صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اوستياي‌جنوبي و قفقاز، بستري‌مناسب براي هژموني منطقه‌اي ايران

تشويق غرب به عضويت گرجستان و آذربايجان در ناتو و استقرار سپر موشكي در منطقه به همان نسبت كه براي روسيه هشداردهنده است، براي ايران نيز تهديدي جدي خواهد بود. در اين ميان، ايجاد پايگاه‌هاي نظامي در اين دو كشور و خط لوله باكو ـ تفليس ـ جيحان نيز سياستي بوده كه در راستاي انزواي هرچه بيشتر ايران و روسيه به كار گرفته شده است.
کد خبر: ۱۶۰۰۰
| |
13865 بازدید
|
۳

درگيري‌هاي چند روز گذشته در منطقه اوستياي جنوبي، بار ديگر منطقه قفقاز را به کانون توجه رسانه‌هاي جهان تبديل کرد. حمله نظامي شبانه هشتم آگوست 2008 ارتش گرجستان به «تسخينوالي»، پايتخت اوستياي جنوبي و اشغال آن، واکنش شديد نظامي روسيه را در بر داشته و شعله‌ور شدن جنگ تمام‌عيار روسيه با گرجستان، قدرت‌هاي منطقه و فرامنطقه‌اي را به موضعگيري و واکنش‌هاي متفاوتي برانگيخته است.
در اين ميان، نگاهي به موقعيت ژئوپلتيک اوستياي جنوبي و گرجستان و پتانسيل‌هاي مستقيم و غير مستقيم تأثيرگذار بر منافع ملي ايران، از اهميت بسزايي برخوردار است.

موقعيت گرجستان در قفقاز
گرجستان با مساحت 69.5 هزار کيلومتر مربع و جمعيت بالغ بر 4.693.000 نفر، يکي از سه کشور قفقاز است که از ديرباز تاريخ، همواره در قلمرو حکومت ايران قرار داشته است. اين کشور از سيزده شهر تشکيل شده که مهمترين آنها «تفليس» (پايتخت)، «باتومي» و «سوخومي» هستند. گرجستان از شمال با روسيه، از شرق با آذربايجان از جنوب با ارمنستان، از جنوب غرب با ترکيه و از غرب با درياي سياه هم‌مرز است.

بخش شرقي گرجستان از هزاره‌هاي گذشته با نام «ايبريا» همواره بخشي از ايران و بخش غربي آن با نام «اگريس»، همواره صحنه درگيري‌هاي دو قدرت مهم آن روز، يعني ايران و امپراتوري بيزانس بوده است. اين منطقه بعدها در تاريخ بارها مورد تاخت و تاز قدرت‌هاي بيگانه از جمله عثماني‌ها و روس‌ها قرار گرفت تا اين‌که پيمان‌نامه ننگين «گلستان» در سال 1812 قرن‌ها پيوند ملت ايران با مردم قفقاز را از هم گسست.

پس از اشغال گرجستان توسط روسيه تزاري، همه سرزمين‌هاي ايراني قفقاز با نام preside sky با سرزمين پارس‌ها شناخته مي‌شد تا اين‌که پس از انقلاب بلشويکي 1917 و به ويژه از سال 1924 ميلادي به بعد، نظام کمونيستي حاکم بر شوروي، تصميم به ترسيم مرزهاي جغرافيايي مناطق گوناگون شوروي بر پايه سياست جداسازي قومي گرفت. بر اين مبنا، در مناطق گوناگون، به ويژه آسياي ميانه و قفقاز، ترکيب‌هاي گوناگون تنش‌زا بر پايه سياست‌هاي تفوق سياسي نظام کمونيستي شکل گرفت که از آن جمله مي‌توان به الحاق مناطق تاجيک‌نشين و فارسي‌زبان سمرقند و بخارا به ازبکستان اشاره کرد.

در منطقه قفقاز هم سياست مشابه، بسياري از قوميت‌ها را در سال‌ها بعد درگير منازعات قومي كرد که از آن جمله مي‌توان به منطقه قره باغ اشاره کرد از ديگر سو، منطقه نخجوان که ميان ارمنستان و ايران واقع شده و مرز مشترکي با جمهوري آذربايجان ندارد، در قالب بخشي از جمهوري اران و شروان رسميت يافت.

اقوام ساكن منطقه اوستيا و آلانياي قفقاز كه در تاريخ از ريشه‌اي ايراني برخوردار بوده‌اند و هنوز هم به زبان «آسي» كه بسيار نزديك به زبان فارسي است، تكلم مي‌كنند و خود را همواره وارث تمدن ايراني مي‌دانند، در نظام شوروي به دو بخش تقسيم شدند كه بخش شمالي اوستيا در قالب فدراسيون روسيه و بخش جنوبي به عنوان بخشي از جمهوري سوسياليستي گرجستان واقع شد.

پس از تغيير و تحولات سياسي و فروپاشي نظام كمونيستي شوروي و استقلال جمهوري‌هاي پانزده‌گانه از جمله گرجستان تقسيم‌بندي منطقه‌اي نژادي گذشته، سبب برافروختن تنش‌‌هاي فروخفته قومي نژادي شد كه بر اين اساس منطقه قفقاز درگير جنگ‌هاي آذربايجان و ارمنستان بر سر قره‌باغ و نيز جنگ‌هاي آزادي‌خواهانه اوستياي جنوبي و آبخازيا و آجاريا با حكومت مركزي گرجستان شد. در اين ميان، منطقه اوستياي جنوبي كه تا سال 1991 به عنوان يك حكومت خودمختار در جمهوري گرجستان رسميت داشت، پس از اعلام حكومت تفليس مبني بر لغو اين خودمختاري در 28 نوامبر 1991 اعلام استقلال كرد و از آن هنگام تاكنون اختيار اين منطقه از دست گرجستان بيرون رفته و نيروهاي صلحبان، روسيه مسئوليت حفظ آرامش و كنترل مرزهاي اوستياي جنوبي را بر عهده داشته‌اند. بنا بر برآوردهاي سال 2000، جمعيت اوستياي جنوبي، واقع در شمال گرجستان هفتاد هزار نفر بوده است كه نيمي از مردم آن در پايتخت اين منطقه با نام «تسخينوالي» زندگي مي‌كنند.

روابط گرجستان با غرب و اسرائيل
حكومت كنوني حاكم بر گرجستان با حمايت كامل غرب و به ويژه آ‌مريكا پديد آمده است، به گونه‌اي كه از آغاز شكل‌گيري آن، روابط تنگاتنگ با غرب و اسرائيل به عنوان خط‌مشي اصلي سرلوحه تمام برنامه‌هاي اين دولت قرار گرفته است. ارتباطات پنهان و آشكار دولت «سااكاشويلي»، رئيس‌جمهور گرجستان با اسرائيل و معاملات كلان دو طرفه، بارها در رسانه‌هاي بين‌المللي بازتاب داشته كه به بخشي از آنها اشاره مي‌شود.

بسياري از رجال سياسي گرجستان كه بيشتر آنها به فصاحت بر زبان عبري مسلط هستند، ارتباطات مستحكمي با اسرائيل داشته‌اند كه از آن جمله مي‌توان به «ديويد كزرا شويلي»، وزير جنگ و شخص دوم حكومت گرجستان اشاره كرد كه از سال 1993 نزد مادربزرگ خود در اسرائيل بوده و پس از تحصيل به گرجستان بازگشته و در شكل‌گيري حكومت كنوني گرجستان نقش مهمي داشته است.

وزير ديگر گرجستان با نام «تيمور يعقوبو شيولي» نيز پيش از رسيدن به منصب وزارت در رژيم اسرائيل زندگي مي‌كرد. اين رژيم سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگي نيز در گرجستان به انجام رسانده است كه از آن جمله مي‌توان به قرارداد سه ميليون دلاري شركت نفتي «لابيدوف» رژيم اسرائيل براي توسعه مناطق نفتي گرجستان اشاره كرد. همچنين ميلياردر صهيونيستي با نام «ايال لوفر» نيز 78 ميليون دلار براي توسعه پايتخت گرجستان هزينه كرده است. «افرايم عوز»، ديگر تاجر اين رژيم نيز به عنوان سرمايه‌گذاري گرجي‌تبار، ساخت هزار واحد مسكوني را در تفليس آغاز كرده و پنجاه ميليون دلار سرمايه شركت سرمايه‌گذاري «شلغار» را از اسرائيل به گرجستان آورده است.

از سوي ديگر، حمايت‌هاي حكومت تفليس از برنامه‌هاي ضدايراني اسرائيل و آمريكا در منطقه با اعزام دو هزار سرباز به عراق براي ياري حكومت آمريكا در اشغال عراق شكل نويني پيدا كرد، به گونه‌اي كه گرجستان به سومين اشغالگر عراق پس از آمريكا و انگليس تبديل شده است.

چراغ سبز گرجستان براي گسترش «ناتو» به قفقاز سبب توجه ويژه آمريكا به بهره‌گيري از امكانات گرجستان براي منافع ملي خود شده كه بر همين اساس، هم‌اكنون 150 نظامي آمريكايي مستقر در گرجستان آموزش سربازان گرجي و تجهيز ارتش آن را بر عهده دارند.

همين اعتمادسازي دوسويه موجب گذر پروژه انتقال نفت و گاز درياي خزر به غرب با عنوان خط باكو ـ جيحان از خاك گرجستان شده است تا منافع غرب براي مقابله با ايران و روسيه برآورده شود.

سخن آخر آن‌كه، اوضاع منطقه قفقاز به گونه‌اي است كه منافع ملي كشورهاي منطقه به ويژه ايران و روسيه مستقيم را تحت تأثير قرار خواهد داد، چراكه نزديكي هرچه بيشتر كشورهايي چون گرجستان و آذربايجان (همان اران و شروان تاريخي) با غرب، جاي پاي قدرت‌هاي بيگانه را در منطقه تقويت خواهد كرد. تشويق غرب به عضويت گرجستان و آذربايجان در ناتو و استقرار سپر موشكي در منطقه به همان نسبت كه براي روسيه هشداردهنده است، براي ايران نيز تهديدي جدي خواهد بود. در اين ميان، ايجاد پايگاه‌هاي نظامي در اين دو كشور و خط لوله باكو ـ تفليس ـ جيحان نيز سياستي بوده كه در راستاي انزواي هرچه بيشتر ايران و روسيه به كار گرفته شده است. بنابراين، به رغم كند شدن روند ايجاد سپر موشكي غرب در منطقه با به‌كارگيري قدرت نظامي روسيه در اوستياي جنوبي، اعمال هژموني قدرت منطقه‌اي فعال از سوي ايران نيز ابزار مناسبي است كه با حمايت‌هاي معنوي و مادي از هم‌تباران ايراني ما در منطقه مي‌تواند به كار گرفته شود. توجه به اين‌كه ريشه‌هاي هويتي مردم اوستياي شمالي و جنوبي و آلانيا در گرجستان و تالش‌هاي منطقه تالشان جمهوري آذربايجان، ايراني است و آنها به داشتن هويت فرهنگي ايراني و زبان پارسي افتخار مي‌كنند، بستري مناسب است كه متأسفانه تاكنون توجه كافي به آن نشده است؛ بنابراين شايسته است كه حمايت و پشتيباني همه‌جانبه فرهنگي و مادي از اين اقوام و حتي كردهاي ايراني‌تبار عراق از سوي ايران به طور جدي شود، چراكه دوام و بقاي قدرتمند اين اقوام در منطقه، علاوه بر تقويت هژموني منطقه‌اي ايران و تعادل قدرت با روسيه، مي‌تواند به عنوان ابزاري براي پيشگيري از هرگونه تهديد نسبت به امنيت ملي و تماميت ارضي ايران در موقع مقتضي به كار آيد.

دکتر مير مهرداد ميرسنجري

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۲ - ۱۳۸۷/۰۵/۳۰
درست حرف دل بنده است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۲۰ - ۱۳۸۷/۰۵/۳۱
مقاله بسیار جالب و تکان دهنده بود
تکان دهنده از این بابت که متاسفانه ما در این چند هفته اخیر هیچ حرکت دیپلماتیک فعالی از ایران در خصوص گرجستان مشاهده نکردیم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۱۴ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۱
با تشکر از مقاله شما
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟