آقاي كفاشيان، تيم ملي فوتبال به روزگار تيم المپيك دچار نشود
پس از اينكه كانديدايي عليآبادي در فدراسيون فوتبال منتفي شد، قرعه به نام كفاشيان زده شد تا با حفظ سمت، بر كرسي دبيركلي فدراسيون فوتبال تكيه زند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، هرچند در زمان انتخاب كفاشيان، بيشتر كارشناسان و آگاهان نسبت به پيامدهاي بد اين انتخاب هشدار دادند، اما گويا سياستگذاران ورزشي همچون گذشته، يك گوش را در و گوش ديگر را دروازه كردند. اين در حالي است كه نتايج ضعيف كاروان ايران در بازيهاي المپيك 2008 پكن براي آقاي كفاشيان زنگ خطري است كه ممكن است عدم مديريت و نظارت بر عملكرد تيم ملي فوتبال ايران، نتايجي به مراتب ناراحتكنندهتر از ناكامي كاروان ايران در المپيك به بار آورد. در حالي كه پيش از اعزام تيمهاي ملي به المپيك، مسئولان كميته ملي المپيك و سازمان تربيت بدني به هرگونه انتقاد به تندي پاسخ داده و به جاي پرداختن به افزايش كيفيت و روحيه كاروان، به فعاليتهاي متفرقه از جمله حضور برخي مسئولان در سواحل خوش آب و هواي مديترانه مشغول بودند.
اكنون كه بيشتر بازيكنان ايراني شاغل در ليگهاي خارجي و به ويژه مهدي مهدويكيا، كاپيتان پرسابقه تيم ملي فوتبال، از همراهي با تيم ملي با نظر سرمربي از حضور در دور مقدماتي جام جهاني بازماندند، بايد از كادر فني پرسيد: به جاي اين ستارگاني كه زماني همبازي سرمربي پا به سن گذاشته تيم ملي در اين تيم بودند و بيشتر تيمهاي آسيايي با شنيدن نامهايي همچون مهدويكيا، كريمي، رحمان رضايي و... لرزه بر اندامشان ميافتاد، چه كساني به اردوي تيم ملي دعوت شدهاند؟ آيا اين بار جام جهاني جاي به دست آوردن تجربه براي جوانان خواهد بود؟
و پرسش جديتر آنكه آيا مسئولان ورزشي ما، هنوز ميادين بزرگي همچون بازيهاي المپيك و مقدماتي جام جهاني و ... را ميدان تجربهاندوزي ميدانند؟
در سطح فوتبال حرفهاي، ليگهاي داخلي و قاره، بهترين جاي تجربهاندوزي براي جوانان است و اگر به تيمهايي كه توانستهاند در جام جهاني نتايج آبرومندانهاي بگيرند، نگاهي بيندازيم، به خوبي ميبينيم كه بازيكنان تيم ملي از بازيكنان شاخص ليگهاي داخلي و خارجي برگزيده ميشوند و امكان ندارد كه بازيكنان متوسط ليگ به بهانه تجربهاندوزي به اردوي تيم ملي دعوت شوند.
از سوي ديگر، بايد از كادر فني و سياستگذاران فوتبال پرسيد: آيا هدف از تربيت فوتباليستها، افتخارآفريني و شاد كردن دل ميليونها ايراني است يا باتجربه كردن يكسري بازيكنان متوسط و جوان كه هنوز در تيمهاي خود جايگاهي نيافتهاند؟
پس چگونه است، همه كشورهايي كه سري توي سرها درآوردهاند، اين مسابقات را مجالي براي كسب افتخار براي كشور خود ميدانند و مسئولان ورزشي اين كشورها به جاي پاسخها و جوابيههاي بيمحتوا يا حذف برخي بازيكنان باتجربه از تركيب تيم ملي به خاطر انتقادات از ضعف و كاستيها، انتقادات را با سعه صدر شنيده و با اصلاح نقاط ضعف خود، با موفقيت و پيروزي، هم خود و هم منتقدان را شاد ميكنند؛ همچنان كه رسانههاي منتقد همگام با ديگر همميهنان به شادي پرداخته و بر غيرت و حميت او درود فرستادند.
آخه عزیز م بگو ببینم کریمی تو چند بازی آخرش چطوری بازی می کرد؟ مهدوی کیا که همش مصدومه. رضایی هم که شده بود سوتی و همش سوتی میداد؟ چرا اجازه نمی دین از اسمها تو تیم ملی بکاهیم. بابا دست بردار از این نوشته ها. می دونم نظرم منعکس نمیشه به خاطر خودت می گم.
در مورد تیم ملی هم ایشان با ادعای جوانگرایی دارد با دیگران تسویه حساب می کند که دود این کار به چشم تیم ملی می رود. ایشان ادعا دارد که برای 10 ساله دیگر کار می کند. این ادعا با ادعای جوانگرایی که جمع کنید نتیجه این می شود که الان بایست بازیکنان 13-14 ساله درتیم بازی کنند که که 10 ساله دیگه به جوانان برومندی تبدیل شده اند.
نتیجه اینکه فعلا همگی سرکار باشید تا بازی عربستان، اگر بردیم انشاء الله که کبک آقای دایی خروس می خواند و آنوقت مرد می خواد تا از دایی انتقاد کند. اگر هم خدای نکرده باخت هم خودش وهم فدارسیون و هم سایر حامیان محترم می گویند اولا در کارزار عربستان بازنده نداریم ! کی تشریف می آورند که برویم استقبال! ثانیا می گویند که مطبوعات + برنامه 90+ قلعه نویی و 80 میلیون نفر آدم دیگر در شکست تیم ملی نقش داشتند. ببینیم؟!!!!!!







