قلعهاي براي گردهمايي معتادان!
سامان عابری
کد خبر: ۱۶۸۸۴۷
| | 5725 بازدید
«اینجا حتی یك اردوگاه ندارد، با این وضعیت معتادان را كجا باید نگهداری كنیم؟ اكنون در زندانها 4برابر ظرفیت، زندانی وجود دارد...» این را احمد فاضلیان، رئیس دادگستری گرگان میگوید. اینجا قلعه حسن است؛ جایی كه بوی تعفن و مرگ، با زندگی در آمیخته است. در این فصل شیدایی كه نسیم بهاری میان برگ درختان زمزمه زندگی سر داده، درست در همین مكان، نسیم مرگ در كالبد نحیف «آرش»، وزیدن گرفته است.روستای قلعه حسن گرگان، حالا به شهر پیوسته است؛ این روستا درست در جاده ناهارخوران قرار دارد، جادهای كه بسیاری در آن به سیاحت و ورزش مشغولند. فارغ از این كه در همین حوالی مكانی وجود دارد كه برخی «جان میكنند قربان»؛ بدون آن كه بدانند كیاند و چه میخواهند و... برخی از اهالی این روستا به تولید انواع مواد روانگردان صنعتی اشتغال دارند! به قول حسن یكی از مصرفكنندگان، اینجا «خاك سفید» گرگان است! البته این تنها خاك سفید نیست، چند مكان دیگر همچون قزاق محله نیز وجود دارد.
در كنار همین روستا، زیر درختان و كنار جوی آب، كه اینك خاطر زلالش مكدر شده است از بوی شیشه و كراك و... معتادان بسیاری گرد هم میآیند و به صورت علنی، در هر ساعت از شبانهروز به مصرف مواد مخدر میپردازند.
18 سالهای كه 10 سال معتاد است!
ورود به میان آنها و سخن گفتن از وضعشان چندان ساده نیست، آنها به كسی اعتماد ندارند. حرف زیاد شنیدهاند و محنت بسیار كشیدهاند، از همه چیز واهمه دارند. با واسطه و هزار توجیه، آماده به گفتوگو شدند.
آرش 18 سال دارد، هنوز پشت لبانش سبز نشده است، اما دیشب به دلیل كابوس دیدن تبخال زده است؛ میگوید: «4 برادر و 2 خواهر دارم. 2 برادرم به دلیل اعتیاد در زندان هستند، مادرم نیز بتازگی از زندان آزاد شده است و حالا قرص متادون مصرف میكند.»
آرش در حال مصرف شیشه است. پشت بند آن، بلافاصله كراك مصرف میكند. روزانه 3 بار، صبح و ظهر و شب. آرش جان پول مواد را از كجا تهیه میكنی؟ « شیشه ماشین پاك میكنم». او برای اثبات سخن خود دستمال رنگ پریدهای را از جیب شلوار كهنهاش بیرون میكشد و میگوید: «روزانه 10 الی 15 هزار تومان از این كار درآمد دارم، 5000 تومان را برای خرجی به مادرم میدهم و با بقیه پولم مواد میخرم. غذا هم هر چیزی گیرمان بیاید میخوریم، یك تكه نان خشك یا هر چیز دیگری.»
آرش درباره مصرف شیشه میگوید: «شیشه فاز میدهد، روی چیزی كلید میكنیم». زندگی آنها قفلی است كه با این كلیدها گشوده نخواهد شد. او قسمتی از گوشت دستش را در همین «فاز» دادنها و در عالم توهم كنده است!
18 سال دارد و آرزو دارد مانند همه 18 سالهها از این اعتیاد رهایی یابد. این را خود او گفت كه دوست دارد پاك شود از اعتیادی كه بیش از 10 سال است دامنگیرش شده است! درست زمانی كه 8 ـ 7ساله بود مادرش برای تسكین دنداندرد او تریاك بر آن گذاشت. غافل از این، كه فرزند خود را به دردی ابدی گرفتار میسازد. آرش كه صدایش در گلو مانده است میگوید: «اگر كسی به من كمك كند میخواهم ترك كنم، برخی جاها 200 هزار تومان برای ترك اعتیاد پول میگیرند. تا حالا 2 بار به زندان افتادهام، بار اول يكماه و دومين بار 3 ماه در زندان بودم.»
حسن یكی دیگر از ساكنان موقتی قلعه حسن، اگر چه میگوید 27 سال دارد، اما 40 ساله به نظر میرسد. او كه با آرش خیلی دوست است در پاسخ به این پرسش كه این موادر را از كجا تهیه میكنید، میگوید: «از همین قلعه حسن. بیشتر مردم اینجا دستگاه تولید دارند. اینجا مكانی مثل خاك سفید تهران است، البته جاهای دیگری مثل قزاق محله هم وجود دارد كه خیلی خطرناك است، بیشتر افراد قزاق محله دانشجو هستند.» دقایقی بعد، فرد دیگری كه یك كوله بر پشت دارد، به جمع میپیوندد. شبیه دانشجویان است. دنبال گم شده و یا گم كردهای میگردد! یك سرنگ! خمار خمار است. اسمش را نمیگوید حس پاسخ دادن هم ندارد همه چیز را به بعد از مصرف موكول میكند، اما میگوید قبلا در نارمك تهران زندگی ميكرده و حالا 12 سال است كه به گرگان آمدهاند. او 25 سال دارد.
مصرف این یكی متفاوت است. او كراك را تزریق میكند، آن هم با سرنگی كه در میان زبالهها پیدا كرده است. سرنگی كه خون روی سوزن آن دیده میشود. سوزن را به زعم خود تمیز كرده است. او به صورت بسیار دلخراشی چندین بار مواد را در قسمت تحتانی بدن خود تزریق میكند. البته در این عمل چند بار خون را از بدن خود به داخل سرنگ میكشد تا تاثیر مواد بیشتر شود. به این عمل در اصطلاح خود آنها «خون بازی» گفته میشود.
خیلی نمیگذرد كه یك نفر دیگر از راه میرسد، گرچه شیره تریاك مصرف میكند، اما خود را معتاد نمیداند. مدعی است كه در زاهدان حقوق خوانده است و شیرهكشی را در شیرآباد زاهدان شروع كرده است. شیرآباد محلهای است كه همه خانهها به هم راه دارند. ورود به آنجا آسان است، اما خارج شدن ناممكن!
ناگزیریم با معتادان مماشات كنیم
«تا آنجا كه در حوزه وظايف ماست، به آن عمل ميكنيم.» این را احمد فاضليان، رئیس دادگستری گرگان گفت و ادامه داد: «با توجه به ابعاد گسترده ماجرا، كه همه اقشار اجتماعي را دربرگرفته است، حالا اعتیاد به وضعیت بسیار نامطلوبي رسيده است.» فاضلیان تولید مواد مخدر را به لحاظ فراوانی آن به نقل و نبات تشبیه میكند و به «جامجم» میگوید: «باید دقت كرد كه در حال حاضر جلوگيري كردن از ورود مواد مخدر، تنها محدود به مسدود كردن مرزها نيست. چون در هر خانه و كارگاه زیرزمینی امكان تولید چنین موادی وجود دارد.
دادستان گرگان: چنانچه مكانهاي مناسبي براي ترك اعتیاد وجود داشته باشد، حداقل 50 درصد از جرايم در حال اتفاق، به وقوع نخواهد پيوست. البته يكي از كارهاي مهمي كه بايد در سال 90 انجام شود بحث پيگيري همین اردوگاههاست
بنابراین مبارزه با آن نیازمند مشاركت عمومی است.» فاضلیان تنها جمع آوری معتادان را اقدامی كافی نمیداند. او در این باره به «جامجم»، میگوید: «چنانچه نیروی انتظامی معتادان را از یك منطقه جمعآوری كند، عدهای دیگر در نقطهای دیگر تجمع خواهند كرد. این مشكل باید به صورت ریشهای حل شود، باید تلاش كرد تا عرضه و تقاضا كاهش یابد.»
رئیس دادگستری گرگان، نبود اردوگاه ترك اعتیاد را كه در قانون جدید مبارزه با مواد مخدر پیشبینی شده و تامین آن از جمله وظایف دولت عنوان شده است، را یكی از مشكلات اصلی استان ذكر میكند و میگوید: «در استان حتی یك اردوگاه وجود ندارد، با این وضعیت معتادان را پس از جمعآوری، كجا باید نگهداری كنیم؟»
وی نگهداری معتادان در زندان را اقدامی نامناسب توصیف میكند و میگوید: «اكنون در زندانها 4 برابر ظرفیت، زندانی وجود دارد. با این وصف، اگر شما تعداد زیادی از معتادان را كه دارای انواع و اقسام بیماری هستند وارد این مجموعه كنید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟»
با وجود این كه مكانی برای نگهداری معتادان وجود ندارد؛ چه باید كرد؟ فاضلیان پاسخ داد: «ناگزیریم مقداری با آنها مماشات كنیم، این یك واقعیت است.»
وی در پایان گفت: «در بسیاری از جرائم و سرقتهای خرد، رد پایی از مواد مخدر وجود دارد و این هزینهای است كه جامعه میپردازد، برای این كه هنوز برخی به مسوولیت خود عمل نمیكنند.»
با معتادان تعارف نداریم
قزاق محله، قلعه حسن، اسلام تپه و... همگی خاطر سبز شهر را آزردهاند. در این میان نخستین پرسشی كه به ذهن هر شهروندی میرسد، این است كه چرا اقدامی برای حل این معضل صورت نمیگیرد؟ گرچه حسن یكی از همان ساكنان قلعه گفته بود كه نیروی انتظامی «جرات» ورود به اینجا را ندارد! اما سرهنگ محمدنژاد، فرمانده نیروی انتظامیگرگان، پاسخ میدهد: «آنها جرات ما را نديدهاند؛ ما با آنها تعارف نداريم.»
محمدزاده در گفتوگو با جامجم درباره وضعیت معتادان و تعداد زیاد آنها در شهر گرگان میگوید: « شاید این مساله به این دلیل باشد كه تا مدتي پیش، مصرف مواد مخدر يك بيماري شناخته ميشد، اما اكنون اعتياد جرم محسوب ميشود.»
فرمانده نیروی انتظامی گرگان درخصوص وضعیت تولید مواد مخدر و نحوه برخورد با آنها عنوان كرد: «در استان گلستان، 5 كارگاه توليدي وجود داشت كه همگی آنها تعطیل و افراد نیز بازداشت شدند. البته در 4 تا 5 ماه اخير گزارشي مبني بر تولید وجود نداشته است.»
این مقام مسوول در حالی این مساله را عنوان میكند كه به گفته شهروندان و اهالی شهر در قلعه حسن هنوز این مواد تولید میشود؛ اما محمدزاده از این مساله اظهار بیخبری میكند و میگوید: «ما اطلاعی از تولید مواد صنعتی در قلعه حسن نداريم، اگر گزارشي وجود داشته باشد، بدون تعارف اقدام خواهیم كرد. بايد در اين موارد به پلیس اطلاع رساني شود؛ ما نيازمند اطلاعات هستيم.»
سرهنگ محمدزاده گفت: «ما اعتراف ميكنيم كه مشكل معتادان وجود دارد؛ اما در اجرا تعارف نداريم و در این مورد تابع مقررات و تابع مسوولان نظام هستيم.»
ارادهای برای حل مشكل وجود ندارد
عباس پوریانی، دادستان عمومی و انقلاب گرگان، اذعان میكند كه اعتیاد به عنوان یك آسيب اجتماعي وجود دارد و امری غيرقابل انكار است؛ البته این مشكل نه تنها در قلعه حسن، بلكه در چند جاي دیگر همچون، قزاق محله، اسلام تپه و... وجود دارد.پوریانی یكی از دلایل حضور تعداد زیادی معتاد در مكانهای عمومی را نبودن جا برای نگهداری عنوان میكند و میگوید: «ما پيگير هسستيم تا اماكني براي معتادان در استان ايجاد شود.
البته قانونگذار تامين مكان را جزو تكاليف دولت دانسته است. دولت نیز مكلف است اردوگاههاي ترك اعتياد را برای این كار تامين كند.»
پوریانی در گفتوگو با «جامجم» تاكید ميكند: «چنانچه مكانهاي مناسبي براي ترك اعتیاد وجود داشته باشد، حداقل 50 درصد از جرايم در حال اتفاق، به وقوع نخواهد پيوست. البته يكي از كارهاي مهمي كه بايد در سال 90 انجام شود بحث پيگيري همین اردوگاههاست.»
او راهحل این مشكل را وجود یك اراده جمعی میداند و میگوید: «با توجه به اين كه قانونگذار دولت را مكلف به ايجاد اردوگاههاي ترك اعتياد كرده است، چنانچه دولت واقعا نميتواند و امكانات آن را ندارد، البته نه اين كه نتواند، تصور ميكنم اين يك اراده جمعي است، كه نه در كشور و نه در استان وجود ندارد؛ اگر این اراده وجود داشته باشد، مساله بسادگی قابل حل خواهد بود.»
پوریانی نیز با تاكید بر این كه زندانها پر از افراد دارای جرایم كیفری هستند گفت: «حتی در صورت جمعآوری معتادان، اصلا در زندان جایی برای آنها وجود ندارد، اصلا زندان مكان مناسبی برای نگهداری معتادان نیست.»
عمل نكردن به قانون و نبود اردوگاه ترك اعتیاد، مسوولان را ناچار به مماشات كردن مي كند و در نهایت به اجبار و ناخواسته باید مردم هزینه پیامدهای ناگوار آن را بپردازند. این پایان داستان نیست، تراژدی هنوز در قلعه حسن و قزاق محله و اسلام تپه، ادامه دارد. باید به آرش و همه آرشها دوباره بشارت زندگی داد. آرش خیلی وقتها خودزنی میكند، تكههای گوشت از تن خود میكند، نه تنها به دلیل مواد، شاید از دست همه!
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


