ای کاش همه جا دوربین مخفی بود
مردي كيف پولش را در ايستگاه اتوبوس جا ميگذارد. جواني كه آنجا نشسته كيف پول را ميبيند. آن جوان به قول امروزيها كيف را «دو دره» ميكند و صاحب كيف را ميپيچاند! كيف پول را آرام آرام به طرف خودش ميكشاند و در چشم بههمزدني از صحنه فرار ميكند.
اما اين تمام ماجرا نيست. گزارشگر برنامه برداشت آزاد با تصويربردار دوربين مخفي به سراغ جوان سارق ميروند و او را سوالپيچ ميكنند.
جوان از خودش دفاع ميكند و اتهام سرقت را نميپذيرد؛ اما تمام كساني كه به لطف دوربين مخفي شاهد و ناظر اين عمل مجرمانه بودهاند، ميدانند كه جوان مرتكب فعل سرقت شده است.
البته برخي ديگر از مسافران اتوبوس از اين آزمون سربلند درميآيند. آنها كيف را برميدارند و دنبال صاحبش ميگردند و....
دوربين مخفي در هر دو بار به دنبال اين سوال پيچيده ميگردد كه اين مصاحبهشوندگان تا چه ميزان به اصول اخلاقي پايبند هستند. اتفاقا در هر دو بار هم موفق ميشود. آنهايي كه به كيف پول چشم طمع دوختهاند قهرمانهاي نقش منفي اين داستاناند.
بيننده با ديدن آنها به ياد ضربالمثل لقمان حكيم ميافتد و سعي ميكند ادب را از بيادبان بياموزد. آدمهاي درستكار هم از انگيزه امانتداريشان ميگويند و ياد ميدهند كه چطور ميشود در اين جور موقعيتها، وسوسه گناه را از خود دور كرد. به اين ترتيب دوربين مخفي بدل به ابزاري ميشود كه تصاويرش بشدت رويكرد اخلاقي و معنوي دارد.
اين دوربين انسانها را بر سر يك دوراهي قرار ميدهد و از آنها ميخواهد خود واقعيشان را نشان دهند. معمولا با شنيدن نام برنامههاي موسوم به دوربين مخفي، ياد تصاوير كميك و خندهآور ميافتيم.
اما قرار نيست دوربينهاي مخفي هميشه ما را بخندانند. بعضي وقتها با ديدن اين دوربينها مجبور ميشويم به فكر فرو برويم. بايد به اين نكته فكر كنيم كه چرا در كتاب خدا از روز قيامت با عنوان يوم تبلي السرائر (روز آشكار شدن رازهاي نهان) ياد شده است.
مطمئن باشيد آن جوان اگر ميدانست دوربين مخفي او را ميبيند، هرگز دست به كيف نميزد. مساله اصلي اين است كه خيليهايمان آدمهاي فراموشكاري هستيم. اگر حضور يك دوربين مخفي بزرگ را در جهان هستي باور ميكرديم، قطعا رفتارهايمان با آن چيزي كه امروز هست خيلي فرق ميكرد.


