جهاد اقتصادي براي تبديل تحريمها به فرصت
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام معتقد است كه ضرورت جهاد اقتصادي براي خنثي كردن تحريمها و تبديل آن به فرصتي تاريخي بيش از پيش احساس ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس، آنچه در ذيل ميآيد، گزيدههايي از كتاب «رويارويي سوم و جهاد اقتصادي» نوشته محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره چرايي جهاد اقتصادي است:
ملت ايران هميشه در سختيها هوشيارتر ميشود و اين هوشياري باعث ميشود از تمامي تواناييها و فضايل خود بهره برد و دست به كارهاي معجزهآسايي بزند. نمونههاي آن انقلاب و دفاع مقدس است. البته پس از پيروزي، ايستادگي فوقالعادهاي از خود بروز ميدهد؛ دستاوردهاي بيداري خود را حفظ ميكند و اين را ميتوان تثبيت هدف نيز نامگذاري كرد.
بيداري ملت ايران دو مرحلهاي است، مرحله اول، مرحله اصلاحي و مرحله دوم مرحله انقلابي است. در مرحله اول ملت ايران با رويكرد اصلاحي اقداماتي انجام ميدهد كه جنبه محافظهكارانه دارد. مرحله دوم كه معمولا از روي برآورده نشدن اهداف و انتظارات ملت ايران به وجود ميآيد، رويكردي انقلابي است. در اين مرحله ملت ايران دست به اقدامات انقلابي بزرگي ميزند. در مرحله بيداري، ملت ايران را ميتوان به پرتاب موشك تشبيه كرد. هنگام شليك موشك ابتدا خرج پرتاب موشك آتش ميگيرد و هنگامي كه به سقف معيني رسيد، خرج دوم موشك كه خرج ثانويه نام دارد، عمل ميكند و موشك را به پرواز در ميآورد و بعضا هزاران كيلومتر موشك را به سوي هدف ميبرد. اين رفتارشناسي ملت ايران در حوزههاي سياسي و دفاعي و امنيتي در دو حادثه مهم «انقلاب» و «دفاع مقدس» تاكنون به وقوع پيوسته است.
بيداري اول:
ملت ايران قصد اصلاح نظام شاهنشاهي را در وقايع مشروطه و ملي شدن نفت و حتي پانزده خرداد داشت. وقتي كه نتيجهاي نگرفت، مدتي سكوت كرد ولي زماني كه در اثر اوج استبداد نظام شاهنشاهي و وابستگي به خارج و اهانت به امام، بيدار شد، هرچه از او خواستند كه به همان پيشنهادهاي زمان مشروطه رضايت بدهد و شوراي سلطنت را بپذيرد، با رهبري امام زير بار نرفت و انقلاب را نه تنها با شعارهاي آزادي و استقلال بلكه با شعار براندازي نظام شاهنشاهي و استقرار جمهوري اسلامي ادامه داد. اگر شاه در زمان ملي شدن نفت و يا پانزده خرداد به شعارهاي مردم گوش ميداد و نظر رهبران ملت ايران را ميشنيد، شايد هيچگاه نظام شاهنشاهي از بين نميرفت.
بيداري دوم:
در دوران دفاع مقدس هم، زماني كه عراق به ايران حمله كرد و بخشهايي از پنج استان ايران را اشغال كرد، ملت ايران به خود آمد و شروع به ايستادگي كرد. در سال اول دفاع مقدس ابتدا ملت ايران به انتظار شعارهاي بنيصدر و امثال او نشست. به وعدههاي هيئتهاي صلح گوش فرا داد. يك سال از جنگ گذشت اما در داخل حتي يك تپه هم آزاد نشد و از خارج نيز جز پيشنهاد آتشبس هيچ دستاوردي براي ملت ايران به بار نياورد.
ملت ايران دوباره بيدار شد و نه تنها صدام را از ايران بيرون كرد، كه بدون اتكا به كشورهاي خارجي، قدرت دفاعي بزرگي را شكل داد. امروزه ايران يكي از ده كشور اول دنيا در بعد سياسي و دفاعي و امنيتي است. اگر دنيا حرفهاي حق ايران را گوش ميكرد و صدام را تنبيه ميكرد هيچگاه جنگ هشت سال طول نميكشيد و نفوذ ايران در سراسر منطقه گسترش نمييافت و ايران به قدرت دفاعي اول منطقه تبديل نميشد.
بيداري سوم:
در طي بيست سال اخير ملت ايران و دولتهاي آن با هدف رونق اقتصادي در داخل به تلاشهايي دست زدند و در خارج به تعامل با اقتصاد جهاني و مخصوصا اقتصاد غرب پرداختند؛ وعدههاي ارتباط با غرب و پيروي كردن از الگوهاي اقتصادي آنها و ورود فناوري غربي و پيوستن به سازمان تجارت جهاني را از گروههاي مختلف شنيدند و به آنها گوش دادند ولي به نتيجهاي نرسيدند. غربيها مشي اعتدالي ايران را با درشتگويي پاسخ دادند. توقف فعاليتهاي هستهاي را قدر نشناختند و نهايتا زيادهخواهيهاي غرب و تكبر و غرور آنها به اعمال تحريمهاي اقتصادي ناجوانمردانهاي عليه ملت ايران در سال 1389 منجر شد. آمريكا و اروپا براي سالهاي آتي نيز درصددند كه به فشارهاي خود عليه ملت ايران ادامه دهند.
در چنين شرايطي خرج دوم موشك ملت ايران بايد روشن شود و با انرژي پرواز نه تنها تحريمها را خنثي كند بلكه از آنها فرصتي تاريخي بسازد و براي بار سوم در سه دهه اخير آنها را متوجه عظمت روح و فضايل خود بگرداند. در چنين شرايطي ضرورت جهاد اقتصادي بيش از پيش احساس ميشود كه در اين مكتوب توضيح و تشريح ميشود.


