نقش احتمالي تهران در مصر برطرف شود.
ابتكار
«خرد جمعي مردم در بزنگاههاي سرنوشت!» عنوان سرمقالهِ روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وكيلي است كه در آن ميخوانيد:
اگر در گذشته سرمايههاي مادي و يا علمي و تکنولوژيک پايه اقتدار کشورها بود، امروز با تجربهاي که از درون گفتمان انقلاب اسلامي توليد و عرضه شده، سرمايهاي محوري به نام مردم، در رديف سرمايههاي ملي هر کشور قرار گرفته است. مردم براي سياستمداران، همچون ابزار مشروعيتآوري، بهانه ورود به قدرت بودند؛ اما گفتمانسازي امام حول اهتمام و اعتماد به مردم و محوربودن مطالبات مردم، اين نگاه ابزاري را دچار چالش کرد. اعتماد امام به مردم در طول نيمقرن گذشته، بزنگاههايي را خلق کرد که پيروز آن خود مردم بودند.
مردم در 15خرداد 42 تمام تدابير حکومت را بههم ريختند. مردم در بهمن 57 اقتدار حکومت را شکستند. مردم در تثبيت انقلاب، کاستيهاي ناشي از بياطلاعي انقلابيون در اداره کشور را جبران کردند. ملت ايران در بزنگاه دفاع مقدس، تمام پيشبينيهاي رژيم صدام و حاکمان آن روز را باطل کردند و حماسهاي جاودان از خود به يادگار گذاشتند.
اين مردم بودند که با خواست امام جبههها را با شور اداره کردند و وقتي مصلحتانديشي امام را باور کردند، به پذيرش قطعنامه با نگاه عاقبتانديش ارج گذاشتند. البته امروز نقشآفريني مردم در همه نظامهاي سياسي کموبيش پذيرفته شده و در قالبهاي متفاوتي درخور توجه است. کمتر کسي است که به اهميت افکار عمومي در روند کشورداري اذعان نداشته باشد. موفقيت سازمانها و حکومتها با چگونگي نقش و جايگاهشان نزد افکار عمومي محک زده ميشوند. حکومتهايي که روند حرکت خود را با طول موج افکار عمومي تنظيم نموده و با صداقت سعي ميکنند در صحنه روابط اجتماعي با مردم خود، باورمند رفتار نمايند، مسير موفقيتآميزي را در پيش دارند؛ بنابراين مردم ظرف موفقيت سياستمداران هستند.
اگر اعتماد مردم بهدست آيد، سرمايهاي به گراني يک ملت، پشت يک حکومت قرار ميگيرد. اما اعتمادسازي جادهاي دوطرفه است، تا زمانيکه مردم را قلباً باور نداشته و به آنها اعتماد نکنيم، معتمد آنها واقع نميشويم. در طول سه دهه گذشته، هرگاه سياستمداري با احساس مردم همراه شده، مردم او را پذيرفته و با او هماحساس شدهاند، اما مردم بهواسطه تراکم امواج حاصل از عصر ارتباطات ياد گرفتهاند که هر ادعايي را بهسادگي باور نکنند. حسگرهاي هوشمند مردم آنها را قادر ساخته است تا ادعاهاي واه مردممدار را باور نکنند. اين حسگرها عيارشناس ادعاهاي سياستمداران شده است. سياستمداري که صداقت نداشته باشد، دير يا زود در دستگاه حسگر مردم رسوا ميشود، اقبال و ادبار مردم به اشخاص، حکم معجزه را پيدا کرده است.
با تبليغات و هوچيگري نميتوان در قلب مردم جاي گرفت و جايگاه پايداري بهدست آورد. مردم را بايد بهطور واقعي باور کرد. مسئله آنها را مسئله خود دانست و شادي و غم آنها را شادي و غم خود بهحساب آورد. تظاهر به مردمداري، دوره مصرف بسيار محدودي دارد. اينکه رهبر انقلاب بهدرستي، در مراسم بيستودومين سالگرد معمار «مردمباوري» فرمودند، مملکت صاحب دارد و صاحبش مردم هستند، نشان از راهبرد صحيح ايشان در اعتماد به مردم است و درک ارزش اين سرمايه گرانسنگ است. رفتار پيچيده مردم در بزنگاههاي مختلف نظام، برگرفته از اين حسگر هوشمند آنها در اعتماد و باور به سياستمداران است. اگر روزي مردم از سياستمداري برگشتند، اين مردم نيستند که اشتباه کردهاند، بلکه اين سياستمداران هستند که بايد علت را در خود جويا شوند. رفت و برگشتهاي مردم بيجهت و از سر احساس صرف نيست. تجربه انقلاب اسلامي نشان داده که خرد جمعي مردم کمتر اشتباه ميکند. ممکن است در مواقعي تحتتأثير تبليغات، اقبالي کاذب نشان دهند؛ اما بهسرعت حسگرهاي هوشمند جمعي پالايش ميکند و طلاي ناب را از بدلها تشخيص ميدهند.
در سرمقاله ديروز روزنامه ابتکار، نويسنده با ذکر مثالي، تعبيري بهکار برده بود که هيچ نسبتي با هوشمندي مردمي به عظمت ملت ايران نداشت. سهو ايشان در بهکاربردن اين مثال، حتماً در نگاه تيزبين خوانندگان، به پاي اعتقادات روزنامهنگاران اين روزنامه گذاشته نخواهد شد و يقين داريم حسگرهاي هوشمند مردم اين خطاي در مثال را خواهند بخشيد؛ چراکه معتقديم خرد جمعي مردم، کمتر اشتباه ميکند.
آنچه اين روزها در منطقه خاورميانه باعث شده روز ديکتاتورها به شب سياه تبديل شود و خواب آنان آشفته گردد و هر روز شاهد سقوط خفتبار يکي از آنان باشيم، چيزي نيست جز معجزه هوشمندي مردم که برخاستهاند تا سرنوشت خود را تغيير دهند؛ پس مردم هستند که اگر بخواهند ميتوانند و اين درس در مدرسه مردم ايران آموخته شده است.
آفرينش
«جيره بندي دلار» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
از زماني که در سال گذشته بازار ارز در کشور دچار نوسانها و تحولاتي نوين گرديد ومنجر به دو نرخي شدن دلار پس از سالها شد بسياري از کارشناسان براين اميد بودند که با توجه به وعدههاي مقامات دولتي بازار ارز در کشور بسامان گردد و از موجها و تحولات و نوسانهاي آن جلوگيري شود.
در اين بين و با اين وجود اين امر نه تنها بازار ارز در کشور مديريت نشد بلکه با توجه به تداوم دو نرخي بودن بازار ارز و همچنين ناتواني دولت در مديريت اين بازار عملا مشکلات و پيامدهاي گوناگوني براي شهروندان و اقتصاد کشور نيز به همراه داشت. در اين بين نيز در ادامه اين مشکلات در چند روز گذشته بانك مركزي بخشنامهاي را صادر كرد كه بر اساس آن عرضه دلار با محدوديت بيشتري (مثلا براي مسافران عراق و.. )مواجه شد.
در اين بين اين جيرهبندي ارز مسافرتي در شرايطي اتفاق افتاد كه محمود بهمني تا پيش از اين از منابع نامحدود ارزي بانك مركزي براي عرضه سخن گفته بود. در اين راستا اکنون اين جيره بندي جديد در شرايطي صورت ميگيرد که پيدا كردن دلار با اين شرايط جديد هم در بازار ارز كار آساني نيست و عملا بازار ارز در کشور دچار نابسامانيهايي چند گانه شده است. نابسامانيهايي که مدتي است بازار ارز به ويژه دلار و يورو را با مشتريان، واسطه گران و دلالان فراواني روبرو کرده است.
در اين حال اگر به علل اين وضعيت در بازار ارزي کشور نگاه داشته باشيم ميتوان از كاهش نرخ سود بانكي در سال 90، افزايش تقاضا براي ارز خارجي و کمبود عرضه، هجوم خرده سرمايهداران به بازار ارز و سرمايهگذاري، عرضه محدود بانك مركزي و مديريت اشتباه مقامات اقتصادي در کنترل اين روند و.. نام برد.
در اين بين قابل توجه است که قبلا نيز محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي به دفعات اعلام كرده است «فاصله نرخ آزاد و رسمي ارز را به شدت كاهش خواهيم داد و هدف بانك مركزي تك نرخ شدن ارز در بازار است» اما آنچه مشخص است اکنون نه تنها اين هدف به دست نيامده است بلکه سياست عرضه هفتهاي 2 ميليارد دلار به بازار هم تنها نتوانسته سوداگري در حوزه دلار را كاهش دهد که در واقع خود بيانگر اشتباه مقامات اقتصادي کشور در تنظيم بازار ارز است. چرا كه اگر برنامههاي بانك مركزي با موفقيت همراه بود اکنون بايد فاصله قيمت دو نرخي دلار رسمي و غير رسمي كاهش و يا از بين ميرفت در حالي که تداوم دو نرخي بودن ارز در کشور و وجود مشکلات بيشتر در بازار و همچنين سخت تر شدن دسترسي به ارز صرافيها (نرخ فروش رسمي دلار هزار و63 تومان از سوي بانك مركزي تعيين شده است)و.. بيانگر آن است که برنامهها و محاسبات مقامات جوابگوي وضعيت فعلي بازار ارز نميباشد و بايد چارهاي اساسي تر براي حل بازار ارز، جلوگيري از سوء استفاده و افزايش قيمت نرخ ارز رسمي و غير رسمي در کشور کرد. در اين بين بايد گفت صرف جيره بندي دلار در کشور بدون توجه به کنترل اساسي بازار نيز عملا همچون برنامههاي قبلي نميتواند اين بازار را سامان دهد.
حمايت
«سناريوي تکراري اوقات فراغت» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم مهدي خليلي است كه در آن ميخوانيد:
فراغت در لغت به معناي آسودگي و آسايش است. از منظر جامعه شناسان اوقات فراغت داراي سه ويژگي اصلي می باشد: رهايي از وظيفه، سرگرم کردن فرد و تاثير بر اعتلاي شخصيت است.
چگونگي گذران اوقات فراغت، هويت هر جامعه است و هر اجتماعي به سبک و روش خويش به اين مساله پاسخ ميدهد. البته جامعه بايد بداند کار تربيت يک حرکت پيوسته و مداوم است و تربيت تعطيلي ندارد و تربيت در تابستان تعليل نميشود و تربيت فقط در کلاس و مدرسه خلاصه نميشود و تربيت امري سهل و ممتنع است.
امام سجاد (ع) درباره تربيت ميفرمايند: پروردگارا در مورد تعليم و تربيت و سازندگي فرزندانم به من کمک کن و ياريم گردان که بتوانم، در حق آنان خدمت و نيکي کنم. چگونگي تدبير درباره گذران اوقات فراغت، برنامه ريزي براي تربيت و تعليم و پرهيز از بطالت است. اگر مقايسهاي ميان کشورمان با کشورهاي توسعه يافته جهان در مورد اوقات فراغت داشته باشيم درمي يابيم که در ايران اوقات فراغت 120 روز و در کشورهاي پيشرفته 90 روز در سال است و ميانگين ساعات فراغت روزانه جهان 5 ساعت و ايران 7 ساعت ميباشد.
البته به رغم فعاليتهايي که هر سال براي گذران اوقات فراغت انجام ميشود هنوز با وضعيت مطلوب فاصله فراواني دارد. عدم تناسب برنامههاي ارايه شده با ميزان فراغتي که مورد نياز جوانان است پايين بودن سهم هزينههاي اوقات فراغت در سبد خانوار بالابودن جمعيت جوان و محدوديت امکان و فضاهاي فراغت در سطح ملي از آسيبهاي گذران اوقات فراغت است.
اوقات فراغت بطالت نيست و اوقات فراغت کسالت نيست و اوقات فراغت سياست نيست که بتوان با فيلم و فوتبال و سرگرميهاي کاذب جوانان و نوجوانان را به تسخير خويش درآورد. اوقات فراغت صناعت و صنعت است و اوقات فراغت تدبير است. تدبير اينکه چگونه ميتوان نوجوانان و جوانان را در اوقات بيکاري شان به سمت ارزشهاي مطلوب و اله و انساني سوق داد. اوقات فراغت هنر است.
در توسعه و فرهنگ و حکومت و اقتصاد و اينکه چگونه ميتوان امروز را بهتر از ديروز ساخت و اينکه امروز با ديروز برابر نباشد. اميد است نهادهاي اجتماعي مانند سازمان ملي جوانان، آموزش و پرورش، تربيت بدني، صدا و سيما، شهرداري، سازمان تبليغات اسلامي و... ويژگيها و خصوصيات جوانان و نوجوانان اين مرزوبوم و در عصر اطلاعات و ارتباطات را در نظر بگيرند و بر مسوولان فرض است اندکي به ديد عمومي تر و جهاني تر به مساله اوقات فراغت نگاه کنند و برنامه ريزيهاي مناسب و شايسته ي براي جوانان اين مرزوبوم تدارک ببينند تاگورشاعر افسانهاي هند درباره اوقات فراغت ميگويد: تمدنهاي انساني، سرمايههاي جاويداني هستند که از کاشت، داشت و برداشت صحيح اوقات فراغت متجلي گشتهاند و کاتن جامعه شناس غربي ميگويد: مردم به جاي هنر، فراغت را بياموزند و در پرورش تواناييهاي خود بکوشند و فردوسي شاعر بزرگ ايراني ميگويد:
چو دي رفت فردا نيامد به پيش مده خيره بر باد اوقات خويش
و بدانيم که اگر سناريوي اوقات فراغت به درستي نوشته نشود و با برنامههاي مفيدو مناسب تکميل نگردد، بايستي منتظر عواقب بعدي آن بود. آمارهاي روزافزون جرم و جنايت و گسست خانوادههاي ايراني و برخي از آسيبهاي اجتماعي گواه و شاهد مطلوبي در اين زمينه است و شيطان هميشه براي دستهاي خالي، کارهاي بدي مييابد.
جهان صنعت
«کاهش فاصله طبقاتی، چگونه؟» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مریم باستانی است كه در آن ميخوانيد:
در نشست خبری دیروز رییسجمهور با خبرنگاران آقای احمدینژاد عنوان کرد که فاصله طبقاتی در دولت نهم و دهم کاهش پیدا کرده است.
باوجودی که ایشان به مستند بودن این موضوع و وجود آمار و اطلاعات مربوط به کاهش فاصله طبقاتی تاکید کرد اما آماری ارایه نشد که بر مبنای آن مشخص شود فاصله طبقاتی چگونه کاهش یافته است.
اگر مبنای سخنان آقای رییسجمهور ضریب جینی است که نشاندهنده فاصله دهک اول و آخر درآمدی است که گزارشهای نظارتی از نحوه اجرای برنامه چهارم توسعه به صورت کامل منتشر نشد تا این اعداد مبنای نظر کارشناسی قرار بگیرد.
اگرچه برخی مسوولان به صورت پراکنده به کاهش ضریب جینی اشاره کردهاند اما بنا به گفته آقای احمدینژاد، مبنای استناد به آمارها یک سازمان واحد (سازمان آمار) است که این دستگاه هم هنوز هیچ آمار رسمی منتشر نکرده است. صرفنظر از این نکته آنچه آقای رییسجمهور به عنوان مستند برآن تکیه میکند اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها و توزیع سهام عدالت است که ایشان میگویند این دو اقدام دولت منجر به کاهش فاصله طبقاتی شده است.
حال آنکه سهام عدالت که قابل فروش و واگذاری تا حداقل 10 سال نیست و سود آن هم بنا به گفته کسانی که دریافت کردهاند چندان قابل توجه نبوده است. درباره قانون هدفمندکردن یارانهها هم هنوز چند ماهی از اجرای قانون نگذشته و طبعا با شش ماه پرداخت یارانه نمیتوان گفت فاصله طبقاتی کم شده است.
اما آنچه قابل لمس و دیدن است، مدلهای رنگارنگ خودروهای مدل بالایی است که هر روز بر تعدادشان افزوده میشود و بسیاری تنها نظارهگرند!
دنياي اقتصاد
«همراهی بدنه بانک مرکزی با کارشناسان» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دکتر پویا جبل عاملی است كه در آن ميخوانيد:
مصاحبه اخیر دنیای اقتصاد با دکتر قضاوی، معاون اقتصادی بانک مرکزی، نکات قابلتوجهی دارد.
در مقام ارزیابی نگاه بدنه کارشناسی بانک مرکزی نسبت به سیاستهای پولی، با توجه به این مصاحبه، میتوان موارد بسیار خوشایندی را استخراج کرد که اعتماد کارشناسان را به این نهاد پولی بر میانگیزد.
به عنوان مثال آنجا که ایشان، انتشار صورت جلسات شورای پول و اعتبار و داشتن کنفرانس مطبوعاتی پس از هر جلسه را به طور ضمنی تایید میکند یا از این بالاتر، بر داشتن یک قاعده پولی با یک سطح تورمی هدف یا هدف قرار دادن یک متغیر پولی تاکید میکند و در عین حال امیدوار است روزی قانون به کمک بانک مرکزی و در واقع اقتصاد ایران آید و نهاد پولی را موظف کند که یک قاعده پولی را ارائه دهد و هر درخواستی از سوی هر کسی را که باعث اختلال در قاعده پولی میشود بدون آنکه هزینهای برای بوروکراسی بانک مرکزی داشته باشد، رد کند. در حقیقت، وی با بیان این جملات نشان میدهد که بدنه کارشناسی بانک مرکزی نیز در سیاستهای پولی و اصلیترین مسائل همراه با اجماع کارشناسان است.
فراتر از این نکته، در این مصاحبه معاون اقتصادی بانک مرکزی این پیام را میرساند که اعضای شورای پول و اعتبار نگاهی دیگر به مسائل پولی دارند. از آنجا که هیچ کس از اعضای شورای پول و اعتباری که مخالف افزایش نرخ سپردهها بودند در مقام استدلالآوری برای مردم نیستند، ایشان تنها برای روشن شدن این تصمیم به بیان نظر اجماعی شورا میپردازد. لب کلام این است که شورا بر خلاف اجماع متون اقتصادی و کارشناسان چه در داخل و چه خارج معتقد به رابطه مثبت میان نرخ بهره و تورم است و میانگارد با کاهش نرخ بهره تورم کاهش مییابد. از این نظر شورا برای آنکه تورم در دوره اجرایی هدفمندی یارانهها افزایش نیابد، موافق افزایش نرخ بهره نیست.
این بدین معناست که هنوز با وجود شواهد بسیاری که ما از اقتصاد ایران داریم و مصاحبه کننده دنیای اقتصاد به گوشهای از آن اشاره میکند، شورای پول و اعتبار ایران بر خلاف تمامی بانکهای مرکزی میخواهد از یک ابزار پولی به صورت معکوس استفاده کند. شورای پول و اعتبار تنها کانال هزینه را میبیند و از اثر قویتر در طرف تقاضای اقتصاد به راحتی میگذرد. خود معاونت اقتصادی بانک مرکزی در این مصاحبه اذعان میکند که منابع بانکی نمیتواند کفاف تقاضا را بدهد و این بدین معنی است که امسال چون هر سال، باز بر بدهی سیستم بانکی به بانک مرکزی اضافه میشود و این یعنی افزایش بیشتر نقدینگی و تورم مضاعف، آن وقت شورا بر نرخ بهره کنونی تاکید میکند!
اما جالبتر از این، آنجایی است که معاونت اقتصادی، باز در مقام بیان نظر اجماعی شورا، سخن از اصلاح قیمت نسبی میکند. شورا معتقد است که با افزایش تورم، اصلاح قیمتی که قرار بوده با اجرای هدفمندی یارانهها حاصل شود، ایجاد نمیشود. این البته جای بحث بسیار دارد و معلوم نیست چگونه تورم مانع تصحیح قیمتهای نسبی است. چه بسا بهای دو کالا با هم افزایش یابد و در نتیجه تورم افزایش یابد؛ اما قیمت یکی به نسبت دیگری افزایش یابد و اصلاح قیمتی صورت پذیرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


