صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ايران از شعار هسته‌اي بيش از بمب هسته‌اي استفاده كرد

هاآرتص نوشت: اين تبادل اسرا باعث شد ميشل سيلمان بتواند از حزب‌الله تعريف نمايد و پس از موافقت حكومت جديد لبنان با مشروعيت مقاومت و سلاح آن، حزب‌الله اين حق را بيابد كه دست به عمليات نظامي بزند. اين امر نتيجه زحمات نيروهاي يونيفل و ارتش لبنان است كه حزب‌الله به چنين قدرتي رسيده و نتيجه قطعنامه‌اي است كه اولمرت آن را موفقيت بزرگ جنگ ناميد.
کد خبر: ۱۶۶۷۱
| |
14042 بازدید

محمود احمدي‌نژاد با هوش است. تهديدات پر شور وي عليه اسرائيل كه هميشه همراه با تأكيد وي بر حق ايران در غني‌سازي اورانيوم به كار مي‌رود، بيشتر بدين علت است كه اسرائيل را از خطر اساسي دور ساخته و نگاه‌هاي مقامات اسرائيلي را تنها متوجه ايران نمايد، در حالي كه خطر واقعي، خطري است كه در برابر چشمان ماست.

به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك»، روزنامه «هاآرتص» كه در رژيم اسرائيل منتشر مي‌‌شود، نوشت: بيشتر سياستمداران اسرائيلي، شبيه اسب‌هايي هستند كه براي اينكه تنها جلو را ببينند و به سواركار توجهي نداشته باشند، چشمانشان از دو طرف بسته شده و فقط از روبه‌رو باز است تا نتوانند ديدگاه كامل و دقيقي نسبت به همه واقعيت‌ها داشته باشند.
در همين لحظاتي كه احمدي‌نژاد، همه نگاه‌ها را به سمت خودش متمركز كرده است، خطري در برابر چشمان ما در حال رشد است و آن خطر حزب‌الله و حماس است كه در واقع، خواسته‌هاي ايران را اجرا مي‌كنند. آنها همواره تلاش مي‌كنند قدرت بازدارندگي اسرائيل در شمال و جنوب را خدشه‌دار كنند.

در تهران بارها بر اين استراتژي تأکيد شده كه ما براي از ميان بردن اسرائيل، نيازي به بمب هسته‌اي نداريم. آنها تنها مي‌خواهند اسرائيل را با اخبار بمب هسته‌اي خام و مسخ كنند تا بتوانند در برابر حزب‌الله و حماس، ساختار موشكي خود را تكميل و مأموريت ايران و خواسته ايران را به بهاي بسيار كمتري تأمين كنند.

ايراني‌ها بر اين باورند كه نظريه «دژ آهنين» بن گوريون كه استراتژي دفاعي اسرائيل را تشكيل مي‌دهد، به «دژي كاغذي» تبديل شده و به راحتي مي‌توان به درون آن نفوذ كرد.
در هفته گذشته، ايهود باراک، وزير دفاع اسرائيل، سخناني را به اشتباه بر زبان جاري ساخته و بيان كرد: «اگر ايران به اسرائيل حمله كند، ارتش اسرائيل آماده است بدون هيچ ترديدي به پيروزي برسد». باراك تهديدات احمقانه و توخالي خود را در روزنامه ايتاليايي مطرح كرده بود. خود همين شخص، نخستين كسي بود كه هشت سال پيش، به عنوان وزير دفاع و نخست‌وزير، دستور عقب‌نشيني از كمربند امنيتي جنوب لبنان را صادر كرد و باعث شد اين شكست‌هاي پي در پي نصيب ما شود.

در آن هنگام، وي همواره تهديد مي‌كرد كه پس از اين عقب‌نشيني، هرگونه اقدام تحريك‌آميز حزب‌الله را به شدت پاسخ مي‌دهد، ولي بعدا مشخص شد كه همه اين تهديدها، سخناني پوچ و توخالي است. حزب‌الله پس از عقب‌نشيني اسرائيل، نه تنها اقدامات تحريك‌آميز خود را ادامه داد، بلكه قدرت و نفوذ خود را در جنوب لبنان افزايش داده و با كمك ايران خود را به هزاران موشك مجهز كرد.
شمار بسياري از موشک‌هايي كه در اين دوره به حزب ‌لله رسيد، بعدها در جنگ دوم لبنان عليه اسرائيل استفاده شد.

آريل شارون و باراك و دو وزير دفاع آنها، بنيامين بن اليعازر و شائول موفاز هنگامي كه حزب‌الله، جايگاه خود را در لبنان بهبود مي‌بخشيد و قدرت و توانايي نظامي‌اش را افزايش مي‌داد، تنها تماشاچي بودند، در حالي كه مي‌توانستند با اقدامات پيشگيرانه از اين تغيير و تحولات جلوگيري كنند. اين موضوع باعث شد شهروندان ما بهاي اين حماقت آنها را بدهند.

به ناگاه مشخص شد كه سخنان تكراري ايهود اولمرت كه اسرائيل، پيروز حقيقي جنگ دوم لبنان بوده و قطعنامه 1701 يكي از موفقيت‌هاي بزرگ اين جنگ است، سخناني توخالي و پوچ است. حزب‌الله اكنون بيش از هر زمان ديگري، قدرت گرفته و براي اسرائيل منبع تهديد و عامل خطر به شمار مي‌آيد. همه اينها به خاطر اين است كه اسرائيل احمقانه موافقت كرد تا در اين اوضاع، سمير قنطار را با «الداد ريگيو» و «ايهود گولدفاسر» مبادله كند و زمينه پيروزي و سيطره دوباره حزب‌الله را در صحنه داخلي لبنان فراهم سازد.

اين تبادل اسرا باعث شد كه ميشل سيلمان بتواند از حزب‌الله تعريف و تمجيد نمايد و پس از موافقت حكومت جديد لبنان با مشروعيت مقاومت و سلاح آن، حزب‌الله اين حق را بيابد كه دست به عمليات نظامي بزند. اين امر نتيجه زحمات طاقت‌فرساي نيروهاي يونيفل و ارتش لبنان است كه حزب‌الله به چنين قدرتي رسيده و نتيجه قطعنامه‌اي است كه اولمرت آن را موفقيت بزرگ جنگ ناميد.

در جنوب سرزمين‌هاي اشغالي نيز اين حكومت به همين شيوه عمل مي‌كند كه در شمال آن را پياده كرد و در نتيجه، نبايد تواقع داشت كه نتايجي متفاوت از وضعيت مرزهاي شمالي به دست بياوريم و در نتيجه اسرائيل بايد دوباره بهاي چنين سياست‌هاي نادرستي را بپردازد.
در واقع، بايد يادآوري كرد كه دو نامزد پست رياست حزب كاديما، موفاز و سيوي ليوني در واقع دو شريك اساسي اين اشتباهات بوده و در اين شكست‌ها بدون شك سهيمند.

موفاز هم مانند اولمرت و باراك در اثر سخنان احمدي‌نژاد تحت تأثير هيپنوتيزم است و تنها از خطر هسته‌اي ايران مي‌تواند سخن بگويد. در ايران نيز وقتي مي‌بينند رهبران آينده كاديما و حكومت اسرائيل مانند اولمرت چشمانشان به يك سمت بسته شده، بسيار شادمان مي‌شوند. ليوني هم تنها يك هم و غم دارد و آن راه‌‌اندازي كشور فلسطين است كه به نظر وي مي‌تواند همه مشكلات اسرائيل را حل كند.

اين سياستمداران بايد چشم‌بند را از روي چشمان خود برداشته تا همه چيز را بهتر ببيند و بدانند كه خطرها و تهديدها در جايي كمين كرده است كه ما توقع نداريم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟