دو سوم دارايي كشور براي دختران هزينه شود
يك استاد حوزه و دانشگاه گفت: اگر داراييهاي يك كشوري را از جهات مختلف به سه قست تقسيم كنيم دو قسمت از آن به خاطر اهميت نقش مادري بايد در جهت بهبود و پالايش اخلاقي، معنوي و رواني دختران صرف شود.
فريبا علاسوند در گفتوگو با خبرنگار زنان باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: نيمي از جمعيت جوان كشور را دختران تشكيل ميدهند و با توجه به جريان همه جانبه و منظمي كه بعد از انقلاب در خصوص بهبود وضعيت دختران به لحاظ افزايش سطح تحصيلات و سلامت بهداشت روان صورت گرفت، با قشر عظيمي از دختران با تواناييها و فعليتهاي قابل توجه روبهرو هستيم.
وي افزود: دختران ميتوانند ظرفيت بزرگي براي كشور باشند و اگر مسئولان به اين موضوع توجه نكنند و از اين ظرفيت بهره لازم را نبرند اين موضوع ميتواند به يك تهديد تبديل شود به خصوص در موقعيتي كه كشور ما از سوي قدرتهاي استعماري تهديد ميشوند، ظرفيت جوان كشور به خصوص دختران يك فرصت براي دشمنان تلقي ميشوند.
اين استاد حوزه و دانشگاه با بيان اينكه علاوه بر توجه به وضعيت زندگي دختران در شاخصهايي مانند فعاليتهاي فرهنگي، اجتماعي و بهداشت روان، ارتقاء جايگاه معنوي و اخلاقي آنها نيز بايد مورد توجه باشد، عنوان كرد: در بهبود وضعيت دختران نبايد تحت تأثير مسائل وارداتي از كشورهاي غربي نگاه كمي داشته باشيم و با شاخصهاي توسعه غربي به اين قشر نگاه كنيم.
علاسوند گفت: ارتقاء كيفي زندگي دختران بايد در مدار توسعه تعالي يعني توجه به مسائل اخلاقي و معنوي باشد؛ پرورش يك دختر به نحو شايسته به معناي پرورش يك نسل به نحو شايسته است؛ اگر داراييهاي يك كشوري را از جهات مختلف به سه قست تقسيم كنيم دو قسمت از آن به خاطر اهميت نقش مادري بايد در جهت بهبود و پالايش اخلاقي، معنوي و رواني دختران صرف شود.
وي با اشاره به اينكه در زمينه الگو سازي مناسب و اسلامي براي دختران كشور تلاش زيادي انجام ميشود، افزود: اما مسئلهاي كه با آن مواجهيم اين است كه تلاشهاي انجام شده كافي نيست. وقتي الگو سازي ميكنيم بايد بدانيم اين الگوها به چه صورت برداشت ميشوند مثلاً وقتي يك الگو را در زمينه ديني ارائه و سپس ضد آن الگو را در قالب يك فيلم يا سريال ارائه ميكنيم مشخص است كه تأثير اين الگوي نامطلوب بيشتر است.
اين استاد حوزه و دانشگاه تصريح كرد: در الگو سازي بايد نگاه سيستمي داشته باشيم. يعني تمام كساني كه در ايجاد فرهنگ و دروني كردن اخلاق و الگوها مؤثرند به صورت يك برنامه مدون فرهنگي و هم راستا الگو سازي را انجام دهند. آنگاه ميتوانند يك الگو مشخص را ايجاد كنند و از تضاد الگوها كه افراد را دچار بحران ميكند پيشگيري كنند.


